دانلود پایان نامه درباره کلانشهر تهران، مشارکت زنان، مفهوم فضا

دانلود پایان نامه ارشد

شهر و فضا شناخته شده است، با تحليل زندگي روزمره در فضاي شهري و به خصوص با معرفي مفهوم «حق به شهر» چهارچوب نظري مناسبي براي مطالعهي حقوق شهروندي ارائه داده است. نظريهي لوفور به دليل گسترهي مفاهيمي که در آن وجود دارد، در رشتههاي مختلف از جمله مطالعات برنامهريزي شهري و طراحي شهري و گاه حتي در مباحث علوم سياسي به خوبي مورد استفاده قرار گرفته است.8 اين در حالي است که، به اعتقاد نگارنده مباحث لوفور پيرامون فضا و شهر، ظرفيت اين را دارد که در رشتهي جامعهشناسي مورد استفاده قرار گيرد و با استفاده از رويکردهاي روششناختي اين رشته عملياتي شود.
مفهوم حق به شهر لوفور، كه شامل دو مولفهي اصلي اختصاص دادن9 شهر به خود (يا استفاده از شهر) و مشاركت10 در شهر مطرح ميشود، با ارائهي نقد ماركسيستي از نابرابري شهري، اين مساله را مطرح ميكند كه فضاي شهري اساسا در راستاي تحقق خواستههاي نظام سرمايهداري، طبقهي حاکم و بدون توجه به نيازهاي طبقات فرودست ساخته شده است. البته منظور لوفور از وجود چنين نابرابري يك فرايند خودآگاهانه در ساختن شهر نيست، بلكه او معتقد است كه عدم توجه به نيازهاي مصرفي اقشار شهري و مشاركت نكردن تمام قشرها در ساخته شدن شهر به ايجاد نابرابري در شهر و در نتيجه تحقق پيدا نكردن حق اوليهي برخي شهروندان نسبت به شهر انجاميده است.
تحليل لوفور از سلطه و سازوکارهاي طبقاتي در شهر در سطح كلان باقي نميماند. او با معرفي مفهوم پراكسيس11 و توليد فضا12 رويكردي را اتخاذ ميكند كه بيشتر به ماركسيسم انسانگرايانه و ماركس جوان نزديك است كه با رويكردي انسانگرايانه، از خودبيگانگي را برجستهترين مشكل در دنياي سرمايهداري ميپندارد (شيلدز13، 1999: 17).
بنابراين با توجه به اهميتي که فرد و ادراک او از فضا و کنشهاي فضايي در نظريهي لوفور دارد، ميتوان با تكيه بر مفهوم فضاي ادراک شده14 كه به احساس كنشگران اجتماعي نسبت به امر شهري اشاره ميكند، نسبت به سنجش ميزان تحقق حق به شهر اقدام كرد.
زنان به مثابهي قشري (و در ادبيات ماركسيستي طبقهاي) متمايز از مردان، داراي نيازها و نقشها، هنجارها و مسائل مخصوص به خود هستند. تفاوتهاي اجتماعي موجود، صرف نظر از منشا و علت پيدايش پديدهاي واقعي در زندگي روزمره است. مولفههاي دوگانهي حق به شهر از مفاهيمي هستند كه اخيرا در جغرافياي فمينيستي و ادبيات زنان و فضا مورد توجه زيادي قرار گرفته است.
يک بحث بنيادي در اين حوزه که در مطالعات فمينيستي مطرح شده است اين است که تقسيمكار سنتي كه مشاغل خانگي را مناسب زنان و مشاغل بيرون از خانه را مناسب مردان تصور ميكند، در كنار هنجارهاي فرهنگي ديگر، جنسيت را به عنوان يك متغير تعيينكننده در طبقهبندي امر شهري وارد كرده است طوري که شهر، هم در موجوديت فيزيكي و هم در موجوديت اجتماعي تعلق كمتري به زنان دارد و كمتر مناسب مشاركت زنان در فراگردهاي جاري در آن شناخته شده است. اين مساله به كاهش تحرك زنان در شهر، انحصار فضاها به مردان، ناديده گرفته شدن جسم زنانه در طراحي شهري و … انجاميده است. اين رويکرد با تغييرات اجتماعي گسترده در ايران و وارد شدن زنان به عرصهي فعاليتهاي عمومي تا حدودي تغيير شکل داده است.
