دانلود پایان نامه درباره نفت وگاز، نفت و گاز، تولید نفت، ظرفیت جذب

دانلود پایان نامه ارشد

اجازه برای انجام عملیات اکتشاف نفت و گاز در دریای شمال نمود.کمپانی فیلیپس برای قسمتهایی از دریای شمال که در فلات قاره نروژ واقع شده است درخواست صدور پروانه اکتشاف نفت و گاز (لیسانس) نمود. این شرکت به مقامات نروژ پیشنهاد یکصد و شصت هزار دلار آمریکا اجاره بهای ماهیانه را در عوض بدست آوردن حقوق انحصاری اکتشاف نفت ارائه نمود. واگذاری تمام فلات قاره توسط مقامات به یک شرکت جهت اکتشاف نفت وگاز غیر معقول می نمایید زیرا اگر مناطق مورد نظر برای اکتشاف افتتاح میگردید بیش از یک کمپانی نیاز بود تا به فعالیت اکتشافی بپردازد.
در ماه مه 1963 دولت نروژ بر فلات قاره نروژ اعلان حاکمیت نمود. در قانون جدید نفت تصریح گردیده که دولت نروژ ما لک منابع نفت و گاز بوده و تنها شاه می تواند برای اکتشاف و تولید نفت وگاز مجوز اعطا نماید. اما اگر چه نروژ بر مناطق گسترده ای از اقیانوس اعمال حاکمیت کرده بود، بااین حال پاره ای توضیحات مهم هنوز هم مورد نیاز بود. در وهله اول در مورد « طرح فلات قاره بر اساس اصل خط میانه» در مارس1965 بین نروژ، دانمارک و انگلستان موافقتنامه ای به امضا رسید. در 13آوریل 1965برای اولین بار صدور مجوز (دور)47 اعلان گردید. در طی این (دور)22 مجوز تولید اعطاء گردید که این مجوزها 78 بلوک را پوشش میدادند. اولین چاه اکتشافی در تابستان 1966 حفر گردید اما معلوم شد که خشک میباشد. ماجراجویی برسر نفت نروژ با کشف اکوفیسک در سال 1969 آغاز گردید. تولید از میادین آغاز به کار کرده در 15 ژوئن 1971 شروع و چندین اکتشاف عظیم در طول سالهای بعد به عمل آمد. در دهه 1970فعالیتهای اکتشافی در دریای شمال متمرکز شده بود. اما در فلات نیز به تدریج اکتشافات به سمت شمال پیش رفته ومیادین جدیدی افتتاح گردید.
تنها تعداد معدودی از بلوکها برای هر دور پروانه اعلام شدند و امیدوارکننده ترین مناطق از جهت وجود نفت جهت انجام عملیات اکتشافی واگذار گردید. وجود میادین بزرگ نفتی48 منجر به اکتشاف وتولید در فلات قاره نروژ وشهرت این کشور در سطح جهانی شد. وجود این میادین عظیم نفتی هنوز هم برای توسعه فعالیت های صنعت نفت در نروژ بسیار مهم است و توسعه میادین فوق الذکر منجر به ابناء زیرساختها وفعال شدن برخی میادین دیگر گردید. تولید ازچندین میدان عظیم نفتی نروژ هم اکنون در حال کاهش میباشد و در حال حاضرروند توسعه و تولید ازمیدان های کوچکتر جدیدصورت میپذیرد. بنابراین درحال حاضرتولید نفت نروژدرمیان تعداد زیادی میدان نفتی که از قبل تقسیم شده است صورت میپذیرد.
