دانلود پایان نامه درباره مسيحيت، کليساي، عيسي، مسيحي

دانلود پایان نامه ارشد

ميانه به شمار مي رود. يکي از منابع مربوط به تاريخ مکتب سرياني سندي است که بنابر معمول “اصول و قوانين مکتب نصيبين” ناميده مي شود. اين سند موجب شناسايي وضع داخلي مکتب نامبرده، دوره و مواد مورد تدريس مندرج در برنامه ي آن و نيز رابطه ميان استادان و طلاب گرديد. در رساله ي بر حدبيشابا عربايا110 در سال 489 ميلادي مدرسه ادسا به فرمان زنون111 امپراتور بيزانس به عنوان مکتب ارتداد و مرکز تعاليم نسطوري بسته شد؛ ولي مدرسان و دانشجويان عمد? مدرسه ادسا در نصيبين جايگاهي براي خود يافتند. شهر نصيبين شهري سوريايي و زبان اکثر اهالي آن سرياني بود. در روزگار برصوما اساسنامه اي تدوين گرديد و مقرر شد مکتبي بر پاي? اساسنامه مذکور پديد آيد. هدف بارصوما از تدارک اساسنام? ياد شده آن بود که زمينه اي مساعد براي اداره ي مکتب و قواعد و مقرراتي جهت رفتار دانشجويان پديد آيد.
هم? معلمين و کارکنان اين مدرسه با اساسنامه موافق بودند و بر آن صحه نهادند. ولي پس از مرگ بارصوما اساسنام? مذکور ناديده انگاشته شود و عناصر مغرض آن را زير پا گذاردند. بعدها در دوران نرسه آيين نامه مزبور با يافتن نسخه اي از آيين نامه بارصوما درسال 496 ميلادي احيا گرديد. بدين روال آيين نامه و مصوبات مدرسه ي نصيبين (که آن را آکادمي و يا دانشگاه سورياييان مي ناميدند.) مشتمل بر دو سري بود. سري اول به سال 496 ميلادي و سري دوم به سال 590 ميلادي تعلق داشت. گذشته از آن تأييديه اي وجود دارد مبني بر اينکه آيين نامه نه تنها از سوي معلمان و مدرسان، بلکه از سوي دانشجويان نيز در جلسات ساليانه مورد تصويب و تأييد قرار مي گرفت.
“آيين نامه ي مکتب نصيبين” داراي جنبه هاي منفي زندگي است ولي در عين حال منظره اي روشن از جوانب اخلاقي بدست مي دهد که بدست آوردن آن از مأخذ کهن امري است دشوار.
جنبه هاي عيني و اخلاقي اين مأخذ و نيز تاريخ هاي دقيق موجود، آن را به يکي از مأخذ، بسيار مهم و ارزشمند بدل کرده است. 112

بخش چهارم :3 -4. کليساهاي مسيحيت
3-4-1. وجه تسميه کليسا:
اين واژه از لفظ اکليسيا به معناي مجمع مقدس گرفته شده است. در عهد جديد مقصود از آن جامع? رسولان و نسل هاي نخستين مسيحيت است. اين جامعه از نظر زماني، تقريباً فاصل? سالهاي 30 تا 100 م. را فرا مي گيرد. کلم? کليسا فقط دوبار در اناجيل چهارگانه ذکر شده و مراد از آن عموم ايمان داران است. اين واژه به تدريج در دو معناي ديگر يکي ساختمان و محل برگزاري مراسم عبادي و ديگر چارچوب هاي سازماني که به مرور زمان ترتيب يافت.
