دانلود پایان نامه درباره مشارکت زنان، شهروندان تهران

دانلود پایان نامه ارشد

قرار گرفته است. در جداول شمارهي (5-18) و (5-19) به ترتيب درصد مشارکت زنان و مردان بر حسب سطوح مشارکت نردبان آرنستاين دستهبندي شده است.

جدول شمارهي (5-18): درصد مشارکت زنان براساس سطوح مشارکت نردبان آرنستاين
سطح مشارکت
دستکاري
مداوا
اطلاعرساني
مشاوره
تسکين
شراکت
قدرت محوله
اختيار
خوشه
1
2
3
4
5
6
7
8
ميانگين خوشه
15.00
20.95
24.84
27.58
31.25
35.16
37.82
43.00
تعداد زنان در خوشه
1
13
71
105
116
93
20
7
درصد زنان در خوشه
0.2
3.1
16.7
24.6
27.2
21.8
4.7
1.6

بنابر جدول شمارهي (5-18) که درصد مشارکت زنان را گزارش ميکند، 3.3 درصد از زنان در سطح عدم مشارکت قرار گرفتهاند (سطوح دستکاري و مداوا سطح عدم مشارکت را ميسازند). 68.5 درصد از زنان در سطح مشارکت ظاهري قرار دارند (مجموع سطوح مشاوره، جلب موافقت و شراکت سطح مشارکت جزئي را تشکيل ميدهند) و 28.1 درصد از زنان در سطح مشارکت يا قدرت شهروندي قرار دارند (مجموع سطوح شراکت، قدرت تفويضشده و اختيار سطح مشارکت يا قدرت شهروندي را ميسازد). با اين وجود بالاترين سطح مشارکت تنها 1.6 درصد زنان را شامل ميشود و سطح قدرت تفويضشده که پس از آن قرار دارد تنها 4.7 درصد زنان را در بر ميگيرد. اين يافتهها بدان معناست که ادراک عمومي زنان پيرامون مشارکت در فراگردهاي شهري در سطح بسيار نازلي قرار دارد.
جدول شمارهي (5-19) درصد مشارکت مردان برحسب سطوح مشارکت نردبان آرنستاين را به تصوير کشيده است. اين جدول نشان ميدهد که 7.4 درصد مردان در سطح عدم مشارکت قرار دارند. 64.2 درصد در سطح مشارکت ظاهري يا جزئي جاي گرفتهاند و 28.4 درصد مردان در سطح قدرت شهروندي قرار دارند.
جدول شمارهي (5-19): درصد مشارکت مردان براساس سطوح مشارکت نردبان آرنستاين
سطح مشارکت
دستکاري
مداوا
اطلاعرساني
مشاوره
تسکين
شراکت
قدرت محوله
اختيار
خوشه
1
2
3
4
5
6
7
8
ميانگين خوشه
15.00
20.95
24.84
27.58
31.25
35.16
37.82
43.00
تعداد مردان در خوشه
9
24
57
98
131
93
35
0
درصد مردان در خوشه
2.0
5.4
12.8
22.0
29.4
20.6
7.8
0

