دانلود پایان نامه درباره کتاب مقدس، آخرالزمان

دانلود پایان نامه ارشد

بومي روميان و پرهيز پرستش امپراتور که ترويج اين انديشه مساوي با برانداختن امپراتور از مرتبه ي خدايي اش بود. پس براي او سخت مي نمود که بتواند مسيحيان را تحمل کند.
فشارهاي روز افزون به مسيحيان از طرف امپراتوران روم، چاره يي جز دو راه براي آن ها باقي نگذاشت: يکي ، توسل به اسلحه و جنگيدن با دشمن هاي خود، ديگري در ظاهر از دين خود دست کشيدن و نگاشتن انديشه ها و باورهاي مسيحي بود. پس آنها ترجيح دادند تا به جاي جنگ و گريز، در آرامش به نگارش انديشه هاي ديني مسيح بپردازند. گروهي ديگر، پناه بردن به دشت و بيابان و گوشه نشيني را اختيار کردند تا به دور از مردم روزگار خود – روميان و يهوديان – زندگي ديني خود را پيگير باشند که از آن به نهضت رهبانيت ياد مي شود.77.
3 -2-2. مسيحيت در نخستين سده هاي ميلادي :
عيسويان را به جهت آنکه عيسي از اهل شهر ناصره از ايالت جليل در فلسطين بود نصراني مي گفتند که جمع آن در عربي نصاري مي شود، و نام نصراني را ابتدا در شهر انطاکيه بر پيروان عيسي نهادند. در آن زمان عيسويان همه يهودي بودند، و بدون اينکه روش جديد خويش را آيين تازه اي بخوانند، خود را مفسرين حقيقي کتاب عهد عتيق و دين يهود مي دانستند و بجز تورات کتابي نداشتند.با اين تفاوت که عيسويان در امر توبه و محبت و اميد نجات بشر از گناه تأکيد بيشتري مي کردند.
پس از بدار رفتن عيسي، تورات عبري کتاب مقدس آنان بود، جز اينکه بعضي از ايشان ترجم? يوناني آنرا مي خواندند و گفتارهاي منسوب به عيسي را نيز که از حواريون رسيده بود در حاشيه ي آن مي افزودند. مسيحيت در آغاز بقصد اصلاح مذهب يهود بود، ولي بزودي از حدود تنگ نژادي و قومي بيرون آمد و آيين بشريت گشت.
هر کس داوطلب قبول اين دين بود يک دور? تعليمات را که مدت چند ماه به طول مي انجاميد و به تشريفات تعميد خاتمه مي يافت مي گذرانيد در تعميد داوطلب را در آب فرو مي برند يا آب بر سر او مي پاشيدند و … تا مدتها پس از مرگ عيسي مسيحيان در انتظار رجعت او بودند.
پطروس در نوشته هاي خود به پيروان عيسي که در آسياي صغير پراکنده بودند با اطمينان خبر مي دهد که: “پايان همه چيزها نزديک است.” وچون تأخير رجعت باعث ترديد در قاطعيت ظهور سلطنت مسيح شد، نويسنده ي رساله به عبرانيان و به مومنان تأکيد کرد که نوميد نگردند و تا پايان برجاي بمانند. هنگاميکه شکاکها تأکيد کردند که رجعت مسيح هرگز وقوع نخواهد يافت، پطروس در رساله ي دوم خود نوشت که تقدير زمان در نزد خداي تعالي غير از گاه شماري در نزد پسر است. و هزار سال در نظر او معادل يک روز است. و اگر مسيح باز تأخير کند براي اين است که شما وقت کافي براي توبه کردن داشته باشيد. مکاشفات يوحنا با اين کلمات پايان مي پذيرد: “به يقين من بزودي ميايم، آمين، بيا اي عيساي خداوند.”
مجامع ديني مسيحي را مانند پيش کنيسه مي خواندند که همان کنشت پارسي باشد، و اصلاً کلمه اي آرامي و به معناي انجمن و محل اجتماع است.
