دانلود پایان نامه درباره گرایش استراتژیک، بازارگرایی، بوم شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

ررسی قرار داد، با طرح این سوال که در سیستم کسب و کار خانوادگی آیا کسب و کار در الویت قرار دارد یا خانواده (دیستلبرگ و سورنسون، 2009).
بر فرض مثال اگر در یک کسب و کار خانوادگی، دادن پاداش و ترفیع فقط بر اساس عملکرد و فعالیت کارکنان باشد، چنین کسب و کاری، اهداف سیستم کسب و کار را در الویت بیشتری قرار داده است و اگر به اعضای خانواده پاداش و ترفیع بیشتری نسبت به سایر کارکنان اختصاص دهد نشان می دهد ارزش های سیستم خانواده ارجحیت بیشتری دارد (پترسون و دیستلبرگ، 2011).
پترسون و دیستلبرگ (2011) برای گرایش ارزشی یک کسب و کار خانوادگی (طیف) پیوستاری را در نظر گرفته اند که یک سر انتهایی این پیوستار کسب و کاری که اهدافش تنها بر مبنای اهداف سیستم کسب و کار می باشد و سر انتهایی دیگر کسب و کاری که اهدافش تنها بر مبنای اهداف سیستم خانواده شکل گرفته است می باشد.
فاصله بین این دو نقظه طیفی از انواع مختلفی از کسب و کارهای خانوادگی با گرایشات ارزشی مرکب از اهداف سیستم کسب و کار و سیستم خانواده قرار گرفته اند که بعضی از آنها به الویت دادن اهداف سیستم کسب و کار و برخی به اهداف سیستم خانواده گرایش بیشتری دارند (پترسون و دیستلبرگ، 2011).
همانطور که در قسمت توضیح تعاریف کسب و کار خانوادگی بیان شد یک کسب و کار خانوادگی، در سطح گروه، شامل سیستم های به هم پیوسته می باشد (سیستم خانواده، سیستم کسب و کار و سیستم مالکیت) که هریک از این سیستم ها ارزش های مربوط به خودش را دارا می باشند (بابولز و سانتگ، 1993؛ داویس و استرن85، 1996؛ گرسیک و همکاران86، 1997)، می توان از ارزش های سیستم خانواده، رشد و توسعه پایدار این سیستم را مثال زد که برای سیستم کسب و کار رشد و بقای آن می باشد.
چالشی که برای کسب و کارهای خانوادگی وجود دارد این است که به چه صورت ارزش های سیستم مالکیت، خانواده و کسب و کار را ترکیب کنند که نتیجه اش، ارزش های آن کسب و کار خانوادگی باشد. در واقع ارزش های کسب و کار خانوادگی باید بتواند ارزش های سیستم مالکیت، خانواده و کسب و کار را در کنار هم به نمایش بگذارد (دیستلبرگ و سورنسون، 2009).
یکی از خطوط پژوهشی که در مورد بررسی ارزش ها در کسب و کارهای خانوادگی کمک کننده می باشد، پژوهش های نظریه نمایندگی87 می باشد. نگرانی اولیه این دسته از پژوهش ها این است که مکانیزمی را بیابند که بتوان ارزش های فردی و ارزش های جمعی را متحد کرد. در واقع افراد تمایل پیدا کنند که ارزش های فردی خود را در جهت بهبود ارزش های جمعی تعدیل کنند (گومز88 و همکاران، 2002؛ شولز89 و همکاران، 2001).
دسته دیگر پژوهش ها، که نظریات منبع محور نام گرفته اند، به سمت رسیدن به درک گسترده ای از ارزش های ذاتی کسب و کار های خانوادگی سوق دارد. به طور خاص ارزش ها را مورد هدف قرار نداده است و بیان می کند که تصمیم گیری راجع به تأمین و شیوه بکارگیری منابع برای رسیدن به اهداف تحت تأثیر ارزش های درونی سیستم هستند (بابولز و سانتگ، 1993).
