دانلود پایان نامه درباره مشارکت مردم، ساختار شهر، حمل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

اساس و بنيان تفکر علمي جامعهشناختي قلمداد کردهاند (پين و ويليامز124، 2005: 295).
اين بحث همچنان ادامه دارد و عليرغم ايجاد رويکردهاي جديد و بينابيني و مطالعات ميان رشتهاي که از هر دو روش بهره ميبرند، مناقشه ميان کيفيگرايان و کميگرايان به قوت خود باقي است. اين در حالي است که هر يک از اين روشها در واقع بخشي از يک واقعيت را پوشش ميدهند که رويکرد ديگر به خوبي قادر به انجام آن نيست. بنابراين استفاده از روشهاي کمي و کيفي در کنار هم در صورت امکان (به لحاظ موضوعي، گستردگي و سطح پژوهش)، بهترين گزينهي است که يک محقق جامعهشناس در اختيار دارد. اين رويکردي است که در اين پژوهش اتخاذ شده است طوري که در ابتدا از روش کمي با اهداف زير استفاده شده است:
– آزمون نظريهي لوفور و بررسي آماري ارتباطات و همبستگيهاي استخراج شده از اين چهارچوب نظري؛
– بررسي آماري ارتباط مفهوم جنسيت و حق به شهر و مولفههاي فضايي ديگر؛
– خوشهبندي شهروندان به لحاظ مشارکت در شکلدهي به فضاهاي شهري و بررسي زنان از منظر پلکان مشارکت شهري (نظريهي آرنستاين)؛
– ارائهي شواهد تفصيلي آماري (توصيفي و استنباطي) از وضعيت مولفههاي شهري، طبقهاي و جنسيتي در شهر تهران.
تحليل يافتههاي کمي با نتيجهگيري در مورد ارتباط مفهوم حق به شهر (و عوامل تاثيرگذار بر آن) با مفاهيم ديگر از جمله جنسيت و طبقه همراه خواهد بود. ضمن اين که با توجه به دستهبندي صورتگرفته از اطلاعات براساس منطقهي شهري، تحليل با ارائهي گزارشي از وضعيت عوامل تبيينکنندهي ياد شده در مناطق شهري تهران همراه خواهد شد.
روش کيفي به لحاظ زماني پس از روش کمي به کار گرفته شده است و با تکنيکهاي مصاحبه باز و نيمهساختيافته و مشاهده مشارکتي و عکسبرداري در شهر تهران انجام شده است. هدف از استفاده از اين روش، در ابتدا دريافت تاييد تجربي براي يافتههاي کمي و توسعهي آنها به لحاظ کيفي بوده است. ضمن اين که روش کيفي معناهاي عمقي ايجاد شده در ذهن شهروندان که ناشي از ادراک فضايي است را آشکار ميکند و سازوکارها و ريشههاي توليد برداشتها را مشخص ميکند.
مطالعهي اسنادي براي اين پژوهش از سال 1391 آغاز شده است. گرچه اين مطالعات در ابتدا به شکل هدفمند نبود، در سال 1392 و 1393 به شکل مدونتري انجام گرفت و به توليد مقالات توسط نگارنده نيز منجر شد. بخش ميداني پژوهش در دو نوبت صورت گرفت. نوبت اول پژوهش ميداني بود که براي آزمون پرسشنامهي طراحي شده صورت گرفته بود و در يک جمعيت نمونهي 168 نفري در شهر تهران در سال 1392 انجام شد و به تصحيح و تکميل پرسشنامهي ساخت محققان انجاميد. نوبت دوم پژوهش ميداني در مناطق بيست و دوگانهي شهر تهران، در مرداد ماه 1393 آغاز شد و در آبان ماه 1393 به انجام رسيد.

