دانلود پایان نامه درباره کارگران مهاجر، پناهندگان، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

رهبري (1393)؛ رهبري و شارعپور (1393ب)
سازماندهي شهري
مدنيپور (1387)؛ کاظمي (1388)؛ رهبري و شارعپور (2013)؛ رهبري (1391)؛ شارعپور و رهبري (1392) ؛ رهبري و شارعپور (1393)؛ رفعتجاه، شارعپور و رهبري (1393)؛ رهبري و شارعپور (1393ب)
تصميمگيري
عبدللهي (1387)؛ پيراهري (1391)؛ منصوران و عبدللهي (1391)؛ بهان (2009)؛ رهبري و شارعپور (2013)؛ رهبري (1391)؛ شارعپور و رهبري (1392) ؛ رهبري و شارعپور (1393)؛ رفعتجاه، شارعپور و رهبري (1393)؛ رهبري و شارعپور (1393ب)

عليرغم تلاشهاي روزافزون نظري صورت گرفته در چهارچوب نظريهي جامعهشناسي شهري لوفور، به نظر ميرسد اين شاخه هنوز جاي خالي مطالعات تجربي در اين حوزه احساس ميشود. بيشتر مطالعات صورت گرفته که شرح آنها در دو بخش قبلي رفت، از رويکردهاي ميداني يا نظري براي بررسي بخشي از متغيرها و مفاهيم نظريهي لوفور استفاده کردهاند، نه کليهي آنها.
بخش وسيعي از مطالعات نظري انجام شده در زمينهي مفهوم «حق به شهر» در کشورهاي توسعه يافته و توسط انديشمندان غربي صورت گرفته است. اين مفهوم در کشورهاي ديگر، از جمله ايران از خلال مباحث نظري وارداتي به بحث گذاشته ميشود. ايدهي حق به شهر در جوامع شرقي با همان صورتبندي مطرحشده در غرب مورد بررسي قرار گرفته است، در حالي که آزمون اين نظريه در زمينهي اجتماعي متفاوت از مطالعات پيشين، ميتواند ميزان تعميمپذيري اين نظريه و ميزان جهانشمول بودن ايدههاي مطرح شده توسط لوفور را مورد سنجش قرار دهد.
مرور نتايج به دست آمده از مطالعات انجام شده با موضوع شهر، فضا و جنسيت در ايران بيانگر موارد زير است:
يکم، ارتباط اين دو و توجه به حق زنان به شهر يک مسالهي اساسا اجتماعي است و يافتههاي متعددي وجود دارد که ماهيت جنسيتي امر شهري و معناداري جنسيت در بهرهمندي از مولفههاي مختلف شهري و فضايي را نشان ميدهد؛ از اين رو اين مساله همچنان يک مسالهي به روز اجتماعي و موضوعي درخور توجه و بررسي بيشتر است.
دوم، تمرکز اين تحقيقات بر برخي عوامل تاثيرگذار بر ادراک از «حق به شهر» مانند ابعاد سرزندگي، به خصوص «امنيت در شهر» و برخي متغيرها و مفاهيم ديگر مانند «تصميمگيري» بيشتر از سايرين بوده است. از اين رو پژوهش حاضر با توجه به بررسي متغيرهاي مختلف تاثيرگذار بر حق به شهر در کنار هم، ميتواند نگرشي کلگرايانهتر نسبت به حقوق شهروندي ايجاد کند.
