دانلود پایان نامه درباره نفس اماره، آخرالزمان

دانلود پایان نامه ارشد

گفت و زندگاني و شخصيت خود را نمونه و مثال آن قرار مي داد.338
دعوت عيسي مسيح بويژه آنچه در عالم روح بود بزرگترين پيروزي به شمار مي رفت، زيرا او روش عبادت را از مراسم و مظاهر عادي به حقايق ابدي منتقل ساخت. به عبارت ديگر عيسي مسيح عبادت را از عالم حس به عالم باطن برد.339
نگارنده بر اين باور است که يکي از ويژگيهاي سخنان ماني و عيسي (ع) ساده بودن کلامشان است که براي عامه مردم قابل فهم بود. البته استفاده از مثالهاي متفاوت در سخنان ماني نشاني از تقليد او از عيسي (ع) بود که در آثار باقيمانده از ماني هويداست. اين ساده سخن گفتن باعث پيروزي هر چه بيشتر در ميان مردم شد.
6-1-4. دين ماني و مسيح (ع):
آئين ماني که رنگ تلفيقي و التقاطي داشت نيز چيزي از يوناني گرايي عهد اشکاني وجود داشت که بدان رنگ فلسفي مي داد و با توجه واکنش ضد يونانيگري که در اوايل عهد ساساني تدريجاً در ايران مجال تظاهر مي يافت.
ماني، زرتشت را هم مثل بودا و عيسي در اين تعليم تلفيقي خويش از پيامبران الهي مي خواند. اما خود را خاتم پيغمبران مي شمرد و گذشته از آن خدايي هم که او تبليغ مي کرد با زروان مطابق بود تا با اوهرمزد و تازه از رسوم و مبادي زرتشتي نيز آنچه را در نزد موبدان تبليغ مي شد همچون گمراهي و تباهي بارزي تلقي مي کرد. ماني در کفالايه نقل مي کند مثل رود بزرگي به نظر مي آيد که اديان و مذاهب ديگر چون جويبارهاي فرعي در آن مي ريزند و جريان تازه يي بوجود مي آورند.340
ماني پيش آهنگ صلح و آشتي بود و به کار بردن جنگ افراز و جنگاوري را جايز نمي دانست و به اين دليل از وجود او خطري براي جامعه متصور نبود. براي مبارزه با شر پيروي از مباني دين مسيح و تعاليم بودا را توصيه مي کرد. ماني دين خود را جهاني قلمداد مي کرد و خود را همان فارقليطي که مسيح به آمدنش بشارت داده بود معرفي مي نمود. از جمله مشهور بودن ماني و سبب گرويدن مردم به وي چيرگي و مهارت در نقاشي بود. ايمان از مباني بسيار مهم عقيدتي مانويان بود.341
آئيني که عيسي به ارمغان آورد از اول دين محبت بود و خود عيسي مسيح ملاطفت مخصوصي به کسانيکه در زحمت بودند نشان داده و مشغول شفاي بيماران و تسلي رنجوران بود.342
مسيح هم? افراد بشر را دوست داشت و افراد را از جنگ پرهيز مي داد.343
ديانت علاوه بر آنکه با ظهور دين مسيح احياء شد از لحاظ معنوي نيزع ترقي کرد و تا حدي از صورت مادي قديم خارج گشت. پيش از ظهور دين مسيح هر کس خدائي خاص داشت و تعداد خدايان با تعداد خانواده ها و مدينه ها برابري مي کرد. پس از آن مردم به وجود خداي يگانه معتقد شدند که به تنهايي بر سراسر عالم حاکم است و ستايش عالميان فقط او را سزاست. دين مسيح مذهب را از حکومت تفکيک نمود و گفت که چون مذهب آسماني است با موجودات ارضي آميخته نمي تواند شد و تا قبل از زمان عيسي کسي بدين صراحت خدا و