دانلود پایان نامه درباره منابع قدرت، سیاست خارجی امریکا، سیاست خارجی، دیپلماسی فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

میتوان به اهداف مورد نظر رسید و تصمیمات و سیاستهای دیگران را از طریق ارائه نتایج مناسب و مفیدِ همگانی ناشی از کاربرد این منابع و عناصر قدرت تغییر داد(پوراحمدی، 1389، ص37).
اهمیت روزافزون قدرت نرم، در ترکیب منابع قدرت است که در سطح تحلیل منطقهای و نفوذ معنوی ایران بر کشورهای منطقه، جمهوری اسلامی ایران از ظرفیتهای بالایی در این خصوص برخوردار است که پیش از بازشناسی محتوای اندیشهورزی و قدرت نرم‌افزاری ایران در عرصههای جهانی، باید به تجزیه و تحلیل این بخش از قدرت نرم ایران در سطح منطقه و به ویژه غرب آسیا پرداخت. مقایسة موقعیت جمهوری اسلامی ایران و امریکا در منطقه، میزان و چگونگی اِعمال قدرت نرم این دو کشور در غرب آسیا با این هدف انجام می‌شود که گستره اثربخشی این بُعد از قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران تعیین شده و افزایش یابد. از سوی دیگر، از آنجا که نظریه قدرت نرم برای نخستین‌بار پیرامون منابع قدرت ملی امریکا شکل گرفت و بیشترین مباحث را نیز در خصوص سیاست خارجی امریکا شامل میشود، داشتن نگاهی تطبیقی به منابع و منافع قدرت نرم ایران و امریکا، کمک شایانی برای شناخت دقیق نقش و جایگاه قدرت نرم ایران در دو سطح منطقهای و جهانی خواهد کرد. به‌طور طبیعی امریکا، ایران را در منطقه غرب آسیا رقیب سرسخت خود میبیند(قربانی شیخ نشین و کارآزما، 1391، ص77)، چرا که ایران از طریق دیپلماسی فرهنگی به جای استفاده از تهدید و پاداش، از قابلیتها و داراییهای نامحسوس و غیرملموس برای شکل دادن به ارجحیتهای کشورها و ملتهای منطقه بهره میگیرد. جاذبههای ارزشی، هنجاری و فرهنگی ایران را قادر میسازد تا دیگران را با صرف هزینههای مادی و معنویِ کمتری جذب سیاستها و اهداف خود کند. پس اگر ارزشها و هنجارهای جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقهای مشروعیت و مقبولیت یابد، از فرهنگ و روش زندگی آن الگوبرداری خواهد شد. این امر به معنای توانایی ایران در شکل‌دهی به ارجحیتهای دیگران و اعمال قدرت نرم است(نای، 2004).

2-3- وﺿﻌﻴﺖ ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ اﻳﺮان
وﺿﻌﻴﺖ ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ اﻳﺮان در اواﻳﻞ دﻫﻪ 1990 ﺑﻪ اينﮔﻮﻧه ﺑﻮد ﻛﻪ در آن ﻧﻈﺎم دوﻗﻄﺒﻲ از ﻣﻴﺎن رﻓﺘﻪ ﺑﻮد و ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺗﻼﺷﻬﺎي آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﺮاي ﻣﻨﺰوي ﺳﺎﺧﺘﻦ اﻳﺮان، ﺑﻪ ﻫﺪﻓﻲ ﻣﻬﻢ ﻣﺒﺪل . ﺷﺪ. اﻳﺮان در ﺟﺴﺘﺠﻮي ﺷﻴﻮه يﻫﺎ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻣﻬﺎر آﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﻪ، دﻧﺒﺎل ﻫﻤﻜﺎري با ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﺎن، دوﻟﺖ ﻫﺎی ﻧﺰدﻳﻚ و ﻣﺴﻠﻤﺎن ﺑﻮد. ﺳﻘﻮط اﺗﺤﺎد ﺷﻮروي و ﺷﻜﻞﮔﻴﺮي ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﺟﺪﻳﺪ در آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي و ﻗﻔﻘﺎز ﻣﻮﺟﺐ آﮔﺎﻫﻲ ﺗﺎزه از ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻳﻲﻫﺎ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺗﺮﻛﻴﺐ ﻗﺪرت ﻛﺸﻮر ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ دﻳﮕﺮ ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ در ﻗﻠﺐ اوراﺳﻴﺎ، در اﺧﺘﻴﺎر اﻳﺮان ﻣﻲﮔﺬاﺷﺖ (Herzig, 2004: 504-505). ﺗﺄﺳﻴﺲ ﺟﻤﻬﻮري يﻫﺎ آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﺎن ﺟﺪﻳﺪ اﻳﺮان، ﭼﺎﻟﺶ يﻫﺎ ﺟﺪﻳﺪ اﻣﻨﻴﺘﻲ ﺑﻪو ﻫﻤﺮاه آن ﻓﺮﺻﺖﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي و ﺗﺠﺎري ﺗﺎزهی را ﭘﻴﺶ روي اﻳﺮان ﻗﺮار داده اﺳﺖ. ﺑﺎﻳﺪ ﻳﺎدآوري ﺷﻮد ﺗﺎﻛﻪ اواﻳﻞ ﻗﺮن 19 ﻣﻴﻼدي ﺑﺨﺶ ﻫﺎﻳﻲ از آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ اﻳﺮان وﻮدهﺑ ﻛﺸﻮرﻫﺎي آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي ﭘﻴﻮﻧﺪﻫﺎي ﺗﺎرﻳﺨﻲو ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺑﺎ اﻳﺮان داشته اند. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ از ﻫﻤﺎن آﻏﺎز اﺳﺘﻘﻼل اﻳﻦ ﺟﻤﻬﻮري ها، اﻳﺮان رواﺑﻂ ﺧﻮد را ﺑﺮاﺳﺎس رواﺑﻂ ﺧﻮب و دوﺳﺘﺎﻧه ای ﻛﻪ در ﮔﺬﺷﺘﻪ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ اﺳﺖ، ﺑﻨﺎﻛﺮد (Tarock,1997:185). ﺧﻼء ﻗﺪرت ﺑﻪوﺟﻮد آﻣﺪه در آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي ﭘﺲ از ﻓﺮوﭘﺎﺷﻲ اﺗﺤﺎد ﺷﻮروي ﻣﻮﺟﺐ ورود ﺳﺎﻳﺮ ﻗﺪرت وﻫﺎ در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺷﻜﻞﮔﻴﺮي ﻳﻚ ﮔﻔﺘﻤﺎن ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ در ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ اﻳﻦ. ﮔﻔﺘﻤﺎن ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ رﻗﺎﺑﺖ ﻣﻴﺎن ﻗﺪرت يﻫﺎ ﻣﻨﻄﻘﻪ واي ﻓﺮاﻣﻨﻄﻘﻪاي ﺑﻪﻣﻨﻈﻮر ﻛﺴﺐ ﺑﺮﺗﺮي يﻫﺎ ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ، ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﺷﻜﻞدﻫﻲ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎي اﻣﻨﻴﺘﻲ، ﺗﺴﻠﻂ ﺑﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺮژي و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺣﻮزه ﻧﻔﻮذ اﺳﺖ(Dadandish, 2007: 75-77). آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي در ﻗﺮن ﻧﻮزدﻫﻢ ﻧﻴﺰﻋﺮﺻﻪ رﻗﺎﺑﺖ يﻫﺎ ﮔﺴﺘﺮدهاي ﺑﻴﻦ روﺳﻴﻪ و اﻧﮕﻠﺴﺘﺎن ﺑﻮد ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﺎزي ﺑﺰرگ ﻣﻌﺮوف شد. ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻧﺎﺑﻮدي اﺗﺤﺎد ﺷﻮروي و در ﭘﻲ اﻳﺠﺎد ﺧﻼء ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ در ﭘﻴﺮاﻣﻮن روﺳﻴﻪ، ﺑﺎر دﻳﮕﺮ ﺑﺎ ﺣﻀﻮر ﺑﺎزﻳﮕﺮان ﻣﻨﻄﻘﻪاي و ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻠﻲ، ﺑﺎزي ﺑﺰرگ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺮاي ﺗﻮﺻﻴﻒ اﺑﻌﺎد و ﻋﻤﻖ اﻳﻦ روﻳﺎروﻳﻲها به ﻛﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻣﺎ.ﺷﺪ اﻳﻦ ﺑﺎر ﻧﻪ دو ﺑﺎزﻳﮕﺮ ﺑﻠﻜﻪ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺑﺎزﻳﮕﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪ واي ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻠﻲ «ﺑﺎزي ﺑﺰرگ ﺟﺪﻳﺪ» آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي ﺷﻜﻞ داده اند (Koolaee, 2005: 11). اﻳﻦ ﺑﺎزي ﺑﺮﺳﺮ ﻣﻨﺎﻓﻊ اﻗﺘﺼﺎدي(ﺑﻮﻳﮋه ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺮژي در ﻣﻨﻄﻘﻪ و) ﺳﻴﺎﺳﻲ(ﻧﻔﻮذ و ﺗﺴﻠﻂ ﺑﺮﻣﻨﻄﻘﻪ) اﺳﺖ. قاره ای ﺑﻮدن ﻗﺰاﻗﺴﺘﺎن دﺳﺘﺮﺳﻲ ﻧﺪاﺷﺘﻦ اﻳﻦ ﻛﺸﻮر ﺑﻪ آﺑﻬﺎي آزاد و ﻧﻴﺰ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪﻓﺮد ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان در ﻛﻨﺘﺮل ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺗﻮﻟﻴﺪ اﻧﺮژي، راﻫﻬﺎي اﻧﺘﻘﺎل اﻧﺮژي و ﺑﺎزارﻫﺎي ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي، ﻓﺮﺻﺖ يﻫﺎ ﺟﺪﻳﺪي ﺑﺮاي ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬاري ﺧﺎرﺟﻲ در اﺧﺘﻴﺎر اﻳﺮان ﻗﺮار ﻣﻲدﻫﺪ. ﺳﺮاﺳﺮ ﺳﺎﻟﻬﺎي ﭘﺲ از ﻓﺮوﭘﺎﺷﻲ ﺷﻮروي، آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي ﺑﺴﺘﺮ رﻗﺎﺑﺖ ﻗﺪرت يﻫﺎ ﻣﻨﻄﻘﻪاي و ﻓﺮاﻣﻨﻄﻘﻪاي ﺑﺮاي ﺣﻀﻮر و ﻧﻔﻮذ در ﻋﺮﺻﻪ ﺳﻴﺎﺳﻲ و اﻗﺘﺼﺎدي اﻳﻦ ﺟﻤﻬﻮريﻫﺎ ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺑﻪﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ، ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺤﺪود ﻛﻨﻨﺪه ﻓﻀﺎي ﺗﺤﺮك ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان ﺑﺮاي ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻫﻤﻪﺟﺎﻧﺒﻪ رواﺑﻂ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻛﺸﻮرﻫﺎ را ﻣﻲﺗﻮان اﻳﻦ ﻋﺎﻣﻞ ﺗﻠﻘﻲ اﻣﺎ. ﻛﺮد ﻋﻼوه ﺑﺮ آن وﺟﻮد ﺑﺮﺧﻲ ﻣﺸﻜﻼت و ﻣﻮاﻧﻊ داﺧﻠﻲ در ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﺗﺎزه اﺳﺘﻘﻼلﻳﺎﻓﺘﻪ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ در ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان در اﻳﺠﺎد ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﻴﺎن اﻧﺘﻈﺎر اوﻟﻴﻪ و وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﻲ داشته اند.