اگرچه حق به شهر لوفور عنوان مفهومي با درونمايههاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي ادراک شده است که در گسترهي وسيعي از مطالعات شهري، با موضوعات مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. در مجموعِ ادبيات ياد شده چنانچه مشاهده ميشود، توجه به مسالهي جنسيت در ارتباط مستقيم حق به شهر، کمتر مورد تمرکز محققان قرار گرفته است. جنسيت عموما به عنوان يک متغير زمينهاي در کنار متغيرهايي مانند سن و وضعيت تاهل و … وارد تحليلها شده است. مطالعات معدودي به ارائهي تحليل جنسيتي از حق به شهر پرداختهاند (مانند دوسرتو (1984) و فنستر (2005)) و جاي خالي رويکرد جنسيتمحور که جنسيت را به عنوان يک متغير اصلي در تحليلها و نتيجهگيريهاي نهايي وارد کند احساس ميشود. در واقع يک خلاء در مطالعات تجربي پيرامون مفهوم جنسيت و حق به شهر وجود دارد که رويکرد مطالعهي حاضر از اين منظر، تجربهاي جديد محسوب ميشود.
بنابراين پژوهش حاضر از سه جهت ميتواند به تقويت ادبيات موجود پيرامون حق به شهر بپردازد:
– به آزمون گذاشتن نظريهي «حق به شهر» هانري لوفور در زمينهي شهري غيرغربي که تجربهاي جديد است؛
– ارائهي تحليل جنسيتي از حق به شهر به جاي در نظر گرفتن جنسيت به عنوان يکي از متغيرهاي جمعيتشناختي و زمينهاي؛
– اتخاذ رويکرد کلگرا و توجه کيفي به تمام مولفههاي تاثيرگذار بر «احساس بهرهمندي از حق به شهر».

فصل سوم
مباني نظري

3-1- چهارچوب نظري
دراين پژوهش از تلفيق دو نظريهي اصلي استفاده ميشود: نظريهي «حق به شهر» هانري لوفور و نظريهي فمينيسم سوسياليستي-جغرافيايي که در ادامه به تفصيل شرح داده ميشوند.
ضمن اين که مفاهيم طرح شده در نظريهي اقتصاد سياسي کاستلز که تکميلکنندهي نظريهي حق به شهر لوفور است، و تحت تاثير نظريهي او ساخته شده است در تحليلها به خصوص در ارتباط با مفهوم کليدي «توليد فضا» مورد استفاده قرار ميگيرد.
نردبان شري آرنستاين، که بيش از آن که يک نظريهي تبييني باشد، نوعي سازهي مفهومي براي طبقهبندي درجات مشارکت شهروندي است، و پيش از اين نيز در ارتباط با ساير انواع مشارکت شهروندي به آزمون گذاشته شده است (براي نمونه ر.ک. به شرفي و برکپور، 1389؛ هاديان و دانشپور، 1389؛ زرافشاني و همکاران، 1388) به عنوان يک سازهي مناسب براي تحليل مولفهي مشارکت در حق به شهر به شکل مستقل مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

3-1-1- حق به شهر: هانري لوفور
مفهوم حق به شهر52، كه يكي از جنجاليترين و شناختهشدهترين مفاهيم مطرح شده توسط لوفور است و در كتابي به همين عنوان مطرح شده است، در سال 1967 درست يك سال پيش از خيزش جنبشهاي اجتماعي – سياسي در اروپا و آمريكا به چاپ رسيد. اين كتاب كه درست يک قرن پس از كتاب سرمايهي ماركس به چاپ رسيد53، به نوعي بزرگداشت و امتداد اين اثر نيز محسوب ميشد. عنوان اين كتاب كه تبديل به شعاري اجتماعي براي فعالان شهري شده است، برانگيزانندهي مباحث علمي و اجتماعي بسياري در حوزهي نابرابريهاي شهري شده است.
لوفور حق به شهر را «درخواست براي دسترسي تحوليافته به زندگي شهري» ميداند (كافمن و لباس54، 1996: 158). هاروي55 مفهوم حق به شهر لوفور را اين گونه توضيح ميدهد:
«حق به شهر بسيار فراتر از آزادي فردي براي دسترسي به منابع شهري است؛ بلكه حق به تغيير شهر، براي ايجاد تغيير در خودمان است. اين حق بيش از آن كه فردي باشد، اشتراكي است چرا كه اين تغييرات نيازمند يك قدرت جمعي براي بازشكلدهي به فرايندهاي شهري است. آزادي ساختن و بازسازي شهر و خودمان، به نظر من يكي از ارزشمندترين حقوق بشري است كه بسيار مورد بي اعتنايي قرار گرفته است» (هاروي، 2008: 24).
