دانلود پایان نامه درباره نمایشنامه، تعلیم و تربیت، شاه عباس اول، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

ناسزا بسان عقاب به سوی آنها هجوم آورد … و دو مرتبه برگشت … رو کرد به خانم هایی که در حضور بودند ، خطاب به آنها گفت : حضرات دیدید ؟ با این قشون ترسو ، نمی دانم هرات را چگونه خواهم گرفت ، حالا خوب بود که من با شمشیر بر آنها حمله نکردم والا نمیدانم تا کجا فرار می کردند ”
در نمایشنامه دیگری نویسنده ، به تجاوزاتی که در محیط اجتماعی کشور های جنوب غربی آسیا به حقوق زنان می شود اشاره می کند : ” جناب وزیر ، برای استوار کردن پایه وزراتش کوشش دارد ، خواهر زن جوان خود نسا خانم را به زنی ، به حاکم ولایت بدهد ، انگشتر نامزدی وی را هم می خرد . نسا خانم که برای خویش حقوقی قایل است دست رد به سینه او می نهد .
این انگشتر را ببرید ؛ لایق خان ، دختر پیدا کرده انگشتش کنید – او به رضایت خودش با نامزدش ازدواج می نماید … ” در نمایشنامه دیگری مفاسد هیئت حاکم زمان را آشکار می کند و از زبان برادر زاده خان لنکران ، خطاب به عمویش می گوید : ” مداخله امثال شما به امور مملکت خلاف انصاف و مروت است … و هر که بخواهد امور مملکت را موافق قاعده به اصلاح آورد و رعیت و ملت را ترقی دهد ، لابد باید مردان بی اطلاع و غیر کافی را از ریاست خلع کند و امور مملکت و ملت را به مردان کاردان کافی بی غرض با اطلاع واگذارد .
اشخاصی را که طمع کاری و رشوه خواری ، عادت طبیعی آنها شده است ، و حکم را ، محض جلب منفعت خود ، به خلاف حق و استحقاق می دهند ، دخیل کار بندگان خدا نکند ، تا امور دولت و ملت بطور درستی رو به ترقی گذارد ، عوام رعایا و نوکر و غیره ، آسوده و فارغ بال بوده باشند …”
“… داستان ستارگان فریب خورده تصویری است از دولت شاه عباسی که اهل دولت و دربار و ملا و منجم ، جملگی مردمی بی خبر و چاپلوس اند ، گرفتار زنجیر تعصب ، و در پی تحریک و نیرنگ بازی ، شخصیت مترقی و اصلاح طلب داستان ، در سیمای مرد فروتنی به نام یوسف سراج متجلی است که از میان عامه مردم برخاسته و او در نظر مات باشی ” مجرم بالفطره و واجب القتل ” است … ملا باشی … در احوال یوسف سراج گوید : او از اجامر و اوباش است ، مرید جمع آورده ، همیشه به ضرب و ذم علمای گرام و خدام شریعت زبان گشوده است . این ملعون به پیروان خویش تلقین می کند که بعضی از علما به مردمان عوام ، فریب می دهند . اجتهاد لازم نیست و خمس و مال امام دادن خلاف است … به دولت علیه بحثها وارد می کند ، که از کد خدا گرفته تا بادشاه ، و همه ارباب مناصب اهل ظلمه و قطاع الطریقند ، هرگز از اینها برای ملک و ملت منفعتی عاید نیست … در رفتار و کردارشان هرگز به قانون و قاعد ه ای متمسک نیستند … ”
نمایشامه ها و کمدی های میرزا فتحعلی ، آیینه تمام نمای اجتماع آن روز ایران و ” داستان های نمایشی او روشنگر اعتقاد اوست به فلسفه رئالیسم ادبی بدون اینکه بخواهد آثار گذشتگان را تحقیر نماید . او واقعبینانه معتقد است ، که زمانه تغییر یافته و افکار و ادبیات تغییر پذیرفته است و نویسندگان ما باید آثار هنری تازه ای بیافرینند که به درد روزگار ما بخورد . برای ادبیات ، رسالت و طریقت قایل است ، باید بیدار کننده اذهان باشد و آیینه نیک و بد وزشت و زیبای اجتماع . می نویسد : امروز دور گلستان و زینت المجالس گذشته است ، اکنون این تصنیفات بکار ملت نمی خورد … ”
وی در یکی از نامه های خصوصی خود به مستشارالدوله ، از انحطاط فکری مردم اظهار ملال می کند و می نویسد : ” در زمان شاه عباس اول ، به حکایت تاریخ عالم آرای عباسی ، برای جلو گیری از نحوست کواکب تدبیر کودکانه و ظالمانه ای به کار می بردند و به خیال خودشان شاه را از مرگ محتوم رهایی می بخشیدند . از دوره شاه عباس اول تا این عصر ، برای ملت ایران ، در عالم تعلیم و تربیت و از بین بردن عقاید باطله ترقیات شایانی روی نداده است ، شاید تفاوتی بوده باشد ، ولی خیلی جزئی …”
میرزا فتحعلی ، نخستی کسی است که برای پیشرفت آموزش و پرورش ، موضوع اصلاح الفبا را مطرح کرد (1274)، پس از او ظاهرا منیف پاشا ، در عثمانی و ملکم خان در ایران همین مثاله را عنوان کردند . این مرد نیک اندیش و خیر خواه ، قسمتی از عمر گرانمایه خود را در این راه صرف کرد . وی برای نجات هموطنان خود از گرداب جهل و خرافات دو پیشنهاد اساسی دارد : یکی تعلیم اجباری عمومی که از مترقی ترین جهات اندیشه میرزا فتحعلی است .