درابتدا مقامات صلاحیت دار نروژ فعالیت های نفتی را با مدلی که شرکتهای خارجی اداره فعالیتهای صنعت نفت را برعهده بگیرند آغاز نمودند. درنهایت پیوند نروژ با (نورسک هیدرو) در مشارکت سرمایه گذاری افزایش یافت و درسال 1972 (استت اویل) توسط دولت که تنها مالک آن بود تاسیس گردید. سیاستگذاری بر این پایه استوار بود که دولت در پنجاه درصد هر ( پروانه تولید) مشارکت نماید. در واقع دولتهای انگلستان و نروژ مقررات قرارداد های نفتی خویش را که برای این دول حق کنترل میزان تولید و مقدار بهره مالکانه قائل نبود به وجه غیر معقولی به زیان خود دیدند و ضمن عدم رعایت اصل لزوم قراردادها آن قوانین را تغییر دادند و به موجب قانون جدید در کلیه قراردادها پنجاه درصد یا بیشتر، مشارکت نمودند و به اعتراضات شرکتها و مطالبه غرامت آنها وقعی نهاده نشد. بنابراین علاوه بر تغییر قوانین و قراردادها و پروانه های موجود، این جرائم عطف به ماسبق گردید و لایحه بطور یکجانبه اعمال و هیچگونه پرداخت غرامتی راپیش بینی نکرد که این همان مفهوم مصادره میباشد. استدلال دولت انگلیس این بود که این اقدامات مثل اقدامات دول عضو اپک «تحمیل تعهدات مالی جدید سنگین تر برطرف قرارداد می باشد.» پس نقض قرارداد و مصادره نامشروع نیست.49محدودیت های مربوط به اختیار یک کشور در مصادره اموال بیگانگان از موضوعات بحث بر انگیز حقوق بین الملل می باشد.50 بسیاری از نویسندگان و چند تصمیم داوری و قضایی در ایالات متحده و اروپا از قاعده هال که خواستار غرامت فوری ، کافی و موثر در صورت مصادره اموال متعلق به خارجیان است پیروی کرده اند.51 درسال 1993 این اصل تغییر یافت و بنا شد در هر درخواست پروانه یک ارزیابی مختص همان پروانه صورت پذیرد خواه مشارکت دولت وجود داشته باشد و خواه منافع مشارکتی دولت بالاتر یا پایین تر از سرمایه گذار باشد. کمپانی خصوصی نفتی دیگر نروژ 52 نیز تاسیس گردید. استت اویل در سال2001 تاحدی به بخش خصوصی واگذار گردید و شرکت پترو پترو 53 واداره منافع مالی مستقیم دولتی نروژ 54پس از آن تشکیل گردیدند. در سال 2007 استت اویل با بخش نفت وگاز نورسک هیدرو ادغام گردیدند. امروزه حدود پنجاه شرکت نروژی وخارجی در فلات قاره نروژ فعالیت نفتی دارند.
بند دوم – مبانی لیسانس های نفتی نروژ
در دهه 1960 مرحله اولیه توسعه نفتی با ایجاد ” ظرفیت جذب تکنولوژی جدید ” نهادینه گردید. دهه های 1970 و1980 بنای صلاحیت نروژ در صنعت نفت وگاز مستقیما با سیاستگذاری عمومی در خصوص مشارکت در فعالیتهای نفتی شکل گرفت. کارآمدی تکنولوژیهای نوین در دهه 1990 به منصه ظهور رسید و با آغاز قرن21 تکنولوژیهای به کار گرفته شده در صنعت نفت نروژ که مجموعه ای از همه فن آوریهایی است که از آغاز انقلاب صنعتی ابداع گردیده تنظیم وتعدیل گردید. صنعتگران نروژ برای ورود به سیستم تولید کنندگان بین المللی انرژی آمادگی کسب نمودند. برخی از این تکنولوژیها که صنعت نفت نروژ را به این حد از رشد رسانده در واقع قوانین علمی ساده ای میباشد که نروژ در مقیاس بزرگ به کارگرفته است. از آنجمله میتوان به نصب پایه سکوی نفتی به کف دریا اشاره کرد که استوانه ای بوده و بدون استفاده از پیچ و با بهره گیری از روش تخلیه هوای داخل استوانه به کف دریا با فشار ناشی از خروج هوا چسبیده و سکوی نفتی و تاسیسات مربوطه روی آن مستقر میگردد. این کار را شاید ما بارها با یک ظرف آب و یک لیوان خالی که بطور معکوس در ظرف آب فرو میبریم ا نجام داده باشیم. بنا براین هنر نروژ در ترکیب و تنظیم واستفاده از اختراعات ولو ساده ، ستودنی است.
