دانلود پایان نامه درباره واجب الوجود، خواجه طوسی، نفس اماره، خوشگذرانی

دانلود پایان نامه ارشد

نفس تمکن و استقرار داشته اند ولی به خاطر وجود مانع احساس نمی شدند، پس حالا که فراغت برای نفس حاصل شده، آن آلام و رنج ها را از آن جهت که منافی با کمال نفس است احساس می کند. این الم و رنج عقلی و روحانی، مقابل آن لذت روحانی و عقلی است که قبلا وصف شد و آن همان ألم و رنج آتش روحانی است که فوق دردها و آلام آتش جسمانی است.

[مسأله پنجم : مراتب ارواح]
تنبيه: مراتب ارواح به حسب عقل نظری، چهار گروه اند:
[دسته اول:] مقربان ؛ آنان کسانی هستند که شناخت ذات و افعال و صفات واجب الوجود به واسطه برهان های قاطع در ارواح آنان تجلی کرده است.
[دسته دوم :] اصحاب یمین؛ کسانی هستند که به ذات و افعال و صفات واجب تعالی اعتقاد تقلیدی قوی دارند.
[دسته سوم :] اصحاب سلامت؛ و آنان کسانی هستند که نفس هایشان از عقاید حق و عقاید باطل خالی است که این گروه دو فرقه اند:
اول: (نفوسی که استعداد کمال دارند) نفوس سلیم : که بر فطرت (که خداوند همه را بر طبق آن فطرت آفریده است)، باقی مانده اند و مباشرت با امور سخت دنیوی آن ها را خشن و زبر نکرده است (و به قساوت قلب گرفتار نشده اند.). اینان به گونه ای هستند که هر گاه ذکری روحانی و معنوی بشنوند به حالات مجردات توجه می یابند و ذکر روحانی آن ها فراگرفته و به ذوق می آورد که به حسب ظاهر علت آن را نمی دانند سرور فرح انگیز همراه لذت فرح انگیز را می یابند که حیرت و وحشت منجر می شود.
دوم: [نفوس خالی از کمال] بُلْه : اینان اگر پیرهیزگاری پیشه کنند از بدن به سوی سعادتی که سزاوار آن هاست، رهنمون می شوند. شاید اینان از کمک جسمی که ابزار برای تخیلات‌شان باشد بی نیاز نمی شوند و ممتنع نیست که آن ابزار تخیل جسم سماوی باشد.175 شاید همین امر این گروه را در نهایت به استعدادِ اتصالِ سعادت آور (اتصال به عالم قدس) که برای عارفین است، برساند. [این همان تبیین تکامل برزخی است که روشن شد این ها بر خلاف دسته چهارم دارای تکامل برزخی هستند.]
اما دسته چهارم : اشقیاء که هلاک می شوند و اینان کسانی هستند که در مورد خداوند به اعتقادات باطل پیوسته اند و بر این اعتقادات باطل اصرار می ورزند. حکماء می گویند : عذاب این ها دائمی است زیرا این عده (بعد از مرگ که حقائق را می بینند) به معرفت و شناخت حقائق مشتاق می شوند اما ابزار به دست آوردن آن ها را ندارند پس باید در عذاب دائمی باقی بمانند. [در واقع این گروه از تکامل برزخی محروم هستند و کمالی که پس از مرگ امید آن می‌رود، به خاطر نقصان استعداد قابل جبران نیست.]

[1-5. نظریه فخر رازی درباره تکامل برزخی اشقیاء]
من می گویم176 : از آن روی که نفس جزئیات را درک می کند محال و ممتنع نیست که بعد از مرگ از نقص به کمالات منتقل شود. [خواجه طوسی به این سخن، پاسخ داده به این‌که : این کسانی که اضداد کمالات یعنی نقصان ها در نفسشان نقش بسته و اعتقادات باطل را کمال پنداشته و امید وصول و رسیدن به آنچه درک کرده بودند را داشتند به ناچار بعد از مرگ آنچه را که حق پنداشته بودند را نمی یابند پس نا امید شده و به خاطر از دست دادن آنچه که به امید رسیدن به آن تلاش کرده بودند معذّب شده و گرفتار عذاب می شوند؛ بنابراین عذاب به خاطر عدم وصول است نه به خاطر زوال جزم که آن اشکال پیش بیاید177.]

[2-5. مراتب ارواح طبق عقل عملی]
اما مراتب ارواح به حسب عقل عملی سه دسته اند :
1- صاحبان اخلاق طاهر که به اینان سعداء گویند
2- صاحبان اخلاق پست. حکما گفته اند : عذاب این ها همیشگی نیست.
3- گروهی که خالی از دو نوع اخلاق قبلی هستند که به اینان نیز اهل سلامت گفته میشود.
[فخر رازی، در بحث تکامل برزخی و بیان مراتب ارواح به حسب عقل عملی و عقل نظری، از شرح خود بر اشارات و تنبیهات استفاده کرده است.]

