دانلود پایان نامه درباره ناصرالدین شاه، منابع تاریخی، مناطق روستایی، زنان روستایی

دانلود پایان نامه ارشد

هم مجالس تعزیه برپا می کردند. عبدالله مستوفی در این باب می نویسد: «از شاهزادگان و اعیان و رجال هم هر یک که خانۀ آنها وسعت پذیرایی بساط تعزیه، و خود آنها توانایی پرداخت انعامات قاطرچی و ساربان و نقاره چی و موزیکانچیهای دولتی که در تعزیه ناگزیر بود، داشتند، تعزیه می خواندند. حتی بعضی همان طور که چادر خاص به اندازۀ حیاط بزرگ تدارک دیده بودند، حیاط را هم طوری ساخته بودند که در ایام تعزیه خوانی بتواند به تکیه تبدیل بشود»(مستوفي،1340، ص 299).
4-3-4 – تکیه ها
تکایای عمومی: دربارۀ تعزیه خوانی در تکایای عمومی تهران اطلاعات ما بسیار اندک است. در روزنامه ها و منابع تاریخی دورۀ قاجار فقط از وضع تعزیه خوانی در تکایای دولتی و گاهی از تکایای معروف یا متعلق به ایان و اشراف شرحی داده شده، و از تعزیه خوانی در تکیه های دیگر به اشاره اکتفا شده است(مستوفي،1340،ص 312 -330). آنچه می توان گفت این است که بعضی از تکیه های بزرگ که در گذرها و مراکز مهم شهر قرار داشتند، مانند تکیۀ رضاقلی خان، تکیۀ نوروزخان، تکیۀ چهل تن، تکیۀ سیداسماعیل، و تکایای منسوب یا متعلق به اعیان و اشراف، مانند تکیۀ حاج میرزا آقاسی، تکیۀ سیدنصرالدین و تکیۀ حسام السلطنه، به سبب موقعیت محل و امکانات صاحبان یا متولیان آنها، بیش از تکایای دیگر رونق داشته اند.
در چند شمارۀ روزنامۀ وقایع اتفاقیه به مجالس تعزیه خوانی در تکیه های قدیم اوایل عهد ناصری اشاره هایی شده است. در این اشارات بیشتر به حوادث جنبی که در مجالس تعزیه روی داده پرداخته شده. این رویدادها حکایت از حرمت و قداستی می کند که مردم برای تکیه و مجالس تعزیه قائل بوده اند. مثلاً در یکی از شماره های این روزنامه، زیر عنوان اخبار داخله، چنین نوشته شده است: «… دیگر آن که در تکیۀ نوروزخان نوشته اند که مجلس تعزیه برپا بوده است، در هنگامی که جمعیت داشته اند طفلی از بام تکیه به زمین افتاده، عیب نکرده بوده است». (روزنامه وقايع اتفاقيه، نمره 46، 24 صفر 1268 ه.ق).
تکیۀ سیدنصرالدین متعلق به کامران میرزا نایب السلطنه، فرزند ناصرالدین شاه، پس از تکیۀ دولت، ظاهراً از لحاظ معماری از تکیه های دیگر تهران زیباتر بوده است. ناصرالدین شاه هنگامی که در تهران بود، حتی پس از ساخت تکیۀ دولت جدید، گهگاه برای تماشای تعزیه به این تکیه می رفته است.
تکایای دولتی: ناصرالدین شاه در همان اوان سلطنت خود به تعزیه و تعزیه خوانی علاقه داشته و هر ساله گهگاه در ایام محرم، و بعدها تقریباً همیشه، برای تماشای تعزیه و دیگر مراسم مذهبی به تکیۀ دولت قدیم یا تکیۀ حاج میرزاآقاسی می رفته است. روزنامۀ وقايع اتفاقیه از حضور شاه در این تکایا در محرم سالهای 1269 و 1270 هـ.ق. گزارشهایی داده است؛ بنابراین نظر برخی از پژوهشگران که در توجه و علاقۀ ناصرالدین شاه به تعزیه و تعزیه خوانی در ده سال نخست سلطنتش تردید کرده اند، درست نیست.