نتایج این گروه پژوهش ها نشان داده است که چرخه به کارگیری منابع در سیستم های کسب و کارهای خانوادگی به ندرت منصفانه می باشند و عموما اهداف یکی از دو سیستم کسب و کار یا خانواده را در الویت قرار می دهند (گومز و همکاران، 2002؛ هاینس90 و همکاران،2007؛ شولز و همکاران،2001).
برخی از پژوهشگران این پدیده را با عنوان ” دوگانگی روابط اقتصادی و خانوادگی” نامگذاری کرده اند (مازاگاتو91 و همکاران، 2007) که مغایرت ها و اختلافات کسب و کارهای خانوادگی در سطح سیستمی نشأت گرفته از ترجیح اهداف کسب و کار یا خانواده یا اهداف کسب و کار خانوادگی که اهداف هم خانواده و هم کسب و کار را با هم در نظر می گیرد.
نقطه تمایز نظریه بوم شناسی انسانی با نوع شناسی های دیگر در اینجاست که رشد کسب و کار خانوادگی را با سلامت آن برابر در نظر نمی گیرد و فرض می کند که گرایش ارزشی کسب و کار خانوادگی می تواند سطح درآمد و رشد کسب و کار را پیشبینی کند (پترسن و دیستلبرگ، 2011).
نظریه بوم شناسی انسانی همینطور با چنین بحثی که -کسب و کار های خانوادگی با الویت اهداف خانواده نمی توانند با سرعت کسب و کارهای خانوادگی با الویت اهداف کسب و کار رشد کنند زمانی که معیار رشد کسب و کار عملکرد آن است- مخالفت می کند.
این نظریه همینطور این مسأله که اهداف کسب و کار از اهداف خانواده برای کسب و کار خانوادگی بهتر می باشند را به چالش می کشد و بیان می کند که برای برخی از کسب و کارها همینطور است اما برای برخی چنین نمی باشد و همانطور که در تحقیقات مشاهده شده برخی کسب و کارها اهداف خانواده را به اهداف کسب و کار ترجیح داده و این را برای کسب و کارشان بهتر می دانند (دین92، 1992؛ وانگ93 و همکاران، 1992) در صورتی که ما فرض این که کسب و کار های خانوادگی مجموعه ای از سیستم های به هم پیوسته هستند که لازم و ملزوم یکدیگرند (وایت ساید و هرز براون94، 1991) را بپذیریم پس باید فرض این که کسب و کارهای خانوادگی می توانند بهتر عمل کنند در صورتی که اهداف کسب و کار در جهت حمایت از اهداف خانواده باشند را نیز پذیرا باشیم.
از نواقص ادبیات کسب و کار‌های خانوادگی میتوان به برابر در نظر گرفتن رسمی سازی کسب و کار با در الویت قرار دادن سیستم کسب و کار در یک کسب و کار خانوادگی اشاره کرد، پژوهشگران (بویل و همکاران95، 2010)، به این نتیجه رسیدند که متغیر رسمی سازی با عملکرد کسب و کار رابطه منفی دارد و به عبارت دیگر کسب و کار‌های خانوادگی که تمایل کمتری به رسمی کردن فعالیت ها دارند، عملکرد بالاتری خواهند داشت در حالی که منظر بوم شناسی انسانی با این فرض مخالف است (بابولز و سانتگ، 1993).
در واقع فرایندهای رسمی سازی کسب و کار با نحوه تخصیص و بکارگیری منابع در تناسب قرار دارد بنابرین می تواند با گرایش ارزشی کسب و کار هم در ارتباط باشد و کسب و کار خانوادگی که خانواده را در الویت قرار می دهدعملکرد بالاتری خواهد داشت. لوسیر و سانفیلد96(2004) پژوهشگرانی بودند که به این حوزه توجه زیادی نشان داده اند و رسمی سازی کسب و کار را با تشکیل جلسات و مجمع های خانوادگی با هدف مشارکت بیشتر اعضای خانواده در فعالیت کسب و کار برابر در نظر گرفته اند و فرض می کنند که هرچه رسمی سازی بیش‌تر باشد درآمد بالاتری را برای کسب و کار پیش‌بینی می‌کند.
