دانلود پایان نامه درباره کاروانسرا، ناصرالدین شاه، مراسم مذهبی، فضاهای باز

دانلود پایان نامه ارشد

تعزیه خوانان عادی و متوسط (از لحاظ هنر و آواز) انتخاب می شدند. با این همه، چون در برخی از تعزیه ها، نقش و موقعیت فرنگی خوان عمده و مهم بود، هر تعزیه خوانی نمی توانست فرنگی خوان شایسته و خوبی باشد. بیشتر فرنگی خوانان و شبیه های یهودی و زردشتی و مانند آنها، سرانجام به اسلام و تشیع گرایش پیدا می کردند و یا مسلمان می شدند.
فرنگیان در تعزیه جامۀ خاصی می پوشیدند، و گاهی به تقلید مأموران سیاسی و سیاحانی که در قرن 18 و 19 به ایران می آمدند، عینک آفتابی بر چشم می زدند، و یا دوربینی به گردن می آویختند و چتری بر دست می گرفتند. (پولاك، ياكوب ادوارد،1361:ص 235). با این همه لباس و وسایلی که شبیه فرنگیان در تعزیه و تکیه با خود داشتند یکسان نبود، و معیار و ضابطه ای کلیه در این مورد وجود نداشت (بخش رخت و لباس تعزيه خوانان. همين پژوهش). از دورۀ مشروطه که ساختن تعزیه های گوشه و فرعی از قصه ها و داستانهای مذهبی یا غیرمذهبی بیشتر رایج شد، تعداد تعزیه هایی که یهودیان و فرنگیان و بت پرستان در آن نقش داشتند، فزونی گرفت.
7-3-2-4 – ارواح درگذشتگان
در تعزیه هایی که ارواح درگذشتگان و مردگان نقش داشتند، شبیه های آنان به چند صورت و شیوه ظاهر می شدند.
اگر درگذشتگان از انبیا و اولیا و امامان بودند و شبیه آنان به صحنه می آمدند تا با شخصیتهای زنده و حاضر در صحنه (چه در عالم خواب و رؤیا و چه در بیداری) دیدار و گفت و گو کنند با لباس و هیئت خاص زمان زنده بودن خویش ـ یعنی با عبا و قبا و عمامه ـ ظاهر می شدند. فقط برای این که غیبت ظاهری خود را نشان دهند، توری بر چهره می افکندند. مثلاً:عیسی مسیح در تعزیۀ «قانیای فرنگ»، با همان شکل و لباس در عالم رؤیا به خواب پادشاه فرنگ می آمد، و ضمن آگاه ساختن پادشاه از حقیقت دین اسلام، او را از آزار شیعیان عزادار باز می داشت.
اگر شبیه انبیا و اولیا و امامان در گذشته، به صحنه نمی آمدند، و می خواستند از راه دور یا نزدیک با شخصیتهای زندۀ تعزیه گفت وگو می کردند، از دید تماشاگران پنهان می ماندند. این شبیه ها، معمولاً با همان لباس عادی و روزانه ای که بر تن داشتند، نقش خود را ایفا می کردند، منتها، گاهی بعضی از آنان نقاب یا توری هم بر چهره می بستند. ارواح امامان و پیامبران در تمام این صحنه ها مانند زمان حیات خویش، اشعار را با آهنگ و آواز خاص خود می خواندند.
8-3-2-4 – ارواح کسان دیگر
ارواح مردگان از هر گروه و دسته ای که بودند، با کفن در صحنه ظاهر می شدند. مردگان اگر از گروه نیکوکار بودند، شبیه شان کفن سفید و اگر از بدکاران بودند، کفن سیاه می پوشیدند. مثلاً ما در تعزیۀ «صحرای محشر»، مردگان اشقیا و بدکاران با کفن سیاه و نیکوکاران و شیعیان با کفن سفید ظاهر می شدند. مردگان نیکوکار ـ به خلاف امامان و اولیای غائب و در گذشته ـ اشعار را نه با آهنگ و آواز و نه همچون اشقیا، با داد و فریاد می خواندند، بلکه حالتی آرام و آهنگین همراه با کمی ناله به صدای خود می دادند، و کلمات را چنان با متانت ادا می کردند که به نحوی مرده بودن خود را مجسم کنند.