واژه ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ در ﻗﺮن ﻧﻮزدﻫﻢ ﺗﻮﺳﻂ داﻧﺸﻤﻨﺪي ﺳﻮﺋﺪي ﺑﻪ ﻧﺎم رودﻟﻒ ﻛﻴﻠﻦ اﺑﺪاع ﺷﺪ. آﻟﻔﺮد ﻣﺎﻫﺎن متخصص ﻧﻴﺮوي درﻳﺎﻳﻲ آﻣﺮﻳﻜﺎ از ﺟﻤﻠﻪ اوﻟﻴﻦ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺑﻮد ﺑﻪﻛﻪ ﺟﻨﺒﻪ يﻫﺎ ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺟﻬﺎن ﭘﻲ ﺑﻪاو. ﺑﺮد اﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ اﺷﺎره ﻛﺮد ﻛﻪ اﺳﺘﻔﺎده و ﻛﻨﺘﺮل درﻳﺎ ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺰرﮔﻲ در ﺗﺎرﻳﺦ ﺟﻬﺎن ﺑﻮده اﺳﺖ. ﻓﺮدرﻳﻚ راﺗﺰل ﺑﻨﻴﺎن ﮔﺬار آﻟﻤﺎﻧﻲ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎي ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻧﻴﺰ ﻛﺸﻮر راﻣﻮﺟﻮد زنده ای ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲﻛﺮد ﻛﻪ ﻓﻀﺎﻳﻲ را اﺷﻐﺎل ﻛﺮده، رﺷﺪ ﻛﺮده، ﺗﺤﻠﻴﻞ رﻓﺘﻪ و ﺳﺮاﻧﺠﺎم ﻣﻲﻣﻴﺮد. در ﺳﺎل 1901 او ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻣﻨﺎزﻋﻪ (ﻛﺸﻤﻜﺶ ﺑﻴﻦ) دوﻟﺖ راﻫﺎ ﺑﺮاي ﻓﻀﺎي زﻧﺪﮔﻲ «ﻓﻀﺎي ﺣﻴﺎﺗﻲ» ﻣﻄﺮح . ﻛﺮد ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺟﻐﺮاﻓﻲدان ﺑﺮﻳﺘﺎﻧﻴﺎﻳﻲ ﻫﺎﻟﻔﻮرد ﻣﻜﻴﻨﺪرﺷﺮح ﻣﻔﺼﻠﻲ درﺑﺎره ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﻧﻘﺶ ﻗﺪرت يﻫﺎ زﻣﻴﻨﻲ و ﻗﺪرت يﻫﺎ درﻳﺎﻳﻲ اراﺋﻪ . داد وي ﺑﺮاﺳﺎس ﻓﺮﺿﻴﻪ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺑﺮﺗﺮي ﻗﺪرت زﻣﻴﻨﻲ ﺑﺮ ﻗﺪرت درﻳﺎﻳﻲ ﺑﻴﺎن داﺷﺖ «: آﻧﻜﻪ ﺑﺮ اوراﺳﻴﺎ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺑﺮ،ﻛﻨﺪ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺣﻴﺎﺗﻲ ﺣﺎﻛﻢ اﺳﺖ و آﻧﻜﻪ ﺑﺮ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺣﻴﺎﺗﻲ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻛﻨﺪ ﺑﺮ ﺟﺰﻳﺮه ﺟﻬﺎﻧﻲ (ﺷﺎﻣﻞ اروﭘﺎ، آﺳﻴﺎ آفریقا حاکم است» (Minh Thu, 2010: 22-23).