حکومت را از يکديگر متمايز نشمرده بود. دين مسيح رشته ارتباط مقام کهانت و سلطنت را بگسست و مردم را آگاه ساخت که اطاعت قيصر با اطاعت خداوند برابر نيست. دين مسيح وجود آدمي را فقط از لحاظ قواي جسمي و مصالح مادي متعلق به هيئت اجتماعيه مي شمرد و مي گفت که افراد بشر در حيات مادي مطيع حکام مي توانند بود و جان خود را در راه وطن مي توانند کرد، لکن در حيات معنوي و روحي آزادند و جز خداوند کسي را بر روح ايشان حق حکومت نيست.344
نگارنده بر اين باور است که ماني ادعا مي کرد که مذهب او مذهبي جديد است که شامل تمام عقايد پيشين بوده که ماني آنها را مفيد دانسته و قصد تبليغشان را داشت. در حالي که با ظهور عيسي مسيح (ع) مردم به يگانگي خدا معتقد شدند و باعث جدايي دين از حکومت گشت. پس بايد دين مسيح را دين حق و بي همتا آن زمان ذکر کرد. . ماني دين خود را جديد مي داند و ادعا مي کند که براي کامل شدن اديان گذشته آمده در صورتيکه اين جمله را پيروان مسيح (ع) از عيسي (ع) نقل مي کنند.يکي ديگر از مسائلي که در هر دو آيين تأکيد شده پرهيز از جنگ و خونريزي است که همواره پيروانشان را از آن نهي مي نمودند. اگر انسان هاي امروزي اين تعليم اديان گذشته را سرمشق خود قرار دهند از اينهمه جنگ و خونريزي جلوگيري مي شود. و هدفهاي انساني در پيشبرد اهداف الهي و عالي قرار مي گيرند.
6-1-5. نام ماني و عيسي (ع) در آئين مانويت و مسيحيت:
ماني مي گويد وي آخرين حلقه زنجير وحي ها و پيامبر آخرالزمان است در کتاب شرعيات ماني که به زبان چيني ترجمه شده، ماني خود را پيامبر هزارحوت مي خواند که آخرين هزار? عمر جهان است.
ماني خود را پاراکلت يا فارقليط مي خواند. ماني اين نام را از حضرت عيسي (ع) که بشارت داده بود به آمدن فارقليط استفاده نموده و خود را با اين نام معرفي مي کند. ماني معتقد بود که دانش وي دانش کامل است و تنها طريق بيان و توجيه کامل و قطعي هم? پديده هاي عالم است.345
عيسي پيوسته مي کوشيد تا با استفاده از تمثيل “پدر و پسر” و بيان مکرر آن، رحمت و الطاف خداي رحيم را بر بندگان خويش که در تمثيل وي “پسر” خوانده مي شدند تشريح کرده و آنرا محسوس و ملموس نمايد. عيسي در اناجيل هشتاد مرتبه خود را با صفت “پسر انسان” خطاب کرده است. اين احتمال وجود دارد که او مي خواسته با بکارگيري اين تعبير خود را با يک بشر عادي و يا حداکثر يک انسان ايده آل معرفي کند.346
درباره شخصيت عيساي درخشان در مانويت سه تجلي گوناگون دارد: 1. عيساي درخشان که تجلي پيامبر سوم و منجي روشني که از همان آغاز، گنوس (معرفت) رهايي بخش را براي آدم مي آورد. 2. عيساي رنجبر نمودگار پاره هاي نور اسير در ماده است. 3. عيسي مسيح “پيامبر” و “پسر خدا” که ظاهراً به شکل انساني در آمده، به صليب کشيده شده است.347
نگارنده بر اين باور است که در ميان مسيحيان، عيسي (ع) به روح القدس، پسر خدا معروف بود. در بين مانويان، ماني فارقليط معروف بود.
