دانلود پایان نامه درمورد آداب و رسوم، افراد سالمند، اوقات فراغت، ارتکاب جرم

دانلود پایان نامه ارشد

بورژوازدگي است.
اگر مردم ضمن تماشاي تئاتري سخويه آميز و پرطنزعاميانه (فولکولوريک )، از ديدن نوع نحوه زندگاني خود در گذشته يعني مشاهده بعضي مناظر ( ريشخند شده ) حيات و معاش قديم به روي صحنه يا تلويزيون مي خندند، از اين روست که حس مي کنند آن نوع زندگاني و نحوه معيشت محکوم به فنا و در شرف نابودي است، ضمناً اين گونه تئاتر بيش تر در شهرها محبوب است و تحقيق درباره کاربرد لهجه هاي مختلف محلي در اين تئاتر که باعث خنده و تفريح مي شود، نشان مي دهد که هر کس از شنيدن گويشي که کمتر با آن مانوس و آشناست مي خندد!
امروزه توسعه يابي در زمينه فرهنگ شناختي و دريافت ساخت فرهنگي در زندگر روزانه و در هر لحظه، از معيشات روزمره است. فرهنگ مجموعه کوشش هاي آدمي است، پشت اندر پشت، براي تعالي انسان؛ و از اين رو وسيله اي نيست براي گذراندن اوقات فراغت به نحوي خوش و راه گريزي از زندگي روزانه با همه ملال ها و سختي هاي آن؛ بلکه فرهنگ نحوه ارتباط انسان با زندگي و مرگ است. يعني مجموعه روابط انسان با جهان، محيط زيست، طبيعت، ماوراء طبيعت، اجتماع، خانواده، هنر، علم، زيبايي و سرانجام خويشتن خويش است. پس امروزه بايد فرهنگ را از محدوده و تنگنايي که در آن اسيرمانده رهانيد تا بال و پر بگشايد و به پرواز درآيد و خلاصه کلام کوشيد تا شارمندي با مدنيت فرهنگي حقيقي، با تعهد ملي پديد آيد.

2-1-12. آموزش و فرهنگ
فرهنگ از جايي آغاز مي شود که آموزش در کار مي آيد و موجود فرهنگي، موجودي است که کارکرد سيستم هاي بنيادي زيستي اش نيز پيرو فرهنگ مي شود. يعني در قالبي از ارزش ها و هنجارها قرار مي گيرد. براي آنکه آموزش در ميان باشد، نخستين شرط با هم بودن موجودات فرهنگ زي است، يعني وجود جامعه و روابط اجتماعي و وسايل ارتباطي در درون آن. بنابراين براي فرهنگ مند شدن به معناي عالي کلمه، يعني فرهيخته شدن، نهادهاي آموزشي مي بايد پديد آيند که آدميان را به ساحت عالي تر فرهنگ و زندگاني فرهنگي بالا برند.
البته از نظر علمي هنوز نمي توان تعيين کرد که چه اندازه از فرهنگ مي تواند از سازه هاي زيستي يا ژنتيک متاثر باشد. ولي به هر حال، عامل اصلي پديدار شدن و ماندگار شدن فرهنگ، “آموزش” است و اساسي ترين عامل درآموزش نير “زبان” است که کل نظام ارزشي و هنجاري و رفتاري و ذهنيت انساني را از نسلي به نسل ديگر مي رساند.
در گروه تعاريف هنجاري مربوط به فرهنگ، “بيدني” و نيز “گي روشه”، به عنصر فراگيري در فرهنگ اشاره مي کنند. با توجه به آن تعاريف و مطالب ذکر شده، مي توان تعريفي از فرهنگ ارائه داد: فرهنگ فراگيرنده هر آن چيزي است که از راه آموزش، به گسترده ترين معناي کلمه، از راه جمع به فرد انساني مي رسد. از آداب و رفتار و هنجارها و ارزش ها گرفته تا باورهاي ديني و دانش عملي و فنون، و هر آنچه از نظر مادي و معنوي در ساختار زندگي انساني حضور و کارکرد دارد. محيط آموزشي در برابر فرهنگ وظايفي دارد که در ادامه به شرح آن ها پرداخته مي شود. اين سه وظيفه، وظايف عمده و اصلي محيط آموزشي است:

