دانلود پایان نامه درباره کتاب مقدس، زبان عرفان، آداب و رسوم، سرچشمه ها

دانلود پایان نامه ارشد

عمل نمي کنند و سماعين نام دارند. دسته ديگري که تمام واجبات دين را به انجام مي رسانند و مقامي بلند دارند وصديقون خوانده مي شوند و همين کلم? زنديق است که ايرانيان آن را پارسي کرده زنديک ( که معرب آن زنديق است) گفتند.
ادوارد براون مي نويسد: ” پيروان ماني را در اصل منحصراً زنديک يا زنديق مي گفتند، بعد مفهوم وسيعتري پيدا کرد و کساني که گمراه مي شدند به کفر و الحاد و عقايد سخيف مي گراييدند، عموماً به اين اسم خوانده شدند.”211
ماني در بسياري از کتابهاي خود از مرقيونيان و ديصانيان سخن آورده و در کتاب کنزيک باب را به مرقيونيان و در کتاب سفرالاسفار و ديگر کتابهاي خود يک باب را به ديصانيان داده است: اينرا نقل کرديم تا معلوم شود که مرقيون و ديصان پيش از او بوده اند، زيرا بسيار کسان که از صاحبان عقايد و مذاهب اطلاع ندارند پنداشته اند که اينان پس از ماني بوده اند.212
آيين ماني که نزد موبدان زندقه خوانده مي شد بعدها در بين اعراب حيره و همچنين در مصر و ترکستان مورد توجه عام واقع گشت و بدينگونه در خارج از ايران تأثير قابل ملاحظه نهاد.213
4-6-3. جام? سپيد:
جام? سپيد نزد برخي فرقه ها، زي و لباس روحانيان بوده است و مانويان نيز جامه سپيد داشتند. شک نيست که در اين روزگار مانويان در سغد و ماوراءِ النهر بسيار بوده اند. بنابراين، شايد اين جام? سپيد، در ميان پيروان مقنع از آن سبب متداول بوده است که آيين او از آيين ماني صيغه يي داشته است يا دست کم شايد، بتوان گمان برد که مقنع نيز، براي پيشرفت مقاصدي که داشته است، سازش و تأليف بين پاره اي عقايد مانويان را که در ماوراءِ النهر بسيار بوده اند با عقايد مجوسان و خرمدينان، وجهه همت داشته است و بنابراين، بي سبب نيست که اهل مقالات او را و يارانش را به هم? اين اديان منسوب و متهم داشته اند. 214
از قراين چنين پيداست که خرم دينان اين بخش از دکترين خود را از مانويان برداشت کرده اند. ابن نديم در مقال? نهم الفهرست در شرح مفصل خود دربار? ماني و سخنان او درباره صفات خدا و ساختمان عالم و جنگ هايي که ميان نور وظلمت برخاسته شد، مي پردازد.215

4-6-4. آئين گنوسي و تأثير آن در آئين ماني:
آيين ماني از گنوس يعني نوعي عرفان باختري کمي پس از مرگ مسيح شيوع يافت متأثر شده است. بيان و تلخيص عقيده يا عقايد گنوسي آسان نيست زيرا که گنوسيان پيشوا متعدد داشته و هر کدام از آنان عرفان را به شکل ويژه اي تعريف نموده اند. اساس گنوس وصول به مرحله شهود است، يعني آدمي بايد بر اثر رياضت و کوشش در راه تزکي? نفس، و آزاد کردن آن از هر چيزي که رنگ تعلق مي پذيرد به مرحله اي برسد که بتواند با مکاشف? و رويت باطني ناپيداهاي جهان را ببيند و درک کند، اين نوع آشنايي با جهان عرفاني را دانشمندان و حکماي يوناني يکي از راههاي وصول به مرحله يقين دانسته اند و براي بيان برخي از مطالب زبان عرفان را به کار برده اند.