بخش دوم: 6-2. تعاليم در مانويت و مسيحيت:
6-2-1. اساس تعاليم در آيين مانويت و مسيحيت:
اساس مانويت، ايراني است و نه تنها ايراني بلکه زرواني از يک زاويه عرفاني است.348
نگارنده بر اين باور است که اساس مسيحيت، در وجود خود مسيح است که از ميان مردمي به پا مي خيزد که دچار شرک و بت پرستي بودند و در واقع شايسته ترين کسي بود که اديان گذشته را کامل نمود.
اساس کيش ماني بر دوگانه پرستي (ثنويت) بنا شده است. يکي جهان نوراني که در رأس آن پدر بزرگان و خداوند مهربان قرار داشت و دو ديگر عالم ظلمت (تاريکي) تحت استيلاي امراي پنج گانه تاريک دل و ظلماني.349
نگارنده بر اين باور است که تعاليم عيسي (ع) در دو بخش ذکر شده، اساس کيش ماني هم بر دو گانه پرستي يعني نور و ظلمت استوار بود، عيسي (ع) به پيروان خود تأکيد داشت که توبه کنيد، (از گناه دست برداريد و به سوي خداي متعال برگرديد)، ولايت خدا را بر زندگي خود پذيرا باشيد. در مقابل ماني هم به پيروان خود با توجه به مسئله ثنويت همواره تأکيد داشت که گناه از ناحيه ظلمت است و توبه نمودن و به سوي خدا برگشتن همان نور تعبير شده است.
قدرت و انعطاف پذيري ماني شگفت انگيز بود. او به تمام مطالب احاطه داشت: تعليم، تسلي، تذکر و تعظيم.350
تعاليم عيسي اين نکته را متضمن است که هر چند خداي متعال بشر را به اقتضاي حکمت بالغه خود آزاد آفريده، ولي انسان مانند همان “پسر گمشده” است که در تمثيل آورده است. نظر عيسي به طبيعت در حدود ايمان و انديشه او دربار? باري تعالي است. عيسي مانند ديگر متفکران يهود، طبيعت را کارگاه يا صحنه نمايشگاه متعالي الهي مي دانست که نجات و آزادي انسان در آنجا به ظهور مي پيوندد، اعمال خداوند از درون آن به وسيله آن ظاهر مي شود. عيسي مانند ديگر انبياي بني اسرائيل مي کوشيد که به وسيله طبيعت به خدا راه برد.351
تعليم ماني قبل از هر چيز نوعي تعليم گنوسي بود. مبني بر فکر نجات و فکر معرفت. براي مانوي دنيا چيزي جز آلودگي و تغيير به ماده و شر نيست نه فقط روح انسان در آن بيگانه است بلکه خدا هم که خير محض است به اين دنيا تعلق و علاقه يي ندارد و دنياي مادي با تمام شروري که در آن هست تعلق به مبداءِ و ظلمت دارد که در جبه? مقابل اوست.352
نگارنده بر اين باور است که مانويان عقيده داشتند که بدي هميشه بوده است و همواره خواهد بود. دربار? انسان و ساير موجودات ماني بر اين عقيده بود که خوبي و بدي با هم مخلوط است. چون انسان داراي روح خوب و نفس اماره يا همان روح بد است. در مقابل عيسي (ع) همواره به پيروان خود مي آموخت که زندگي انسان در اين دنيا در واقع نوعي آزمايش است که هدف اصلي تقرب جستن به خدا است و در اين راه تنها تقوي را به عنوان برترين اعمال در نزد خداوند بيان فرموده، و در تمام تعاليم خود بيان داشته که تمام مقدرات افراد بشري در دست قدرت خداي متعال است، وجودي منزه و عادل مطلق که تنها اوست که در طول دورهاي مختلف زمان همواره منشأ حرکات تاريخ بوده و بازگشت همه به سوي اوست.