4-2- نوع و سطح متغيرهاي اصلي
4-2-1- متغير وابسته
مفهوم «حق به شهر» متغير وابسته اصلي است که در بخش مباني نظري به تفصيل مورد بحث قرار گرفته است. اين مفهوم در ادبيات نظري به کار گرفته شده پيوند دهندهي سه سطح است. لوفور اين سه سطح را به شرح زير در بررسي امر شهري شناسايي کرده است:
1. سطح جهاني125: اين سطح دربرگيرندهي خطمشيهاي نهادياي است که عموما توسط حکومتها و سياستگذاران در سطح کلان و در چهارچوب اقتصاد-سياسي تعيين ميشوند و در نظام سرمايهداري چرخهي سرمايه و افزايش سود را اولين اولويت خود قرار ميدهند؛
2. سطح مياني126: اين سطح دربرگيرندهي واقعيتهاي فيزيکي، ساختها و اشکال فضايي است که در شهر وجود دارد؛ اين سطح تحت سلطه و حاصل منطقي سطح جهاني است و توسط طراحان و سازماندهان شهري کنترل و بازتوليد ميشود؛
3. سطح خصوصي127: اين سطح دربرگيرندهي ادراک سطح خرد هر شهروند در ارتباط با امر شهري و حاصل زندگي روزمره در فضاهاي شهري است (لوفور، 1991).
با قرار دادن دو مولفهي اصلي حق به شهر – اختصاصدهي شهر به خود و مشارکت در امر شهري – در هر يک از سطوح امر شهري ميتوان به عوامل سهگانهي تاثيرگذار بر هر مولفه دست يافت. اين دستهبندي در جدول شمارهي (4-1) به تصوير کشيده شده است.

در برآورد ادراک شهروندان از حق به شهر منظور ما فقط برآورد ميزان اين ادراک است. کيفيت آن و تفاوتهاي موجود به لحاظ طبقاتي و جنسيتي در بخش کيفي همين پژوهش مورد بررسي قرار خواهد گرفت. بر اين اساس ادراک شهروندان از بهرهمندي از حق به شهر با استفاده از 5 گويهي گزارش شده در جدول شماره (4-2) برآورد شده است.

جدول شمارهي (4-2): گويههاي برآورد متغير وابستهي حق به شهر
متغير
گويهها
حق به شهر
حقوق شهروندان در اين شهر به خوبي رعايت ميشود.

حقوق شهروندان در اقشار مختلف به يک اندازه پاس داشته نميشود.

حق استفاده از شهر بين همهي اقشار به يکسان توزيع شده است.

به نظر من حق افرادي با موقعيت اجتماعي من در شهر پايمال مي شود.

حقوق شهري، همهي اقشار را به يکسان مورد حمايت قرار ميدهد.

