دانلود پایان نامه درباره نهج البلاغه، حضرت محمد (ص)، امام سجاد (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

ت داشته اند، جمع کردن و ترجمه آنها به صورت کتاب مستقل درخواهد آمد.27 همچنين نهج البلاغه که شامل قسمتي از خطبه هاي آن حضرت است، انواع خطابه، موعظه هاي فصيح و بليغ و خطبه هاي سياسي و اجتماعي را در بردارد. اگر چه مرحوم سيّد رضي، نهج البلاغه را بر سه محور اساسي تدوين کرده که عبارتند از : خطبهها و فرمانها، کتابها و رسالهها، حکمتها و موعظهها؛ بنابراين بايد بيشتر مواعظ حضرت در

قسمت سوم باشد، اما با يک تورّق نسبتا دقيق در قسمت هاي ديگر هم، به مواعظ و نصايح بسيار جالب توجه برخورد مي کنيم که صادقانه ترين تصوير شخصيت امام (ع) است و آيينه تمام نماي تقواي حقيقي است که در دل آن حضرت نهفته بود، تقوايي که سرچشمه آن ايمان کامل به خداوند است که در موعظه اي از مواعظ حضرت گوياست. سخن امام (ع) به ذکر خداوند عطر آگين و از کلام آن حضرت تقوا و پارسايي متصاعد است.28
تاريخ زندگي امام حسن(ع) به وضوح نشان مي دهد که آن حضرت از اين شيوه تربيتي به نحو احسن استفاده نموده اند. مواعظ و خطبه هاي غرّايي که امام حسن(ع) در عنفوان جواني خطاب به مردم کوفه براي پند و اندرز در مسجد آن شهر ايراد مي کردند، مؤيد اين مطلب است.29
همچنين خطبه هايي که امام حسين(ع) انشاء نموده، و مردم زمانه خود را موعظه فرمودند، بسيار جذاب، رسا و خواندني است. زبان آن حضرت تا آخرين لحظه حيات به موعظه و اندرز باز بوده است “به قول يکي از شاعران عارف مقام آن حضرت:
لَم يَنقَطِع قَطُّ مِن اِرسالِ مَوعِظَة

حَتَّي اِذا َرأسَهُ فُوقَ السِنانِ اَلَّتي

يعني او هرگز از موعظه کردن دست بر نداشت و حتي تا آن لحظه که سر مبارک او آذين نيزه ها گرديد بدان مشغول بود”30.
با بررسي خطبه ها و کلمات و نامه ها و دعاها و ساير آثار امام حسين(ع)، مي توان به خوبي متوجه شد که نه تنها در محافل عمومي و مراسمي همچون حج سالانه بدين شيوه تربيتي روي مي آورده بلکه در جلسات و ملاقات هاي عادي و روزمره نيز از آن سود مي جسته اند. به عبارت ديگر آن حضرت با فصاحت، بلاغت و لطف و جذبه اي که در کلام و مواعظش بود در مناسبت ها و موقعيت هاي مختلف پرده هاي جهل و ناداني مخاطبان خود را کنار مي زد و بر عقل و وجدان هاي آنان تأثير مي گذاشت.
پند و اندرز آن حضرت به نافع بن ازرق، خطاب او به معاويه هنگام شهادت حجر بن عدي و يارانش، اعلان خطر به چهره هاي معروف بني هاشم و تابعين و صحابه در سرزمين مني، اتمام حجت به هنگام جلوگيري حُرّ بن يزيد از رفتن به سوي کوفه، و از همه اين ها واضح تر مواعظ آن