[مسأله ششم : کیفیت ابتهاج و لذت موجودات مجرد]
اشاره : کسی که از نفس خویش کمالی را ادراک کند از درک آن کمال لذت می برد.
[مراتب ابتهاج و لذت موجودات پنج مرتبه است:]
مرتبه اول : کامل ترین کمالات و ادراکات آن چیزی است که (واجب) نخستین دارد. بنابراین ادراک تام او برای کمال تامش موجب ابتهاج تام و عشق تام می شود. پس شکوهمند ترین بهجت نسبت به چیزی همان بهجت (واجب) نخستین به خویش است. او عاشق ذاتش و معشوق ذات خویش است، حال دیگری عاشق او باشد یا نباشد.
مرتبه دوم : بعد از عشق اول تعالی عشق و بهجت جواهر عقلی قدسی است که به ذات واجب تعالی مبتهج هستند (لذت می برند) و از آن روی که به ذات واجب تعالی مبتهجند به ذات خود نیز مبتهج هستند. و نسبت دادن شوق به حق تعالی و به تالین حق(کسانی که در پی حقند) که اولیاء پاک و خاص او هستند، روا نیست زیرا شوق حالتی است که از عدم کمال حاصل می شود و عدم کمال در مورد مفارقات178 (موجوداتی که مکان مند نیستند) محال است.
مرتبه سوم : مرتبه عاشقان مشتاق؛ ایشان از آن روی که عاشق مشتاقند، چیزکی یافته اند که از آن لذت می برند و از آن جهت که مشتاقند اصناف آنان را رنجکی خواهد بود و این رنج چون از جانب اوست رنج لذت بخشی است.179 و شکوهمندترین احوال نفوس بشری این است که عاشق مشتاقی باشد که هرگز از علاقه شوق رها نشود.
مرتبه چهارم : نفوس بشریه ای که بین دو مرتبه ربوبیت و مرتبه سافلیت و پایین برطبق درجاتشان این سو و آن سو می روند.180
مرتبه پنجم : این ها نفوسی هستند که طبیعت بر آن ها حاکم است، نفوس پست و کم ارزشی که هیچ تواضعی برای گردن های شکسته آن ها نیست.181
خداوند آگاه به حقیقت است.

نمط نهم
مقامات عارفان‏

[نظر فخر رازی در مورد این نمط]
این باب در نهایت زیبایی است از این جهت انتخاب بخش هایی از آن بس دشوار است و هر آن‌چه در آن است همگی زیبا است؛ اما ما از میان این زیبایی ها آن‌چه خوش رائحه تر است را بر می‌گزینیم.182

[مسأله اول : تعریف زاهد، عابد و عارف]
تنبیه: کسی که از متاع دنیا روی گردان باشد زاهد است ( یعنی از کالا و لذت‌ها و خوشگذرانی های دنیا دوری کند) و آن‌که بر عبادات مواظبت نماید؛ عابد نامند و آن کس که فکر خود را متوجه عالم قدس کرده تا نور حق پیوسته بر باطنش بتابد؛ عارف نامند. در برخی موارد هم بعضی از این ویژگی‌ها با برخی دیگر ترکیب می‌شود.

[مسأله دوم : هدف عارف و غیر عارف از زهد و عبادت]
تنبیه: زهد، نزد غیر عارف معامله ای بیش نیست که گویا با متاع دنیا ، متاع آخرت را می خرد183 اما زهد در نزد عارف پیراستگی است از هر آن‌چه او را از حق باز دارد.
عبادت، نزد غیر عارف معامله ای بیش نیست که گویا در دنیا کار می کند به خاطر مزدی که در آخرت آن را دریافت کند اما عبادت برای عارف نوعی ریاضت184 است جهت پرورش همت ها185 و تقویت نفس متوهمه و متخیله تا نفس خویش را به وسیله برگشت دادن از جانب باطل و دروغین به جناب حق، به حرکت بیندازد تا آن‌گاه که حضرت حق برای او تجلی می کند، تسلیم سر باطنی شده باشد نه این‌که با آن در گیر باشد. پس سرّ و درون مخصوص پرتو نور حق می گردد و همین ملکه مستقری می شود که هر گاه عارف سر را اراده کرد به نور حق اطلاع پیدا می کند بدون مزاحمت اراده ها بلکه همراه یاری آن ها پس با تمام وجود خویش به دور از نا خالصی ها، در سلک قدس در می آید.

[1-2. هدف عارف تنها حق تعالی است]
اشاره: عارف، حق تعالی را اراده می کند نه به خاطر چیز دیگری (مانند ثواب و عقاب) و هیچ چیز در عرفان او تأثیر نمی گذارد و حق را فقط برای حق می پرستد چون تنها او سزاوار عبادت است186 و چون عبادت نسبت شریف اوست. عبادت عارف به خاطر چشم داشت یا ترس نیست که اگر این دو وجود داشته باشد آنچه که در آن میل و رغبت است یا از آن ترسیده می شود همان مطلوب است و حضرت حق غایت و هدف نیست بلکه حق تعالی واسطه است. [هدف اصلی شوق بهشت و ترس از جهنم خواهد بود نه خداوند متعال]

