دانلود پایان نامه درباره کتاب درسی، گروه آموزشی، کتابهای درسی

دانلود پایان نامه ارشد

بود. مکان انجام مصاحبهها در مدارس، دفتر گروه آموزشی ریاضی و یک مورد مصاحبه، منزل فرد مصاحبه شونده بوده است. زمان انجام مصاحبهها از نیمهی دوم فروردین ماه سال نود و سه آغاز شد و تا پایان تیر ماه همان سال ادامه داشت.
3-6. ابزار جمعآوری دادهها
دادههای این پژوهش که با مصاحبه جمعآوری شده است، که شامل مصاحبههای نیمه ساختار یافته بود که طی جلسات مختلف با معلّمان انجام شده است. پرسشهای اصلی مصاحبه از قبل تنظیم شده بود و ممکن بود مصاحبه با یک دبیر طی چند جلسه صورت گرفته یا به صورت تلفنی تکرار شود. مصاحبهها به وسیلهی ضبط صوت گوشی تلفن همراه ضبط میشدند. پس از ضبط صدا، پژوهش گر پس از پیاده کردن متن مصاحبه روی کاغذ، به بررسی و تحلیل آن ها میپرداخت. همچنین گاهی پس از اتمام مصاحبهها یادداشتها یا نقدهایی از کتاب درسی ریاضی پایه هفتم، از سوی مصاحبهشوندگان یا سرگروه ریاضی شهرستان قائمشهر، برای پژوهش گر ارسال میشد که در متن پژوهش از آنها استفاده شده است.
3-7. محتوای مصاحبه
*در این پژوهش پرسش‌هایی که به منظور شناسایی باورها، رفتار و توجیهات معلمان نسبت به تغییر کتاب درسی ریاضی پایه هفتم از آن ها پرسیده شده است، به شرح زیر می باشد:
(این پرسش برای آشنایی با سابقه کاری مصاحبه شونده بود):
3-7-1. شما چند سال سابقهی تدریس درس ریاضی دورهی راهنمایی دارید؟
(این پرسش ها برای شناسایی مفهوم سازی مصاحبه شونده از تغییر پرسش شد):
3-7-2. تغییر براي شما چه معنايي دارد و شما چه برداشتي از آن داريد؟
3-7-3. تغییرات کتاب درسی ریاضی پایه هفتم را چگونه می‌بینید و چه معلمی توانايي دارد كه مسئوليت اجرای تغییرات را بپذيرد؟
3-7-4. لطفا درباره آخرين باري كه با مشکلی در اجرای تغییر مواجه شدید، برايم بگوييد؟ ممکن است در مورد آن شرایط توضیح دهید؟
(این پرسش‌ها برای سبب شناسي موافقت، مخالفت پرسش شد):
3-7-5. آیا از تغییرات ایجاد شده در کتابهای درسی ریاضی راضی هستید؟
3-7-6. با توجه به تجربيات خودتان چه عواملي مي‌توانند علت موضع‌گیری شما باشند؟(چرا لازم بود کتاب درسی ریاضی عوض شود و یا دلایلی که نیاز به تغییر نبود)
3-7-7. با توجه به اینکه شما سابقه تدریس کتاب درسی فعلی و قبلی ریاضی را دارید. کتاب‌های درسی جدید چه تفاوتی با کتاب‌های درسی قدیم کرده اند و چه مباحثی به آن ها افزوده شده است؟
3-7-8.. آخرين باري كه احساس کردید تغییرات شما را سردرگم کرده، چه وقت و به چه دليلي بوده است؟
3-8. روش تحليل اطلاعات
پيتر وودز60 (2005) به جاي استفاده از مفهومِ “روش هاي تحليل”، از اصطلاحِ “سطوحِ تحليلِ داده‌هايِ كيفي” استفاده مي كند. به عقيده وي، تحليل داده‌هاي كيفي را مي‌توان در شش سطح صورت داد. اين سطوح بر اساس درجه انتزاع61 و عموميت62، از كم به زياد معرفي شده‌اند. به عقيده وي لزومي ندارد كه در تمامي پژوهشهاي كيفي، تحليل داده ها در تمامي اين شش سطح صورت بگيرد. سطح تحليل بر اساس معيارهايي چون منابع، زمان، ماهيت پژوهش و داده‌هاي موجود انتخاب می شود و حتي مي‌توان تحليل را صرفاً تا سطح دوم ادامه داد. پژوهشگران بعدي مي توانند با توجه به معيارهاي ذكر شده در بالا سطح و گستره آن را افزايش دهند. البته نبايد فراموش نمود كه اين شش سطح هويت هايي كاملاً مستقل نداشته و در برخي مطالعات ممكن است به طور غير ملموس با يكديگر تركيب شده و يا ترتيبي متفاوت به خود گيرند. در ذيل، اين شش سطح به طور خلاصه معرفي مي شوند:‌
1- تحليل مقدماتي63:‌ در اين سطح، انديشه‌هاي ابتدايي محقّق كه مشتمل بر بينشهاي عمومي وي مي‌باشند و در طي فرايند جمع آوري اطلاعات شكل گرفته‌اند، مطرح مي‌شوند. اين انديشه‌ها مي‌توانند از درجه پيچيدگي متفاوتي برخوردار باشند. نحوه تحليل در اين سطح بدينگونه است كه محقق نقطه نظرات خويش را در كنار نوشته‌هاي حاصل از مشاهدات، مصاحبه‌ها، و اسناد يادداشت مي‌كند.