حضرت در روز عاشورا خطاب به اهل عراق، همه و همه مصداق و گواه صادق اين مطلب است31.
خطبه هاي پر شور حضرت سجاد و حضرت زينب (س) بعد از واقعه عاشورا در مرکز قدرت يزيد و معاويه چنان تکان دهنده بود که انقلابي بر پا کرد و شام را بيت الاحزان امام حسين (ع) نمود.به گونه اي آن مواعظ و خطبه ها اوضاع را دگرگون کرد که تبليغات چندين ساله آل ابوسفيان را بي اثر ساخت. همچنين امام سجاد (ع) بعد از استقرار درمدينه علاوه بر حفظ و صيانت از ميراث مکتب امامت فعاليتهاي فرهنگي خود را در حيطه وعظ و اندرز، پاسخ به مسائل و مشکلات، تشکيل مجالس درس، تدوين کتب و رسالات دنبال نمود.32
اگر بخواهيم نمونه برداري از مواعظ و خطبه هاي معروف انجام دهيم و مواعظي که حضرت زينب(س) در بازار کوفه ايراد نمودند را ذکر ننمائيم، نوشته خود را ناقص گذارده ايم، حتي عذر رعايت اختيار هم ما را از اين کوتاهي تبرئه نخواهد کرد. بلاغت کلام، فصاحت لغات و عبارات و هماهنگي با متقاضي حال و تأثير بسيار در افراد و رعايت تمام نکات و عناصر فني در اين خطابه بسيار شگفت آور است .چنانچه خديم بن شتير که در آن لحظه حضور داشته دربارة قدرت و رسايي بيان آن حضرت مي گويد: “سوگند به خداي زني افصح تر و انطق تر از زينب دختر امير المؤمنين نديدم گوئي کلمات امير المؤمنين علي است که از دهان او مي ريزد.”33
ساير ائمه معصومين به پيروي از حضرت محمد (ص ) در هر زمان و شرايط اجتماعي و سياسي به موعظه حسنه مي پرداختند و از اين طريق مردم زمانه خود را که اسير جهل و ناداني بودند و در تاريکي ظلم و جور به سر مي بردند آگاه مي ساختند و به راه راست هدايت مي کردند و وعظ و موعظه يکي از اصلي ترين شيوه هاي تربيتي اهل بيت بوده است و خطباي اسلام هم که پيروان رسول خدا (ص ) هستند، اگر بخواهند به وسيله موعظه و اندرز مردم را به راه حق و حقيقت دعوت نمايند بايد بر اساس دستور خداوند و رسول اکرم(ص ) رفتار کنند و مواعظشان حسنه و خالي از آرايش باشد تا در مردم اثر نيکو بگذارند و به صراط مستقيم هدايت نمايند.34
آن گونه که از تاريخ برداشت مي شود، با وجود اينکه در دوران بعد اسلامي آن چنان
اهميتي که خطابه در صدر اسلام و پيش از آن و اندکي پس از آن داشت کمرنگ تر شده بود، ولي چنين نبود که به کلي از بين برود، منتهي به جاي خلفاء و سران سياسي طبقات ديگر عهده دار آن شدند آنان بيشتر در راه دين و اخلاق و امور ديگر، به صورت موعظه و مجلس گويي به اين امر مبادرت ورزيدند.