9-3-2-4 – نعشها
«نعشها» را به دو صورت مجسم می کردند. اگر مظلوم خوانی در ضمن واقعه شهید می شد و تعزیه نیز ادامه می یافت، مظلوم خوان شهید در تمام طول تعزیه همچون نعش روی صحنه بر جای می ماند. گاهی هم خادمان تکیه و تعزیه به روی صحنه می آمدند و نعش او را به پشت صحنه می بردند. گاهی نیز شبیه نعشها را از پشت صحنه به روی صحنه می آوردند و دور تخت می گرداندند. مثلاً، در تعزیۀ «شهادت قاسم» و یا شهادت برخی از یاران امام در روز عاشورا، در روی صحنه نعش گردانی می کردند.
برای نشان دادن شهیدانی که در گذشتۀ دور، یا نزدیک شهید شده بودند، معمولاً از نعشهای ساختگی استفاده می کردند. نعش را مانند جسد انسان می ساختند. به این گونه که تنه اش را با بالش و متکای استوانه ای شکل، یا چیزی مانند آن، و سرش را با سر مقوایی و پاهایش را با چکمه نشان می دادند و روی آنها را حوله یا پارچۀ سفید می انداختند.
10-3-2-4 – قاصدان و غلامان
قاصدان که تعزیه سازان آنان را عرب قاصد می گویند، کسانی را می گفتند که آورنده نامه یا پیام و فرمانی بوند. چون این گروه به اصطلاح مأمور بودندو معذور، طبعاً از اشخاص بی طرف و میانه حال تعزیه به شمار می آیند. قاصدان اگر از طرف اشقیا نامه یا پیامی می بردند، معمولاً تند و با شتاب حرکت می کردند، اشعار را مانند اشقیا بی آواز می خواندند؛ منتها چون به هر حال می بایستی بی طرفی خود را به نحوی نشان دهند، اشعار را با تشدد و فریاد و اشتلم نمی خواندند، بلکه تا اندازه ای آرام و ملایم می خواندند در بعضی مواقع به خصوص هنگامی که پیام یا خبر غم انگیری با خود می برد، علمی در دست داشت .
کسانی که در اصطلاح تعزیه خوانان غلام خوانده می شدند، از لحاظ نقش و وضع و موقعیت سه گروه بودند، برخی همانند قاصدان تا اندازه ای از اشخاص بی طرف و میانه حال بودند، مانند غلام مأمون در تعزیۀ «شهادت امام رضا (ع)» که از حضرت را برای مهمانی و حضور در مجلس مأمون دعوت می کند. بعضی از طرفداران اولیا بودند، مانند غلام ابن زیاد در تعزیۀ «خروج مختار» که طفلان مسلم را به جای زندان کردن آزار و رها می کند. برخی دیگر هم از گروه یا طرفداران اشقیا بودند، مانند «مغفل» غلام ابن زیاد در تعزیۀ «شهادت مسلم».
11-3-2-4 – دیوان و جنیان
در بعضی از تعزیه ها، مانند تعزیۀ «سلیمان و بلقیس»، «شست بستن دیو»، «بئرالعلم» و … دیوان و جنیان نقشهایی دارند. آنان نیز مانند انسانها به دو دستۀ نیک و بد تقسیم می شوند.
