دانلود پایان نامه درباره منابع محدود، زنان سرپرست خانوار، استفاده از تلفن همراه، زنان سرپرست

دانلود پایان نامه ارشد

استفاده قرار ميگيرد. در چنين گذرگاههايي جايگاه عابران پياده مشخص نشده است.
رويکردهاي طراحي شهري امروزي، به خصوص در کشورهاي در حال توسعه که به مفهومي از توسعه، به مثابهي افزايش سرعت انتقال تکيه ميکنند، عموما با گسترش اتوبانهاي شهري و تخريب محيط زيست و فضاي طبيعي و مصنوع زيسته براي ساخت محورهاي حرکت در شهر در راستاي افزايش سرعت و تسهيل حرکت همراه بوده است. تصوير شمارهي (5-14) نمايي از ساخت پل طبقاتي اتوبان شهيد صدر در تهران را نشان ميدهد که ا زمقابل ساختمانهاي مسکوني عبور ميکند. ساخت اين پل به دليلي نزديکي به ساختمانهاي محدودهي قيطريه در تهران، با اعتراض اهالي منطقه مواجه شد (رجانيوز، تاريخ مراجعه 16 دي 1393). با اين وجود پل طبقاتي صدر بهرهبرداري شده و حجم عظيم اتومبيلهاي روي پل، مشکلات جديدي از جمله آلودگي هوا و آلودگي صوتي را نيز به مشکلات منطقه اضافه کرده است.

در کشورهاي در حال توسعه که از منابع محدودي بهرهمند هستند، با ظهور اتومبيلها و قرار گرفتن آنها در دسترس طبقات بالاي جامعه، محورهاي عبور و مرور شهري مختص اين طبقات طوري ايجاد ميشود که آنان بتوانند به راحتي و با سرعت بالا از اين مسيرها عبور کنند. در حالي که اکثريت ساکنان شهر که به دليل عدم بهرهمندي از منابع اقتصادي کافي براي تامين هزينههاي عبور و مرور فردي (وسيلهي نقليه، هزينههاي استهلاک، سوخت، عوارض و ..و) نميتوانند به اين وسايل دسترسي داشته باشند به پيادهروهاي باريک رانده ميشوند (مشابه تصوير شمارهي (5-15)).
اين در حالي است که در شهرهايي که به فضاي زيستهي ساکنان بيش از مسيرها و فضاهاي حرکتي اهميت ميدهند، مراکز فضا در دسترسي گروههايي است که از فضاي شهري به اشکال مختلف غير از عبور و مرور استفاده ميکنند.

در چنين شرايطي حاشيهها به اتومبيلها تعلق دارد. در چنين فضايي سرعت عبور و مرور اتومبيلها به شدت کاسته ميشود و اولويت و حق تقدم همواره به عابران پياده داده ميشود. شکل ساده شدهاي از اين نگرش را مونتگمري (2013) مطابق با تصوير شمارهي (5-16) تشريح کرده است که در آن تصوير بالا، فضاهاي اتومبيل-محور و تصوير پايين فضاهاي پياده-محور را تصوير کرده است.

