دانلود پایان نامه درباره ممكن، اخلاقي، موقعيت، آينده

دانلود پایان نامه ارشد

رأس وظيفه گرايي قرار مي گيرند. به طور كلي، هر ليستي از وظايف يا حقوق ممكن است از همين مشكل تعارضات دروني در ليست دستورات رنج ببرد. براي مثال، وظيفه راستگويي ممكن است با وظيفه احترام به حريم خصوصي فرد ديگري در تعارض قرار گيرد. يك روش براي حل اين مشكلات واگذار كردن همه وظايف بديهي به اصول بالاتر است. بنابراين، مثلاَ عقيده كانت آن بود كه همه وظايف قانوني مي توانند در يك اصل جمع شوند، امر مطلق، كه مي تواند در چنين روشي براي ضمانت سازگاري منطقي بيان شود.
براي يك فاعل مصنوعي كه با رويكرد وظيفه گرايانه به اخلاق طراحي شده است، دانستن قواعد (يا چگونگي تعيين قواعد) و داشتن روشي براي به كار بردن آن قواعد در يك چالش خاص، از اهميت زيادي برخوردار است. همچنين فاعلي كه مي تواند به طور منسجمي روي اعتبار قواعد خاص بازتاب داشته باشد، يك فاعل دلخواه خواهد بود، اما اين يك روياي دور از دسترس است. طراح روبات وظيفه گرا لازم است تا روشهايي را پيدا كند تا مطمئن شود كه قواعد، زماني كه موقعيت، كاربرد آنها را لازم دارد، فعال شده اند و طرحي را براي مديريت موقعيت هايي كه قواعد باهم تعارض پيدا مي كنند، تنظيم كند.
رويكردهاي سودگرا و وظيفه گرا هر دو موضوعات محاسباتي خاص خود را مطرح مي كنند، اما يك مشكل مشترك را هم مطرح مي كنند درمورد اينكه آيا كامپيوتر (يا انسان، ازآن باب) مي تواند همه اطلاعاتي را كه براي كاربرد كامل تئوريها در زمان حال لازم است را جمع آوري و مقايسه كند؟ اين مشكل براي رويكرد نتيجه گرا حادتر است، زيرا نتايج هر عملي ذاتاَ محدود به مكان يا زمان نيست.
مباحث عمومي درباره اخلاق فقط درمورد حقوق (وظيفه گرايي) و رفاه (سود) نيستند؛ آنها اغلب درباره موضوعات شخصيت هم هستند. اين عنصر سوم از تئوري اخلاقي مي تواند به ارسطو و چيزي كه امروزه به عنوان ” اخلاق فضيلت ” شناخته مي شود ارجاع داده شود. متخصصان اخلاق فضيلت درگير ارزيابي اخلاقي بودن اعمال بر اساس فقط خروجي ها يا بر حسب حقوق و وظايف نيستند. در عوض، نظريه پردازان فضيلت معتقدند كه اعمال از نظر اخلاقي خوب، از تربيت شخصيت خوب جاري مي شوند كه عبارت است از درك فضايل خاص.
3-2-1سودگرایی
فيلسوف بريتانيايي قرن هجدهم “جرمی بنتام”365 اين عقيده را داشت كه “توسعه نوعي “حساب اخلاقي”366، امری مطلوب خواهد بود”367. بنتام و فيلسوفان ديگري كه ديدگاه هاي سودگرايي را توسعه دادند مي خواستند تا اخلاق را روي يك ستون عيني قرار دهند و از وابستگي به ليستي از وظايف كه توجيهشان سخت بود يا شهودات فردي درباره درست و غلط، رها شوند. آنها با روشي از ارزيابي موقعيتها مواجه شدند كه از نظر كمّي به خوبيها و زيانهاي ناشي از اعمال اعدادي را اختصاص مي داد. مقادير كمّي سود براي يك قاعده ساده تصميم گيري مناسب است: عملي را انتخاب كن كه منجر به بالاترين ميزان سود كلي شود. سود اغلب مساوي شادي است. بنابراين اجتماع سنتي سودگرايي فرياد مي زند: “شادي بيشتر براي تعداد بيشتر”.