ﻧﻴﻜﻼس اﺳﭙﺎﻳﻜﻤﻦ ﻧﻴﺰ ﺑﺎ اﻟﻬﺎم از ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺣﻴﺎﺗﻲ ﻣﻜﻴﻨﺪر ﺗﻮﺻﻴﻪ ﻛﺮد ﻛﻪ ﻻزم اﺳﺖ اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه ﺑﺮاي ﺣﻔﻆ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺣﻴﺎﺗﻲ، ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺣﺎﺷﻴه اي آن را ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻛﻨﺪ. اﺳﭙﺎﻳﻜﻤﻦ ﺑﺮ اﻳﻦ باور ﺑﻮد ﻣﻨﺎﻃﻖ ﭘﻴﺮاﻣﻮﻧﻲ ﻫﺎرﺗﻠﻨﺪ، ﻛﻪ وي آن را رﻳﻤﻠﻨﺪ ﻣﻲﺧﻮاﻧﺪ، ﺷﺎه ﻛﻠﻴﺪ ﻛﻨﺘﺮل اوراﺳﻴﺎ اﺳﺖ او ﻧﺘﻴﺠﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﻫﻤﺎنﻃﻮر ﻛﻪ اﺗﺤﺎد آﻟﻤﺎن و ژاﭘﻦ ﺗﻬﺪﻳﺪي ﻋﻠﻴﻪ اﻣﻨﻴﺖ آﻣﺮﻳﻜﺎﺳﺖ، دردوران ﭘﺲ از ﺟﻨﮓ ﻧﻴﺰ دﻳﮕﺮ ﻗﺪرتﻫﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ روﺳﻴﻪ و ﭼﻴﻦ ﺑﺮاي اﻣﻨﻴﺖ اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه ﻣﺸﻜﻼﺗﻲرا ﭘﻴﺶ ﺧﻮاﻫﻨﺪ آورد
(Dougherty & Pfaltzgraff, 2009 162-164). در ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻋﻠﻤﻲ از ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ ﺳﻪ ﻋﻨﺼﺮ اﺻﻠﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎ، ﻗﺪرت و ﺳﻴﺎﺳﺖ داراي ﺧﺼﻠﺘﻲ ذاﺗﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺗﺮﻛﻴﺐ ﺳﻪ ﻋﻨﺼﺮ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎ، ﻗﺪرت و ﺳﻴﺎﺳﺖ اﻟﮕﻮﻫﺎي رﻓﺘﺎري ﮔﺮوه يﻫﺎ ﻣﺘﺸﻜﻞ اﻧﺴﺎﻧﻲ را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ (Hafeznia & et al, 2007: 85). از دﻳﺪﮔﺎه ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ، ﺷﻨﺎﺧﺖ اﺑﻌﺎد ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ در ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﺮ ﻧﻈﻤﻲ ﻣﻨﻄﻘﻲ و در روﻧﺪ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺑﺮ ﺑﻬﺮهﮔﻴﺮي از واﻗﻌﻴﺖ هایی اﺳﺘﻮار اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻃﻮل زﻣﺎن در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮم ﻗﺪرت، آﺛﺎر ﺧﻮد دررا ﺻﺤﻨﻪ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻳﻚ ﻣﺤﻴﻂ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ ﺑﺮ ﺟﺎ نهاده اند. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺗﺤﻠﻴﻞ ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ ﻣﻨﺎﻃﻖ و ﺣﻮزه های ﻋﻤﻞ ﺑﺎزﻳﮕﺮان ﻣﻠﻲ، ﻣﻨﻄﻘﻪ واي ﻓﺮاﻣﻨﻄﻘﻪاي ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ در اﺗﺨﺎذ ﺳﻴﺎﺳﺖ های ﻋﻤﻠﻲ دوﻟﺖﻫﺎ اﺑﺰار ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﻪﺷﻤﺎر رود (2007: 77-78, Dadandish).
ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﻳﻚ ﻳﺎ ﭼﻨﺪ وﻳﮋﮔﻲ ﺳﺎﺧﺘﺎري ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻮع اﻗﻠﻴﻢ، زﺑﺎن، دﻳﻦ، ﻣﺬﻫﺐ، ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﺗﻤﺪن ﻳﺎو وﻳﮋﮔﻲ يﻫﺎ ﻛﺎرﻛﺮدي ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺤﺼﻮل ﻳﺎو ﻋﻤﻠﻜﺮدﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ارﺗﺒﺎﻃﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﻣﺎﻧﻨﺪ آن ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻫﻮﻳﺖ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ. ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻳﻚ اﺻﻄﻼح ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺻﻮرت ﺑﺎردار ﺷﺪن ﻋﻨﺎﺻﺮ و وﻳﮋﮔﻲ های ﺳﺎﺧﺘﺎري و ﻛﺎرﻛﺮدي آن از ﻟﺤﺎظ ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﺎﻫﻴﺖ داده و ﺑﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻲﺷﻮد. اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻧﻈﺮ
ﺑﺎزﻳﮕﺮان ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﻮﻳﮋه ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻣﻨﻄﻘﻪ واي ﻗﺪرت يﻫﺎ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺑﻪرا ﺧﻮد ﺟﻠﺐ ﻛﺮده و ﻛﻨﺶ وواﻛﻨﺶ آﻧﻬﺎ را ﺑﺮﻣﻲاﻧﮕﻴﺰد(Hafeznia, 2006:111-112). در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻓﻌﺎل ﺷﺪن اﻳﻦ ﺑﺎزﻳﮕﺮان، اﻟﮕﻮﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ رﻓﺘﺎري ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﻤﻜﺎري، ﻫﻤﮕﺮاﻳﻲ، واﮔﺮاﻳﻲ، رﻗﺎﺑﺖ، ﻛﺸﻤﻜﺶ و درﮔﻴﺮي ﺑﻴﻦ ﺑﺎزﻳﮕﺮان ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﺮاي ﻛﻨﺘﺮل و ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ارزشﻫﺎ و ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻪوﺟﻮد ﻣﻲ آﻳﺪ (Hafeznia,2010:2). ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ وﺟﻮد ﺧﻼء ﻧﺎﺷﻲ از ﻗﺪرت در ﻳﻚ ﻣﻨﻄﻘﻪ ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ زﻣﻴﻨﻪ ﺳﺎز رﻗﺎﺑﺖ ﺷﺪﻳﺪ و آﺷﻜﺎر ﻗﺪرتهای ﺟﻬﺎﻧﻲ و ﻣﻨﻄﻘﻪاي ﺟﻬﺖ ﺑﻪنفوذ اﻳﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ و اﻳﺠﺎد رواﺑﻂ ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺳﻠﻄﻪ ﻳﺎ ﻧﻔﻮذ از ﺳﻮي ﻗﺪرتهای ﺑﺰرگ و ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻣﻨﻄﻘﻪ (ﺷﻮد Yazdani & et al, 2007: 129). ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎي ﺑﺎﻻ، ﺧﻼء ﻗﺪرت اﻳﺠﺎد ﺷﺪه در ﻣﻨﻄﻘﻪ آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي ﭘﺲ از ﻓﺮوﭘﺎﺷﻲ اﺗﺤﺎد ﺷﻮروي، اﻳﻦ ﻓﻀﺎ را به ﻋﺮﺻﻪاي ﺑﺮاي رﻗﺎﺑﺖ ﻗﺪرت يﻫﺎ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺑﻪﻣﻨﻈﻮر ﻛﺴﺐ ﺑﺮﺗﺮيهای ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻛﺮد. ﺑﻪ دﻧﺒﺎل اﻳﻦ ﺧﻼء ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ در ﻏﺮب اوراﺳﻴﺎ، ﺷﺎﺧﺺهای ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ دﻳﮕﺮي ﻧﻴﺰ در اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ آﺷﻜﺎر ﮔﺮدﻳﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺷﺎﺧﺺﻫﺎ ﺑﺮاي ﻗﺪرتهای ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺟﺬاب ﺑﻮد. از ﺟﻤﻠﻪ اﻳﻦ ﺷﺎﺧﺺﻫﺎ ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻪ اﻫﻤﻴﺖ یافتن ﻣﺴﺎﺋﻠﻲ ﻫﻤﭽﻮن ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺮژي، ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ، اﻣﻨﻴﺖ و… اشاره کرد ( .(Ahmadypour & Lashgari, 2009: 59- 60
ﺑــﺮاي ﺟﻤﻬــﻮري اﺳــﻼﻣﻲ اﻳــﺮان، ﻓﺮوﭘﺎﺷــﻲ ﺷــﻮروي ﻓﺮﺻــﺖ ژﺋــﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ ﻣﻨﺎﺳــﺒﻲ را ﻓــﺮاﻫﻢ ﻛــﺮد ﺗــﺎ در ﭘــﻲ اﻳﺠــﺎد رواﺑــﻂ ﻣﺴــﺘﻘﻞ ﺑــﺎ ﻫﻤﺴــﺎﻳﮕﺎن ﺟﺪﻳــﺪ ﺧــﻮد ﺑﺮآﻳــﺪ. ﻓﺮﺻــﺖ ژﺋــﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ اﺳــﺘﻔﺎده از عوامل ﺟﻐﺮاﻓﻴــﺎﻳﻲ در زﻣﻴﻨــﻪ ﻫﻤﻜــﺎري ﻳــﺎ ﻫﻤﮕﺮاﻳــﻲ ﺑــﻴﻦ دو ﻳــﺎ ﭼﻨــﺪ ﻛﺸــﻮر در ﺟﻬــﺖ ﺗﻘﻮﻳــﺖ ﻣﻨــﺎﻓﻊ آﻧﻬﺎﺳــﺖ در. واﻗــﻊ ﻣــﻲﺗــﻮان وﺟــﻮد ﻋﺮﺻــﻪ يﻫــﺎ ﻣﺸــﺘﺮك ﻫﻤﻜــﺎري ﻛــﻪ ﺑﻪﻟﺤﺎظ ﻛﺎرﻛﺮدي ﺗـﺄﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨـﺪه ﻧﻴﺎزﻫـﺎ و ﻣﺤـﺪودﻳﺖهای ﻳـﻚ ﻳـﺎ ﭼﻨـﺪ ﻛﺸـﻮر اﺳـﺖ را ﻓﺮﺻـﺖ ژﺋــﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ ﻧﺎﻣﻴــﺪ. اﻣــﺎ در ﺑﺮﺧــﻲ ﻣــﻮارد ﻓﺮﺻــﺖ ژﺋــﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ ﺑــﻪ ﭼــﺎﻟﺶ ژﺋــﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ ﺗﺒــﺪﻳﻞ ﻣﻲﺷﻮ.د ﺑﺮﺧﻲ ﻛﺸﻮرﻫﺎ ﻳﺎ ﻗـﺪرتهای ﺟﻬـﺎﻧﻲ ﺑـﺮاي ﺿـﺮﺑﻪ زدن ﺑـﺮ دﻳﮕـﺮ ﺑـﺎزﻳﮕﺮان ﺳﻴﺎﺳـﻲ ﻳـﺎ ﻣﺤــﺪود ﺳــﺎزي ﻗــﺪرت ﻣــﺎﻧﻮر و ﻋﻤــﻞ آﻧﻬــﺎ از اﺑﺰارﻫــﺎ و روشهای ﻣﺨﺘﻠــﻒ اﺳــﺘﻔﺎده ﻣــﻲﻛﻨﻨــﺪ.
ﻳﻜﻲ از اﻳـﻦ روشها و اﺑﺰارﻫـﺎ ﻛـﺎرﺑﺮد ﺟﻐﺮاﻓﻴـﺎ و ارزشها و ﻋﻨﺎﺻـﺮ ﺟﻐﺮاﻓﻴـﺎﻳﻲ ﻋﻠﻴـﻪ دﻳﮕـﺮان اﺳــﺖ. ﺑــﻪ ﻋﺒــﺎرت دﻳﮕــﺮ ﻫــﺪف اوﻟﻴــﻪ ﻫــﺮ ﭼــﺎﻟﺶ ژﺋــﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ اﻳﺠــﺎد اﻧﻔﻌــﺎل در ﻃــﺮف ﻣﻘﺎﺑــﻞ ﺑــﻪﻣﻨﻈــﻮر ﺗﻐﻴﻴــﺮ رﻓﺘــﺎر آن اﺳــﺖ
(Ahmadypour & et al, 2010: 91-92). ﺑــﺮاي ﻧﻤﻮﻧــﻪ ﻣﻲﺗـﻮان ﺑـﻪ دﻳﭙﻠﻤﺎﺳـﻲ ﺧـﻂ ﻟﻮﻟـﻪ اﻳـﺎﻻت ﻣﺘﺤـﺪه آﻣﺮﻳﻜـﺎ در آﺳـﻴﺎي ﻣﺮﻛـﺰي و ﻗﻔﻘـﺎز ﺑـﻪ ﻋﻨـﻮان ﭼﺎﻟﺶ ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻜﻲ ﻓﺮاروي اﻳﺮان اﺷﺎره ﻛﺮد.