8-1-2 گرایش استراتژیک
بخش عمده ای از مبانی نظری، گرایش استراتژیک را به عنوان مجموعه ای از رفتارها با هدف عملیاتی کردن استراتژی های شرکت می داند و مسئله ای حیاتی می باشد از آن جهت که می تواند تعیین‌کننده‌ موفقیت یا شکست یک سازمان باشد (هن97، 2012)
نوبل، سینها و کومار98(2002) گریش استراتژیک را به این صورت تعریف می‌‌‌کنند‌: اصول هدایت‌گر که بر بازاریابی شرکت و فعالیت های مربوط به استراتژی‌سازی تأثیر می‌گذارد. گرایش استراتژیک یک شرکت همواره انتخاب صریح از سوی مدیریت نمی‌باشد بلکه می‌تواند نتایج یادگیری سازمانی (مینتزبرگ99، 1989) و دیگر عوامل باشد (آرده100 و همکاران، 2013)
در مطالعات اخیر بازاریابی استراتژیک توجه خاصی به گرایش استراتژیک شده است و از آن به عنوان محرک مهم افزایش عملکرد در اقتصادهای در حال ظهور یاد شده است (ژو و لی101، 2007).
گرایش استراتژیک فعالیتی رقابتی است که یک سازمان در بازار به نمایش می گذارد (هوفر و شندل102، 1978) که اغلب در مرکز تصمیم‌گیری سازمانی قرار می‌‌گیرد.
گرایش استراتژیک برای مدیریت شرکت مفهوم خاصی دارد به این دلیل که می‌تواند عامل کنترل‌کننده عملیات سازمان در جهت توسعه عملکرد آن باشد (هن،2012).
گرایش استراتژیک بر این موضوع متمرکز است که شرکت ها در تقابل با محیط خارجی مثل مشتریان، رقبا و تغییرات تکنولوژی چه رفتاری باید داشته باشند (دی103، 1994؛ گتیگنون و خورب104،1997).
کارایی استراتژی های یک شرکت به تناسب بین انتخاب های استراتژیک مدیریت شرکت و پویایی های بازار وابسته می‌باشد (گینسبرگ و ونکاترامن105، 1985). بنابرین اثرگذاری گرایش استراتژیک متأثر از پویایی‌های بازار می باشد (دی و ونزلی106، 1988)).
ونکاترامن در مطالعات خود در خصوص شناسایی ابعاد کلیدی گرایش استراتژیک به مسائلی همچون حیطه، سطح مرتبه‌ای. مقاصد در برابر ادراکات اشاره می‌کند. وی برای مفهوم گرایش استراتژیک شش بعد را در نظر گرفته است که شاخص های عملیاتی آن؛ حالت تهاجمی، تحلیل، حالت دفاعی، آینده نگری، پیشتازی و ریسک پذیری می باشند (هن، 2012).
در سالهای اخیر محققان بازاریابی چندین جهت گیری استراتژیک را اثرگذار بر عملکرد و رشد کسب و کار معرفی کرده اند. اکثر مطالعات صورت گرفته تنها بر یکی از گرایشات استراتژیک تمرکز داشته اند. در این پژوهش، شش مورد از گرایشات استراتژیک مختلف به نام های گرایش به بازار، گرایش به نوآوری، گرایش به یادگیری، گرایش کارآفرینانه، گرایش به بازار و گرایش به برند (تامی لاکانن،2011)، با هم بررسی شده اند که منظر جامع تری از تاثیر این گرایشات بر رشد شرکت دارند.
