دانلود پایان نامه درباره مینوی خرد، اندرزنامه، متون پهلوی، دین زرتشتی

دانلود پایان نامه ارشد

گلیم باشد.
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU k? abasTAg xwahEd Ud hU-xEM-Tar N? bawEd, Ud zaNd pUrsEd Ud dANAg-Tar N? bawEd, Ud mANdag garzEd Ud a-wINAh-Tar N? bawEd, hAN dId pad kAr N? UzmAyICN.
ایشان نیز اینگونه گفتند که با اوستا خواندن نیک خیمتر نشوید و با زند پرسیدن داناتر نگردید و با اعتراف به گناهان، بیگناهتر نشوید تا این که اینها را در کار بیازمایید263
تمامی هدف اخلاق اندرزی در یک جمله خلاصه میگردد و آن ویراستن خیم و رسیدن به مقام میزبانی ایزدان است. بدون تردید چنین مقامی برای انسان حاصل نمیگردد، مگر پس از رنج و ستیز فراوان. در این سنت، خیم نیز چون دیگر آفریدههای اورمزد دشمنانی دارد. یکی از این دشمنان ترمنشی است 264 که همتای آن خود پرستی است.265
در بسیاری از متون اندرزی، همنشینی با نیکان، یکی از راههایی است که انسان را در داشتن خیمی ایزدی یاری میرساند. زیرا نیکان خیم بد را میشناسند و از آن دوری مینمایند و در جهت خیم ایزدی حرکت دارند. چنین کسانی خیمی آراسته دارند که خرد را به همراه دارد و زمانی که خرد بیاید، دین آید و زمانی که دین آید گناه نشود و چون مردی گناه نکند پس هرگز بد نگردد. از همین جاست که همنشینی با چنین انسانهایی، فرد را در جهت خیم ایزدی یاری میرساند.
gUfT EsTEd kU mard az hAN I w?hAN doCArM Ud abAgih Ud ham-pUrsagih wirAsT-xEm xwAhEd hUsrawih abzAyEd Ud gAh I mENogig.
gUfT EsTEd kU k? abAg waTTarAN rawEd pad xEM waTTar bawEd Ud aw?-z k? abAg aw? has rawEd k? abAg waTTarAN rawEd pad xEm waTTar bawEd.
گفته شده است که مرد با همراهی و همپرسگی با نیکان، خیم [خود را] ویراسته [کند چون] نیکنامی خواهد گاه مینوی [اش ] را زیاد کند. گفته شده است که کسی که با بدان راه رود به خیم بدتر شود و کسی که با مردی رود، که [او با] بدان رود پس به خیم بدتر شود.266
خیم آفریده اورمزد است تا از انسان در برابر دروج و سپاهیانش محافظت نماید. خویشکاری او محافظت از خوی بد و آرزو و شهوت، و به وسیله عمل کردن به دستورات دینی خیم و خوی نیک را پیراستن و آن را ابراز داشتن است.267 گاه در میان متون اندرزی مواردی به چشم میخورد که به خیمهای بهشتی اشاره شده به عنوان نمونه چنین آمده که:
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU EN 3 xEM garodmANig: Ewag EN ka was-?z zIyAN Ud aNAgih az kas did EsTEd EG-?z aw? Mard dUCmaN Ud aNAgih-kAmag ] N?[ bawEd. Ewag EN k? xwAriCN-E pEC mad EsTEd Ud wEC NEsT Ud fraz o pEC EmEd N? dArEd kU-M ] wEC[ aw?C rasEd, agar-?C mard k? fradOM xwarICN NEsT awEC rasEd, Ed pIhw c?’oN CAyEd bahr kUNEd. Ewag EN ka zaN-E Ud mard-E pad wiCkAr gyAg mad EsTENd U-CAN xwArICN xward sEr hUrAm EsTENd U-CAN Ewag o dId abER kAmag bawEd Ud ka kAmag b? rAyENENd Eg-?z kas-?z N? dANEd Ud aw? Mard hAN zaN EwAz rUwAN rAy N? gAyEd.