آنچه پایه و اساس صنعت توسعه یافته امروزی نفت نروژ را تشکیل میدهد تاسیس سازمانی خاص برای تولید نفت در مناطق دور از ساحل میباشد. این امر اساس شایستگی صنعت داخلی نروژ را به کسب صلاحیت در تولید نفت در مناطق گسترده فراساحل شکل داد. خط مشی انطباق صنعت نفت نروژ با صنعت نفت بین المللی با استراتژی سیاسی همگرایی موسسات داخلی و مبادرت به سرمایه گذاری در پروژه های توسعه ای بزرگ تشویق گردید. شرکتهای نفتی بین المللی ، بخش وسیعی از عرضه کنندگان و جوامع محلی موافق این روند بودند که دلیل آن تسهیل بهره برداری آنان از فلات قاره نروژ بود. توسعه ملی و منطقه ای ، ایجاد اشتغال و کسب شایستگی صنعتی جدید از دلایل استقبال از این روند میباشد.
نقش مشارکتی در بنیان نهادن استراتژی انتخاب و بهره برداری تکنولوژی به” ظرفیت جذب” مشهور گردید. اگرچه در مرحله اول شرکتهای بین المللی بودند که مقدمات انتقال تکنولوژی را فراهم نمودند اما “ظرفیت جذب ملی” با مذاکره بخش خصوصی و موسسات عمومی نروژ پایه ریزی شد.
الف- اعطاء حقوق امتیازی
بنای سیستم مالیاتی اولین اقدام معین رسمی نروژ برای ظرفیت جذب سازمانی میباشد. حقوق امتیازی وسیله کنترل مقدماتی دولت در تعیین شرکتهایی که اجازه عملیات نفتی در نروژ دارند و محلهایی که عملیات نفتی باید متمرکز گردد و باذکر نام بلوکهایی که برای مناقصه گشوده میگردیدند بوده است. با اعمال این حقوق که قانونا برای همه طرفین لازم الاجرا بود رابطه بین دولت نروژ و بخش نفت تصریح گردید. حقوق امتیازی، حقوق شرکتها را تضمین و بطور همزمان بیانگر حاکمیت دولت بر فلات قاره نروژ بود. در حقیقت، لازمه فعالیت اقتصادی، قلمرو حاکمیتی است. حقوق امتیازی برمبنای سیستم مالیاتی در نروژ در برگیرنده قواعد فعالیت اقتصادی است که بهره برداری از منابع خصوصی جامعه را شامل میگردد. اینگونه از قراردادها بین دولت و شرکت های خصوصی چگونگی بهره برداری و تقسیم عایدات را تعیین مینماید. در نروژ چنین قراردادهایی ناآشنا نبودند. اصول اساسی تا حد زیادی شبیه سیستم حق الامتیازی بود که پنجاه سال پیش با توسعه الکتریسیته تنظیم و قاعده مند گردیده و شراکت نیز وجود داشت. تجارب قبلی در زمینه حقوق امتیازی الکتریسیته بر حق الامتیازهای نفت وگاز اثر گذاشت. در سرمایه گذاری ها در حوزه الکتریسیته و نفت مسائل مربوط به رابطه با سرمایه خارجی55مسئله اصلی بود .