2- طبقه بندي و مقوله بندي:‌64 بعضي اوقات اطلاعات حاصل از مشاهده، مصاحبه، سند كاوي، … آنقدر حجيم و گسترده مي‌شوند كه مي‌بايد آنها را به نحوي نظام مند، معمولاً از طريق طبقه‌بندي و مقوله‌بندي، نظم و ترتيب داد. در اين حالت اطلاعات به نحوي منسجم، منطقي، و موجز تركيب شده و ارائه مي‌گردند. مقولات و طبقات تشكيل شده مي‌بايد حائز دو ويژگي جامعيت و مانعيت باشند. مقولات بر اساس مواردي چون ديدگاه‌هاي افراد نسبت به يك موضوع خاص، فعاليت ها و رويدادها، روابط بين افراد، شرايط و موقعيت‌ها، رفتارها، شكل مي‌گيرند. هر مقوله مي‌تواند شامل چندين مولفه‌ها يا زير مقوله باشد. البته اين جامعيت و مانعيت نبايد منجر بدين شود كه مقولات به طور كامل از يكديگر منفصل شوند، بلكه همواره مي‌بايد بين آنها نوعي ارتباط متقابل باشد.
3- مفهوم سازي65: ‌يكي ديگر از سطوح تحليل در تحقيقات كيفي كه مي‌توان آن را بر اساس دو سطح قبلي و يا به صورت مستقل انجام داد، مفهوم سازي مي‌باشد. برخي اوقات اين مفاهيم در بطن و متنِ نمادهاي فرهنگي جاي دارند كه در اصطلاحات رايج افراد بومي يك حوزه به كار برده مي‌شوند. اينگونه مفاهيم را مي‌توان از طريق تحقيق ميداني كشف كرده و از طريق تحليل رمز گشايي كرد. برخي اوقات نيز خود پژوهشگر اين مفاهيم را تدوين مي‌كند. يعني هنگاميكه به نظر مي‌رسد اطلاعات يا مسائل مختلفي وجود دارند كه داراي ويژگي هاي ساختاري مشترك بوده، اما هيچگاه صراحتاً بدينگونه بيان نمي‌شوند، محقق با بيان يك مفهوم آنها را انسجام مي‌بخشد. مفاهيم را مي توان از طريق مطالعه و بررسي دقيق موارد ذيل استخراج نمود:‌ الف- داده‌ها:‌ سازماندهي داده‌ها در دسته ها و گروههاي مختلف و تلاش فراوان در جهت تبيين و توصيف آنها به نحوي ديگر. اين كار به منزله آزمون جامعيت و دقت الگوي كلي مي‌باشد. و ب- ادبيات مربوطه:‌ كه در طي سالهاي متمادي، و اساساً در نشريات اجتماعي و روانشناختي، درج شده‌اند.