شبیه دیوها غالباً صورتک و ماسک بر چهره می زدند. در تکیه هایی که صورتک نبود، چهرۀ شبیه دیو را با دوده و رنگ و امثال آنها بزک (گریم) می کردند و به صورت زشت و ترسناکی در می آوردند. این گونه بزک از موارد استثنایی چهره آرایی در تعزیه ها بود. کسانی که شبیه دیو می شدند، لباسی مخصوص می پوشیدند که معمولاً کوتاه و کمرچین دار بود. آنها پاچۀ شلوار و آستینها را تا زانو و آرنج بالا می زدند و بیشتر اوقات پای برهنه راه می رفتند. برخی از آنها زنگوله هایی بر دست و پا و لباس خود می آویختند و در گفت و شنودهایشان شعر و کلام را بدون آواز و با حالت فریاد و گاهی با ناله می خواندند. سخن آنها مانند اشقیا با پرخاش و اشتلم و با لحنی محکم و مقطع نبود، بلکه کلمات را به نحوی می کشیدند که کم و بیش هم صفت دیو خیالی را مجسم کنند، و هم آنها را خشن و پست و فرومایه و ستمگر، مانند اشقیا و دشمنان امام نشان دهند! رفتار و حرکات دیوان بنا بر نقشی که در تعزیه ها داشتند، تا اندازه ای متفاوت بود.
شبیه جنیان و پریان، برعکس دیوان، همانند فرشتگان و حوریان گرد توری بر چهره می بستند تا پوشیدگی و ظرافت و لطافت جنیان و پریان را نشان دهند. اینان لباس یا کلاهی مخصوص داشتند که با لباس حوریان تفاوت داشت و رنگ تورشان هم فرق می کرد. شبیه سردسته و رئیس جنیان را، به خصوص در مواقعی که در تعزیه ها گفت و شنود داشت، معمولاً از مردان میانسال و شبیه جنیان را از جوانان و نوجوانان انتخاب می کردند. جنیان را به گونه ای در صحنه ظاهر می کردند، تا در مقابل شکل و هیئت ترسناک و زفت و زمخت دیوان، منظری لطیف و زیبا و اسرار آمیز داشته باشند.
با گسترش و تنوع تعزیه ها و پدید آمدن گوشه های مختلف، تعزیه هایی ساختند که گروهها و سنخهای گوناگون جنیان در آن نقش داشتند؛ مثلاً، در تعزیۀ «بئرالعلم»، جنیان مشرک و کافر با جنیان مسلمان تفاوت داشتند، و شکل و رنگ لباس و شیوۀ خواندن اشعار آنها با یکدیگر فرق می کرد.
شیطان در تعزیه ها، مثلاً در تعزیۀ «قربانی کردن اسماعیل» و یا «سیر کردن آدم و حوا در بهشت» کلاه مخروطی شکل کاغذی قرمز رنگی بر سر می گذاشت. شبیه شیطان با زبانی آرام و چرب و نرم، بدون آهنگ و آواز، یا بی پرخاش و اشتلم سخن می گفت. لباس یا نیم تنۀ چهل تکۀ رنگارنگ می پوشید که زنگوله هایی از آن آوایزان بودند.

3 – 4 – مکان تعزیه خوانی
تعزیه خوانیها را می‌توان از نظر مکان و محل اجرا به چهاردسته تقسیم کرد، به عبارت ديگر نمايش تعزیه در ميدانها، كاروانسراها ، منازل اعیان و اشراف و همچنين تكيه ها برگزار می گرديده است.
1-3-4 – میدانها
میدانها از دیرباز محل مناسبی برای برگزاری مراسم مذهبی ایام محرم و اجتماع دسته ها و بعدها تعزیه و شبیه خوانی بوده است. در دورۀ ناصرالدین شاه نیز با وجود تکایای متعدد در تهران، برخی از تعزیه ها، به خصوص تعزیه های مفصل یا تعزیه های پرجنگ و ستیز و دارای سیاهی لشکر (که به فضای وسیع تری نیاز داشته اند)، در این گونه محلها برگزار می شدند. تعزیه خوانی در میدانها و فضاهای باز، اگر در روز عاشورا که مربوط به تعزیۀ شهادت امام یا تعزیۀ هفتاد و دوتن بود، برگزار می شد، غالباً با گردهمایی دسته ها و گروهها و اجرای مراسم دیگر مذهبی همراه بود. مثلاً:
چاله حصار: در محرم سال 1273هـ.ق.، زمانی که ناصرالدین شاه در نیاوران به سر می برد، دسته ها گروههایی از اصناف مختلف، از برخی محلات تهران، در محلۀ چاله حصار گرد آمدند و پس از برگزاری مراسم نوحه خوانی و سینه زنی و امثال آن، به آوردن شبیه «هفتاد دو تن» و اجرای این تعزیه پرداختند.