در بين ويژگيهاي عمده تعليم ماني اين نکته هم اهميت دارد که آئين وي مخصوصاً بر “کتاب” تکيه داشت، نه روايات شفاهي و تعليم غير مکتوب. در کفالايه و بعضي مواعظ هم از گفته ماني نقل شده است که تمام سوءِ تفسيرهايي که در مورد تعليم زردشت و بودا و عيسي حاصل شد ناشي از همين نکته بود که تعليم آنها شفاهي بود و از اين جهت در معرض سوءِ تعبير.353
سه مسئله اساسي که در مذهب مسيح وجود دارد: اول موضوع عيسي، دوم مبدأ سرچشمه کليسا، سوم اخبار و حديث کليسا، عيسي افکار و عقايد خود را ضمن مثال و کنايه هاي شيرين به مردم مي گفت که آن امثال نسل هاي بعد را مسحور و مفتون کرده است.354
نگارنده بر اين باور است که اگر عيسي (ع) تعاليم خود را مکتوب مي نمود و تنها به صورت شفاهي اکتفا نمي کرد تعاليمش مورد سوء استفاده دشمنان و نااهلان قرار نمي گرفت. البته تا زماني که حضرت مسيح(ع) درون مردمش بود دين او دوام آورد و پايدار بود ولي بعد از عيسي (ع) دين او تحريف شد. يهوديان با جعل سازي انجيل هايي که در سالهاي بعد از عيسي (ع) بوجود آوردند ديني را براي خود تشکيل دادند که به نفع آراءِ و عقايدشان بود و باعث ناپايداري و تحريف و جعل دين شدند. در مقابل دين ماني با توجه به آثار متعددي که از ماني برجاي مانده بود، پيروانش طبق گفته هاي ماني که در آثارش بيان شده به پيروي از دين ماني پرداختند. و اين آثار بر جاي مانده باعث پايدار بودن دين مانويت شد و از تحريف و جعل توسط افراد بيگانه در امان ماند.
6-2-2. بعثت ماني و عيسي (ع):
در نوشته هاي مانوي قبطي، اظهار شده که در زمان بعثت ماني، علم کامل به او داده شده، يعني با پايين آمدن فارقليط (همزاد و جفت آسماني ماني). با وي گفت وگو کرده و از پنهان (رازهاي پست وبلند، نور و تاريکي، ستيز و جنگ و جنگ بزرگ)، که قرن ها از نسل هاي آدمي پنهان بود بر ماني گشوده است.
حضرت عيسي به دست يحيي در رود اردن تعميد يافت و پس از بيرون آمدن از آب “روح القدس” بر وي فرود آمد و رسالت او را به وي بشارت داد. پس از آن حضرت عيسي در بيابان عزلت گزيد. پس به سوي جليل براي پند و اندرز مردم رفت.355
نگارنده بر اين باور است که بعثت در هر دو آئين مسيحيت و مانويت به شکل وحي صورت گرفته است و بعد از مدتي پنهان شدن از مردم يا همان عزلت به سوي پيروان خود برگشته اند. البته ماني با توجه به همان داستان به غار رفتن و عروج کردن به آسمان بعد از يکسال نزد مردم بازگشته و گوشه اي از عالم بهشت و دوزخ را براي مردم بيان داشته است.
6-2-3. خدا در مانويت و مسيحيت:
در کيش مانويت سه نوع آفرينش جداگانه خدايان وجود دارد. در آفرينش اول “مادر زندگي” است و “پدر زندگي” آفرينش دوم خدايان را براي ياري او فرا مي خواند و سومين خداي منجي در آفرينش سوم “ستون شکوه” است که هم خدا و هم راهي است که روشنايي نجات يافته از آن به آسمان صعود مي کند.356
خداي نور در ميان مانويان رسم بوده است و اصل دوگانگي و ستيره جويي ميان خداي خير و خداي شر وجود داشت.357
با ظهور مسيحيت خداوند يگانه از حصار طبيعت خارج شد و بر فراز آن نشست. بنيان تفکر يوناني- رومي که

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره آداب و رسوم، آخرالزمان Next Entries پایان نامه رایگان درمورد نیروی انسانی، موانع اجرایی