به نظر ميرسد كه براي لوفور، نه خانه، بلكه شهر است كه ايجادكنندهي وجود و خودآگاهي شمرده ميشود (كافمن و لباس، 1996: 8). در حق به شهر، هانري لوفور اين مساله را مطرح ميكند كه پراكسيس شهري نيازمند همزماني و هممكاني است كه در آن امكان جريان روابط هر روزهي زندگي و تعاملات اجتماعي ممكن ميشود. طراحان شهري نميتوانند پراكسيس را طراحي كنند اما ميتوانند فضاهاي مناسب آن را ايجاد كنند و راه را براي انجام آن هموار كنند. به نظر لوفور مردم تبديل به دندههايي در چرخ سرمايهداري شدهاند و شهر بايد براي همه ي مردم راهي را باز كند كه امكاني را براي ساختن محيط هايي براي خودشان داشته باشند. انسانها به اعتقاد لوفور تنها با كار كردن و به دست آوردن پول كافي براي شركت كردن در چرخهي سرمايهداري راضي نميشوند چرا كه نيازمند چيزهاي ديگري مانند بازي، خلاقيت، تجربه، آموزش، ورزش و … هستند. شهرهاي ما نياز به كار و تفريح را تا حدي تامين ميكنند اما نياز به زندگي اجتماعي و انسانشناختي تامين نشده است. لوفور در ميان فضاهاي عمومي و خصوصي تاكيد خود را بر فضاي عمومي و مفهوم «اثر»56 قرار ميدهد. اثر همان توليد خلاقانه و همينطور زمينهاي براي زندگي روزمرهي ساكنان شهر است. او توجه خود را بر حق انسانها به مشاركت در فضاهاي شهري و استفاده از آنها قرار ميدهد (لوفور، 1996).
انديشهي لوفور مهيا كنندهي يك بازانديشي راديكال از اهداف، تعاريف و محتواي اجتماعات سياسي است. لوفور براي تعريف تعلق به يك اجتماع سياسي از شهروندي57 رسمي استفاده نميكند بلكه از يك مفهوم هنجاري تحت عنوان سكونت58 استفاده ميكند. زيرا شهروندي يک مفهوم حقوقي است که ممکن است شامل حال تمام افرادي که در يک شهر حاضر هستند نشود. براي نمونه، کارگران مهاجر فصلي، افراد بيخانمان که فاقد مدارک هويتي هستند، پناهندگان اجتماعي و سياسي، مسافران و اقشار آسيبپذيري که به هردليلي از مدارک رسمي هويتي بهرهمند نيستند از تعريف شهروندي بيرون قرار ميگيرند؛ ولي همين افراد، صرفنظر از وضعيت شهرونديشان تا زماني که در فضاي شهري حضور دارند، ساکنان شهر هستند و نسبت به شهر حق دارند.
اين ايده که افرادي كه در شهر حضور دارند نسبت به آن حق دارند، توسط ميچل (2003) بيشتر مورد بررسي قرار گرفته است. او در کتابش به نام «حق به شهر»، که با الهام گرفتن و در راستاي ايدهي حق به شهر لوفور و البته با گسترش و پروردن آن در جامعهي شهري ايالات متحده نوشته شده است اشاره ميکند که متوليان شهري تمايل دارند که به حذف گروههايي مانند فقراي شهري و افراد بيخانمان در شهر دست بزنند. او براي نمونه به کارتن خوابها اشاره ميکند که عموما از سوي طبقهي متوسط و بالاي شهري به مثابهي تخريبکنندگان فضاي شهري قلمداد ميشوند. ميچل (2003) با مثالي از کارتنخوابهاي پارکهاي نيويورک (که جمعيت کمي نيستند) به اين مساله اشاره ميکند که اين گروهها از فضاي شهري منع و محروم ميشوند بدون اين که فضاي جايگزيني براي آنها تعريف و در نظر گرفته شده باشد.