ولي لازم بود که اين مجمع جديد در موارد ذيل از کنيسه ي يهود متفاوت باشد:
نخست آنکه به نژادي معيني مختص نباشد، بلکه جنبه ي همگاني و عمومي داشته باشد.
دوم آنکه کاملاٌ روحاني و مجزا از امور دولتي و سياسي باشد.
سوم آنکه تمام کساني که اين دين جديد را پذيرفته اند بايد نخست تعميد گرفته، به دين تازه داخل شوند.
کساني که قبول ديانت مسيح را نمودند، دو دسته بودند يکي يهودياني که به زبان عبري تکلم مي کردند، ديگر هلنيستيان 78که زبانشان يوناني بود. گروه دوم خارج از فلسطين سکونت داشتند و در تحت تأثير تمدن يوناني واقع شده اخيراً به قصد نگاهداري اعياد مذهبي يا اقامت در فلسطين به اورشليم مهاجرت نموده بودند. مسيحيان کليساي اول معتقد بودند که دوازده رسول يا حواريون مسيح کشورهاي روي زمين را بين خود تقسيم نمودند، مثلاً متي در حبشه، برتولما در عربستان، توما در ايران و هند، و ديگران در ساير نواحي جهان کلام مسيح را بشارت دادند. 79
3-2-3.شاگردان عيسي مسيح :
بسياري از کسانيکه معجزات مسيح را ديده و تعليمات وي را مي شنيدند به وي ايمان مي آوردند و از ايمان آورندگان که دوازده نفر جوان انتخاب فرمود که از همراهان وي باشند. دوازده نفر مذکور هميشه با وي بوده و هر چه مي فرمود مي شنيدند و هر چه عمل مي کرد مي ديدند و عمق محبت وي را درک نموده و به وسيله وي تربيت يافتند که درآنچه شنيده و ديده بودند ديگران را تعليم داده و کار وي را بعد از وي ادامه دهند. اين دوازده از طبقات دولتمندان و علماء نبودند، بلکه اشخاص معمولي و ساده بودند و بقدري مسيح را دوست مي داشتند که حاضر شدند همه چيز را ترک نموده وي را پيروي نمايند. اينان بتوسط هوسهاي خود و تيرگي روحانيت خويش اغلب باعث حزن و غم مسيح مي گرديدند ولي مسيح بهتر از يک پدر آنها را دوست داشته و بزرگترين صبر و حوصله را نسبت به ايشان نشان مي داد. 80
3-2-4. انتشار و رسميت مسيحيت :
تا زماني که مسيحيت فقط فرقه اي از يهوديت به شمار مي رفت، دولت روم اهميتي براي آن قايل نبود و مداخله در کار پيروان ايشان نمي کرد و آنان آزاد بودند که در امپراتوري روم معتقد به دين خود باشند زيرا حکومت روم، غير از يهود همه رعاياي خويش را موظف مي دانست که در پاي تنديسه هاي امپراتوري قرباني و ايشان را چون خدايان خود عبادت کنند. ولي چون کليسا از کنيسه ي يهود جدا شد و بر اثر تبليغات پولس معلوم شد که مسيحيت تنها فرقه اي از يهود نيست، بلکه دين تازه اي است که معتقد بر نجات خداوندگار خود مسيح است، دولت روم آن دين را بر خلاف قانون دانست و بر مسيحيان نيز لازم شمرد که امپراتوران روم را پرستش کنند. چون اين امر براي مسيحيان امکان نداشت، گرفتاري جفاي روميان شدند و به انواع مصايب، از قبيل افتادن به زندانهاي سخت و شکنجه هاي سهمگين و دريده شدن در چنگ شيران و جانوران گرفتار شدند.
عقايد خداپرستي مسيحيان و تعاليم معنوي حضرت عيسي کم وبيش در بين هزاران گروه از قبايل و عشاير بدوي که در طول سواحل رود دانوب و رود رِِِِِن فرود آمده و هر دقيقه آماد? تهاجم به درون خاک امپراتوري بودند، نفوذ کرده بود. قيصرها ناگزير بودند قضيه را جدي بگيرند و تعبيري بينديشند. دسيوس نخستين امپراتوري بود که رسماً دست به آزار و شکنجه مسيحيان زد.