در رويکرد اتومبيل–محور مهمترين عنصر شهري تحرک لحاظ شده، و اولويت اين تحرک، قاعدتا با اتومبيلهاست. اين در حالي است که تحقيقات در کشورهاي توسعهيافته نشان داده است که ساخت شهرهاي پياده-محور، و تامين فضاي عبور و مرور که قابليت کاربرد توسط همه را داشته باشد، شهروندان را به استفاده از لوازم حمل و نقلي که سرعت کمتري دارند ولي آلودگي محيط زيستي ايجاد نميکنند و موجب افزايش فعاليت بدني بالاتر ميشوند، ترغيب ميکند. براي نمونه در هلند، 68 درصد شهروندان معتقدند که استفاده از دوچرخه براي عبور و مرور در شهر مناسبترين گزينه است، در حالي که 51 درصد اتومبيل شخصي و 22 درصد اتومبيل را مناسبترين ميدانند192 (مونتگمري، 2013).
لوفور معتقد است که كه زيستن و سكونت در شهر به معناي واقعي آن و تحققبخشي به حقوق شهروندي مگر با داشتن امكان تصميمگيري آزادانه در مورد زمان و مكان كنشهاي شهري ممكن نميشود (لوفور، 1996). اگرچه تصميمگيري آزادانه به معناي لوفوري در شهر تهران عملا ممکن نيست، و عليرغم تمام محدوديتهاي فضايي و اجتماعي ياد شده پيرامون تجربهي فضايي زنان، نگرش ايستا به زنان كه آنان را تنها به عنوان موجوداتي منفعل و ناتوان كه در معرض محدوديتها و تحميلها قرار دارند تصور ميكند، تصويري نادرست است. زنان حتا زماني كه در معرض چنين محدوديتهايي هستند، به شكل فعالانه فضاي خود را توليد، تعريف و اصلاح ميكنند (كرن193، 2005) و زندگي اجتماعي را براي خود ممکن ميسازند. با همين سازوكارهاي اصلاحي و بازتعريفي (که گاه فردي و گاه جمعي است)، كه زنان ميتوانند عليرغم محدوديتهاي فضايي و زماني به حضور در فرايندهاي اجتماعي ادامه دهند.
پيش از اين، امنيت را به عنوان مولفهي مهمي در تعيين سرزندگي شهري تعريف کرديم و نشان داديم که ماهيتي جنسيتي دارد. طراحي فضاهاي شهري در ايجاد احساس ناامني شهري تاثيرگذار است. براي نمونه، چنانچه در تصوير شمارهي (5-17) نشان داده شده است، استفاده از تابلوهاي تبليغاتي نصب شده روي پلهاي روگذر عابران پياده، با خارج کردن اين فضاها از محدودهي ديد از بيرون، اين فضاها را به فضاهاي ناامني تبديل کرده است.

زنان براي حفظ امنيت خود در فضاهايي از اين قبيل به تاکتيکهاي فردي و جمعي روي آوردهاند. پرهيز از حضور در فضاها يا مکانهاي خطرناک در زمانهاي خاص، نخستين و ابتداييترين اين تاکتيکهاست. چنانکه بسياري از فضاهاي شهري مانند پارکها و مراکز خريد در طول روز مملو از حضور زنان است، ولي در شب اين فضاها بيشتر از سوي مردان يا توسط اعضاي خانواده به صورت دستهجمعي مورد استفاده قرار ميگيرد. جايگزين نمودن مسيري به جاي مسير ديگر از تاکتيکهاي ديگري است که زنان در رفتارهاي فضايي خويش استفاده ميکنند. همچنين استفاده از تلفن همراه، فعاليت گروهي و همراه داشتن سلاح سرد در مکانهاي عمومي تاکتيکهايي هستند که زنان براي مقابله با ناامني فضاها در کنشهاي روزمره خويش به کار ميگيرند (دودانگه، 1393).
يکي از تاکتيکهاي فردي، حمل سلاحهاي سرد است که در ميان دختران تهراني رواج پيدا کرده است (تابناک، تاريخ مراجعه 20 دي 1393). حمل سلاحهاي سرد (معمولا اشياء تيز و برنده و گاه انواع اسپري براي مقاصد دفاعي) سازوکاري فردي براي تامين احساس امنيتي است که فضاي شهري از تامين آن عاجز است. اين درحالي است که به لحاظ قانوني ممنوعيتهايي در اين زمينه وجود دارد.
زنان در عين اينکه از قلمروهاي آزادي فضايي در شهرها به حدي که بتوانند بهره ميبرند، عرصههاي خطر را نيز شناسايي کرده و کنشهاي فضايي خود را بر مبناي مرزبنديهاي اعلام شده درون اين قلمروها تنظيم ميکنند و گاه با اتخاذ سازوکارهايي اين مرزها را به عقب ميرانند. زنان اين مساله را به خوبي ادراک کردهاند که کنشهاي فضايي در شهر زماني که آنها را به شکل جمعي انجام دهند، امنيت و آرامش بيشتري برايشان به ارمغان ميآورد و از فشاري که فضاي شهري بر کنشگر زن به عنوان يک عنصر بيروني و اضافي وارد ميآورد ميکاهد. به همين علت، حتا براي انجام امور ابتدايي مانند خريدهاي روزانه، پيادهروي، همراهي کردن کودکان از مدرسه و غيره به شکل دستهجمعي دست به کنش ميزنند (تصوير شمارهي (5-18)).