زبان عرفان غربي يعني گنوس و اصولي که بر روي آن پايه گذاري شده بقدري پيچيده است که دريافت آن براي کسي که سالک آن طريقت نيست دشوار است. تصور مي رود که برخي از راه و رسم هاي تصوف و جنبه هاي عالي آن با گنوس بي ارتباط نباشد. آنچنانکه که طريقت هاي عجيب ديگر مانند حروفيان و حتي يزيديها را مي توان با پاره اي از شعب افراطي گنوس ارتباط داد.
راه حل گنوسي ها براي توجيه وجود شر در جهان اين بود که جهان ما را خدا نساخته است، زيرا خداي پدر، و جوهر نخستين در پشت طبقات آسمانها در مکاني دور از ما و جهان ما جاي دارد.
واژ? Gnose به معناي عرفان است و لازم? ورود به اين حلقه انجام تشريفات سير يا سرسپردگي بود که ضمن آن عارف به رازهاي گنوسي آشنا مي شد. گنوسيها براي گروه خود سه مرحله قائل بودند. در مرحل? نخستين روحانيان بودند که سرشار از وجود خدا بودند و رهايش آنان از طريق آشنايي با اسرار عرفان به آساني ميسر بود. در مرحل? بعدي نفسانيان بودند که کمي از نور خدا در دل آنان بود و شرط رهايش آنان نيکوکاري بود. در مرحله واپسين جسمانيان مي آمدند که اثري از روشنايي خدا در آنان نبود و در نتيج? سرنوشت آنان از خاک برآمدن و در خاک شدن بود.
سازمان اصلي گنوسي تا حدي مرهون اقدامات مرقيون يا مارسيون بود. گنوسيها بزرگ معمولاً فيلسوف بودند، ولي مرقيون کليسايي تأسيس کرد که سالهاي بسيار پايدار ماند و انديشه هاي گنوسي توسط آن در جهان پراکنده شد.
ريشه انديشه هاي گنوسي حال جذبه و شهود است که چشم دل را باز مي کند و در هم? فرقه هاي عرفاني اثري از آن ديده مي شود. اين ديداري که از راه چشم دل حاصل مي شود جوهر اصلي اشياءِ را به ما نشان ميدهد، و اين طرز درک حقيقت در نظر اقوام قديم يکي از سرچشمه هاي اصلي معرفت است. انديشه گنوسي تنها عبارت از ديد جديد و متفاوت جهان نيست، بلکه گنوس (عرفان) به جهاني ديگر قائل است که آن جهان از جهان علم و حکمت امروزي متفاوت است. ماني از آئين گنوسي تأثيرپذيرفته بود و اعتقادات و بينش اين آئين را در مذهب خود قرار داد.216

فصل پنجم:
بررسي آموزه هاي مسيحيت

بخش اول: 5-1. تعاليم مسيح (ع)
5-1-1. کتاب مقدس:
کتاب مقدس مسيحيان همانگونه که از تصويب مجمع نيقيه گذشت شامل کتب عهد قديم و جديد است. منظور از کتاب عهد قديم (يا عهد عتيق) نوشته هاي يهوه است و “سن پل” و برخي ديگر از رسولان فقط آنرا کتاب ناميده اند. اين کتاب شامل سه بخش مي باشد:
1.قانون يا کتاب شريعت کليسا
2. اعمال رسولان
3. کتاب مقدس
کتاب عهد جديد که امروز در دست پيروان مسيح ديده مي شود مجموعه اي است:
اناجيل اربعه: انجيل متي، انجيل لوقي، انجيل يوحنا و انجيل مرقس کتاب اعمال رسولان کتاب مکاشفات يوحنا (مشاهدات و نبوت) بيست ويک رساله سن پل.217
5-1-2. تعاليم عيسي مسيح:
خداوند عيسي مسيح شريعتي چون شريعت موسي که در هر امر جزئي نيز تکليفي از براي ما معين کند، برقرار نفرمود و قوانيني از براي تقسيم ارث و عقوبت مجرمين يا امور ديگر سياسي که به مقتضيات هر دوره تغيير پذير است وضع ننموده، ولي در عوض بعضي اصول جامع روحاني که مقتضي هر زمان و همه گونه مردمان است مقرر فرمود.