2-1-12-1. انتقال فرهنگ:
محيط آموزشي تنها نقش انتقال دهنده فرهنگ را به عهده ندارد، بلکه تفسير و ترجمه فرهنگ جامعه، جز وظايف اصلي محيط آموزشي است. تغييرات زندگي اجتماعي و تاثير آن در کليه شئون زندگي، افراد را از فرهنگ گذشته و ميراث فرهنگي دور مي سازد و اين امر تضادي بين افکار و نظرات و احساس و عقيده هاي جوانان و افراد سالمند به وجود مي آورد که تا اندازه اي وحدت جامعه را متزلزل مي کند و ادامه حيات اجتماعي مردم يک جامعه را مختل مي سازد. محيط آموزشي براي جلوگيري از تضاد فکري و عقيدتي و حفظ وحدت جامعه و ادامه زندگي اجتماعي بايد به افراد و خصوصا جوانان کمک کند تا ارزش هاي فرهنگي اجتماعي را که عميق ترين و مهم ترين عنصر فرهنگ اند، بهتر بشناسند و اهميت آن ها را درک کنند.

2-1-12-2. ارزش سنجي ميراث فرهنگي و فرهنگ گذشته:
بدون شک تمام آنچه از گذشته يک ملت باقي مانده است، براي زندگي امروز و آينده مفيد نيست؛ زيرا شرايط زندگي امروز را به طور عملي مورد انتقاد قرار مي دهند و باعث مي شوند که صاحب قدرت تشخيص جنبه هاي خوب و بد ميراث فرهنگي با ميزان علمي گردند؛ تا آنچه براي زندگي امروز آن ها مفيد است حفظ کنند و آنچه بي فايده است ترک گويند.
اين مساله با توجه به تغيير دائمي فرهنگ جامعه و آداب و رسوم و سنت ها و ارزش ها بيش از پيش داراي اهميت است.

2-1-12-3. توسعه و پيشرفت فرهنگي:
در جوامعي که وظيفه آموزش تنها انتقال فرهنگ است، حالت رکود و توقف مشاهده مي شود و حتي ممکن است به حالتي منجر شود که اين ميراث ارزش خود را در اجتماع از دست بدهند و جامعه به سوي نابودي هدايت شود.
بنابراين بايد به توسعه و پيشرفت فرهنگ هم اهميت داد و نسل امروز را ياري کرد تا متناسب با مقتضيات زندگي در زمان حاضر، افکار و نظرات تازه خلق کنند و جامعه را به سوي ترقي و تعالي سوق دهند.