زنان با محدوديتهايي ناشي از عدم دسترسي به سرمايهي اقتصادي و مباحث پيرامون اشتغال زنان در مشاغل مختلف شهري مواجهند که تواناييهاي اقتصادي آنان را کاهش داده است. براي مقابله با اين محدوديتها زنان به فعاليت در اقتصاد غيررسمي مشغول شدهاند. دستفروشي در مترو يکي از نمونههاي فعاليت در اقتصاد غير رسمي است (تصوير شمارهي (5-19)). دستفروشان مترو، علاوه بر اين که به راحتي جمعيت هدف خود (زنان) را به راحتي در واگنهاي مخصوص بانوان پيدا ميکنند، از فضاي امن و زنانهي اين واگنها نيز استفاده ميکنند؛ فضايي که با دستفروشي در خيابان به آن دسترسي ندارند.
آمار دقيقي از توزيع جنسيتي دستفروشان مترو وجود ندارد. زماني که از مسئول سکوي متروي ميرداماد در ارتباط با دستفروشان مترو سوال کردم، او تخمين زد که حدود 90 درصد دستفروشان، زناني هستند که با چمدانهاي پر از کالاهاي مختلف (لوازم آرايش، لباس و ساير کالاهايي که به مصرف زنان ميرسد) وارد واگنها شده و به اعتقاد او، اتفاقا فروش خوبي هم دارند.

در ارتباط با موفقيت و ميزان فروش اين زنان، آنچه که جالب است جلب همدردي مسافران است. اگرچه واگنهاي مترو توصيههايي نوشتاري و تصويري را براي خريد نکردن از اين فروشندگان در برگرفته، و حضور و حرکتشان در ساعات شلوغي مترو براي مسافران آزار دهنده است، بسياري از همين مسافران معتقدند که بايد با خريد از اين دستفروشان به آنها کمک کرد زيرا آنان زنان سرپرست خانوار هستند و اين آخرين گزينهي بقا براي آنان است. دادههاي معدودي که در ارتباط با وضعيت دستفروشان مترو موجود است نشان ميدهد که دست کم يک سوم زنان دستفروش سرپرست خانوار هستند (حاجيحسني، تاريخ مراجعه 20 دي 1393). دلايل دستفروشي زنان در مترو از زبان خودشان، اعتياد همسر، فوت همسر، سرپرستي فرزندان، نامناسب بودن فضاي دستفروشي در خيابان و طلاق بيان شده است (مهرخانه، تاريخ مراجعه 21 دي 1393).
اقتصاد غيررسمي به مشاغل موقتي اطلاق ميشود که فاقد مزاياي رسمي مانند بيمه هستند. ضمن اين که معمولا امنيت شغلي و قدرت درآمدزايي بالايي هم به ارمغان نميآورند و در واقع نوعي سازوکار مبارزه براي بقا در ميان اقشار فقير شهري محسوب ميشوند. روآوردن به فضاي زنانهي واگنهاي بانوان در مترو، سازوکاري است براي شرکت در اقتصاد شهري غيررسمي و نمودي از زنانهشدن فقر. زنانه شدن فقر194 بحث جديدي در ادبيات فمينيستي نيست. انديشمندان فمينيست دهههاست که در مورد ارتباط ميان جنسيت و اقتصاد به بحث ميپردازند و زنان را به عنوان يک طبقهي فقير که از فقري مضاعف نسبت به مردان هم طبقهي خود رنج ميبرد معرفي ميکنند. فقر زنانه مختص زناني نيست که در خانواده هاي فقير زندگي ميکنند؛ زنان طبقه متوسط و گاه طبقات بالا نيز ممکن است فقير باشند چرا که به منابع اقتصادي همسران و پدران يا ديگر گردانندگان چرخهي اقتصاد شهري دسترس ندارند. مطالعات اوليه در زمينهي فقر زنان نشان ميدهد که در سطح جهان دوسوم فقراي بالاي 16 سال زن هستند (پيرس،195 1978). مطالعات بعدي مانند مطالعهي بيانکي196 (1999) زنانه بودن فقر را بار ديگر نشان داد هرچند که شکاف بينالمللي مردان و زنان کمي نسبت به دهههاي 1970 و 1980 کاهش پيدا کرده بود. در دههي اخير نيز اگرچه زنانه بودن فقر به قوت خود باقي است اما شکاف ميان زنان و مردان در کشورهاي مختلف روندهاي بسيار متفاوتي را طي کرده است. در ايران، طبق گفتههاي معاون رئيس‌جمهوري در امور زنان و خانواده، دچار شکاف جنسي عميقي در فقر هستيم طوري که نرخ مشارکت اقتصادي جمعيت زناني که بالاي 10 سال سن دارند، تنها 11.3 درصد است که براي مردان اين نسبت برابر 62.1 درصد بوده است و نيز بيکاري زنان دو و نيم برابر مردان است (سايت خبري شفاف، تاريخ مراجعه 19 دي 1393).