2-4- ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ و ﺳﻴﺎﺳﻲ، اﻣﻨﻴﺘﻲ ایران
ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺗﺎرﻳﺨﻲ- ﺗﻤﺪﻧﻲ، ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ و ﺳﻴﺎﺳﻲ- اﻣﻨﻴﺘﻲ اﻳﺮان درﻧﻈﺎم اﻣﻨﻴﺖ ﻣﻨﻄﻘﻪاي‬ ‫و ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻠﻲ ﺑﻪﮔﻮﻧﻪاي اﺳﺖ ﻛﻪ اﺗﺨﺎذ روﻳﻜﺮدﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ را در ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﻛﺮدن ﺳﻴﺎﺳﺖ‬ ‫ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان اﺟﺘﻨﺎب ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻣﻲﺳﺎزد. ﺳﻪ روﻳﻜﺮد اﺻﻠﻲ در ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان‬ ‫ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: روﻳﻜﺮد ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ و ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ؛ روﻳﻜﺮد ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ– ﺗﺎرﻳﺨﻲ؛ روﻳﻜﺮد اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻳﻚ و‬ ‫ﺳﻴﺎﺳﻲ – اﻣﻨﻴﺘﻲ. در ﻃﻮل دﻫﻪﻫﺎي ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ﭼﺎﻟﺸﻲ را در اﻳﺠﺎد ﺗﻌﺎدل‬ ‫ﺑﻴﻦ اﻳﻦ ﺳﻪ روﻳﻜﺮد داﺷﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻲ ﻣﻲﺗﻮان از آن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﭼﺎﻟﺶﻫﺎي ﻧﻈﺮي ﺗﻤﺮﻛﺰ‬ ‫ﺑﺮ زﻳﺮ ﺳﻴﺴﺘﻢﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﻨﻄﻘﻪاي در ﺧﺎورﻣﻴﺎﻧﻪ ﻋﺮﺑﻲ، آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي و ﻗﻔﻘﺎز، ﺧﻠﻴﺞ ﻓﺎرس و ‬‫آﺳﻴﺎي ﺟﻨﻮﺑﻲ ﻧﺎم ﺑﺮد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
‫ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﺗﻀﺎدي ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﭼﺎﻟﺶ ﺑﻴﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪﮔﺮاﻳﻲ و ﺟﻬﺎنﮔﺮاﻳﻲ در ﺟﻬﺖ‬ ‫دﻫﻲ رواﺑﻂ ﻣﻨﻄﻘﻪاي و ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺷﻮد. ﺑﻌﻀﻲ از ﺻﺎﺣﺒﻨﻈﺮان ﭼﺎﻟﺶ اﺻﻠﻲ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان را اﻳﺠﺎد ﺗﻌﺎدل ﺑﻴﻦ دو ﻋﻨﺼﺮ ژﺋﻮﭘﻠﻴﺘﻴﻚ و‬ ‫ اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژي‬ ‫اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻲ اﻳﺮان ﻛﻪ در ﻃﻮل ﺗﺎرﻳﺦ اﻳﺮان وﺟﻮد داﺷﺘﻪ و در زﻣﺎن ﺑﻪ اوج ﺧﻮد رﺳﻴﺪه اﺳﺖ‬ ‫ﻣﻲداﻧﻨﺪ‬‬ ‫. ﺑﺎ ﻓﺮوﭘﺎﺷﻲ ﺷﻮروي و ﻇﻬﻮر ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﺟﺪﻳﺪ‬ ‫در آﺳﻴﺎي ﻣﺮﻛﺰي و ﻗﻔﻘﺎز در اواﻳﻞ دﻫﻪ 0991، ﺑﻌﻀﻲ دﻳﮕﺮ از ﺻﺎﺣﺒﻨﻈﺮان ﺻﺤﺒﺖ از ﺿﺮورت‬ ‫ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮروﻳﻜﺮد ﺗﺎرﻳﺨﻲ- ﺗﻤﺪﻧﻲدرﺟﻬﺖﮔﻴﺮي ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان ﻛﺮدﻧﺪ. ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﮔﺮاﻳﻲ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﻳﺮان

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره صاحب نظران، جنگ جهانی دوم، عناصر فرهنگی، یونان باستان Next Entries دانلود پایان نامه درباره افغانستان، مواد مخدر، گروه های تروریستی، رابطه استراتژیک