1-8-1-2 گرایش به بازار
اگرچه مفهوم بازاریابی در زمان های گذشته و حال مطرح بود اما ارزش عملیاتی آن بسیار محدود است زیرا مفهوم بازاریابی به عنوان فلسفه حاکم بر سازمان است که به سختی می تواند برای مدیریت مفید واقع شود در این صورت نیاز به عملیاتی ساختن آن حس شد. این مسأله تا ظهور بازارگرایی ادامه داشت تا اینکه بازارگرایی راهنمای عملیاتی سازی مفهوم بازاریابی قرار گرفت و از آن برای بهبود عملکرد کسب و کار، استفاده شد (قره چه و کریمی علویجه،1392)
مفهوم بازار‌گرایی که در مواقعی با مفهوم مشتری‌گرایی برابر گرفته شده است یک مفهوم کلاسیک در حوزه بازار یابی می باشد (دیشپاند، فارلی و وبستر107، 1993؛ شاپیرو108، 1988). کوهلی و جاورسکی (1990)، نارور و اسلاتر109(1990) و دراکر110(1954)، اولین پژوهشگرانی بودند که به ارائه تعریف، ساختار و بنیان نظری برای بازار‌‌گرایی پرداخته اند و در جهت توسعه ابزار اندازه گیری و تجزیه و تحلیل عوامل و اثرات آن بر عملکرد تلاش کرده اند.
در حالی که به مفهوم بازار‌گرایی توجه زیادی نشان داده شده است اما در رابطه با این‌که چطور سازمان‌ها می توانند گرایش به بازار بیش‌تری را ایجاد کنند و توسعه دهند پرداخته نشده است (آلتیندگ و زهیر، 2012).
بازارگرایی اساس بازاریابی می‌باشد و همینطور در حوزه های دیگر مثل مدیریت استراتژیک هم اهمیت زیادی پیدا کرده است. تحقبقات انجام گرفته در حوزه بازاریابی ویژگی‌های سازمان بازارگرا را مشخص کرده است (گبهارد111 وهمکاران،2006). در مطالعات مدیریتی پرداختن به مفهوم بازارگرایی به طور فزاینده از اهمیت بیش‌تری برخوردار خواهد شد (گبهارد112 وهمکاران،2006).
همانطوری که شاهد هستیم در بسیاری از بازار‌های جهانی تغییرات تکنولوژی با سرعت بالایی انجام می‌گیرد. در همچین شرایطی همه‌ی کسب و کار‌‌‌ها خصوصأ کسب و کار‌های خانوادگی به عنوان سازمانی پویا باید با این محیط متلاطم سازگار شوند.
کوهلی و جاوورسکی (1990) ادعا می کنند که دیدگاه بازارگرایی شامل:
1_ تولید هوشمندی بازار
2- انتشار تسهیم و به اشتراک گذاری این درک در میان بخش ها
3 و پاسخگویی به نیاز مشتریان می باشد.
شرکت هایی که واقعا بازار را درک می کنند و به شیوه ای به هنگام به نیاز های متغییر مشتری پاسخ می دهند، به عنوان شرکت های بازارگرا توصیف می شوند. بازارگرایی در تئوری بازاریابی به عنوان عملیاتی کردن مفهوم بازاریابی ریشه دارد و با یادگیری در مورد بازار به وسیله توسعه درک بازار و استفاده از آن برای تصمیمات و فعالیت های بازاریابی مرتبط است. بازارگرایی به پایه و رکن رفتارهای سازمانی با در نطر گرفتن شرکای کسب و کار (مشتریان، رقبا و وظایف داخلی) و همه کسانی که بر عملکرد سازمانی تاثیر دارند تبدیل می شود (قره چه، کریمی علویجه و اکبری نژاد،1392؛ به نقل از بیرچال و تاوستیگا113، 2005).
2-8-1-2 گرایش به نوآوری
شرکت‌هایی که گرایش به نوآوری دارند بر شایستگی‌های کلیدی در تخصیص منابع و تکنولوژی و استخدام

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره تولید ناخالص ملی، مزیت رقابتی، کارآفرینی Next Entries دانلود پایان نامه درباره یادگیری سازمانی، گرایش کارآفرینانه، مشتری گرایی