سودگرایان روی جنبه با احساس بودن فاعل اخلاقی تأکید داشتند و انجام عمل اخلاقی را شایسته موجود با شعور و احساس می دانستند. “میل”368 معتقد بود که: “بهتر است یک انسان ناخشنود باشیم تا یک خوک خشنود.”369 بعلاوه میل معتقد بود که “ارزیابی ما از شخصیت یک فاعل، باید جدا از ارزیابی ما از اعمال او باشد. دلیل یا انگیزه عمل، هیچ ارتباطی به اخلاقی بودن آن ندارد. کسی که انسانی را از غرق شدن نجات می دهد، کار درستی انجام داده است، چه بر حسب وظیفه این کار را انجام داده باشد، چه دلیل او برای انجام این عمل امید به آن باشد که در زمان سختی کسی به کمک او بیاید.”370
سودگرايي به خاطر جنبه عددي اش ممكن است به نظر بيايد كه شكل منحصر به فرد و جذابي از تئوري اخلاقي را براي AMAها فراهم مي كند. اما براي ساخت يك AMA سودگرا واقعاَ چه چيزي لازم است؟
در 1995 دانشمند علم كامپيوتر، “جیمز گیپس” 371از دانشگاه “بوستون”372 چيزي را نشان داد كه شايد ابتدايي ترين تلاش براي توصيف ملزومات محاسباتي روبات های نتيجه گرا بود. او چهار توانايي ضروري را توصيف كرد:
“1-داشتن روشی برای توصيف یک موقعيت در جهان
2-داشتن روشی برای توليد اعمال ممكن
3-داشتن ابزارهايی برای پيش بيني موقعيتي كه اگر عمل مفروض در آن موقعيت قرار گيرد، نتيجه دلخواه را خواهد داد.
4-داشتن روشي برای ارزيابي موقعيت بر حسب خوبي يا مطلوب بودنش.”373
اين ليست نمي تواند الگوريتمها را تعيين كند و با يك برنامه كامپيوتري واقعي فاصله زیادی دارد. با اين وجود، چارچوب سودمندي را براي تعيين شرط های مربوط فراهم مي كند. تلاش های واقعي براي اجراي استدلال سودگرا در يك كامپيوتر، نيازمند طراحي تصميماتي درباره شروط خواهند بود. شرح يك موقعيت تا چه حد بايد كامل باشد؟ كامپيوتر بايد قادر باشد كه كدام دسته از اعمال را توليد كند؟ يك كامپيوتر چگونه مي تواند پيش بيني هاي دقيقي درباره موقعيت هايي كه ممكن است در مكان يا زمان كاملاَ دور باشند داشته باشد؟ و موقعيت هاي متفاوت چگونه بايد ارزيابي شوند؟
از سؤال آخر ، ستون اصلی دیباچه مباحث اخلاقي، شروع می کنیم. يك فرد چگونه مي تواند به طور معقول اعداد را به چيزي ذهني مثل شادي، خوشي، يا مطلوبيت اختصاص دهد؟ بنتام و میل، سر اين موضوع كه آیا لذتي كه فرد از انجام يك بازي مي برد با لذتي كه فرد ديگر از خواندن يك شعر مي برد از ارزش يكسان برخوردارند یا نه، باهم اختلاف نظر داشتند. همين نكته زماني مطرح مي شود كه لذتي كه حيوانات تجربه مي كنند را با لذتي كه انسانها تجربه مي كنند مقايسه كنيم. بنتام اين عقيده را داشت كه هيچ شكلي از تقدم في نفسه در لذت وجود ندارد؛ لذت انجام يك بازي بچه گانه يا خواندن شعر “پوشکین”374، لذت خوكها يا انسانها -از نظر بنتام همه يكسان بودند. ديگران نگران اين هستند كه اين تفكرممكن است بي معني باشد كه همه اشكال و تنوعات لذت بتواند روي يك ترازو درجه بندي شوند. گاهي اوقات اين پيشنهاد مطرح مي شود كه مشكل اختصاص دادن اعداد به سودها مي تواند به همان شكل كه دادگاه ها، شركت هاي بيمه و بازارهاي آزاد آن را انجام مي دهند، به این صورت که بررسی کنند که افراد چه قدر مي خواهند براي خوبيهاي خاص يا جلوگيري از زيان هاي خاص پول بپردازند، حل شود. اما از نظر بسياري افراد برابر دانستن ارزشهاي اخلاقي با ارزشهاي پولي همانگونه كه عامه مردم معتقدند، براي چيزهايي كه بدون قيمت هستند بسيار نامناسب است.