امپراتوري روم شرقي يا بيزانس در 395 م. از امپراتوري غرب جدا شد و مرکز آن بيزانتيوم بود. کنستانتين بزرگ يا قسطنطنين، نخستين امپراتوري بود که عقيد? يونانيان را رها کرد و به دين مسيحيت گرويد. وي در سال 313 م. به دنبال فرمان ميلان، دين مسيحيت را به رسميت شناخت. 81
دربار? تعداد مسيحيان امپراتوري روم بايد گفت که عد? مسيحيان در زمان قسطنطتين از روي تحقيق معلوم نيست. در بعضي نواحي، مانند آسياي صغير، اکثر مردم دين مسيح را پذيرفته بودند. در نواحي ديگر، چون سوريه و يونان و مصر و افريقاي شمالي و ايتالياي سفلي و اسپانيا، مسيحيان نفوذ زيادي داشتند، ولي به نصف سکنه اين مناطق نمي رسيدند.
درقرن پنجم ميلادي، دين مسيح مذهب رسمي امپراتوري روم و چندين قوم برابر از قبيل استروگتها، ويزيگتها، بورگندها، واندالها و لمباردها محسوب مي شد. مردم اسکاتلند نيز به دين مسيح در آمدند و اهالي انگليس نيز مدتها از همين مذهب پيروي مي کردند. 82
انديشه ها و نهادها و تصويرهاي مسيحي در زبانهاي ادبي سرزمين هاي مختلف امپراتوري و نيز در شهرهاي يوناني زبان پخش شد و گسترش يافت از جمله در زبانهاي ارمني در آناتولي شرقي، سرياني در سوريه و قبطي در مصر آرامگاهها و مزار قديسان و ساير زيارتگاه هاي مذهبي به شکل و شيوه مسيحي تزيين يافتند و نگهداري شدند. 83
3-2-5. محيط رومي و ريشه هاي يهودي مسيحيت :
زمان و مکان خاص پيدايش مسيحيت تأثير شگرفي بر شکل گيري عقايد گروه هاي مسيحي و چگونگي رشد و سرانجام کاميابي اين دين داشت؛ به ويژه آن که محيط اجتماعي، سياسي و مذهبي تولد آن آميزه اي از تاثيرات يوناني – رومي و يهودي داشت.
البته در آغاز، يکي از اقوام مديترانه اي يعني يهوديان، ژرف ترين و ماندگارترين تأثير تکويني را بر مسيحيان اوليه گذاشتند. در واقع تاريخ مسيحيت به عنوان يک فرق? يهودي آغاز شد و هنوز هم در مفاهيم پايه اي مذهبي و اخلاقي متعددي، همچنان در متون مقدس، با يهوديت اشتراک دارد.
بنابراين ، کليساي اولي? مسيحي نتيج? طبيعي جريان هاي فرهنگي رومي، يهودي و ساير جريان هايي بود که جهان مديترانه اي را در آن زمان مي ساخت. 84
رشد جامع? مسيحي و هويت يافتن اين جامعه را بيش از هر چيز متأثر و برگرفته از يک بستر ديني و دو زمين? فرهنگي دانسته اند. به اين ترتيب که هويت ديني مسيحيت در زمين? يهودي آن، هويت فلسفي آن در زمين? يوناني و هويت سياسي آن در زمين? رومي قابل تحليل و تبيين است. 85
” مسيحيت از مکاشفات آخرالزماني و دروني يهودي دربار? ملکوتي که فرا مي رسد بوجود آمد؛ نيروي محرکه اش را از قدرت شخصيت و تخيل عيسي گرفت: از اعتقاد به رستاخيزعيسي و نويد زندگي جاويد قدرت يافت؛ در الاهيات پولس شکل آييني پيدا کرد؛ با جذب اعتقاد و رسوم مشرکان رشد يافت؛ و با وارث شدن الگوهاي سازماندهي و نبوغ روم تبديل به کليساي شکوهمند و پيروز شد.86
هگل بر اين باور است که:
“تفسير و دگرگوني و انحراف “مسيحيت تاريخي” از “مسيحيت حقيقي” يعني مسيحيتي که عيسي در نظر داشت، همانا به دست حواريون صورت گرفته است.”