ميدان نياوران: نمونه ای دیگر از تعزیه خوانی در میدانها و فضای باز، مجلس تعزیه ای است که هینریش بروگش آلمانی در جلوی کاخ صاحبقرانیۀ نیاوران شاهد آن بوده است. با این که ناصرالدین شاه تکیۀ نیاوران را در 1274 هجری قمری (1875 م.) برای تعزیه خوانیهای دولتی ساخته بود، مع هذا گهگاه مراسم تعزیه در میدان و جلوی قصر صاحبقرانیه نیز برگزار می شد. از آن جمله، در سال 1278 هجری قمری (1861 م.) هنگامی که ناصرالدین شاه به اقتضای فصل در نیاوران بود و گردانندگان تعزیه می خواستند تعزیۀ «شهادت هفتاد دو تن» را برپا کنند، ظاهراً به سبب تفصیل این تعزیه و اجرای مراسمی چون آتش زدن خیمه ها که به فضای بزرگ وسیعی نیاز داشت، تکیۀ نیاوران برای برپایی تعزیه مناسب نبود، بنابراین میدان جلوی کاخ صاحبقرانیه را برای اجرای این تعزیه برگزیدند.
2-3-4 – کاروانسراها
کاروانسراها از دیرباز محل مناسبی برای اجتماع دسته ها و برگزاری مراسم مذهبی و اجرای نمایشها و نمایشواره ها بوده است. پس از پیدایش تعزیه و رواج تعزیه خوانی، از این مکانها نیز در ایام محرم برای برپایی مجالس تعزیه و روضه استفاده می کردند. شکل کاروانسراها چنان که می دانیم مربع و مستطیل و برخی از آنها چندضلعی و مدور بود. در وسط بیشتر کاروانسراها حوضی قرار داشت که به هنگام لزوم روی آن را با تخته و الوار می پوشاندند و به صورت صحنه و تخت تکیه در می آوردند. در پیرامون کاروانسراها حجره و پله هایی وجود داشت که تماشاگران یا مسافران، (در کاروانسراهای میان راهها)، حجره ها و پله هایی وجود داشت که تماشاگران یا مسافران، (در کاروانسراهای میان راهها)، می توانستند فضا و وسط صحنه را به خوبی تماشا کنند. در زمان ناصرالدین شاه و پس از او تا اوایل مشروطه، برخی از تعزیه خوانیهای تهران در کاروانسراها برگزار می شد (روزنامه وقايع اتفاقيه، نمره 97، 27 صفرالمظفر 1269 ه.ق). یکی از معروف ترین آنها کاروانسرای ارامنه در بازار بود که عکسهایی از تعزیه خوانیهای آنجا در برخی از کتابها آمده است.
3-3-4 – خانه های اعیان و اشراف
تعزیه خوانی در خانه های اعیان و اشراف، ظاهراً از زمان آقامحمدخان، به خصوص فتح علی شاه، معمول شد، و در دورۀ ناصرالدین شاه بیش از پیش رواج یافت. میرزاآقاخان نوری صدراعظم ناصرالدین شاه با این که مدتی سرپرستی تکایای دولتی را بر عهده داشت، و در سالهایی که ناصرالدین شاه در نیاوران به سر می برد ترتیب تعزیه خوانیهای نیاوران با او بود، مع هذا مقارن همان ایام در خانۀ شخصی اش در نیاوران نیز بساط تعزیه خوانی برپا می ساخت و از رجال و نمایندگان خارجی برای شرکت در مجالس تعزیه دعوت می کرد.
بسیاری از شاهزادگان و رجال دیگر نیز علاوه بر حضور در تکیۀ دولت در ایام محرم و داشتن طاقنمای اختصاصی در تکیه، در منازل خود

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره ناصرالدین شاه، قهوه خانه ها، علی اکبر (ع)، مرگ آفرینی Next Entries دانلود پایان نامه درباره ناصرالدین شاه، منابع تاریخی، مناطق روستایی، زنان روستایی