در سالهایی که ناصرالدین شاه در تهران بود، تعزیه خوانیهای دولتی را معمولاً در تکیۀ دولت قدیم یا تکیۀ حاج میرزاآقاسی برگزار می کرد. در سالهایی که دور از تهران و در شهرهای دیگر بود، در تعزیه خوانیهای تکایای آن شهرها شرکت می کرد، یا خود به برپایی مجالس تعزیه می پرداخت. هرگاه به مناسبت تغییر فصل در نیاوران و سلطنت آباد به سر می برد، در همانجا برایش تعزیه می خواندند. چون تکایاي محلی نیاوران و سلطنت آباد مناسب تعزیه خوانیهای دولتی نبود، به دستور او دو باب تکیه در آنجا ساختند. تکیۀ کوچک نیاوران در سال 1274 هـ.ق. و تکیۀ سلطنت آباد در 1278 هـ.ق. ساخته شد. ظاهراً نخستین تعزیه خوانی در تکیۀ نیاوران در سال 1273 هـ.ق. و پیش از اتمام همۀ اجزای ساختمان تکیه برگزار شده است.
تعزیه خوانی در تکیۀ نیاوران به سبب کوچکی تکیه ظاهراً چندان دلخواه و مورد پسند ناصرالدین شاه نبوده است؛ از این رو، گهگاه تعزیه های مفصل و پرسیاهی لشکر (مثلاً تعزیۀ هفتاد و دو تن) را در میدان صاحبقرانیه برپا می کرده اند. پس از ساخته شدن تکیۀ سلطنت آباد، ناصرالدین شاه تعزیه خوانیهای خود را بیشتر در آنجا برگزار می کرد. ظاهراً نخستین تعزیه خوانی در این تکیه در محرم سال 1278 هـ.ق. بوده است. در سه چهارسال بعد نیز برگزاری تعزیه خوانیها به جای تکیۀ نیاوران غالباً در این تکیه انجام می شد.
بنابر نوشتۀ روزنامه های دولتی، در این تکیه مانند تکیۀ دولت تهران علاوه بر رجال دولت و شاهزادگان، همۀ اصناف و عامۀ مردم نیز می توانستند شرکت کنند.
تعزیه خوانی در سلطنت آباد و نیاوران به تدریج چنان اهمیت یافت که دستۀ تعزیه خوان و تعزیه گردان مخصوص برای آنها تعیین شد. شخصی به نام حاج قاسم معین البکا یا ناظم البکا، که در دارالنظارۀ دربار هم سمتی داشت، ادارۀ امور تعزیه داری و تکیه ها را بر عهده گرفت.(روزنامه دولت عليه ايران، نمره 545، 15شهرمحرم الحرام 1280 ه.ق). ناصرالدین شاه در اواسط سلطنت خود (در فاصلۀ سالها 1285 تا 1289 هـ.ق.) نیز، زمانی که در پایتخت به سر می برد، برای تماشای تعزیه همچنان به تکیۀ دولت قدیم می رفته است.(روزنامه دولتي، 618 و 631 محرم الحرام 1285-1286 ه.ق. و روزنامه دولت عليه ايران از سال 1285 تا 1289 ه.ق). پس از ساخته شدن تکیۀ دولت جدید در کنار شمس العماره در سال 1290 یا 1291 هـ.ق. و برپایی مجالس تعزیه مجلل و با شکوه و پرتشریفات در آن، تعزیه خوانی در تکیۀ دولت قدیم به تدریج متروک و تعطیل شد، لیکن تعزیه خوانی در تکیه های سلطنت آباد و نیاوران در تابستانهایی که مقارن ایام محرم بود ـ تا اواخر سلطنت ناصرالدین شاه همچنان باقی و برقرار بود.