2-2 روش هاي سخنوري و وعظ

آفريدگار جهان، به مشيّت حکيمانه خود، انسان را به گونه اي آفريده است که تفکر مي کند و سخن مي گويد. نيروهاي تفکّر و تکلّم دو موهبّت بزرگ حضرت باري تعالي است که به آدميان اعطا شده است و لوازم و ابزار آن دو را طبيعتاً در وجود آدمي به وديعه گذاشته است. در پرتو اين دو نعمت الهي، خداوند، بشر را بر انواع موجودات برتري داده و او را بر ساير مخلوقات مقدّم داشته و امتياز بخشيده است.
ارزش و اعتبار سخن تا جايي است که حضرت، باري تعالي، درکتاب مجيد، پس از ذکر خلقت انسان از اعطاي نعمت بيان سخن گفته است و فرموده: “اَلرََّحمنُ عَلَّمَ القُرانَ خَلَقَ الاِنسانَ عَلَّمَهُ البَيانَ”35. سخنان شيوا و دلنشين پيامبران الهي در طي اعصار براي تسريع و پيشبرد اهداف و رسالت الهي آنان غير قابل انکار است، قرآن کريم، با معجزه جاودانه حضرت محمد (ص) براي اينکه تا ابد در ذهن و روح خواننده و شنونده اثر بگذارد. به صورت سخن نازل شده است و به گونه بيان عميق، رسا و استوار از چشمه فياض وحي فرود آمده که هر ترکيب و جمله اش همانند نوري
راهنما است و به دل انسان مي نشيند.36
ارزش سخن آنقدر زياد است که حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص ) به سخنوري
خود افتخار مي کردند و مي فرمودند:”أَوتيتُ جَوامِعَ الکَلِم”37و”اُختُصِرلي الکَلام”38و اميرالمومنين
علي(ع) مي فرمودند: “وَ اِنّا اُمَراءِ الکَلام”39 .
لذا خطباي مشهور بر اين اعتقادند که شغلي مقدس تر و ارزشمندتر از سخنوري نيست و موعظه و سخنوري کار انبيا است و از نظر اسلام بالاترين خدمت و هدايت خلق به سوي ذات الهي است.
آدمي با نيروي سخن، معلوماتي که اندوخته دارد، ظاهر مي سازد و هر آنچه را که درک کرده است به ديگران انتقال مي دهد، سخن گفتن، زيباترين نمودار زندگي انسان هاي انديشمند و متفکّر است و سخنوري هنري است که همه انسان ها به آن نياز دارند.
“سخنوري يا خطابه فني است که به وسيله آن گوينده، شنونده را به سخن خود اقناع و بر منظور خويش ترغيب مي کند پس غرض از سخنوري همين دو نتيجه است که شنونده سخن گوينده را بپذيرد و به منظور او بر انگيخته شود. گوينده اي که اين فن را به کار مي برد خطيب و سخنور نامند و سخني را که اين فن در آن به کار برده شود خطبه و خطابه و نطق و گفتار خوانند”.40
جامع ترين توصيفي که مي توان از اين فن نمود اين است که :”خطابه، فن تصرّف در عواطف و عقول مخاطبين، از رهگذر الفاظ صحيح و جملات بليغ براساس مشافهه به منظور عقل و احساس شنوندگان و ترغيب آنان به سوي هدفي است که سخنور در نظر دارد”.41
آنچه که مشخص است براي فن خطابه و سخنوري نمي توان آغازي معين کرد که از چه زماني پيدا شده و کدام ملّت و مردم پيشگام بوده اند. ولي قدر مسلم اين است، که از وقتي بشر تشکيل اجتماعات مختلف دادند و اين اجتماعات به هم برخورد پيدا کرد، مسأله سخنراني پا به دايره وجود و خودنمايي گذاشته است.
بنابراين دول و ملل جهان از دولت بيان و قلم به وجود آمدند و از نيروي سخن و سخنوري کسب نيرو و توان کرده اند از اين روست که در قرآن مجيد پس از بيان نعمت علم ودانش در جهان هستي نام بيان آورده شده و اين نعمت بزرگ را يادآوري و تمجيد فرموده است.42
سه عامل است که در نطق گويندگان نقش بسيار مهم و موثري دارد: اول- شخصيت ناطق و قدر و منزلتي که در افکار عمومي دارد. دوم – موضوعي که ناطق قصد دارد پيرامون آن سخن بگويد و از قبل درنظر گرفته شده و به شنوندگان اعلام گرديده است. سوم- هنرمندي ناطق در چگونگي شکل دادن به سخن و کيفيت القاي کلام است.43