گرچه سرمایه گذاری خارجی در صنعت نروژ مورد نیاز بود اما اینگونه سرمایه گذاری همواره با بد بینی مواجه بود. در دو مرحله تاریخی یعنی اوایل قرن بیستم و در دهه 1960 تمایل به جذب سرمایه گذاری خارجی در نروژ وجود داشت. اما این سرمایه گذاری باید جهت حفاظت از منافع ملی نروژ کنترل میشد. اعطاء حق الامتیازها قانونا مربوط به صلاحیت داخلی نروژ بوده و وکلایی با دانش و آگاهی کامل حقوقی و مسلط به روندهای اداری ، مذاکرات نهایی را برای واگذاری حق الامتیازها انجام میدادند.در همین زمان رویکرد سیاسی در ارتباط با سرمایه خارجی مشروعیت قانونی لازمه را کسب کرد. یک نظام سازمانی از حیث سیاسی و حقوقی قانونمند شده بود و زمانی که شرکتهای خارجی حاضر شدند اهداف و ابزار در دسترس بود . رویه به وجود آمده این ابزار را برای بهره برداری قادر ساخت. ضمنا تنها ، نهادهای اداری تعیین کننده مستقل پیامد مذاکرات و شکل دهنده قوانین در نروژ نبودند. درجریان مذاکرات این شرکتهای نفتی بودند که به آرامی سیستم لیسانس را پیشنهاد نمودند. در این خصوص مقررات بر طبق خواسته های شرکتهای نفتی تنظیم گردید اما شقوق دیگری برای مذاکره کنندگان نروژی و شرکتهای نفتی وجود داشت .در وهله اول شرکتهای خاصی درخواست وتمایل خویش را نسبت به بدست آوردن حقوق انحصاری منابع در فلات قاره نروژ تعقیب نمودند. حق انحصاری به شرکت ای پی مویل56 در فلات قاره دنیش57 اعطا گردید و بدنبال آن مقامات نروژی بخش اصلی کنترل خود را که همراه با ریسک عدم دستیابی به ثروت بالقوه ای بود از دست دادند. این روند تا اواسط دهه هفتاد ادامه داشت تا اینکه روند به سمت مشارکت دولت در پنجاه در صد پروژه ها پیش رفت . البته در دهه نود مسئله مشارکت پنجاه درصدی یا بیشتر ویا کمتر دولت بستگی به شرایط و آن پروژه خاص منعطف گردید.
گفتار ششم- درآمدی بر مقررات حاکم بر نفت وگاز نروژ
برای بررسی مقررات نفتی نروژ در سطح عالی و درک کاربردی مقررات مزبور باید به مواردی از قبیل نفت وگاز در بخش داخلی، حقوق مربوط به نفت وگاز، ایمنی بهداشتی و زیست محیطی، فروش و تجارت نفت و گاز، مالیات و اجرای مقررات مالیاتی (وادار کردن به پرداخت مالیات با الزام قانونی)، انتقال حقوق، انتقال بوسیله خطوط لوله، ارزیابی تاثیرات زیست محیطی، توقف فعالیت های نفتی ، مقررات منقضی و پیشنهادات برای اصلاح قوانین پرداخته شود.
بند اول- نفت و گاز در بخش داخلی
برای توصیف بخش داخلی و خط مشی رایج اتخاذی در نفت و گاز نروژ که گاز طبیعی مایع شده58 را نیز شامل میگردد، ناگزیر موارد ذیل مورد مطالعه قرار میگیرند.
بند دوم- تولید صنعتی داخلی
فعالیت های نفتی در نروژ در سال 1960 آغاز شد. منابع نفتی نروژ در فراساحل، در فلات قاره نروژ59 واقع شده است. فعالیت های نفتی60 برای رشد مالی نروژ و تامین مالی و هزینه های پولی دولت رفاه نروژ که مبتنی بر کمک های اجتماعی می باشد حائز اهمیت می باشند. فعالیت های نفتی بیش از 9000 میلیارد کرون به تولید ناخالص ملی کشور نروژ افزوده است و حدود 23 درصد از رقم کلی تولید ناخالص ملی را در سال 2012 ارائه نموده است.
در حال حاضر، 76میدان نفتی در حال تولید می باشد و این میادین روزانه 9/1 میلیون بشکه نفت و 111 میلیارد متر مکعب گاز بر طبق آمار وزارت نفت و انرژی تولید می نمایند. متعاقب سالهای متعددی که با کاهش تولید نفت مواجه بودیم هم اکنون انتظار میرود که

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره امنیت انرژی، نفت و گاز، بیع متقابل، نفت وگاز Next Entries دانلود پایان نامه درباره ارزش افزوده، مالیات بر ارزش افزوده، نفت و گاز، شخص ثالث