که در جميع امور مردم را راهنمائي نمايد. در هر عصر اصلاحاتي در شريعت لازم است، ولي تعاليم مسيح مقتضي همه وقت است و در هر زمان لزوم اصلاحاتي در آن مشاهده نمي کنيم.
عيسي تعاليم پيغمبران سلف را منسوخ ننمود بلکه آنها را بجا آورده و تکميل فرموده است.
حقيقت تعاليم مسيح اين بود که خدا بمنزل? پدري است که تمامي بني نوع بشر را چون فرزندان خود محبت نموده، توجه و پرستاري مي نمايد. او تعليم داد که اين پدر وجودي مجهول و نامعلوم نيست بلکه عارف بر تمامي حوائج ما بوده و مشتاق است تا در معرفت وي رشد نمائيم. پس چون او پدر محبوب و کامل است که حتي دشمنان خود را نيز محبت نمائيم و آسيب رسانندگان خود را بخشيده و در ازاي بدي بديگران نيکوئي روا داريم. باز تعليم فرموده است که هيچ چيز ظاهري نمي تواند انسان را نجس سازد، بلکه فقط گناه در قلب انسان را نجس مي نمايد. بدين لحاظ از شاگردان خود منتظر بود که مطلقاً قلوب خود در نياورند. او فرمود که خدا در ابتدا يک زن و يک مرد آفريد و اراد? وي آنست که اين يگانگي جدائي نپذيرد. قسم خوردن را اکيداً قدغن فرموده خواست تا هر چه شخص بگويد کاملاً راست و صحيح باشد. خلوص عقيده را در عبادت لازم شمرده و بطور سخت کساني را که از روي ريا عبادت مي نمودند ملامت مي فرمود. روزه يا اعياد يا نماز يا صدقه مخصوصي تعيين نکرد، بلکه شاگردان خود را تعليم داد که خدا را چون پدر خود خرسند نموده و هميشه سعي نمايند تا وي را خشنود سازند و همگي را چون برادران خود محبت نمايند.
مسيح راجع به ملکوت آسمان يعني سلطنت خدا اغلب موعظه مي نمود و تعليم مي داد که فقط کسانيکه تولد تازه يافته اند و مثل اطفال کوچک گرديده اند مي توانند داخل چنين ملکوتي بشوند و بدين وجه مردم را دعوت مي نمود که از گناهان خود توبه نموده بوي ايمان آورند تا باب دخول براي ايشان مفتوح گردد. خود را “د ر” خطاب نموده و مي فرمود که جميع داخل شوندگان بايد بوسيل? وي دخول يابند. خويشتن را نيز جاد? مستقيم به پدر دانسته و جز بوسيل? خود شناسائي پدر را براي کسي ممکن نمي دانست. بالاتر از همه عيسي مسيح خود را پسر يگانه خدا خوانده و تعليم مي داد که از براي قرباني به جهت گناهان مردم در اين دنيا قدم نهاده است. تمامي محتاجان را بخود دعوت مي فرمود تا بنزد وي آمده تحصيل را حتي نمايند چنانکه مي فرمود: “بيائيد نزد من اي تمام زحمتکشان و گران باران و من شما را آرامي خواهم بخشيد.” از تمامي مردم انتظار داشت که وي را پادشاه و قاضي اعظم خود بدانند و پيشگوئي فرمود که رجعت خواهد کرد و تمامي مردگان را زنده نموده و به هر کس بر وفق ايمانش جزا خواهد داد. او قدرت آمرزش گناهان را داشته خود را با پدر يکي مي دانست و فقط آنچه اراد? پدر بود به انجام آن مي کوشيد.