درسال 232 م. براي نخستين بار خانه اي در شهر “دورا اوراپوس” سوريه در کران? رود فرات، کنيسه به معناي جايگاه عبادت خوانده شد. 113
3-4-2. کليساي اورشليم نخستين تشکل رسمي مسيحيت:
نخستين تشکل رسمي مسيحيت پس از عيسي، کليساي اورشليم بود. بنابرآنچه که در رسال? اعمال رسولان آمده اولين بار که پيروان عيسي به صفت “مسيحي” ملقب شدند، در انطاکيه و در نتيج? مواعظ و تبليغ هاي پيوسته پولس و برنابا است. 114
3-4-3. پيامدهاي تأسيس قسطنطنيه : تشکيل امپراتوري مسيحي
امپراتور کنستانتين در مقام جانشين شهر باستاني يوناني، بيزانتيوم.115 يا بيزانس قسطنطنيه را بنا کرد و آن را پايتخت خود اعلام کرد. از اين پس بيزانس در مقام “رم جديد” مرکز عمد? جهان مسيحي يوناني شد؛ سپس کليسايي عظيم در قلب اين شهر ساخته شد که قدرت و مرکزيت روزافزوني يافت. بدين ترتيب کليساي اسکندريه که در آن دوره از قدرت و نفوذ بيشتري نسبت به بقيه کليساهاي بزرگ شرق از جمله انطاکيه و اورشليم برخوردار بود، قدرت قبلي خود را از دست داد و در حاشي? کليساي قسطنطنيه قرار گرفت.
اسقفان اسکندريه نسبت به اهميت حوزه اسقفي قسطنطنيه حسادت مي ورزيدند. زيرا تا قبل از شوراي قسطنطنيه در سال 381 ميلادي، اسقف نشين اسکندريه، دومين اسقف نشين مهم جهان مسيحيت تلقي مي شد که پس از اين تاريخ اسقف نشين قسطنطنيه جانشين آن شد . 116
در دوران کنستانتين، اختلافاتي در مورد رتبه و نفوذ هر يک از اسقف ها در ميان آنها ظاهر شده بود. اسقف هاي ايالتي مايل بودند که از بزرگترين رهبر مذهبي مرکز ايالت پيروي کنند، و اين شخص اگر چه اصلاً اسقف بود، معمولاً مطران ناميده مي شد و بعدها سر اسقف لقب يافت. مافوق او از لحاظ مقام اشخاصي به نام بطرک بودند که امور مذهبي شهرهاي بزرگ مانند قسطنطنيه، انطاکيه و اسکندريه را اداره مي کردند.117
در اين امپراتوري مسيحي امپراتور منزلتي ويژه داشت، به اصطلاح “دستگاه قيصرپايي” را امپراتور کنستانتين بنا نهاد؛ به اين معنا که آنچه در غرب بر عهده پاپ بود، در شرق بر عهد? قيصر يا امپراتور قرار گرفت. بر اساس، مداخل? امپراتور در امور آييني – سازماني کليسا و نيز مسائل نظري و اعتقادنامه ها و آموزه هاي مندرج در آن امري بديهي به شمار مي آمد.118
اعتقادات محوري مسيحيت بيزانسي، همانند هم? اشکال مسيحيت، پذيرش عيسي ناصري به عنوان مسيح يا ناجي بود. کليساي شرقي تثليث، شامل خدا( پدر)، مسيح ( پسر)، و روح القدس، را به رسميت مي شناخت.119
3-4-4. تقسيمات مسيحيت :
اساساً مسيحيان در اعتقاد و عمل و ساختارهاي کليسايي با يکديگر اختلاف دارند و هم? اين اختلافات در زمينه هاي تاريخي خاصي به وجود آمده اند. مناقشات جدي تر در ميان آنان منجر به تقسيمات عمده اي در خود مسيحيت و شکل گيري کليساها و فرقه هاي مجزايي شد.
اولين شکاف عمده در مسيحيت بين آنچه اکنون کليساي کاتوليک رم و کليساي ارتدکس شرقي ناميده مي شود رخ داد. اين گروه ها دربخش هاي مختلف امپراتوري وسيع روم رشد کردند و مخصوصاً از ابتداي قرن چهارم با مسائل مختلفي مواجه شدند: مسيحيان غربي براي بقلي خود مبارزه مي کردند، در حاليکه مسيحيت شرقي، که از ناحي? حکومت حمايت مي شد، در تحکيم مباني اعتقاد مسيحي مي کوشيد. آنها اعمال عبادي و الگوهاي مرجعيت کليسايي مختلفي را بوجود آوردند و سرانجام به دو نوع مسيحيت مشخص و مجزا تقسيم شدند.
