دانلود پایان نامه درباره هزینه سرمایه، عدم تقارن اطلاعاتی، تقارن اطلاعاتی، عدم تقارن

دانلود پایان نامه ارشد

افزایش هزینه سرمایه میگردد.
بنا به اهمیت عدم تقارن اطلاعاتی، تخصیص تصمیمات سرمایهگذاری در بین سهام متفاوت، برمبنای اطلاعات در دسترس صورت میگیرد. این تخصیص در ادامه منجر به تعادل قیمتهای سهام وهزینه سرمایه میگردد (لمبرت و همکاران103، 2007).از منافع حاصل از افشای اطلاعات، میتوان به کاهش هزینه سرمایه، اشاره نمود. از دو طریق میتوان اثبات نمود که افشای بیشتر با تحمل هزینه سرمایه کمتر در ارتباط است.
اول : افشای بیشتر اطلاعات، نقدینگی سهام در بازار را افزایش میدهد و بدین وسیله، هزینه سرمایه را از طریق کاهش هزینه انجام معامله یا افزایش تقاضا برای اوراق بهادار شرکت، کاهش میدهد. هزینه سرمایه، برای اوراق بهادار دارای اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش، بیشتر است. زیرا سرمایه گذاران بابت تحمل هزینه اضافی معامله، خواهان بازده بالاتری هستند. افشای اطلاعات، این امکان را به شرکت میدهد که با کاهش تفاوت بین خرید و فروش اوراق بهادار، میزان هزینه سرمایه را کاهش دهند.
دوم : افشای بیشتر، ریسک برآورده شده سرمایه گذار، از بازده دارایی و توزیع حقوق پرداختی را کاهش میدهد. زیرا سرمایهگذاران براساس میزان اطلاعات دریافتی در مورد شرکت، میزان بازدهی اوراق بهادار را تخمین میزنند (باتاسان و پلوملی، 2002).
27-2 پیشینه تحقیق
تحقیق اولیه در حوزه فراوانی گزارشگری مالی توسط گرین و سگال104 (1967) انجام شد که ارزش پیش بینی کنندگی گزارش های کوتاه مدت (موقت) را به وسیله پیش بینی کننده های مختلفی برای Eps سالانه که مبتنی بر اولین فصل جداول کوتاه مدت (موقت) و مقایسه آن ها با پیش بینی کننده های مبتنی بر Eps سال قبل است را مورد بررسی قرار دادند. آنها تفاوت های معناداری را در این پیش بینی کننده ها نیافتند و نتیجه گرفتند که نتایج فصل اول (سه ماهه اول) ارزش پیش بینی گری برای Eps سالانه ندارد.
برون و نیدرهوفر105 (1968) همین موضوع را با استفاده از اطلاعات اضافی شامل نتایج فصل دوم تا چهارم و بوسیله پیش بینی کننده های اضافی ساختاری مبتنی بر آن جداول بررسی کردند. آنها نتیجه گرفتند که گزارش های کوتاه مدت برای پیش بینی Eps سالانه مفید هستند، همچنین برون و روزف106 (1979) شواهدی برای مفید بودن و اهمیت گزارش های کوتاه مدت بر بازنگری های تحلیلگر و بهبود پیش بینی های درآمدی آنها در همان سال ارائه کردند. از این دیدگاه، اطلاعات بیشتر در قیمت های سهام قرار گرفته است که منجر به افزایش در کارایی بازار سهام می گردد. همچنین انتظار می رود که سطح اطلاعات کوتاه مدت عدم اطمینان در بازار را کاهش دهد و متعاقبأ ارزش کامل (مطلق) غیره منتظره بودن درآمد ها در تاریخ اعلام کاهش می یابد.
بردبوری (1992) ارتباط بین فراوانی گزارشگری کوتاه مدت (موقت)، نوسان سود ، سود غیر منتظره و سایز شرکت را در نیوزیلند مورد بررسی قرار داد اما هیچ رابطه ای بین فراوانی گزارشگری و نوسان سود، همچنین سایز شرکت نیافت.