اما هر قدر هم كه فرد تصميم بگيرد كه اعداد را اختصاص دهد، موضوعات محاسباتي مشابهي مطرح مي شوند. اگر بخواهیم مثبت فکر کنیم، با ارائه روشهايي براي اختصاص اعداد به سودها، به نظر مي رسد كه كامپيوترها براي كاربرد تئوريهاي نتيجه گرا بسیار مناسب باشند. در حقيقت، ممكن است از كامپيوترها انتظار داشته باشیم تا تخمين هاي سود جمعی را سريع تر و دقيق تر از انسانها انجام دهند. اما اگر بخواهیم منفي فکر کنیم، مشكل ما ساخت یک كاركرد ارزيابي محاسباتي است، كه به طور صحيحي سودهاي حاضر را عليه زيان هاي آينده مي سنجد و برعكس، يا سود ها و زيان هاي واقعي را عليه خطرات و سودهاي بالقوه مي سنجد.
اولين شرط گیپس، توصيف موقعيت در جهان است. عناصر مربوط به موقعيت كدام هستند؟ بسته به وسعت حوزه اخلاقي، اين عناصر ممكن است مردم، حيوانات، و شايد حتي همه اكو سيستم ها را در بر بگيرد (اگرچه شايد باميزان هاي مختلف).
شرط دوم، یعنی توليد دسته اي از اعمال، تحت تأثير دسته اي از عناصر قرار دارد كه بايد بخشي از موقعيت را بررسي كنند. براي مثال اگر سعادت حيوانات بخشي از تساوي حقوق نيست، پس عمل خوردن يك وعده غذايي، ممكن است بدون تمايز قائل شدن بين خوردن يك وعده غذايي گياهي و يك وعده غذايي غير گياهي، انجام شود. هرقدر تنوع حقايق اخلاقي مربوط بيشتر مي شود، برنامه ريزي جزئي تري براي انتخاب هاي ملاحظه شده مورد نياز است.
سومين شرط گیپس، تخمين تأثيرات گسترده يك عمل روي موجوداتي كه از نظر اخلاقي اهميت دارند، است. طراحان الگوريتم ها بايد حداقل با دو سؤال روبرو شوند: كدام يك از شاخه های مربوط به آينده بايد محاسبه شوند؟ و آياباید از میزان خروجي هاي مربوط به آينده دور كاست؟
با توجه به سؤال اول تأثيرات آينده نمي توانند به طور نامعلومي در آينده محاسبه شوند. تأثيرات اوليه اي وجود دارند كه ممكن است مستقيماً در خدمت اهدافي باشند كه اساس تصميم به عمل هستند، و ارزش اخلاقي اين خروجي ها بايد محاسبه شود. اما هر عملي تعداد نامعلومي از تأثيرات درجه دوم دارد كه به طور بالقوه منجر به محاسبات بی پایانی مي شوند كه این محاسبات مقدار زمان زيادي از کارکرد CPU را به خوداختصاص داده و صرف برنامه هايي می کنند كه در تلاش هستند تا از همه تعاملات پيروي كند. به علاوه، تأثيرات درجه دوم گاهي مي توانند نتايج دور از دسترس داشته باشند-مثل نمونه مشهور تأثير پروانه كه توسط تئوري بي نظمي توضيح داده شد: (اين نظريه كه ضربه بالهاي در حال حرکت پروانه در چين چند هفته بعد مي توانند روي هواي آمريكاي شمالي تأثير بگذارند). همچنين مشكل محاسبه تأثيرات آينده در زماني كه اطلاعات كامل نيستند هم وجود دارد. پيش بيني هوا دقيقاً از همين مشكل رنج مي برد، اما اين مشكل كارشناسان هواشناسي را از كار روي پيش بيني هاي دقيق تر باز نداشته است، (در حاليكه هنوز فضايي براي پيشرفت وجود دارد!). يك تكنيك مفيد كه پيش بيني كنندگان وضع هوا از آن استفاده مي كنند آن است كه بين پيش بيني هاي چندين مدل كامپيوتر رقيب ميانگين بگيرند.”پيش بيني كنندگان سود” هم ممكن است به همين ترتيب رويكردهاي چندگانه را در پيش بيني نتايج رفتارهاي خاص به كار گيرند.