2-2. مشکلات اجتماعي
مفاهيمي همچون “جرم”، “انحراف اجتماعي”، “آسيب اجتماعي” و “معضل يا مشکل اجتماعي”، هر يک سطوح متفاوتي از بروز بي نظمي و نابساماني اجتماعي را توضيح مي دهند. (جيمز و ويليام، 1992).
نظم اجتماعي به معناي اطاعت تمامي اعضاي يک جامعه از هنجارها، ارزش ها و قوانيني است که اساس قوام جامعه را تشکيل مي دهند. به اين قرار اين اصطلاح را مي توان به منظور مشخص ساختن مجموع نهادهاي اجتماعي از اين نظر که در جهت عملکرد مطلوب حيات اجتماعي و مناسبات اجتماعي به خوبي تنظيم شده است، به کار برد. علاوه بر اين مفهو نظم اجتماعي مي تواند به طور مستقيم، هماهنگي، تعادل و انسجام روابط اجتماعي را برساند که مجموع افراد جامعه را از طريق فعل و انفعال سازوکارهاي اقتصادي و سياسي، به سوي زندگي مشترک جلب کنند و خواست گذران حيات را در جمع پديد آورند.
انواع جرايم يا به تعبير ديگر رفتارهاي آنوميک در هر جامعه اي به عنوان آفات نظم و امنيت اجتماعي تلقي مي شوند. در جديدترين طبقه بندي ارائه شده (1997) کلينارد و ميير12 پس از ارائه طبقه بندي و نمونه شناسي از رفتارهاي آنوميک ( جرايم، انحرافات و مسائل اجتماعي ) به تميز قاطع ميان آنها مي پردازد.
در باب بزه ها، جرايم و انحرافات اجتماعي، آنان با قرار دادن جرايم و انحرافات در سه طبقه کلي جرايم بر عليه اشخاص13، جرايم بر عليه اموال14 و جرايم سياسي15 به موارد مختلف جرايم و انحرافات در هر يک از طبقات سه گانه اقدام مي کنند:
1- جرايم شخصي و بر عليه اشخاص
2- جرايم بر عليه اموال
3- جرايم سياسي
بنابراين انحراف به هر رفتار يا ويژگي هاي رفتاري که با نظام و ارزش ها و هنجارهاي مقبول و مورد انتظار جامعه مغايرت داشته باشد و از سوي تعداد کثيري از مردم رفتاري منفي يا مذموم ارزيابي گردد، اطلاق مي شود (محسني تبريزي،1383: 33-31). اشکال متفاوتي براي نظم اجتماعي، آسايش خاطر و امنيت اجتماعي وجود دارد که تمامي آنها به عنوان اهداف آرماني جوامع مطرح هستند و امنيت و آسايش خاطر فردي، امنيت و آسايش خاطر خانوادگي، امنيت و آسايش خاطر محيطي و … از آن جمله هستند. ولي همه اين اشکال با پيدايش آنومي و جرايم تهديد و تضعيف خواهند شد. عوامل موثر در پيدايش اين شرايط را مي توان در سطوح مختلف محيطي ( جامعه، شهر و مکان ) مورد بررسي قرار دارد (جي.بادي16،2000 : 16)
همچنين، دلايل وقوع آنومي و بالاخص جرم؛ بسيار زياد و پيچيده اند. به طور خلاصه يک جرم زماني به وقوع مي پيوندد که وجود يک انگيزه تحريک آميز و يک مجرم داراي زمينه قبلي، زمينه وقوع جرم را فراهم نمايد. زمينه وقوع، در واقع در بردارنده يک هدف متناسب در يک زمان و محيط دلخواه است، در غياب افرادي که مم کاست از جرم جلوگيري کنند و در حضور افرادي که وقوع جرم را تسهيل مي کنند. به مجموعه اين شرايط پيوستگي فرصت ارتکاب جرم گفته مي شود (ال.ديويس17،2000 : 10).
2-3. آنومي و جرم
بي نظمي، ناامني و جرايم از انواع عمده اختلال اجتماعي18 و اختلال هنجاري19 اند. منظور از اختلال هنجاري تقريبا همان چيزي است که دورکيم آن را آنومي اجتماعي20 مي نامد. به عبارت ديگر اميل دورکيم جامعه شناس فرانسوي مفهوم ” آنومي ” را با کتاب تقسيم کار اجتماعي در سال 1893 معرفي نمود. او اين اصطلاح را براي شرايطي که در آن بي هنجاري در اجتماع به وجود مي آيد و بي هنجاري اي که به عنوان آنترويي و افت نظم و امنيت اجتماعي جامعه عمل مي نمايد به کار مي برد.21
مفهوم آنومي به مراتب وسيع تر از مفهوم جرم است، ولي همه اجزا و عناصر آن زمينه ساز و فراهم کننده جرم تلقي شده است و مي بايست در مطالعات پيشگيري از جرم به آن توجه شود. در واقع آنومي، به معني بي هنجاري، بي قانوني، بي نظمي، نابساماني و آشفتگي اجتماعي است و طيف آن از عدم رعايت قوانين تا دزدي و قتل و ديگر ناهنجاري ها مي رسد.
به طور کلي صاحب نظران در نقش قاطع عوامل جامعه شناختي در بروز اين پديده ها اتفاق نظر دارند. به عنوان مثال، دکتر لاکاساني22 استاد پزشک قانوني ليون به عنوان يک ديدگاه جامعه شناسانه اين نظر را مطرح مي کند که ” هر جامعه داراي بزهکاراني است که شايسته آن است “. (نجفي ابرندآبادي، 1377 : 5)
ما در اين مطالعه دسته بندي کلي تري جهت تحت پوشش قرار دادن همه سطوح مطرح مي کنيم. از آنجا که در پيدايش آنومي مانند هر پديده ديگر در جامعه عوامل مختلف و متعددي تاثيرگذار هستند و اين عوامل مانند هر امر توسعه ستيز و يا توسعه مدار به چهار بعد يا پايه ” اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و محيطي ” قابل تجزيه است، بر اين اساس و با توجه به اهداف مطالعه حاضر، به منظور فراهم شدن امکان بررسي بهتر، عوامل موثر در پيدايش آنومي رادر جامعه به اين چهار پايه تجزيه مي کنيم:
1- عوامل اجتماعي موثر در پيدايش آنومي در جامعه
2- عوامل اقتصادي موثر در پيدايش آنومي در جامعه
3- عوامل فرهنگي موثر در پيدايش آنومي در جامعه
4- عوامل محيطي موثر در پيدايش آنومي در جامعه