باتاسان و هریس (2000) تصمیم گیری های شرکتی را روی گزارش اطلاعات بخش ها با دفعات بیشتر نسبت به سالانه در دوره 94-1987 مورد مطالعه قرار دادند. نتایج آنها اشاره می کند که در شرکت هایی با حجم معاملات کم، شرکت هایی با عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر و شرکت های در حال رشد، احتمال بیشتری وجود دارد که فراوانی گزارشگری بیشتری برای بخش ها داشته باشد.
شورس107 (1990) ارتباط بین سطح اطلاعات کوتاه مدت (موقت) و بازده سهام در محدوده اعلام سود سالانه شرکت را بررسی کرد. او سطح اطلاعات کوتاه مدت را نه به عنوان فراوانی گزارشگری، بلکه به عنوان «اطلاعاتی که عقاید سرمایه گذاران را درباره ویژگی هایی که باعث می شود اوراق بهادار ارزشمند باشد، که عمومأ قبل از اعلام سود سالانه در دسترس است» تعریف می کند. او ثابت می کند که گزارشات کوتاه مدت بر محتوای اطلاعاتی سود سالانه تقدم دارد.
علاوه بر این مک نیکولز و منگولد (1983) تاثیر گزارشگری کوتاه مدت روی تغییر پذیری بازده حول تاریخ های اعلام سالانه را بررسی کردند و نتیجه گرفتند که گزارشگری کوتاه مدت بر اطلاعات گزارش های سالانه تقدم دارد. باتاسان (1997) نشان داده است که فراوانی گزارشگری بالاتر منجر به هزینه سرمایه پایین تر می شود.
مطالعات دیگر نشان می دهد که فراوانی گزارشگری بالاتر هرگز سطح افشا را بالا نمی برد. به چند دلیل :
گیکلر و همر (1998) بیان می کنند که فراوانی گزارش های کوتاه مدت حقیقتا سایر افشاگری های اختیاری که ممکن بود شاخص بهتری (دقیق تری) برای ارزش شرکت باشد را کاهش می دهد. این مسئله همچنین توسط باتلر و همکاران (2005) که نشان داد تغییر به صورت گزارشگری الزامی فصلی در آمریکا در سال 1970 موجب فراهم شدن اطلاعات حسابداری مناسب نشده است، بیان گردیده است.
گیگلر و همر (1998) به این نتیجه رسیدند که دفعات گزارشگری الزامی کمتر، نسبت به دفعات گزارشگری الزامی بیشتر، بهتر است. کارایی اطلاعاتی قیمت های سهام با افزایش فراوانی گزارشگری مورد نیاز کاهش می یابد زیرا افشاهای اجباری می توانند حذف افشای اختیاری مدیران را بهینه کنند. یی (2004) حتی از این هم فراتر می رود و ادعا می کند که فراوانی گزارشگری افزایش یافته، شرکت ها را مجبور می کند که اطلاعات بیشتری نه تنها برای سرمایه گذاران، بلکه همچنین برای رقبا فراهم کنند که موجب کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین شرکت های رقیب می شود و خود رقابت را تحت تاثیر قرار می دهد.
یی (2004) با در نظر گرفتن تاثیر فراوانی گزارشگری افزایش یافته روی هزینه تحلیل گر بر اطلاعات، اشاره می کند که از یک طرف، از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی هزینه دسترسی به اطلاعات کاهش می یابد و از طرف دیگر، اطلاعات با فراوانی بیشتر، موجب بر انگیختن تحلیلگران جانبی و واسطه های اطلاعاتی به پیروی از شرکت می شود که در مجموع هزینه های اجتماعی را فزایش می دهد.