ایشان این نیز اینگونه گفتند که این سه خیم گرودمانی [است]؛ یکی این که مردی زیان و بدی از کسی ببیند [ولی] نسبت به آن کس دشمن و بدکامه نگردد؛ یکی این که مردی را خورش پیش آوردهاند؛ خورش زیاد نیست و امیدی هم به اینکه خورش به او رسد نیست اما چون آن مرد را خورش برند او چنان که باید از آن خورش [به مستحقان] بدهد. یکی [هم] این که زن و مردی در یک دشت به هم رسند خورش بخورند و سیر و شاد گردند به هم متمایل گردند و بخواهند که از هم کام گیرند و کسی هم آنجا نیست که با خبر شود پس آن مرد تنها برای روانش با آن زن نزدیکی نکند. 268
6. اختيار
یکی از مهمترین مفاهیم اخلاق زرتشتی و بلکه دین زرتشتی مسئله اختیار آدمی است. اختیار آدمی یکی از مسائل بسیار بحث برانگیز در طول تاریخ بشریت بوده است. در ایران نیز ما با گروهی جبرگرا، تحت عنوان زروانیان آشنا هستیم. در برابر نیز شاهدی بر جبر در سروده های زرتشت دیده نمیشود. زرتشت در یسن سیام یکی از نغزترین سرودهای اوستایی را بر زبان میآورد و میگوید: «ای تمام کسانی که در انتظار شنیدن گفتههایم هستید اینک بشنوید آنچه که از سوی مزدا است. با روشنی خردمندان در آن بنگرید با روشنی چشمان باز و اندیشه توانا گزینش کنید. هر مرد و زن در در گزینش راه حق و راستی آزاد است و بایستی چنین کند شهر و جامعه به وجود آید»269 دین زرتشتی از آغاز بر اختیار آدمی تأکید داشته، با این حال برخی تفکرات جبری همچون عقاید زروانی و رواقی نیز در کنار این اختیار وجود داشته است.
در متون پهلوی ما با هر دو تفکر جبر و اختیار در این متون مواجه هستیم. به منظور بررسی هر دو گروه در ابتدا بخشهایی ناظر به هر دو گروه را آورده و سپس میان آنها به داوری خواهیم نشست. هرچند که روح حاکم همۀ اندرزها مسئله اختیار است، اما در متون پهلوی گاهی به صراحت به این امر اشاره شده است که در زیر به دلیل وضوح این مطلب، تنها به یک مورد از آنها اشاره میگردد.
دربارۀ دلیل جهان آفرین در پاداش و پادافرۀ مردمان برابر آموزۀ دین بهی
پاداش [ثواب] و پادافرۀ [گناه] مردمان از سویِ جهان آفرین است.
هم پرهیز از گناه و هم تمایلِ نیرومند به گناهکاری و دوری از ثواب هر دو بر بنیاد گزینش شخص [میان] راه ثوابکاری و پرهیز کردن [یا نکردن] از گناه است [این قوۀ گزینش همان] بخشایندگی است که [خداوند] آفریدههای خود را شایستۀ آن میداند و متناسب است با آنچه از جهان آفرین به مردمان [میرسد] و از بنیاد به یوبۀ دوستی به آفریدهها و ساختههای خود است که خرد و دین و همۀ دیگر چیزهای [نیکو را به آنان ارزانی داشته است.]… 270
اما در جانب جبر چند شاهد ذکر می گردد:
پرسید دانا از مینوی خرد که با کوشش چیز و خواستۀ گیتی را میتوان به دست آورد یا نه؟
مینوی خرد پاسخ داد که با کوشش آن نیکیای که مقدر نشده است را نمیتوان به دست آورد ولی هر آنچه مقدر شده است با کوشش زودتر میرسد.