[2-2. مشمول رحمت بودن طالب بهشت (عابد و زاهد)]
اشاره: کسی که واسطه بودن حق تعالی را (برای رسیدن به بهشت) روا بداند187 از جهتی مورد رحمت است؛ زیرا او لذت بهجت و سرور را نچشیده است188 تا این‌که خواستار آن‌ها باشد. او تنها با لذات ناقص آشناست و از غیر آن ها غافل است. مَثل چنین کسی نسبت به عارفان مثل کودکان است نسبت به افراد کارآزموده و کامل زیرا کودکان وقتی که از لذت های مورد توجه افراد بالغ غفلت می کنند و منحصرا به لذت های بازی، می پردازند از اهل تلاش و کوشش (بالغین) که از آن بازی ها روی گردان هستند و به غیر آن ها می پردازند، تعجب می کنند.
هم‌چنین است (حال) کسی که چشم او از مطالعه و مشاهده سرور حق پوشیده شده، دستش را به دو طرف، به همین لذت‌های نزدیک در آویخته و آن ها را گرداگرد جمع می کند (اما الآن) با ناراحتی آن ها را در دنیا ترک می کند فقط برای این‌که چند برابر آن ها را در آینده به دست آورد.
اما کسی از عالم قدس هدایت شده، چشم بصیرت او در وادیهایی که برمیگزیند، روشن شده و لذت واقعی را می شناسد و به سمت او روی می آورد. و به آن کس که از هدایت حق باز داشته شده و به غیر و ضد حق توجه کرده با دلسوزی می نگرد هر چند آنچه را (مستحل) غیر عارف با تلاش خود می طلبد بر حسب وعده حق به وی داده خواهد شد.

[مسأله سوم : منازل و مراحل سلوک عارفان]
[1-3. مرحله اول: اراده]
نخستین درجه حرکات و سلوک عارفان اراده است. اراده عبارت است از میل و رغبت به چنگ زدن به ریسمان محکم الهی. در نتیجه سر و باطن او به عالم قدس حرکت می کند تا به روح و اصل اتصال برسد.189 (تا زمانی که سالک در این مرحله است به او عنوان «مرید» داده می شود.)

[2-3. مرحله دوم : ریاضت]
سپس عارف نیاز به ریاضت دارد. ریاضت متوجه سه هدف است:
اول: دور کردن غیر حق از راه و متن حق؛ این‌جاست که زهد حقیقی به کمک هدف اول می آید.
دوم: مطیع کردن نفس اماره از نفس مطمئنه؛ تا قوای تخیل و وهم به سوی توهمات سازگار با امر قدسی کشیده و جذب شوند و آن ها را از توهمات سازگار با امر سفلی باز دارد. چند چیز به هدف دوم کمک می کنند. (سه امر به هدف دوم کمک می کنند:)
1- عبادت همراه با حضور قلب.
2- سپس نغمه هایی که قوای نفس را به کار گیرند و موضوع نغمه هایشان را مورد قبول اوهام (عقول) سازند.
3- سپس خود سخن پند آموز از گوینده ای پاک با عبارت بلیغ و نغمه خوش و به طریق روشن و اقناع کننده.
سوم: تلطیف درون جهت تنبه و آگاهی؛ این هدف سوم را فکر لطیف و عشق پاک که شمائل معشوق در آن حکم می کند نه سلطان شهوت، یاری می کند.

[3-3. مرحله سوم : وقت]
اشاره : آن گاه که ریاضت به یک حدی رسید، خلسه هایی برای عارف دست می دهد که عبارت است از تابیدن نور حق بر او. خلسه ها لذیذ و دلپذیرند که گویا برق هایی هستند که بر عارف می درخشند و سپس خاموش می گردند واین همان چیزی است که در نزد عارفان «اوقات190» نامیده می شود. هر وقتی را دو اندوه و نگرانی فراگرفته است اندوهی قبل از آن وقت و اندوهی بعد از آن وقت. سپس هر چقدر که عارف در ریاضت دادن نفس خویش بیشتر تلاش کند این حالات مذکور فراوان برای او رخ می دهد.

[4-3. مرحله چهارم: توغّل]
عارف در این حال فرو می رود تا این‌که در غیر حالت ریاضت نیز به او اتصال دست دهد. بنابراین هر چه را می بیند از آن روی گردان می شود و به آستان قدسی حق روی می آورد در این هنگام نزدیک است که خدا را در همه مشاهده کند. [در مرتبه اول گاه گاهی اتصال به عارف دست می داد که به آن گاه وقت گفته می شد ولی اکنون می بیند آن حالت برای او ملکه شده و با آن انس پیدا کرده است پس غوطه ور در اتصال به آستان حق می شود.]

[5-3. مرحله پنجم: استیفاز]
شاید تا حدی آن احوال بر او چیره شوند که قرار و آرامش او را از میان برند به طوری که هم نشینش متوجه بی قراری او می شود و وقتی ریاضت به طول انجامید هیچ حالتی او را نا

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره ادراک عقلی، ادراک حسی، ترک فعل، قضا و قدر Next Entries منابع پایان نامه ارشد درمورد واجب الوجود، الاشارات و التنبیهات، فلسفه مشاء، قاعده الواحد