باتلر و همکاران (2007) در مقاله ای به بررسی عوامل موثر بر دفعات گزارش دهی و نتایج بازار سرمایه ناشی از افزایش داوطلبانه و یا تحت اجبار دفعات گزارش دهی موقت پرداختند. با تحلیل و بررسی 28824 شرکت بین سالهای 1950 تا 1973 به این نتیجه رسیدند که شرکت های دارای عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه های نمایندگی بالا و همچنین عملکرد عالی و در عین حال چرخه های تولیدی طولانی تر، با احتمال بیشتری به گزارش دهی مالی مقطعی و داوطلبانه توجه می نمایند. سپس نحوه اثر گزارش دهی مالی سه ماهه و 6 ماهه شرکت را بر نوسانات بازده سهام و درآمد سازمان از دو جنبه بررسی کردند : شرکت هایی که به صورت اختیاری دفعات گزارشدهی را افزایش داده اند و شرکت هایی که به صورت اجباری این کار را انجام داده اند . نتیجه حاکی از آن بود که با انتشار اختیاری صورت های مالی، بصورت کاملا غیرمنتظره موجبات ارتقا درآمد شرکت و کاهش نوسانات سهام در بازار سرمایه را فراهم می آورد . در سوی مقابل گزارش دهی اجباری سازمان تاثیری بمراتب با شدت کمتر برای درآمد و هیچ تغیری در تغییرات بازده را موجب شد. در واقع به این نتیجه رسیدند که انتخاب افزایش گزارش دهی سازمان پاسخی عقلانی به شرایط و ویژگی های آنها خواهد بود و آن شرکت هایی که مجبور به ارائه گزارش های بیشتر شدند با احتمال کمتری نسبت به شرکت هایی که به صورت اختیاری فراوانی گزارش دهی دارند، منافع کسب می کنند.
گیگلر و همکاران (2012) در پژوهشی به بررسی هزینه ها و منافع مرتبط با فراوانی گزارشگری مالی پرداختند. آنها به این نتیجه رسیدند که دفعات گزارشگری بیشتر فشارهای قیمتی را نتیجه می دهد که مدیریت کوتاه مدت را به همراه خواهد داشت. بعبارت دیگر، دفعات گزارشگری بیشتر باعث افزایش نظم در تمایل برای به عهده گرفتن پروژه های با خالص ارزش فعلی منفی می شود.
فو و همکاران108 (2012) با نمونه ای متشکل 7654 سال-شرکت به بررسی رابطه بین دفعات گزارشگری مالی، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه پرداختند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که دفعات گزارشگری بالا، عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه را کاهش می دهد.
کراس و شرودر109 (1984) رابطه بین بازده سهام و زمانبندی اعلام سود میان دوره ای را بررسی کردند. این مطالعه با استفاده از 3564 گزارش سود سه ماهه سوم شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نیویورک و طی دوره زمانی 1968 تا1980 انجام شد. نتایج تحقیق نشان می دهد بازده غیرعادی شرکت هایی که زود (دیر) اعلام سود می کنند، بسیار بالاتر (پایین تر) از بازده شرکت هایی است که دیر (زود) اعلام سود می نمایند.
چمبرز و پنمان110 (1984) ، به موقع بودن گزارش های مالی میان دوره ای را به کمک نمونه ای متشکل از 100 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نیویورک برای دوره زمانی 1970 تا 1976 مورد بررسی قرار دادند. نتایج پژوهش نشان می دهد که فواصل زمانی گزارشگری شرکت های نمونه منظم و قابل پیش بینی است و بیشتر گزارش های میان دوره ای، بین سه تا چهار هفته پس از پایان دوره میانی منتشر می شود. همچنین، رابطه معکوسی بین اندازه شرکت و فاصله زمانی گزارشگری وجود دارد و گزارش های حاوی اخبار خوب ، زودتر از گزارش های حاوی اخبار بد منتشر می شوند.