5-1-3. مختصري از وظايف اخلاقي عيسويان:
شخص عيسوي براي آنکه در نزد خداوند تقرب يابد، و لايق سلطنت خداوند شود، لازم نيست قرباني کند، و آداب و رسوم دقيقه، مثل مشرکين و يهود بجا آورد. بلکه بايد، درصدد تکميل خود باشد و از کلمات عيسي(ع) است که کامل باشيد، چنانکه پدر شما که در آسمان است کامل مي باشد. لازم? کامل بودن اولاً محبت است. چنانکه عيسي (ع) فرموده است بايد خدا را از صميم قلب دوست بداري و به ابناءِ نوع هم مثل خودت محبت بورزي و لازم? محبت ورزيدن به ديگران ، خير رساندن به ايشان است. چنانکه جواني مي خواست عيسي(ع) را متابعت کند. عيسي(ع) به او فرمود: برو اموال خود را بفروش و بين فقرا قسمت کن.
خلاصه، اولين فضيلت عيسويان، بايد احسان باشد. و احسان بايد شامل دشمنان هم بشود، چنانکه فرموده است اگر کسي بطرف راست صورت شمايلي بزند، طرف چپ را به او عرضه بدار.
سابقاً گفته اند: دوست خود را دوست بدار و با دشمن عداوت کن.
من به شما مي گويم: دشمنان خود را هم دوست بداريد. و به کسي که با شما عداوت مي کند احسان کنيد تا فرزندان پدر آسماني خود باشيد که او نور خورشيد را هم بر اخيار و هم بر اشرار مي تاباند.
بر طبق همين فرمايش وقتي آن حضرت را به صليب کشيده بودند بر قاتلين خود دعا مي کرد و مي گفت خداوندا، برايشان ببخش زيرا که نمي دانند، چه مي کنند.
حضرت مسيح، هيچوقت بين مردم تفاوت نگذاشت. و به جهت نجات هم? طوائف و قبائل قبول شهادت کرد. و به حواريون خود امر فرمود که تمام را تعليم دهند. زيرا که تمام نزد خداوند يکسان هستند. پس مساوات يکي از اصول دين مسيح(ع) است.
ديگر از تعليمات حضرت عيسي، حب فقر است. و خود شهر بشهر سفر مي کرد. در حاليکه هيچ چيز مالک نبود و مي فرمود، کسي که از هر چه دارد صرف نظر نکند. از تبع? من نخواهد بود.
از سخنان آن حضرت است که در بند خوراک و لباس نباشيد. گلهاي صحرانه کار مي کنند و نه زحمت مي کشند، معهذا رونق لباس آنها بيش از تمام تحمل سليمان مي باشد.
مرغان هوا را نظر کنيد، که نه تخم مي پاشند. و نه خرمن بر مي دارند. ولي پدر آسماني شما به آنها غذا مي رساند.
حضرت عيسي، مريدان خود را به ترک علايق دنيوي، از مال و جاه و قدرت و قوم و خويش ترغيب مي کرد.
و مي گفت: اگر کسي بطرف من آيد، و پدر ومادر و زن و فرزند و برادر و خواهر خود را ترک ننمايد، از تبع? من نخواهد بود.
ديگر از تعليمات آن حضرت تواضع است. مخصوصاً توجه تمام مي نمود به فقرا و مرضي، و نسوان و اطفال و کساني که در نظر مردم بي قدر مي باشند.
مريدهاي خود را از ميان فقرا انتخاب مي کرد. و به ايشان مي گفت: مهربان و متواضع باشيد.
يک روز مريدان بحث داشتند که کداميک به آن حضرت در آسمان محشور خواهند شد. فرمود بهترين شما کسي است که خدمت ديگران نمايد. زيرا هرکس خود را بالاتر مي برد تنزل مي کند و هر کس خود را تنزل مي دهد بالا مي رود.
حضرتش اطفال را بسيار دوست مي داشت. و مي فرمود بهشت خداوند متعلق به کساني است که به اطفال شبيه باشند218
5-1-4. اعتقاد به تثليث در نظر

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره سلسله مراتب، خاورشناسان Next Entries دانلود پایان نامه درباره کتاب مقدس