در بخش هاي شرقي و غربي امپراتوري روم دو نوع مشخص مسيحيت، يعني آئين کاتوليک رومي در غرب و مسيحيت ارتدکس در شرق، به وجود آمد. اين دو بزرگ ترين و قديمي ترين گروه هاي مسيحي اند؛ که علاوه بر اينکه مسلمات اصلي مشترکي دارند، اما چون در شرايط ديني و سياسي اساساً مختلفي بوجود آمده اند اختلافات مهمي دارند و جهت گيري هاي متضادي ارائه مي دهند. 120
3-4-5. پيروان راه :
آنچه پس از درگذشت عيسي، چه بلافاصله و چه چند سال بعد در سوريه رخ داد، باعث شد که او به کانون يک جنبش بزرگ مذهبي تبديل شود. حادثه اي که بلافاصله رخ داد، بنابر روايت بعدي مسيحي که در انجيل ها بازگو شده، رستاخيز او بود.
انجيل لوقا مي گويد که چگونه برخي از پيروانش چند روز پس از درگذشت او به ديدار آرامگاهش رفتند: “سنگ را از سر قبر غلطانيده ديدند. چون داخل شدند جسد خداوند عيسي را نيافتند.” بعداً در همان روز، برخي از پيروانش، که شنيده بودند او را زنده ديده اند: هنگامي که ” خود عيسي را در ميان خويش يافتند” شگفت زده شدند. عيسي، پس از آنکه آنها را متقاعد کرد که او را به راستي همان مردي است که از او پيروي مي کردند و بر صليب جان باخته بود، به آنها تذکر داد: “بر همين منوال مکتوب است، و بدين طور سزاوار بود که مسيح زحمت کشد و روز سوم از مردگان برخيزد و از اورشليم شروع کرده، موعظه به توبه و آمرزش گناهان در هم? امت ها به نام او کرده شود.”
در ماه ها و سال هاي از پي آن، پيروان نزديک عيسي به بخش اين پيام کردند که او همان مسيح موعود بوده است. از آن گذشته، آن ها مي گفتند زندگي، رسالت، و شهادت پسين او نشان? ظهور قطعي پادشاهي خداوند است. تقريباً ترديدي وجود ندارد که در آن زمان آن ها باور داشتند که به زودي، احتمالاً در طول زندگي خودشان ، او باز خواهد گشت و مکاشف? را آغاز خواهد کرد. البته پيام آن ها در آغاز منحصراً متوجه يهوديان بود که از آداب و سنن يهودي، به ويژه ختنه و احکام سختگيزان? غذايي، پيروي مي کردند.
مشکل اين بود که اکثر يهوديان ديگر مطمئن نبودند که عيسي همان مسيح موعود است. آنها به اين فرق? کوچک يهودي که اعضايش در آن زمان از چند صد تجاوز نمي کرد که خود را پيروان “راه” مي خواندند (اصطلاح “مسيحي” هنوز رايج نشده بود با بد گماني مي نگريستند. در واقع، در آن زمان، ديگر يهوديان آزار اعضاي “راه” را آغاز کردند.