مقايسهي جداول شمارهي (5-18) و شمارهي (5-19) شباهتهاي بسياري را بين دو جدول نشان ميدهد. به نظر ميرسد که زنان و مردان ادراکهاي تقريبا مشابهي در زمينهي بهرهمندي از مشارکت دارند و توزيع آنها در سطوح مختلف مشارکت نردبان آرنستاين تقريبا همانند است. نتايج به دست آمده از رگرسيون لجستيک نيز اين مساله را ثابت ميکند. زيرا در صورت انجام رگرسيون لجستيک با استفاده از مقادير مشارکت به عنوان متغير مستقل، نتيجهي آزمون اومنيبوس معنادار نميشود (ميزان معناداري 0.628 است). اين بدان معناست که نميتوان براساس سطح مشارکت و جنسيت مدل رگرسيون لجستيک طراحي کرد. يا به عبارتي بخت زنان و مردان در بهرهمندي از ميزان مشارکت تفاوت معناداري ندارد.
اين در حالي است که انجام رگرسيون لجستيک با استفاده از مقادير اختصاصدهي شهر به خود معنادار است و مدل از نکوئي برازش خوبي برخوردار است. از ميان مولفههاي تشکيلدهندهي اختصاصدهي شهر به خود دو متغير سرزندگي و سهم فيزيکي تاثير مثبت و مولفهي کنترل تاثير منفي بر بخت بهرهمندي زنان از حق به شهر دارد. چنانچه در جدول شمارهي (5-20) مشاهده ميشود، بيشترين مقدار تاثيرگذاري مثبت توسط متغير سهم فيزيکي انجام ميشود؛ با اين توضيح که بخت مردان از بهرهمندي از سهم فيزيکي (متغير سطح کلان) در شهر 33.6 درصد بيش از زنان است. ضمن اين که بخت زنان براي بهرهمندي از احساس کنترل بر فضاهاي اطرافشان و فضاهاي محلي (متغير سطح مياني) 13.3 درصد بيش از مردان است و بخت مردان براي بهرهمندي از سرزندگي شهري 1.6 درصد بيش از زنان است. ضمن اين که آمارهي والد براي تمام متغيرهاي باقيمانده در معادلهي رگرسيوني معنادار است.
جدول شمارهي (5-20):
متغيرهاي باقيمانده در معادله رگرسيون لجستيک متغيرهاي اختصاصدهي شهر به خود و جنسيت
مدل رگرسيوني
بي (B)
خطاي استاندارد
آمارهي والد
درجه آزادي
معناداري
نسبت بختها
گام 1 سرزندگي
0.016
0.007
4.875
1
0.027
1.016
سهم فيزيکي
0.290
0.033
77.409
1
0.000
1.336
کنترل
0.145-
0.041
12.455
1
0.000
0.865
عدد ثابت
2.643-
0.321
67.588
1
0.000
0.071

صرفنظر از مبحث تفاوتهاي جنسيتي در ادراک از بهرهمندي از مشارکت، نگاه عمومي به يافتهها نشان ميدهد که شهروندان تهراني عموما معتقدند که مشارکت شهروندان در شهر در سطح کمي است. جدول شمارهي (5-21) توزيع شهروندان را صرف نظر از جنسيت در پلههاي نردبان مشارکت آرنستاين به تصوير کشيده است. در اين جدول پرواضح است که تجمع شهروندان در ميانه نردبان است. بنابراين ميزان مشارکت شهروندان در وضعيت متوسط قرار دارد.
جدول شمارهي (5-21):
درصد مشارکت شهروندان براساس سطوح مشارکت نردبان آرنستاين صرف نظر از جنسيت
سطح مشارکت
دستکاري
مداوا
اطلاعرساني
مشاوره
تسکين
شراکت
قدرت محوله
اختيار
خوشه
1
2
3
4
5
6
7
8
ميانگين خوشه
15.00
20.95
24.84
27.58
31.25
35.16
37.82
43.00
تعداد شهروندان در خوشه
10
37
128
203
247
185
55
7
درصد شهروندان در خوشه
1.1
4.2
14.7
23.3
28.3
21.2
6.3
0.8

يافتههاي جدول شمارهي (5-21) به روشني گوياي تجمع شهروندان در محدودهي بين سطوح اطلاعرساني تا مشارکت است که نشاندهندهي مشارکت جزئي و يا در سطح متوسط است. لازم است که اين مساله در تحليلهاي پيرامون حقوق شهروندان به شهر مورد توجه قرار گيرد.