در اين سطح تحليل است كه پژوهش ها و پژوهشگرانِ ديگر اهميت پيدا مي‌كنند. پژوهشگر سعي مي‌كند با مطالعاتي مقدماتي، ديدگاهي از عرصه پژوهش به دست آورد و در عين حال، ديگر آثار مربوطه را نيز مطالعه نمايد. بطور ايده آل در اين سطح، پژوهشگر هم به توسعه دانش در يك حوزه كمك مي‌كند و هم از دانش موجود بهره برداري مي‌كند. در اين سطح، همكاران و پژوهشگران ديگر مي‌توانند از طريق سمينارها، كارگاههاي آموزشي، مشاوره‌هاي خصوصي و غير رسمي، و يا ارائه نظرات انتقادي در مورد نوشته‌هاي اوليه، به تشكيل مفاهيم كمك كنند. آنها مي‌توانند مفاهيم جديد را بررسي كنند، نقاط ضعف آن را گوشزد كنند، شقوق جايگزيني را پيشنهاد نمايند، و داده‌هايي افزونتر را فراهم كنند. هنگاميكه پژوهشگران مفاهيمي جديد را تدوين مي‌نمايند، مي‌بايد آن را به بوته نقد آزمايشي بگذارند.
4- مدل سازي:‌ مدل يا الگو، نسخه بدلِ يك شيء يا پديده است كه اگرچه در مقياسهاي كوچكتر ساخته مي‌شود، اما نسبت به ويژگي ها و مولفه‌هاي پديده اصلي و ارتباطات آنها با يكديگر، وفادار مي‌ماند. فايده اصلي مدل در تحقيقات كيفي اين است كه مولفه‌هاي اساسي فرايندهاي بسيار پيچيده را در مقياس بسيار كوچكتر به نمايش گذاشته و درك آنها توسط قواي ذهني محدود ما را امكانپذير مي‌سازد. ساختن مدل به هيچ وجه كار آساني نيست. اينطور نيست كه مجموعه‌اي از داده‌ها و مواد در اختيار ما باشد و دستور العمل چگونگي كنار هم گذاشتن آنها نيز به ما داده شود، بلكه ما (بعنوان پژوهشگر) مي‌بايد مدل را بر اساس داده‌هايي كه در اختيار داريم تدوين كنيم. برخي اوقات ارتباط بين اجزاء مدل روشن است، برخي اوقات اين ارتباط گنگ و نامفهوم است و براي بهبود مدل مي بايد داده هايي جديد را جستجو كرد. پژوهشگران مي بايد همواره مواد لازم براي چسباندن اجزاء مختلف مدل را فراهم كنند.
معمولاً مدل هاي فيزيكي مدل هايي كامل نيستند. اين نقصان شامل حال مدل هاي مربوط به زندگي اجتماعي نيز مي‌شود، چرا كه زندگي اجتماعي داراي پيچيدگي‌هاي، تضادها، و تناقضات پرشماري است. به همين دليل است كه در اكثر مواقع، پژوهشگران مختلف مدل هايي متعدد را براي يك پديده اجتماعي واحد ارائه مي‌كنند و معتقدند كه ديگر مدل ها، جنبه هايي از آن پديده را به طور شايسته بازنمايي نكرده‌اند.
مدل سازي معمولاً در مورد تمامي سطوحِ تحقيقات و نظام آموزشي به كار مي‌رود:‌
– سطح سيستمي (كلان):‌ براي مثال جهت بازنمايي روابط متقابل موجود بين نظامهاي سياسي، اقتصادي و آموزشي و همچنين خرده سيستمهاي آنها.
– سطح نهادي (موسسه آموزشي):‌ براي مثال مدل هاي پردازش و ارائه تكاليف آموزشي، فرايندهاي گزينش برنامه درسي،…
-سطح فردي:‌ براي مثال مدل هاي تصميم گيري معلمان، مدل دانش آموز ايده‌ال، مدل مدرس ايده‌آل، …
با توجه به پيچيدگيهايي كه بيان شد، به نظر مي‌رسد كه ارائه مدلي كامل، قوي، و اصيل بر مبناي صرفاً يك پژوهش امكانپذير نباشد. به همين دليل مي‌بايد نسبت به پژوهشهايي كه ادعاي ارائه يك را دارند باشك و ترديد نگريست.