مقامات به عنوان بخشي از واکنش منفي اکثريت يهوديان نسبت به “راه” پطرس و يوحنا را گرفتند، کتک زدند و به آنها گفتند بايد از موعظه دست بردارند. اما پيروان “راه” بي پروا باقي ماندند و خارج از اورشليم، در شهرهاي سوري، دمشق و انطاکيه، جماعت هايي برپا داشتند.(در اين ميان برخي از اعضاي اين گروه در اورشليم باقي ماندند، که رهبرشان يعقوب بردار عيسي بود.) اما آن ها به هر جا که مي رفتند درجلب افراد به دين جديد همچنان با مشکل مواجه بودند. شايد اگر رسالت آن ها منحصراً تبليغ در ميان يهوديان باقي مي ماند، مسيحيت هيچ گاه رشد نمي کرد و کامياب نمي شد. 121
بخش پنجم : 3- 5. وضعيت مسيحيت در امپراتوري ساساني”ايران”
3-5-1. کيش ترسائي در ايران :
در عهد اشکانيان بسيار عجايب و حوادث بوده است از جمله نبوت زکريا و مولود و مبعث عيسي(ع) سر آغاز و زمان شروع تأسيس کليساي مسيح در ايران در ظلمات تاريخ عصر اشکانيان(226م. 150ق.م) مستور است. قرائن موجود نشان مي دهد که ديانت عيسي هم درقرن اول ميلاي در بلاد جزيره و بين النهرين وسپس در کردستان و غرب ايران شروع شده است. روايات مسيحيان مشعر است که از ميان رسولان(حواريون) دو تن موسوم به شمعون(غيور) و يهودا، پس از صعود مسيح، به نيت تبليغ بسوي مشرق آهنگ نموده اند.(الوقا:6/15) مشهور است که حواري ديگري بنام يهودا معروف به طوماس تا جنوب هندوستان رفته و منادي دين نوين بوده است. ترسايان هند در نزديکي شهر مدارس تاريخ کليساي خود را به او منتهي مي سازند و در آنجاست که صليبي با کتيبه بخط پهلوي از روزگار ديرين هنوز موجود مي باشد ولي ظاهراً هر چه از مشرق دجله دورتر مي شده اند، بواسطه آنکه مردم زبان يوناني را کمتر مي فهميده اند، انتشار مسيحيت نيز به همان نسبت بطيء تر و کندتر پيش مي رفته. آنچه به تحقيق پيوسته در اورفا که درقرن اول ميلادي در شمال بين النهرين بلدي آباد بوده، نخستين کليسا تأسيس شده است و از آنجا متدرجاً به آذربايجان و عراق انبساط يافته تا آنکه شهر اربل بعد از آن مرکزيت ديني و انجيل پيدا کرده است.
در زمان اشکانيان، سلاطين”پارت” به واسطه فقدان مرکزيت سياسي و عدم وحدت ملي کمتر مزاحم ترسايان و يهوديان مي شده اند. مردم ايران، از همان زمان يعني بعد از سلطنت هخامنشي و تحولاتي که پس از حمل? اسکندرکبير در کشورشان روي داد و در نتيجه تماسي که با اهل کتاب (يهود) پيدا کردند. نسبة يک رشد عقلي و تکاملي فکري حاصل نمودند بطوري که کم کم از مراحل اعتقادات بعدي، توتميزم وانيميزم، گاهي فراتر نهادند، سپس تعليمات دوگانه پرستي و کلام زرتشتيان نيز افق روحي ايشان را روشنتر ساخته به مرحل? توحيد و يگانه پرستي به تدريج نزديکتر مي شدند. از اينرو همينکه مبلغين عيسوي مبادي مسيحيت را براي آنها ارمغان آوردند. آن را در خور فکر و موافق استعداد خود يافتند. در همان زمان نکال و عقاب مسيحيان در کشور روم باعث شد که در قرون اوليه ميلادي صدها نفوس عيسوي از آنجا فرار کرده در خاک ايران براي خود مأمني يافته و قرار مي گرفتند. بالطبع آنها خود مبلغ دين عيسي مي شدند.122
3-5-2. يزدگرد و مسيحيان:
در زمان يزدگرد بين ايران و روم حالت صلح وجود داشت. آرکاديوس امپراطور روم با يزدگرد اول دوستي، و حسن رابطه داشت. پسر وي اسقف شهر مايفرقط (ميافارقين) را که ماروثا نام داشت، و از بزرگان مسيحي بود، به عنوان سفير به درباره شاهنشاه ايران گسيل داشت. ماروثا به سبب سيماي موقر، و هيأت مجللي که داشت، در نظر شاهنشاه مطبوع افتاد. اين کشيش علاوه بر مقام روحاني پزشک عالي مقامي نيز بود، و يزدگرد از يک بيماري سخت برهانيد، و او را ممنون خود ساخت. پس از آن ماروثا فرصت را غنيمت شمرده،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره مسيحيان، شوراي، کليساي، مسيحيت Next Entries دانلود پایان نامه درباره بهرام گور