تکیۀ دولت: با افزایش جمعیت تهران و اشتیاق عامه مردم و اعیان و اشراف به تعزیه و علاقۀ شدید ناصرالدین شاه به داشتن یک بنای عالی و مناسب برای برگزاری تعزیه های دولتی و درباری، دیگر تکیۀ دولت قدیم گنجایش جا دادن انبوه تماشاگران تهرانی را نداشت، و محل مناسبی برای برپایی مراسم تعزیه نبود. از این رو ناصرالدین شاه در سال 1283 هـ.ق. به دوستعلی خان معیرالممالک دستور داد تا همراه ساختن کاخ شمس العماره، تکیۀ وسیع و بزرگی هم در کنار آن بنا کند (معير الممالك،1362: 43 و همچنين ذكاء، تاريخچه ساختمانهاي ارگ سلطنتي،نشر انجمن آثار ملي، تهران 1349، ص 287). به موجب اسناد و مدارک موجود ساختن تکیه چهار یا پنج سال طول کشید. از این رو احتمال نزدیک به یقین آن است که در سال 1290 هـ.ق.، یعنی سال نخستین سفر ناصرالدین شاه به اروپا ساختمان تکیه پایان یافته بوده است. پس نظر کسانی که نوشته اند ناصرالدین شاه بعد از مسافرت به اروپا و دیدن تماشاخانه های آنجا، به خصوص آلبرت هال لندن، دستور ساختن تکیۀ دولت را داد، نادرست است.
خبرهای مربوط به اولین سال تعزیه خوانی در تکیۀ دولت گنگ و مبهم است. ظاهراً در محرم سال 1291 هـ.ق. نخستین تعزیه خوانی در این تکیه برگزار شده است. لیکن آن سال و سال بعد به سبب تقارن ایام محرم با زمستانهای بسیار سرد و پربرف، همچنین به علت ناتمام بودن بعضی از بخشهای فرعی و تزیینی تکیه، تعزیه خوانی در آن متوالیاً و با نظم و ترتیب برگزار نمی شده است، از سال 1293 یا 1294 هـ.ق. به بعد است که تعزیه خوانی در این تکیه با شکوه و جلال خاص، که سالها نیز ادامه داشت، آغاز شده است. (روزنامه ايران، 211،210 و 212، محرم 1291، و 245 و 246 محرم 1292 ه.ق).
تعزیه خوانیهای تکیۀ دولت جدید تا سال مرگ ناصرالدین شاه، در 1313 هـ.ق. ادامه داشت و سال به سال بر شکوه و جلال و تجمل و تشریفات آن افزوده می گشت. با آن که در ایام محرم در تکایای تهران و نقاط مختلف شهر، به خصوص در تکیه های معروف و بزرگ، تعزیه خوانیهای خوبی برگزار می شد، مع هذا اکثر مردم تهران تکیۀ دولت را بر همۀ آنها ترجیح می دادند و آرزو داشتند تعزیه های آن را ببینند. در ایام محرم، هر روز مردم بامداد، از دور و نزدیک شهر، با شتاب خود را به سبزه میدان و جلوی تکیۀ دولت می رساندند، تا هر چه زودتر در تکیه جایی برای خود بیابند و از تماشای تعزیه محروم نمانند.
با اجرای تعزیه در تکیۀ دولت تازه ساز، تعزیه خوانیهای دولتی و درباری شهرت و اهمیت بسیار یافت. دربار به هنگام برگزاری تعزیه در تکیۀ دولت، گهگاه از نمایندگان دول اروپایی مقیم در تهران دعوت می کرد که در برخی از مجالس تعزیه شرکت کنند. سیاحان و جهانگردان اروپایی نیز که به تهران می آمدند، اگر اقامت آنان در تهران با ایام سوگواری مقارن بود، می کوشیدند تا با کسب اجازه از شاه و رجال درباری و متصدیان تکیه و تعزیه، یک یا چند مجلس از تعزیه را در تکیۀ دولت ببینند. تکیۀ دولت را در اواخر ذی حجه، دو سه روز مانده به اول محرم برای تعزیه خوانی آماده می کردند. تعزیه خوانی دربار از اول محرم، یا یک روز مانده به آن، شروع می شد، و تا دهم و گاهی تا دوازدهم و چهاردهم ادامه داشت و معمولاً در دو نوبت، روز و شب، برگزار می شد.