4-2-2- متغيرهاي مستقل
متغيرهاي مستقل متغيرهايي هستند که در جدول شمارهي (4-1) ذيل دو مولفهي مشارکت و اختصاصدهي عنوان شدهاند. اين جدول نشان ميدهد که کدام دسته از متغيرهاي مستقل ششگانه، بر ابعاد دوگانهي متغير وابستهي «حق به شهر» تاثيرگذار هستند.
تعريف عملياتي متغيرها، آنها را بر حسب عملياتي توصيف ميکند که براي توليد داده به کار خواهد رفت؛ به اين منظور پژوهشگر يا از سوالات نمونهوار استفاده ميکند يا ابزار مورد نظر را ضميمه ميسازد. در ادامه هر يک از متغيرهاي مستقل، ابعاد و مولفههاي آنان را ذکر کرده و گويههاي به کار برده شده براي سنجش عملياتي آنها ارائه ميشود.
چنانکه در جدول شمارهي (4-1) مشاهده ميشود، مولفههاي تاثيرگذار بر بعد «مشارکت در شهر» عبارتند از:
– تصميمگيري شهري: تصميمگيريهاي کلان شهري در چهارچوب اقتصاد سياسي نظام سرمايهداري و توسط سران سرمايه که عموما سران سياست نيز هستند صورت گرفته است. اما جغرافياي شهري كنوني تنها ناشي از رابطهي ميان جايگاههاي توليدي نيست بلکه جايگاه بازتوليدي مردان و زنان نيز در ساخت آن نقش داشته است (كوهن و ولپ128، 1978: 7)؛ جنسيت نيز عامل تعيين کنندهاي در شکلدهي به آن محسوب ميشود.
– سازماندهي شهري: سازماندهي شهري در ادبيات لوفور جايگاه عمدهاي دارد. او اگرچه به مکاتب تفسيري که تعبيرهاي نمادين از شهر و بدنهي شهري دارند، علاقهاي ندارد اما نوع سازماندهي و طراحي شهري را در نگرش شهروندان و در فراگردهاي زندگي روزمرهي آنان دخيل و تاثيرگذار ميداند. مطالعات در زمينهي جغرافياي شهري نشان دادهاند كه زنان عموما يا در جغرافياي شهري نامرئي هستند (ر.ك به هيفورد129، 1974 و لريمور130 1978) و يا به عنوان جانشينان سرپرست خانوار در نظر گرفته شدهاند (تيورز131، 1978: 304). برنت132 (1973: 57) نيز مدلهاي ساختار شهري را به اين دليل مورد انتقاد قرار داده است كه پيشفرض اوليهي خود را يك جامعهي ساخته شده از خانوادهي هستهاي پدرسالار با تقسيم كار سنتي ميان دو جنس قرار داده است.
– توليد فضا: اين مفهوم نقشي کليدي در نظريهي لوفور (1991) دارد و در کتابي به همين عنوان مورد بحث قرار گرفته است. آنچه لوفور از آن تحت عنوان توليد فضا ياد ميکند فعاليت سياسي در بازپسگيري شهر براي شهروندان از نظامي است که برپايهي افزايش مصرف شهروندان و سوددهي بيشتر شهر را از آن خود کرده است. اين مفهوم اشاره به حرکتي فردي و سياسي براي از آن خود کردن شهر و فضاهاي آن دارد.
مولفهي تاثيرگذار بر بعد «اختصاصدهي شهر به خود» عبارتند از:
– سهم فيزيکي: لوفور به اين مساله توجه کرده است که علاوه بر تقسيمبنديهاي صرفا فضايي، امكان ايجاد دستهبندي فضايي-زماني در به كارگيري فضاهاي شهري قابل انجام است. ايجاد محدوديت زماني در استفاده از خدمات شهري مانع بهرهمندي شهروندان و مانع تحقق اختصاصدهي شهر به خود است. اختصاص يافتن زمانها و مکانهاي خاص شهري به يک جنسيت خاص چه به طور رسمي و چه به طور غيررسمي مانع اختصاص دهي شهر به خود است (رهبري، 1391).
– کنترل و مالکيت فضا: کنترل و مالکيت در ديدگاه لوفور مفهومي اقتصادي-سياسي است. با توجه به ريشههاي مارکسيستي نگرش لوفور، اقتصاد تعيينکنندهي سياست شهري نيز هست. لوفور و پس از او ساندرز133 (1989)، کاستلز134 (1980) و هاروي (1391) به مسالهي کنترل و مالکيت فضا توجه کردهاند. براي نمونه، مصرف مناطق خوشآب و هوا توسط طبقات بالاي جامعه، به دليل روندهاي جاري در قيمت زمين و مسكن و تجمع تسهيلات فراغتي در مناطق به اصطلاح «بالاشهري» كه امكان سوددهي و تضمين بازتوليد سرمايه را تامين ميكند يكي از مصداقهاي كنترل و مالكيت شهري توسط طبقات بالادست است. شايد بتوان الگوي مشابهي براي کنترل و مالکيت فضاها برحسب جنسيت به دست آورد طوري که زنان کمتر از مردان مالکان زمينها و مساکن شهري باشند.
– سرزندگي شهري: لوفور سرزندگي شهري را در قالب سه متغير امنيت، ارتباطات و تفريح مطرح ميکند (لوفور، 1991). در حالي که جرايم بيشتر توسط مردان روي ميدهد و قربانيان آن عموما مردان هستند، (گوتدينرو باد135، 1390: 287) احساس ناامني پديدهاي است که بيشتر در زنان مشاهده ميشود. در زمينهي ارتباطات، تفريح و امنيت به نظر ميرسد حمل و نقل مناسب عمومي، مهدكودكهاي موقت و زمينهاي بازي امن (براي نگهداري كودكان هنگامي كه زنان در حال انجام فعاليتهاي بيرون از خانه هستند)، پيادهروهاي مناسب (به دليل دسترسي كمتر زنان به وسايل نقليهي شخصي) خدمات است كه زنان در خدمات شهري جاي خالي آن را احساس ميكنند (گريد136، 1994).
اولين متغير تاثيرگذار بر مشارکت شهري، تصميمگيري است که در سطح کلان قرار دارد. اين متغير با استفاده از گويههاي تصوير شده در جدول شمارهي (4-3) زير اندازهگيري شده است.