آناارت و همکارانش111 (2002) رابطه بین محتوای اخبار (خوب و بد) با زمان بندی افشای گزارش های میان دوره ای را مورد بررسی قرار دادند و برای این منظور 64 شرکت از بورس اوراق بهادار بروکسل را طی سال های 1991 تا 1998 انتخاب کردند. نتایج تحقیق نشان می دهد میانگین مدت زمان گزارشگری 57 روز است که با مهلت مجاز چهارماهه فاصله قابل ملاحظه ای دارد. همچنین، هیچ شواهدی مبنی بر تایید به تاخیر افتادن اخبار بد و گزارشگری سریعتر اخبار خوب ، به دست نیامد. در ضمن، هیچ عکس العمل قابل ملاحظه ای از سوی بازار درباره اخبار خوب یا بدی که دیرتر یا زودتر از زمان مورد انتظار گزارش می شوند، مشاهده نشد.
لونت و همکارانش112 (2003) به منظور بررسی مدت زمانی که طول می کشد تا شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نیوزیلند سود خود را گزارش نمایند، نمونه ای شامل640 اعلام سود شش ماهه و 678 اعلام سود سالانه برای دوره 1998 تا 2002 را انتخاب کردند. میانگین مدت زمان اعلام سود سالانه طیفی بین 61 تا 65 روز پس از تاریخ ترازنامه را در بر می گرفت، درحالی که اعلام سود شش ماهه به طور میانگین بین 52 تا 56 روز از پایان دوره مورد گزارش انجام شده بود.
اسماعیل و چندلر (2004) به موقع بودن گزارشگری مالی میان دوره ای شرکت ها در مالزی را مورد بررسی قرار دادند. بدین منظور 117 شرکت موجود در بورس اوراق بهادار کوالالامپور برای دوره سه ماهه منتهی به 30 سپتامبر 2001 انتخاب شدند. در این تحقیق رابطه بین به موقع بودن و چهار ویژگی شرکت ها یعنی اندازه شرکت، سودآوری، رشد و اهرم، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج یافته ها نشان می دهد که شرکت های بزرگتر، سودآورتر، دارای رشد بیشتر و با اهرم پایین تر، معمولا سریعتر از سایر شرکت ها اقدام به گزارشگری می کنند همه 117 شرکت به جزء یک شرکت، ظرف مهلت مجاز دو ماهه گزارش های خود را ارائه کرده بودند.
سنگوپتا (2004) به بررسی این موضوع پرداخت که چرا برخی شرکت ها اطلاعات مالی میان دوره ای را نسبت به سایر شرکت ها سریعتر منتشر می کنند. برای این منظور 11071 گزارش سه ماهه چهارم شرکت ها در ایالات متحده آمریکا طی دوره 1995 تا 2000 مورد استفاده قرار گرفت. متغیرهای تحقیق عبارت بودند از تعداد سهامداران، حجم معاملات و درصد سهام متعلق به سهامداران عمده (به عنوان سرمایه گذاران نهادی)، نوع صنعت از نظر میزان ریسک دعوی حقوقی و تعداد اعضای مستقل هیئت مدیره ( به عنوان معیار هزینه دعاوی حقوقی)، نسبت ارزش بازار سهام به ارزش دفتری آن و نسبت فروش پنج شرکت بزرگ به مجمع فروش کل شرکت ها (به عنوان معیار هزینه های مالکیت)، تعداد بخش های قابل گزارش، تعداد تحصیل شرکت های دیگر و وجود یا نبود اقلام خاص(به عنوان معیار پیچیدگی حسابداری). نتایج تحقیق نشان می دهد که مدت زمان گزارشگری شرکت هایی که با تقاضای زیادتری برای اطلاعات از سوی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره هزینه سرمایه، ساختار سرمایه، اوراق قرضه، بازده مورد انتظار Next Entries دانلود پایان نامه درباره عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن اطلاعاتی، تقارن اطلاعاتی