با وجود تغييرات اخير در عرصهي شهرها که فضاها را بيش از پيش به زنان اختصاص داده است، برخي از انديشمندان پيشنهاد کردهاند که در زمان حاضر بيش از آن که از حذف محدوديت زنان در اندروني خانهها سخن بگوييم درستتر است از اندرونيهاي تغيير شکل يافته صحبت کنيم. به اين معنا که فضا به شکل ريشهاي تغيير شکل نداده است زيرا اگرچه در ظاهر اندرونيها حذف شده است و زنان وارد عرصهي عمومي شهرها شدهاند، محدوديتهاي فضايي به قدري زياد است که به نظر ميرسد تغيير چنداني در حقوق فضايي آنان رخ نداده است. اين ايده موازي با مفهوم «توازن پدرسالارانه» است که توسط بنت15 (2005) مطرح شده است. او معتقد است که در طول تاريخ، بيش از اين که تغيير و تحول بر زندگي زنان حاکم باشد، ثبات و ايستايي حاکم بوده است، زيرا پدرسالاري که در طول تاريخ بر زندگي زنان سيطره داشته است، داراي بنيانهاي نظري ثابتي است که مانع تغييرات عمدهي محتوايي ميشود و تنها به صورتها اجازهي تغيير ميدهد (بنت، 2005: 153).
در اين رويکرد، زنان چه به عنوان يک فرد و چه به مثابهي يک گروه يا طبقه، از آزاديها، فرصتها و يا حق عضويت در گروههاي سياسي، احزاب و اجتماعات که در عرصهي عمومي قرار دارند، همانند مردها و يا حتي مشابه يا نزديک به مردان بهرهمند نيستند. از اين منظر، آنچه در عقايد منصوب به دنياي دموکراتيک، به عنوان زندگي خوب و آزادانه مطرح ميشود، زنان تنها اسماً و به شکل صوري ميتوانند به آن دست پيدا کنند (نرسيسيانس، 1383: 186) و اين معضل به فضا نيز قابل تسري است. زيرا فضا اساسا مفهومي است که تحت تاثير سلسلهمراتب اجتماعي و مفهوم قدرت و سلطه قرار دارد. تفاوتها نظم اجتماعي را تهديد ميکند و قدرتها تلاش ميکنند به يکسانسازي در ميان شهروندان خود دست بزنند. از اين رو لوفور به حذف شدهها16 توجه ميکند17. گروهها و افرادي که از حضور در برخي فضاهاي عمومي منع و يا محدود ميشوند (لوفور، 1991: 373 به نقل از ميچل18، 2003: 150).
اين نوشتار با استفاده از چهارچوب نظري ارائه شده توسط هانري لوفور و عملياتي کردن ايدهي حق به شهر تلاش ميکند در کنار به آزمون گذاشتن نظريه در بستر شهروندي تهران، تفاوتهاي جنسيتي موجود را نيز آشکار کند و نشان دهد که فرايندهاي زندگي روزمرهي زنان در شهر به دليل بهرهمند نشدن آنان از حقوق خود دچار اختلال شده است. از اين رو جمعيت مورد مطالعه مجموعهاي از زنان و مردان ساکن شهر تهران قرار داده شدهاند. پس از گردآوري دادهها با روش پيمايش تفاوتهاي اساسي حق به شهر ميان پاسخگويان زن و پاسخگويان مرد استخراج شده و با استفاده از ابزارهاي مناسب در چهارچوب نظريهي حق به شهر لوفور تحليل ميگردد. ضمن اين که با استفاده از روش کيفي، يافتههاي کمي وارسي شده و سازوکارهاي جنسيتي ادراک از مولفههاي حق به شهر بررسي ميگردد.
براساس بيان مقدمه و بيان مسالهي ذکر شده، فرضيههاي پژوهش عبارتند از:
­ جنسيت بر مشارکت افراد در شهر تاثيرگذار است.