5-5- جمعبندي
زنان در طول تاريخ شناختهشدهي بشر، عمدتا در جايگاههاي فرودست اجتماعي قرار گرفته و در فراگردهاي عمومي حضور كمرنگتري نسبت به مردان داشتهاند. بداهت اين فرودستي چنان است كه گاه گفته شده است که پدرسالاري ويژگي تمام جوامع بشري است (زمردي، 1385: 7؛ اورتنر، 1385: 37). جنسيت زنان سبب دوري آنان از بهرهمندي و مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي و شهري در سدههاي متمادي شده است. دستهبندي دوگانه و تقسيم کار سنتي عمومي-خصوصي، که فضاي عمومي را عرصهي فعاليت مردانه و فضاي خصوصي را عرصهي فعاليت زنانه تعريف کرده است، همواره سبب شده است كه زنان در جايگاههاي عمومي، موقعيت متزلزلتري در مقايسه با مردان داشته باشند (نرسيسيانس، 1383؛ فکوهي، 1384ب).
در اين بخش با استفاده از يافتههاي کمي و کيفي نشان داديم که نظريهي لوفور قابليت کاربست در زمينهي شهري ايران را نيز دارد. با اين وجود بيتوجه بودن نظريهي لوفور به مسالهي جنسيت، تحليلهاي شهري او را به تحليلهاي کورجنس بدل کرده است. البته اين مسالهي بيتوجهي به ماهيت جنسيتي پديدههاي اجتماعي، نه تنها به اين نظريه بلکه اساسا به ماهيت توليد علم ارتباط پيدا ميکند. جامعهشناسي از ابتداي ظهور خود تمايز ميان عرصهي عمومي و خصوصي را به رسميت شناخته است و نه تنها زنان در آن نقش برجستهاي نداشتهاند بلكه به لحاظ موضوعي، مردان و عرصهي عمومي مردانه موضوع كار قرار گرفت. زنان در جامعهشناسي چه به عنوان نظريهپرداز و چه به عنوان موضوع مورد غفلت قرار گرفتند (اعزازي، 1381: 87). اين مساله را ميتوان در بيتوجهي انديشمندان حوزههاي مختلف جامعهشناسي به تفاوتهاي جنسيتي رديابي کرد.
فصل بعد به تحليل يافتههاي اين فصل، ارائهي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره زنان باردار، سازمان ملل، ناخودآگاه Next Entries دانلود پایان نامه درباره دوران مدرن، سازمان ملل متحد، سازمان ملل، حقوق زنان