5-2-2-8- طبقه و حق به شهر
در مباحث نظري پيرامون حق به شهر نشان داديم که لوفور طبقه را مفهومي کليدي و در ارتباط مستقيم با حق به شهر ميداند. اگرچه لوفور تعريفي دقيق از مفهوم طبقه به کار نبرده است، آشکارا از سنت مارکسيستي در تعريف طبقه تبعيت ميکند. طبقه در اين نگاه خصلت گروهي است که جايگاهي همانند را در نظام توليدي اشغال کرده است (ريتزر، 1383: 196). چنانکه در بخش مباني نظري بحث کرديم، گروههاي اجتماعي براساس منافع مشترک که از ساختارهاي اقتصادي برآمدهاند طبقات را ميسازند. نحوهي توزيع داراييها و ارتباط با توليد شکلدهندهي نهايي طبقات هستند که به طور محتومي به تضاد ميان آنها ميانجامد (ديليني، 1388: 116).
بر اين اساس، در اين پژوهش براي سنجش طبقهي اقتصادي، توزيع داراييها را شاخص آن قرار دادهايم که مصداق آن درآمد است. درآمد ارتباط مستقيم با جايگاه افراد در توليد، و ميزان سرمايهي ثابت يا داراييهاي فرد دارد. ضمناين که چنانکه لوفور بحث کرده است، شهر در برگيرندهي ديالکتيکي متناقضنما است که در آن طبقات در فضاها پخش شدهاند و اگرچه مرز بين طبقات با تقسيمبنديهاي مشخصي علامتگذاري نشده است و در آن طبقات بالا و طبقات پايين بدون وجود خطوط تمييز دهندهي مشخص، در تقابل با يکديگر قرار گرفتهاند (هاروي و مريفيلد، 1391: 50). در واقع الگوي سکونت شهري خود نمادي از طبقه است. زمينها و مسکنهاي به اصطلاح بالاشهري گرانقيمت در دسترس طبقات بالا و زمينها و سکونتگاههايي که قيمتهايي نازل دارند در دسترس طبقات پايين است. طبقهي متوسط در حدفاصل ميان اين دو سر پيوستار طبقاتي زندگي ميکنند.
در ابتداي اين فصل نشان داديم که تهران اساسا شهري طبقاتي است. ماهيت طبقاتي اين شهر نه تنها به شکلگيري فراگردهاي جديد شهري و الگوهاي توزيع مراکز تجاري، مسکوني و تفريحاتي که گاه جنبهي تصادفي هم دارند، بلکه به يک فرايند تاريخي آگاهانه ارتباط پيدا ميکند که عموما با يک تصميمگيري دولتي مبني بر اختصاصدهي فضاهاي بهتر (به لحاظ آب و هوايي، خدمات شهري و …) به طبقات مرفه و اشرافي، و ايجاد جداييگزيني ميان مردم عادي و نخبگان شهري همراه بوده است. بنابراين الگوي سکونت شهري در شهر تهران يک عامل مرتبط با طبقهي اقتصادي است. از اين رو اگر پيشفرض لوفور مبني بر بهرهمندي طبقات بالاي شهري از حق به شهر بالاتر را بپذيريم، به نظر ميرسد که بايد الگوي موجود بالاشهر (طبقهي بالا يا سرمايهداري شهري)، ميانشهر (طبقه متوسط يا بورژوازي شهري) و پايينشهر (طبقهي کارگر يا پرولتارياي شهري) به نحوي با بهرهمندي ساکنان از حق به شهر در اين نواحي مرتبط باشد. براي تشخيص اين که آيا حق به شهر را ميتوان در ردههاي طبقاتي ياد شده قرار داده و سپس الگويي منطقهي براي توزيع اين سه خوشه در تهران پيدا کرد از تحليل خوشه استفاده ميکنيم.
پيش از انجام تحليل خوشه بايد نسبت به برقرار بودن پيشفرضهاي آن اطمينان حاصل کرد. پيشفرضهاي تحليل خوشه عبارتند از: فاصلهاي يا نسبي بودن متغيرها، مستقل بودن مشاهدات از هم، تمامپيشفرضهاي مربوط به تحليل رگرسيون چندمتغيره، جمعيت نمونه بزرگ (بزرگتر از 250 مورد) و نداشتن دادههاي بسيار پرت.
سطح دادهها در اين تحليل فاصلهاي است. استقلال مشاهدهها رعايت شده است. يکي از پيشفرضهاي اوليهي تحليل رگرسيون توزيع نرمال متغيرهاست که در دادهها برقرار نيست. بدين منظور از لگاريتم طبيعي براي انجام تحليل استفاده ميکنيم. شرط استقلال دادهها، بزرگي نمونه و نداشتن دادههاي پرت (با توجه به محدودهي مشخص پاسخها) نيز در مورد دادههاي ما برقرار است. بنابراين انجام تحليل خوشه مانعي ندارد. از تحليل خوشهي چند ميانگيني (به دليل مشخص بودن تعداد خوشهها) استفاده کرده و نتايج را تفسير کردهايم. چنانچه در جدول شمارهي (5-22) مشاهده ميشود آمارهي اف به لحاظ آماري معنادار است. بنابراين ميتوان گفت که توسط حق به شهر ميتوان به شکل معناداري خوشههاي سهگانه را شناسايي کرد.
جدول شمارهي (5-22): جدول آنواي تحليل خوشه طبقات برحسب حق به شهر