ناصرالدین شاه معمولاً از روز دوم یا سوم محرم به تکیه دولت می آمد و در جایگاه مخصوص خود که پردۀ زنبوری آبی یا مشکی در جلویش آویخته بود، می نشست. در بیشتر سالها تعزیه خوانی تکیۀ دولت از یازدهم تا آخر محرم و گاهی تا آخر ماه صفر همچنان ادامه می یافت، و حتی در ماههایی غیر از محرم و صفر نیز در آنجا تعزیه خوانی می شد. بانیان مجلس این تعزیه ها رجال دولت بودند که هر کدام هزینۀ برگزاری چند روز تعزیه را بر عهده می گرفتند. البته شکوه و جلال این تعزیه ها به پای تعزیه های دهۀ اول محرم نمی رسید ( شهري باف، 1357: ص 54-55). اين نوع تعزيه خوانيها گويا تا زمان محمدعلي شاه و احمدشاه هم ادامه داشته است.

5-3-4 – رخت و لباس
رخت و لباس تعزیه خوانان از لحاظ شکل و طرح و رنگ ضوابطی داشت که تقریباً در همه جا این ضوابط را رعایت می کردند یا می بایست آنها را رعایت کنند. جنس و کیفیت لباسها بیشتر به توانایی مالی و ذوق و سلیقۀ بانیان و برگزار کنندگان تعزیه بستگی داشت. به طور کلی، پوشاک تعزیه خوانان آمیزه ای از لباسهای معمول میان مردم ایران و اعراب، و تا حدودی هم مبتنی بر واقعیات تاریخی و روایات مذهبی و اساطیر و عرف و عادات و سنتهای عامۀ مردم بود. ناگفته نماند که در انتخاب رنگ لباس، بعضی از نمادهای پذیرفته در جامعه نیز تأثیر فراوان و بسزایی داشت.
از زمان ناصرالدین شاه به بعد، تجمل و تشریفات فراوان در تعزیه خوانیهای دولتی و اعیان و اشراف و افراط در تزیین صحنه ها و استفاده از لباسهای فاخر و گرانبها، حتی گاهی تغییر طرح و شکل سنتی لباسها، تعزیه را از وضع و حالت ساده و طبیعی اش بیرون آورد. در واقع، تعزیه برای برخی از اعیان و اشراف، وسیله و بهانه ای بود برای تفاخر و خودنمایی و همچشمی در نشان دادن ثروت و مقام خود. در مقابل تجمل گرایی و افراط کاری اعیان در تعزیه خوانی، تعزیه در بعضی از مناطق روستایی ایران به تفریط و ابتذال گرایید و بسیاری از تعزیه گردانان حتی ضوابط و معیارهای قراردادی و سنتی تعزیه خوانی را هم رعایت نمی کردند. مثلاً، ابن سعدخوان یا شمرخوان به جای پوشیدن لباس مخصوص خود در تعزیه، لباس ژاندارم به تن می کرد، یا شبیه امام شلوار دبیت مشکی گشاد و گیوۀ روستاییان اصفهان را می پوشید و پوشیدن آنها را عیب نمی دانست. همچنین، زن خوانان تعزیه به جای بستن سربند و یشماق (روبندۀ خاص)، از سربند و روبندهای زنان روستایی و ایلی استفاده می کردند. برخی از محققان و صاحب نظران استفادۀ تعزیه خوانان از هر نوع لباس غیر سنتی در تعزیه ها را، در مقایسه با اصول و ضوابط برخی از مکاتب تیآتر غربی (مانند تیآتر بی چیز یا بی پیرایه)، نه تنها مجاز شمره اند، بلکه آنها را از بهترین نوع تعزیه ها نیز انگاشته اند.
برخلاف این افراط و تفریطها، در بسیاری از تعزیه خوانیها که در تکایای عمومی خوانده می شد، تعزیه خوانان میانه روی و اعتدال در پوشیدن لباس و آرایش صحنه ها را تا اندازه ای رعایت می کردند. مثلاً شبیه حضرت عباس حتماً زره و قبای سفید یا سبز می پوشید و کلاهخود پردار بر سر می گذاشت، منتها قبای او در تعزیه خوانی در یک تکیه، از چلوار یا ململ یا قدک و امثال آن بود، و

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره کاروانسرا، ناصرالدین شاه، مراسم مذهبی، فضاهای باز Next Entries دانلود پایان نامه درباره تقدیر و سرنوشت، ناصرالدین شاه، پیامبر (ص)