بنابراين، براساس نگاه لوفور حق به شهر براي تمام افراد وجود دارد چه شهروند رسمي باشند و چه غريبه. لوفور دو حق را در حق شهري باز ميشناسد (فنستر، 2005):
* حق اختصاص دادن به خود59: حق استفادهي كامل از فضاي شهري در زندگي روزمره، حق زندگي كردن، بازي كردن، كار كردن، استفاده کردن از فضاها و به خود اختصاص دادن و …
* حق مشارکت60: حق اين كه ساكنان شهر در تصميمگيريهاي مربوط به فضاهاي شهري در هر سطحي از تصميمگيري كه باشد دخيل باشند.
حق استفاده از شهر (در بعدِ‌ عمومي) احساس تعلق را به ارمغان ميآورد. تعلق يك احساس است كه در فعاليتهاي روزمره و استفاده از مكانها ساخته شده و رشد ميكند.
«فضا يك مكان است كه در آن کنش اجتماعي رخ ميدهد.» (دوسرتو، 1984: 117).
براي نمونه خيابان به عنوان يك مكان جغرافيايي كه توسط برنامهريزان شهري طراحي شده است توسط رهگذران هدفمندي كه كنش اجتماعي خود را در آن به انجام ميرسانند، تبديل به يك فضا ميشود. تمام فعاليتهاي بدني روزمره بخشي از فرايند محدودكردن و به خود اختصاص دادن هستند. بنابراين حق به شهر و در كنار آن اختصاص دادن فضاهاي شهري61 به خود كه در كار لوفور برجسته شده است، در مورد زنان نيز، بدون احساس امنيتِ مطلق در فضاهاي شهري ممكن نميشود. البته اين وجه بيروني مساله است و وجه دروني آن تغييراتي است که در نظامهاي فرهنگي بايد رخ دهد تا ذهنيت و باور زنان در راستاي احساس توانمندي، اعتماد به نفس و ذيحق دانستن خودشان باشد.
لوفور با استفاده از مفهوم توليد به معناي ماركسيستي از توليد فضا سخن ميگويد. به نظر او:
«انسانها به عنوان موجوديتهاي اجتماعي، زندگي و خودآگاهي و جهان خود را توليد ميكنند. هيچ چيزي،‌ نه در تاريخ و نه در جامعه وجود ندارد كه توليد نشده باشد» (لوفور، 1991: 68).
فضاي اجتماعي نيز توليد ميشود. اين بدان معناست كه فضا به خودي خود نميتواند وجود داشته باشد. لوفور مفهوم زمان و مكان را در كنار هم و مربوط به هم تعريف ميكند تا اين فضاي توليد شده را به ما بشناساند. فضا نشاندهندهي نظم همزمان و درزمان يا تاريخي واقعيت اجتماعي است. او جامعه را نيز نه تنها به عنوان مجموع موجوديتهاي مادي زماني-فضايي و نه مجموع افكار يا كردارها ميداند بلكه هر دو عنصر كردار، انديشه و جسمانيت فضايي و ماديت زماني را در كنار هم قرار ميدهد. پندارههاي تاريخي فضا بر پايهي سه محور تحليل ميشود كه به بيان ساده عبارتند از: «فضاي به فهم درآمده» يا «ادراكشدهي»62 زندگي روزمرهي اجتماعي و ادراك عمومي كه آميزهاي از عمل و چشمانداز عامهي مردم است، «فضاي به حس دريافته»63 يا «احساس شده» كه در حرفهاي و نظري نقشهكشها، برنامهريزان شهري يا دلالان ملكي مغفول

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره ناخودآگاه Next Entries دانلود پایان نامه درباره روابط قدرت، محل سکونت