پرسید دانا از مینوی خرد که با خرد و دانایی با تقدیر میتوان ستیزه کرد یا نه؟
مینوی خرد پاسخ داد که حتی به نیروی زورمندی خرد و دانایی هم با تقدیر نمیتوان ستیزه کرد…271
یا در دینکرد ششم آمده است:
EN-?z EdoN kU az bagobaxT i xwEC NE CNaxTaN aNa-hUNsaNdih, Ud az aNa-hUNsaNdih aN-AsANih Ud aN-AwAmih, Ud aN-AsANih Ud aN-AwAmih a-bUrzICNigih bawEd, Ud a-bUrzICNih rAy mardOm aNdar gEhAN kam m?NENd.
این نیز چنین است که از بغوبخت خویش نشناختن، ناخرسندی، و از ناخرسندی، بیآسایشی [در زندگی] و نا خوشی و از بیآسایشی و ناخوشی، بیاحترامی باشد و بیاحترامی را مردمان کمتر بیاندیشند. (مردمان نا ارجمند در میان مردم جایگاه کمتری دارند).272
همانگونه که مشاهده گردید در این متون ما با دو دسته متن مواجه هستیم که میباید به نوعی میان آنان را آشتی داد. بیشک یکی از ویژگیهای اخلاق زرتشتی آزادی و اختیار است و اگر انسان در عمل فاقد اختیار باشد چگونه او را میتوان مسئول دانست و او را عقاب و یا ثواب داد؟ و چگونه فضیلت در حق او معنا پیدا خواهد کرد؟ در باور اخلاق زرتشتی اتفاقاً همین آزادی در عمل است که اهریمن را از جهان بیرون میکند.
باید اذعان نمود که چنین تناقضی در این متون بیشتر یک تناقض بدوی است و با کمی تامل و تفحص میتوان چند توجیه برای مسئله تقدیر در این متون یافت. همانگونه که شاکد گفته است نمیتوان عقاید زروانیه را در این دست از آثار دخیل دانست و آنها را برخاسته از فضای زروانی دانست.273 پس باید به سوی تبیینی از مسئلۀ جبر رفت. یکی از این توجیهات این است که این جبر، نه جبر عملی که به جبر تاریخی تعبیر گردد. در این صورت آن گفتهای که در مینوی خرد بند 26 آمده است توجیه میگردد. در این پرسش دانا از مینوی خرد میپرسد که چرا مردمان زمان هوشنگ تا گشتاسب شاه کامکار بودند. و مینوی خرد پاسخ میدهد که آنچه را در مورد ایشان از جهت نیکی یا بدی میپرسی آگاه باش و بدان که کار جهان همه به تقدیر و زمانه و بخت مقدر پیش میرود که خود زروان فرمانروا و درنگ خداست. به گونهای که در هر دورهای برای هر کسی مقدر شده است که آنچه را لازم است بیاید به همان گونه آن چیز بر او میرسد.274
Ud gowENd kU hU-fraward AdUrbAd i mahrapaNdAN xir i gETig pad 25 dar bud, 5 pad br?h Ud 5 pad kUNICN Ud 5 pad hog Ud 5 pad gohar Ud 5 pad abarmANd.
ziNdagih Ud zaN Ud frazaNd Ud xwAsTag abEr-Tar pad br?h. …
گویند که نیک فروهر آذرباد مهرسپندان خیر گیتی را به بیست و پنج بهره نهاد: پنج بهره به تقدیر، پنج بهره به کنش، پنج بهره به خوی، پنج بهره گوهر و پنج بهره به وراثت. زندگی و زن و فرزند و سروری و خواسته بیشتر به تقدیر …275
یکی دیگر از توجیهات آن است که خوانش ما از بخت خوانشی اخلاقی باشد و نه خوانشی فیزیکی، منطقی و یا کلامی. پس در این صورت بغوبخت را در این جمله:
EN-?z EdoN kU pad hAN i bago-baxT hUNsaNd bawICN, c? bAsTAN aNdar a-hUNsaNdih Ud bEC ziwEd k? pad hAN i bago-baxT N? hUNsaNd.