به رغم اين تقسيم بندي قبل از هر چيز مي بايست به اين نکته نيز توجه نمود که مسائل و مشکلاتي از اين دست در جامعه همواره داراي سه خاصيت اساسي هستند:
1- از نظر رابطه علت و معلولي هميشه از يک سلسله علل وابسته به يکديگر وجود مي آيد. از اين رو براي يک نوع رفتار آنوميک نمي توان تنها يک علت را در نظر گرفت، بلکه علل متعددي دست به دست هم مي دهند، تا آن نوع رفتار زمينه بروز يابد. البته آن رفتار نابهنجار نيز به عنوان يک مشکل در جامعه، خود موجب مسائل تازه اي مي شود، به اين ترتيب سلسله به هم پيوسته و زنجيره اي از مسائل و مشکلات حاصل مي شود.
2- از آن جايي که هر نوع رفتار آنوميک به عنوان مسئله اي اجتماعي ظاهرا در يک زمان بروز مي يابد، افراد ممکن است تصور کنند اين مسئله در همان زمان به وجود آمده است؛ ولي اين نوع مسائل، نتيجه تجمع و رشد عوامل تشکيل دهنده آن مشکل است که قسمتي ازآن در زمان حال ظهور نموده است. به عبارت ديگر نتيجه تجمع و رشد عوامل تشکيل دنده آن در مدت طولاني است.
3- يکي ديگر از خصوصيات اين نوع از مسائل جامعه، مخفي بودن قسمت اعظم آن است. افراد جامعه معمولا تنها بخشي از آن را متوجه مي شوند که به چشم مي آيد، يعني بخشي که شامل معلول ها مي شود، نه علت ها و عوامل موثر. (محسني تبريزي، 1383 : 37)

2-3-1- عوامل اجتماعي موثر در پيدايش آنومي
در گذشته به علت ثبات زندگي اجتماعي و اشتراک شديد افراد در آداب و رسوم، عرف و سنت اين امر مانع بزرگي براي رفتار مجرمانه (آنومي) محسوب مي شد وجرايم مسئله اجتماعي مهمي به حساب نمي آمدند؛ ولي با توسعه تمدن و صنعتي شدن جوامع و پيدايش شهرهاي بزرگ و تراکم جمعيت، آداب و رسوم اجتماعي و قوانين اخلاقي قدرت ديرين خود را از دست دادند. تناقضات اجتماعي، تضادها و محروميت ها، منجر به بروز انحرافاتي در جامعه شدند. به طور کلي عدم توانايي افراد، خانواده ها و گروه ها براي تطبيق با محيط اجتماعي منجر به رفتار بزهکارانه مي گردد (حيدريان، 1374 : 193). لاکاساني صاحب نظر فرانسوي، در اين خصوص آموزه محيط اجتماعي را مطرح مي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اقتصاد ایران، اقتصاد کشور، ایران و چین، منابع مالی Next Entries دانلود پایان نامه درمورد ارتکاب جرم، صاحب نظران، منابع محدود، علم اقتصاد