جدول شمارهي (4-3): گويههاي برآورد متغير تصميمگيري
متغير
گويهها
تصميمگيري
ميزان مشارکت مردم در تصميمگيريهاي شهري خوب است.

تصميمگيريهاي عمومي شهر با مشورت شهروندان صورت ميگيرد.

در ميان تصميمگيرندگان شهري، نمايندگاني از بيشتر اقشار شهروندان وجود دارد.

دومين متغير تاثيرگذار بر مشارکت شهري، در سطح مياني سازماندهي شهري است که با استفاده از گويههاي تصوير شده در جدول شمارهي (4-4) اندازهگيري شده است.
جدول شمارهي (4-4): گويههاي برآورد متغير سازماندهي شهري
متغير
متغير
سازماندهي شهر
شهر تهران بيشتر مناسب پيادهها ساخته شده است تا سوارهها.

شکل فضاهاي عمومي مانند گذرگاهها، مکانهاي تفريحي و محلههاي شهر رضايت بخش است.

دخالت مردم در طراحي فضاي زندگيشان گسترده است.

رسيدگي مسئولان به خيابانها بيش از پيادهروها است.

مفهوم توليد فضا در ادبيات لوفور معناي گستردهاي دارد. مفهومي که در اين پژوهش مورد تمرکز است ادراک شهروندان از شهر به مثابهي مکاني براي انجام کنشهاي جمعي اجتماعي است.137 اين متغير که سومين متغير تاثيرگذار بر ادارک از مشارکت شهري و در سطح خرد است، با استفاده از گويههاي گزارش شده در جدول شمارهي (4-5) اندازهگيري شده است.
جدول شمارهي (4-5): گويههاي برآورد متغير توليد فضا
متغير
گويهها
توليد فضا
شلوغي فضاهاي شهري، شهر را به مکان خوشايندتري تبديل ميکند.

مکانهاي عمومي شهر از مکانهاي خصوصي خوشايندتر است.

در اين شهر مردم فعاليتهاي اجتماعي و تفريحي مشترک انجام ميدهند.

فعاليتهاي اجتماعي و جمعي شهروندان در شهر تهران محدود است.

در بعد اختصاصدهي شهر به خود، اولين متغير تاثيرگذار بر شکلگيري ادراک از آن، در سطح کلان، سهم فيزيکي است که با استفاده از گويههاي گزارش شده در جدول شمارهي (4-6) اندازهگيري شده است.

جدول شمارهي (4-6): گويههاي برآورد متغير سهم فيزيکي
متغير
گويهها
سهم فيزيکي
فضاهاي تفريحي و فرهنگي که براي امثال من ساخته شده

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره روش پژوهش، ساختار شهر، حمل و نقل Next Entries دانلود پایان نامه درباره حمل و نقل، شهروندان تهران، مشارکت مردم