این نیز اینگونه است که انسان باید همواره نسبت به بغوبخت خرسند باشد زیرا کسی که نسبت به تقدیر ناخرسند باشد همواره در ناخرسندی زندگی کند.276
باید به جبر اخلاقی و نه جبر فیزیکی، منطقی و کلامی تفسیر نمود. این یعنی همان چیزی که سقراط و افلاطون تأکید داشتند انسانی که به حقیقت خوبی پیببرد بدون شک آن را انجام خواهد داد. جملهای که از دینکرد نیز آمده، مبنی بر اینکه انسان از روی عدم فکر به سوی بدی می رود نیز خود مؤید این معناست.277
توجیه دیگر از جبر در متون اندرزی فرق نهادن میان مفهوم حتمیت و ضرورت است. بدون شک باید در این دسته از متون میان حتمیت و ضرورت وقوع یک چیز فرق نهاد و حکمای باستان در بسیاری از موارد نظر به ضرورت یک موضوع داشتهاند و نه جبریت و عدم دخالت انسان در امور خود و جهان. در این صورت واژه بخت، مشترکی لفظی میان جبر و ضرورت خواهد بود.
اما توجیه دیگری نیز وجود دارد و آن این است که بخت با فرّه انسانی در ارتباط است و همانطور که اشاره گردید، فرّه یکی از اجزای آدمی است. اما در دین زرتشتی این روان است که سکان داری هدایت اعمال انسان را برعهده دارد و نه فروشی. و این روان است که طعم پاداش و یا پادافره را میچشد. پس از منظر زرتشتی انسان مختار است و این اختیار در حیطه روان اوست و نه فروشیاش.

1. مکاتب اخلاق
متون اندرزی جایگاه ویژهای در ادبیات ایران دارد و همانطور که مشاهده شد، قسمت اعظم متون پهلوی را اندرزهای اخلاقی تشکیل میدهند. برخی از این گزارهها در ارتباط با گزارههای دیگر هستند و همین امر موجب میشود تا پیش از بررسی گزارههای اخلاقی و یافتن راهکارهایِ عملیِ اخلاقِ این اندرزنامهها، سعی شود تا الگوی این اخلاق کشف و استخراج گردد؛ زیرا تا زمانی که ما به اصول اساسی و رویکرد این اندرزنامهها پی نبرده باشیم، به نظر میرسد که فهمی نادرست و یا معیوب را از اندرزنامهها خواهیم داشت. به همین منظور در این فصل تلاش میگردد تا چگونگی نظام و مفاهیم اساسی و بنیادین اخلاق اندرزنامهها مورد بررسی قرار گرفته و مؤلفههای آن تبیین گردند. بیشک برای رسیدن به چنین هدفی میباید از احوال، چیستی و چگونگی اخلاق نیز اطلاع داشت.
آنچنان که گفته شده، برای بررسی اخلاق و امور اخلاقی سه راه در پیش روی یک متتبع قرار دارد و یک محقق میباید در گام اول نسبت خود با این راهها را مشخص نماید؛ زیرا عدم درک و تمییز میان این گرایشهای سه گانه، باعث به بیراهه رفتن و خلط در بسیاری از مسائل خواهد شد. آنچه در بین پژوهشگران اخلاق معروف است آن است که در اخلاق سه گرایش وجود دارد. الف. اخلاق توصیفی ب. اخلاق هنجاری ج. فرا اخلاق. یک متتبع میباید در مقام بحث بتواند هر یک از این گرایشها را تشخیص داده و مطابق اصول و مبانی همان گرایش دست به تحلیل زند.
الف) اخلاق توصیفی.278 این نوع از اخلاق، در صدد توصیف و یا تبیین پدیدههای اخلاقی است. این گرایش از اخلاق محل رجوع علوم مختلفی از جمله روانشناسی، جامعهشناسی، تاریخ و انسانشناسی است. به عنوان مثال زمانی که یک مورخ در مورد سنت ستی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره اندرزنامه، متون پهلوی، اندیشه مزدیسنا، جهان مادی Next Entries دانلود پایان نامه درباره اخلاق فضیلت، اندرزنامه، فلسفه اخلاق، اصول اخلاقی