ويل دورانت مورخ مشهور امريکايي، “پولس و يوحنا” را عامل عمد? جدايي پيروان عيسي از آئين يهوديت و بنيانگذاران کيش مسيحيت تاريخي مي داند. پايان اين استقلال از کيش يهود، آغاز اختلافات و تنش هاي داخلي بين مسيحيان سال هاي سده نخست ميلادي بوده است. 87
3-3.بخش سوم : شوراهاي مسيحيت
3-3-1. شوراي دادشيوع (424 م) :
در سال 421 م. دادشيوع به منصب جاثليقي انتخاب شد و در دفاع خراسان بر ضد قوام وحشي شمالي خدمات ارزشمندي به شاه کرده بود، يک فرقه از معاندان که رئيس آنها بطاي88 اسقف شهر هرمزد اردشير بود، دادشيوع89 را متهم کردند که اشياي مقدس را فروخته و مرتکب ربا خواري شده و مغان را به زجر و قتل مسيحيان تحريک کرده است. اين حمله ي خائنانه با مهارت خاصي صورت گرفت و عاقبت دادشيوع به فرمان بهرام به زندان افتاد. ولي در نتيجه ي اقدامات تئودوسيوس دوم، دادشيوع آزاد شد. او به قدري از مقام خود متنفر شده بود که تقاضاي استعفا داشت، ليکن پيروان او واسطه شدند و شورايي متشکل از سي اسقف در يکي از ولايات عرب نشين تشکيل دادند.
اسقفان مرو و هرات و اصفهان و عمان در اين شورا حضور داشتند. در اين شورا دو امر مهم به تصويب رسيد: يکي اينکه کليساي ايران به هيچ وجه در تحت تسلط کليساي روم نباشد؛ ديگر اينکه کاتوليکوس (جاثليق) داراي اختيارات زيادي شود: زيرا مسيحيان ايراني تمايل داشتند با کليساي روم در ارتباط باشند و کليساي روم در مواقع خطر به آنان کمک کند؛ ولي در اين زمان متوجه شدند که اين رابطه در بيشتر مواقع براي ايشان ايجاد مزاحمت مي کند، زيرا هر گاه بين ايران و روم جنگي رخ مي داد، مسيحيان ايران هم تحت تعقيب قرار مي گرفتند. اگر چه در اين امر تا اندازه هاي حق با اسقفان ايراني موظف شدند که کاتوليکوس را کاملاً اطاعت نمايند و اگر خطايي از وي سر زند کسي به غير از مسيح نمي تواند بر او قضاوت کند، زيرا او داراي مقام مسيح است و مسيح او را براي اين مقام معين کرده است. معلوم است که آنان در اين مورد از تعاليم مسيح دور شدند. از اين زمان به بعد کاتوليکوس پطرياخ نيز ناميده مي شد.90
در اين شورا اسقفان ايراني، با تأکيد بر استقلال مسيحيت ايراني، نخستين گام را به سوي بنيادي کردن کليسايي ملي برداشتند. اين تصميمات به معناي آزادي قانوني بالفعل از انطاکيه بود و بدين طريق کليساي ايراني خود را بيرون از اتحاديه ي پنج گانه روم، قسطنطنيه، انطاکيه و اورشليم قرار داد. انگيزه ي سياسي اين کار چندان زياد نبوده است. دوستي با غرب گسيخته نشد و تنها چشم پوشي از تمامي مسيح مي توانست تأثير سياسي داشته باشد.
مساله اصلي راهي براي دعوي مقتدرانه و اگر ضرورت مي يافت، تحميل کردن صلح داخلي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره آخرالزمان Next Entries دانلود پایان نامه درباره مسيحيان، شوراي، کليساي، مسيحيت