به وزارت علوم ایران می نویسد : ” دولت باید مانند فردریک کبیر قدغن فرمایند که هیچ کس از افراد ملت خواه در شهرها و خواه در دهات و ایلات فرزند خود را از نه سالگی تا پانزده سالگی به غیر از خواندن و نوشتن موافق رسم جدید ، به کاردیگر مشغول نسازد و به عهده جماعت هر فرقه و ایل مقرر گردد که جهت تربیت اطفال ، یک نفر معلم نگاه داشته باشند … اینگونه اجبار را ظلم نمی توان نامید بلکه نشانه رافت و مهربانی است ، که به اصطلاح ما ، آن را توفیق اجباری می گویند .
موضوع باسواد کردن توده مردم را ، بارها تاکید کرده است … این نمی شود که مردم ده نشین بی سواد بمانند و تنها اهل شهر ، علم بیاموزند . نسبت شهرنشینان به دهاتیان چون نسبت قطره به دریاست … باید عامه مردم مانند ملت پروس و ” ینگی دنیا ” ، زن و مرد از علم بهره یاب گردند تا نفع آن عام باشد …”
” بزرگان ملک ، هیچ شوقی به شنیدن حرف های میرزا فتحعلی نداشتند … به مستشارالدوله نوشت : طرح الفبای نو ، در مزاج وحشیان آفریقا و آمریکا نیز موثر می افتاد ، اما در طبیعت اولیای تهران اثر نمی بخشید و تا امروز جوابم نمی دهند … میرزا فتحعلی به میرزا حسینخان ، در راه نخستین سفر ناصر الدین شاه به اروبا گفت : شما آرزوی خودتان که صدارت است رسیدید ، من هنوز از آرزوی خودم که تغییر الفبا است محرومم .
پاسخ مشیر الدوله ، حکایت از وجدان و مسئولیت شناسی او می کند : ” من نیز به آرزوی خود نرسیده ام ، به آرزو رسیدن این نیست که بیایم در مسند صدارت بنشینم ، آخر در این مسند باید کاری هم بکنم هنوز کاری نکرده ام . ” چه بسیار نادرند زمامدارانی که وجدان منفعل داشته باشند : میرزا فتحعلی تکرار کرد کار را به معاونت کدام اشخاص خواهید کرد ، اول باید آدم تدارک کنید … اینها که امروز در ایران علی الظاهر نفس می کشند همه در باطن مرده به حساب می شوند ، باید به رگ های ایشان خون تازه و گرم ریخته به جنبش آورد . خون تازه ، عبارت از ایجاد الفبای جدید و تعلیم علوم جدید است ”  .
 خوشبختانه تغییر الفبا در ایران ، که برخلاف ترکیه ، دارای غرهنگ و ادبیاتی بسیار غنی و هزار ساله است عملی نشد ، ولی روش آموختن زبان فارسی و تعلیم و تربیت به وسیله آموزگاران مجرب و کاردان ، تغییر کلی یافته است و امروز با استفاده از روش و اسلوب تدریس باغچه بان و دیگر آموزگاران مبتکر و کاردان ، در کوتاه ترین مدت ، کودکان می توانند از نعمت خواندن و نوشتن برخوردار گردند. 144

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره نمایشنامه، رئالیسم انتقادی، میرزا آقا، آثار ادبی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، جهان خارج، ایده آلیسم، قرن نوزدهم