خوشه
خطا
آمارهي اف (F)
معناداري

مربع ميانگين
درجه ازادي
مربع ميانگين
درجه آزادي

حق به شهر
62.837
2
0.022
876
2898.592
0.000

با توجه به ميانگين نهايي خوشهها که در جدول شمارهي (5-24) نشان داده شده است، خوشهي يکم به بالاترين ميزان حق به شهر، خوشهي دوم به ميزان متوسط حق به شهر و خوشهي سوم به ميزانهاي پايين حق به شهر اختصاص داده شده است.
فراواني عضويت نمونهها در خوشههاي سهگانهي استخراج شده در جدول شمارهي (5-23) گزارش شده است:
جدول شمارهي (5-23): عضويت نمونهها در خوشههاي طبقاتي سهگانه
خوشه
تعداد اعضا
درصد از کل جمعيت نمونه
خوشه يکم
314
35.7
خوشه دوم
367
41.7
خوشه سوم
198
22.5

جدول شمارهي (5-24) نحوهي عضويت مناطق شهرداري در خوشههاي سهگانه را به تصوير ميکشد. خوشهبندي مناطق به اين طريق صورت گرفته است که هر منطقه درون خوشهاي قرار داده شده که بيشترين تعداد اعضايش در آن خوشه قرار گرفته باشد.
جدول شمارهي (5-24): مناطق شهرداري تهران در خوشههاي سهگانهي طبقاتي
خوشه
خوشهي يکم
خوشهي دوم
خوشهي سوم
ميانگين خوشه نهايي
2.93
2.44
1.92
منطقهي عضو خوشه
22-5-6-3-2-1
4-7-8-11-12-15-16-17-19-21
9-10-13-14-18-20

براي وضوح بيشتر نحوهي توزيع مناطق تهران در خوشههاي طبقاتي سهگانه، اين توزيع در تصوير شمارهي (5-8) به تصوير کشيده شده است. چنانچه اين تصوير نشان ميدهد، طبق انتظار، مناطق شمالي شهر تهران در خوشهي يکم قرار گرفته است و خوشههاي دوم و سوم در مناطق شرقي، غربي و جنوبي توزيع يافته است. اين يافته الگومندي توزيع حق به شهر براساس بالاشهرنشيني يا پايينشهرنشيني را تاييد ميکند و نشاندهندهي توزيع طبقاتي حق به شهر در مناطق مختلف شهر تهران است.

پيشتر گفتيم که يکي از شاخصهاي مهم طبقه ميزان درآمد است. بررسي ارتباط ميان ميزان درآمد با حق به شهر ميتواند نمود ديگري از ارتباط طبقه با بهرهمندي از حق به شهر را آشکار کند. بدين منظور، با استفاده از تکنيکهاي آماري، از قبيل ضريب همبستگي پيرسون ميتوانيم رابطهي بين درآمد و ادراک از حق به شهر را مورد بررسي قرار دهيم. ضريب پيرسون يک آزمون پارامتري است و لازم است که در آن توزيع دادهها از توزيع نرمال

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره شهروندان تهران، مشارکت زنان Next Entries دانلود پایان نامه درباره شهروندان تهران، حمل و نقل، مفهوم وجود، زنان باردار