5- نوع شناسي (نوع سازي)66: نوع شناسي‌ها كاركردي مشابه با مدل ها دارند و غالباً نيز اين دو اصطلاح به جاي يكديگر به كار برده مي‌شوند. نوع شناسي‌ها مي‌توانند از طريق انسجام بخشيدن به حجم گسترده‌اي از داده‌ها در غالب يك ساختارِ سازمان يافته، كه در آن انواع و گونه‌هاي اساسي مشخص شده‌اند، ديدگاه ما را وسعت بخشند. نوع شناسي ها مي‌توانند درباره دامنه اين انواع و گونه‌ها، اطلاعات ذيقيمتي به ما دهند. آنها روابط و ارتباطات را روشن ساخته و مبنايي را براي مقايسه و نظريه پردازي در اختيار ما قرار مي‌دهند. نوع شناسي ها را بر دو اساس مي‌توان ايجاد نمود:‌
– بر مبناي داده‌هاي جمع آوري شده و مفاهيم شكل گرفته در يك مطالعه خاص
– بررسي ادبيات پژوهشيِ مربوطه و تدوين يك نوع شناسي بر اساس منابعِ متعددِ مطالعه شده
مدل ها و نوع شناسي‌ها اساسا نوعي كاركرد توصيفي دارند. آنها مي‌توانند به ما كمك كنند تا شناخت خويش از حوزه هاي مربوط به فعاليتهاي اجتماعي را توسعه دهيم. نوع شناسي‌ها در حقيقت امور و پديده‌ها را آنچنان كه هستند توصيف مي‌كنند تا مبنايي را براي توليد نظريه فراهم كنند.
6- نظريه سازي:‌ هدف غاييِ پژوهشهاي كيفي، نظريه سازي است، و نه آزمون نظريه. سطح نهايي تحليل در پژوهشهاي كيفي ايجاد نظرياتي است كه بتوانند با انسجام بخشيدن به مفاهيمِ شكل گرفته، پديده‌ها را تبيين و پيش بيني نمايند. اعتبار اين نظريه‌ها هنگامي افزايش مي‌يابد كه مطالعات موردي ديگري در همان حوزه صورت گرفته و نتايجي نسبتاً مشابه را بدست آورند. البته گاهي اوقات برخي افراد ادعا مي‌كنند كه هدف پژوهش كيفي صرفاً توصيف فرهنگ و تجربيات زيسته افراد در يك زمينه فرهنگي است، اما بايد توجه كرد در صورتيكه پژوهشگران حوزه‌هاي اجتماعي فراموش نمايند كه هدف اصلي اين حوزه توليد نظريه است، نوعي فرايند جابجايي هدف67 رخ خواهد داد و تعاريف عملياتي و مشاهدات تجربي، خود به هدفِ اصلي تبديل خواهند شد. به هر حال، نبايد فراموش نمود كه نظريه صرفاً بر مبناي داده‌هاي موجود و اتصال آنها با يكديگر شكل نمي‌گيرد، بلكه قوه خلاقه پژوهشگر در اين راه نقشي عمده دارد. دو عامل موثر ديگر در توليد نظريه (علاوه بر خلاقيت)، قدرت گمانه زني و تبيين منطقي مي‌باشند (Chris Woods, 1984)
تحلیل داده های این پژوهش تا سطح دو، یعنی طبقه بندی و مقوله بندی, ادامه پیدا کرد. فرایند تحلیل در پژوهش حاضر به روش تفسیری انجام شده است.
مراحل انجام پژوهش حاضر عبارتند از:
1: تبیین جوانب مسأله.
2: تنظیم ابزار جمعآوری دادهها.
3: شناسایی منابع اطلاعرسان.
4: جمع آوري دادهها.
5: توصیف و تجزيه و تحليل دادهها با استفاده از روشهای تفسیری.
6: نتيجهگيري و ارائهی پيشنهادها.

روش اعتباربخشی داده های این پژوهش، مشارکت مداوم68 ، بازبینی اعضا69 و ممیزی بیرونی70 می باشد. در مشارکت مداوم پژوهشگر داده های خود را از طریق تعامل طولانی مدت با اطلاع رسان به دست

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره برنامه درسی، پدیدارشناسی، تحقیق کیفی Next Entries دانلود پایان نامه درباره کتاب درسی، کتاب های درسی، روان شناسی