با توجه به سؤال دوم، گفته هاي مشهور “صدقه از خانه شروع مي شود” و “جهاني فكر كن، محلي عمل كن”، هر دو براي بيان اين ايده استفاده مي شوند كه اعمال اخلاقي بر مبناي روابط مردم و مكانهاي مجاور آنها پايه گذاري شده اند .وآنچه كه براي مكان صادق است، براي زمان هم صادق است: نتايج در آينده دور كشش كمتري برای مردم دارند تا نتايج فوري. اينكه اين از نظر اخلاقي يك گرايش صحيح است يا نه در اينجا ما نبايد در موردش تصميم بگيريم. ما تنها متذكر مي شويم كه اگر AMA ها مي خواهند با به كارگيري اصول نتيجه گراي از بالا به پايين به روشي عمل كنند كه از نظر اخلاقي پذيرفته شده است، پس شيوه اي براي كاستن نتايج آينده دور ضروري است. شايد اين ممكن باشد كه ميزان كاهش دقيقاً با ميزان فزاينده عدم قطعيتي كه در پيش بيني وقايع دور وجود دارد، منطبق باشد. اما هيچ فرمول ساده اي وجود ندارد كه زمان يا فاصله را به عدم قطعيت مرتبط كند –برخي حوادث كه در يك سال آينده يا در مسافت 5000 كيلومتر دورتر از اينجا اتفاق مي افتند، ممكن است از حوادثي كه در هفته آينده يا در فاصله 100 متري اينجا اتفاق مي افتند بسيار قابل پيش بيني تر باشند.
چهارمين شرط گیپس ارزيابي موقعيت بر حسب خوبي يا مطلوبيت آن است. ما قبلاً متذكر شديم كه سودگرايان بين خودشان درمورد اينكه آيا لذت يا رضايتي كه از منابع مختلف بدست مي آيد بايد به طور متفاوت سنجيده شود يا نه، اختلاف نظر دارند. يك روش آن است كه تا آنجا كه مي توانيم نرخ عيني سود را جمع آوري كنيم تا يك فرمول ارزیابانه را در آنها به كار ببريم و سپس آن را در يك سبك پيشرو تنظيم كنيم تا انتخاب ها و اعمال AMA رضايت مندانه ظاهر شوند. البته در سر راه جمع آوري برآوردهاي سود در زمان واقعي مشكلات جدي اي وجود دارد.
براي حفاظت AMA های سودگرا از جريان بي پايان محاسبه، استراتژي هاي پايداري براي به انجام رساندن چهار شرط گیپس مورد نياز هستند. مشكلي كه سر راه به پايان رساندن محاسبات قرار دارد، به واسطه يك چالش دیگر تشديد شده است. محاسبه نتايج بالقوه خودش عملي است كه نيازمند زمان و منابع است، و بنابراين ممكن است براي خودش نتايج اخلاقي داشته باشد. اگر شخصي شانس كمك به نيازمندي را به خاطر اينكه تصميم گيري اش بسيار طولاني شد از دست داد،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره اصول اخلاقی، رفتار انسان، اخلاق کاربردی، اخلاق کار Next Entries دانلود پایان نامه درباره وظیفه گرایی