سخنور در مرحله نخست بايد بداند که هدف و غرضش از سخنوري چيست و چه بايد بگويد به طور کل منظور از سخنوري يکي از اين مسائل است:
1- گاه منظور از سخنوري اطلاع و آگاهي دادن است.
2- گاه هدف سخنران اقناع و تصديق شنوندگان است و مي کوشد عقيده و نظري را بقبولاند.
3- گاه هدف سخنران ترغيب و برانگيختن شنوندگان است.44
در آيين مقدس اسلام سخن گفتن از روي علم و بصيرت و لب فرو بستن از آن چه
نمي دانند، يکي از حقوق خداوند بر بندگان است . علي (ع) فرموده است: “بپرهيز از اين که در چيزي سخن بگويي که آن را نمي داني و از حقيقتش آگاهي نداري، چه آن که گفته ات بر درجه عقلت دلالت دارد و عبارتي را که مي گويي، از معرفت و آگاهي ات اخبار مي کند”45 اگر سخنوري بدون علم و آگاهي مطلبي را مورد بحث قرار دهد و در ارتباط با آن، سخن گويد، با اين عمل به شخصيت و ارزش کلام خود آسيب رسانده ويکي از نتايج نامطلوب سخن گفتن بدون علم، خود را تحقير کردن و از ارزش خويش کاستن است. حتي اگر خطيبي در مجلسي چند مطلب را بيان دارد و تمام آن مطلب را از روي علم و بصيرت باشد، جز يک مطلب، همان يک مطلب مي تواند شنوندگان را در ساير مطالب وي دچار ترديد و دو دلي نمايد.
سخنران بايد درجه عقل، سطح فرهنگ، استعداد فطري، ظرفيت معنوي، قدرت فراگيري، طرز تفکر و درجه شايستگي مستمعين را بسنجد و مطالب خود را شايسته مجلس و متناسب با فهم حضّار و با رعايت استعداد آنان بيان نمايد. اين مسأله سخن گفتن درخور فهم و شعور شنوندگان، آن قدر مهم و قابل توجه است که تمام پيامبران الهي، که در راه تبليغ دين از طرف
خداوند مأمور گشتند اين وظيفه خطير را به خوبي رعايت مي نمودند. رسول اکرم(ص) فرمود: “اِنّا مُعاشِرَ الاَنبِيا اُمرِنا اَن نُکَّلِّمُ الناسَ عَلي قَدرِ عُقُولِهِم”46 .
بدون شک رعايت فن سخنوري و به کار بردن دقايق رموز آن، لطف و حلاوتي به کلام خطيب، مي بخشد که باعث جذّابيت سخن وي مي شود، در ضمير شنوندگان راه مي يابد و بر اعماق وجودشان تأثير مثبت مي گذارد، و تأثير کلام سخنور از بزرگ ترين نشانه هاي شخصيت او در افکار عمومي است؛ ولي مهم تر از فن سخنراني، تقواي گوينده، راست گويي و مطابقت گفته هاي وي با اعمال اوست. اگر سخنوري از اطاعت فرمان الهي و تعاليم ديني سر باززند، نفوذ کلام خود را در بين مردم از دست مي دهد.عمل کردن سخنور به گفته هاي خود، يکي از تعاليم الهي و نشانه تقواي خطيب و پاکي دل است؛ زيرا اگر موعظه از اعماق دل برخيزد، لاجرم بر دل مي نشيند، ولي اگر صرفاً از زبان برآيد از گوش تجاوز نمي کند.47
از جمله علل پيشرفت دين و گرايش مردم به اسلام آن بود که حضرت محمد(ص) به مواعظ خويش کاملاً عمل مي کردند و هر آنچه از احکام دين به مردم ابلاغ مي فرمودند، پيش از سايرين خود به کار مي بستند و به موقع اجرا مي کردند. همين امر بر اطمينان مردم مي افزود و موجب تشديد علاقه آنان به دين حق مي گرديد. خداوند متعال در اين زمينه مي فرمايد: ” يا اَيُّهَا الَّذِينَ
آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لاَ تَفعَلُون کَبُرَ مَقتاً عِندَ اللهِ اَن تَقُولُوا ما لا تَفعَلُون”48.
مسألة فصاحت بيان در امر سخنوري مهم

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره رسول اکرم (ص)، نماز جمعه Next Entries دانلود پایان نامه درباره ...، مريدان، صوفيان