­ جنسيت بر اختصاص دادن فضاي شهر به خود تاثيرگذار است.
­ جنسيت بر حق به شهر تاثيرگذار است.
­ طبقه بر حق به شهر تاثيرگذار است.
­ در ادراک از حق به شهر تفاوتهاي جنسيتي وجود دارد.

1-3- پرسشهاي پژوهش
به اعتقاد برخي از انديشمندان جوهرهي هر روش تحقيقي در پاسخدهي به پرسشهاي بنيادين آن تحقيق نهفته است (پلتو، 1375: 13). پرسشهاي مناسب ميتواند توانايي محقق را در انجام پژوهش افزايش بخشد. پرسشهاي اساسي اين پژوهش که برگرفته از چهارچوب نظري «حق به شهر»، نظريهي شهري کاستلز، ادبيات فمينيستي پيرامون فضا و جنسيت و مفهوم «نردبان مشارکت» آرنستاين است به شرح زير معرفي ميگردند:
­ آيا در زمينه مشارکت افراد در شهر تفاوت جنسيتي وجود دارد؟
­ آيا در اختصاصدهي شهر به خود و استفاده از شهر تفاوت جنسيتي وجود دارد؟
­ آيا در تحقق حق به شهر بين زنان و مردان تفاوت وجود دارد؟
­ آيا تفاوت طبقاتي در تحقق حق به شهر وجود دارد؟
­ مشارکت زنان در شهر در چه سطحي است؟
پرسشهاي فرعي پژوهش که به تکميل پاسخهاي به دست آمده براي پرسشهاي اساسي پرداخته و نگرشي کيفيتر به مسائل اصلي پژوهش دارند عبارتند از:
­ تفاوتهاي جنسيتي در حق به شهر از کجا ريشه ميگيرد؟
­ ماهيت و کيفيت تفاوتهاي جنسيتي در حق به شهر چيست؟
­ تفاوتهاي جنسيتي در حق به شهر از طريق چه سازوکارهايي ايجاد ميشود؟
­ تفاوتهاي جنسيتي در حق به شهر در فضاهاي شهري چگونه بازنمود مييابد؟
­ جنسيت چه تاثيري بر ادراک و تعريف از فضاي شهري و به تبع آن حق به شهر دارد؟
علاوه بر پرسشهاي اصلي و فرعي ياد شده، پرسشهاي ديگري نيز وجود دارند که در خلال پژوهش تلاش بر اين است که بدانها پاسخ داده شود. اين پرسشها که نسبت به پرسشهاي فوق در درجهي کمتري از اولويت قرار دارند را ميتوان در سه دسته طبقهبندي کرد:
دستهي اول:
پرسشهايي که در ارتباط با طراحي فضاي شهري هستند، مانند:
وضعيت عمومي طراحي فضايي در زمينهي مورد مطالعه چگونه است؟ نقش دولت در طراحي فضايي چيست و چالشهاي موجود در مقابل آن چيست؟ آيا اشکال فضايي و سازوکارهاي توليد شده در طول تاريخ که اکنون به واقعيتهاي فضايي بدل شدهاند، به مانعي در برابر تغييرات فضايي جديد بدل شدهاند؟ ميزان فعاليت ساکنان/شهروندان19 در طراحي فضايي چيست و ميزان معناداري اين فعاليتها چقدر است؟
دسته دوم:
دستهي دوم پرسشهايي هستند که با ارتباط امر سياسي و طراحي فضا مرتبطاند، مانند:
آيا به شهروندان اجازه دخالت در طراحي فضا داده ميشود؟ جنسيت کجا به عنوان عامل تعيينکننده وارد معادلات سياسي ميشود؟ طراحي فضايي اولويت کدام اقشار اجتماعي را مد نظر قرار ميدهد؟ آيا طبقه اساسا در طراحي فضايي تاثيرگذار است؟ آيا يک گفتمان هژمونيک بر طراحي فضايي حاکم است؟
دستهي سوم:
پرسشهايي است که در ارتباط با چهارچوب نظري و مفهومي است و نحوهي استفاده از آنها، مانند:
ميزان تعميمپذيري و جهانشمول بودن20 مفاهيم و چهارچوب نظري استفاده شده چقدر است؟ محدوديتهاي مفهومي استفاده از «حق به شهر» در ايران کدامها هستند؟ چگونه ميتوان از مفهوم عدالت شهري21 در شهرهاي ايراني سخن گفت؟ مفهوم تعلق يافتن22 در فضا را چگونه ميتوان در فضاهاي شهري مورد مطالعه به کار گرفت؟
1-4- نوع و حدود پژوهش
پژوهش حاضر از نظر هدف نوع بنيادي و توسعهاي است و به ارائهي برخي پيشنهادات کاربردي نيز ميپردازد. بدين معنا که ضمن تلاش براي گسترش مرزهاي دانش در حوزهي مزبور (جامعهشناسي شهري، فضا و جنسيت)، قصد دارد که به تقويت چهارچوبهاي نظري و مفهومي جديدي در اين عرصه نيز دست بزند. در اين پژوهش واحد مشاهده فرد و واحد تحليل در سه سطح فرد، گروه اجتماعي و نهادهاي اجتماعي است. ضمن اين که با استفاده از تحليلهاي کمي و کيفي و با به کارگيري روشها و تکنيکهاي مختلف موجود در اين دو رويکرد روششناختي، اين پژوهش تلاش بر اين دارد که سطوح اجتماعي خرد و کلان و ميانه را مورد توجه قرار داده و تا حد ممکن به هم پيوند دهد.

1-5- اهداف پژوهش
اين نوشتار قصد دارد با مطالعهي مولفههاي مفهوم حق به شهر و عوامل تبيينکنندهي آنان، ميزان تحقق حق زنان به شهر و تفاوتهاي جنسيتي در حق به شهر را در کلانشهر تهران به بحث بگذارد. در اين راستا، اهداف پژوهش به شرح زير معرفي ميشوند:
– بررسي چهارچوب نظري هانري لوفور پيرامون مفهوم «حق به شهر»: اعتقاد نگارنده اين است که چهارچوب نظري ياد شده به عنوان يک ابزار نظري مناسب که ميتواند در پژوهشهاي جامعهشناسي شهري ايران مورد استفاده قرار گيرد.
– به آزمون گذاشتن نظريهي حق به شهر لوفور در جامعه شهري ايران و بررسي امکان تعميمدهي اين نظريه به زمينهي زندگي شهري ايران: بحث انتقال نظريهها و امکان وارد کردن نظريههاي جامعهشناختي يکي از مباحث داغ در جامعهشناسي امروز است (رهبري، 2014). اين پژوهش به نوعي امکان وارد کردن نظريه و قدرت «سفر کردن»23 نظريههاي جامعهشناختي را نيز به آزمون ميگذارد.
– قرار دادن مفهوم جنسيت در کنار مفهوم کليدي طبقه در نظريهي حق به شهر در زمينهي اجتماعي – شهري تهران و بررسي رابطهي جنسيت، طبقه و حق به شهر: مفهوم حق به شهر در چهارچوب نظري استفاده شده در اين پژوهش عموما بر مفهوم طبقه استوار است. اين در حالي است که ادبيات داخلي و خارجي نشاندهندهي معناداري مفهوم جنسيت در فضاهاي شهري است. از اين رو ارتباط ميان اين سه مفهوم مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
– بررسي کيفي وضعيت تفاوتهاي جنسيتي در بهرهمندي از حق به شهر در کلانشهر تهران: در کنار آزمون نظريه و افزودن مفهوم جنسيت به تحليلهاي نظري، استفاده از روش کيفي ما را قادر ميسازد که به سطوح عمقيتر اجتماعي وارد شده و مفاهيم و مولفههاي فضايي را در سطح فرد و با رويکرد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره سازمان ملل متحد، سازمان ملل، روش پژوهش، حمل و نقل Next Entries دانلود پایان نامه درباره مفهوم فضا، معنادار بودن، شهروندان زن، حمل و نقل