دانلود پایان نامه درباره مسيحيان، شوراي، کليساي، مسيحيت

دانلود پایان نامه ارشد

بدون دخالت بيگانه بوده است. در عين حال چنين تحولي را بايد برآيند نفوذ تدريجي آن دسته از مسيحياني دانست که در محيطي زردشتي رشد کرده بودند. پيدا شدن نامهاي ايراني فراوان از مردم عادي و هم ميهنان ساسانيان است. اين پيروزي آتش خشم و بيزاري زردشتيان از مسيحيان را که در گذشته به قدر کافي نيرومند بود بار ديگر بر افروخت. از زمان تشکيل شوراي سال 424( دادشيوع) تا 446 م. کليساي ايران در صلح و آرامي بود. يزدگرد دوم ابتدا نسبت به مسيحيان با مهرباني رفتار مي کرد ولي چيزي نگذشت که التفات وي تبديل به تنفر گرديد و مسيحيان با جفاي سختي دست به گريبان شدند. اين جفا در کرکوک که شهري است نزديک موصل از همه جا سخت تر بود؛ به طوري که چند روز پي درپي مسيحيان ايراني را روي تپه ي روي شهر مي کشتند. 91
رفتار وي به ويژه نسبت به مسيحيان ساکن ارمنستان که تحت تسلط و فرمان ساسانيان بود بي رحمانه قلمداد شده است.
علي رغم اعمال اينگونه سياست هاي ديني خشن، شاه و مهر نرسي نتوانستند مسيحيان ارمنستان را وادار به ترک ديانت مسيح نمايند.
اگر بخواهيم دو تن از دولت مردان ساساني که با قاطعيت و شقاوت کم نظيري سياست ديني خشن را عليه مسيحيان اعمال کردند نام ببريم، مي توانيم از “کرتير” و “مهرنرسي” ياد کنيم. اين دو چهره به عنوان برجسته ترين و آشتي ناپذيرترين دشمنان مسيحيان در منابع تاريخي ذکر شده اند.
پس از مانويان، مسيحيان بودند که از سوي قدرت زرتشتي، به علل ديني و نيز سياسي به يک اندازه بيش از همه آزار وشکنجه مي ديدند؛ به زبان ديني، مسيحيان دشمن بالقوه ” اصول زرتشتي” بودند. در واقع موبدان دين خودشان را قانون مي ناميدند.92
3-3-2. شوراي مدائن (410 م) :
پس از ساليان متمادي جفا تشکيلات جديدي براي کليساي ايران لازم بود. با حضور نماينده اي از امپراتوري روم به نام ماروتا93، اسقف ميافارقين94 که از اهالي بين النهرين بود، پيشنهاد کرد که شورايي از اسقفان تشکيل گردد تا همان نتايجي که شوراي نيقيه در امپراتوري روم داشت، اين شورا نيز براي کليساي ايران داشته باشد.
يزدگرد اول با تشکيل اين شورا در “مدائن” موافقت کرد و به حکام خود در نواحي مختلف دستور داد تا تمامي اسقفان را به فوريت به مدائن اعزام دارند. اسقفاني که حاضر شدند اغلب از ولايات نزديک مدائن بودند و در 410 ميلادي اين شورا در مدائن تشکيل شد. اين شورا به رياست اسقف سلوکيه و تيسفون و ماروتا منعقد شد. قوانيني که در اين شورا به تصويب رسيد عبارت بود از اينکه براي هر شهري يک اسقف کافي است و براي تعيين هر اسقف رأي سه اسقف لازم است. عموم مسيحيان ايران موظف هستند که اعياد مهم را از قبيل عيد ميلاد و عيد قيام در مواقع معيني با هم نگاه دارند. آخرين روز شورا بود، مسيحيان جشني بي سابقه برپا کردند95.
اسقف سلوکيه تيسفون، که خليفه اعظم يا جاثليق کل مسيحيان ايران به شمار مي رفت، اسقف کشکر96 را پيشکار مذهبي خود خواند و پنج مطران در بلاد ذيل نصب کرد؛ از اين قرار:
1 . بيت لاپات97، (گندي شاپور) واقع در خوزستان
2 . نصيبين
3. پرات98 ميشان
4 . اربل99
5. کرخاي بيت سلوخ100 (کرکوک)
قريب سي اسقف مطيع اوامر مطران ها بودند.101
3-3-3. شوراهاي سال 484-485-486 (جدايي عقيدتي از غرب) :
پس از انتصاب بارصوما به جاثليقي، او شورايي را در سال 484 ميلادي در بيت لاپات (جندي شاپور) برگزار کرد، در اين شورا آراي تئودوروس موپسئوستيايي معروف به مفسر بزرگ تاييد شد وتعليمات کليسا در امپراتوري روم محکوم شد. اين شورا کاملاً در راستاي نسطوري شدن بود، اما در همان سال پيروز از دنيا رفت و بلادش (484-488 م) به حکومت رسيد. 102
در آغاز پادشاهي بلاش، نسطوريان از سوي ساسانيان تنها فرقه ي مسيحي رسمي شناخته شدند و اين امر ماي? آسان شدن روابط ساسانيان با مسيحيان شد؛ گو اينکه اين پديده به کشاکش ميان مسيحيان و بويژه ميان نسطوريان و يعقوبيان يا منوفيزيت ها پايان نداد.103
بلاش آکاسيوس (اقاق) را به اسقفي برگزيد، اما بارصوما اين انتساب را نپذيرفت. آکاسيوس به واسطه نفوذ و احترامي که در ميان مردم داشت، بارصوما را به تسليم واداشت. آکاسيوس در سال 485 ميلادي در بيت اداري شورايي برگزار کرد و مصوبات شوراي 484 را در بيت لاپات ملغي کرد وبي اعتبار خواند. از اين رو اين شورا در گزارش هاي مربوط به شوراهاي اصلي نيامده است. شايان ذکر است در شوراي مذکور ازدواج براي همه از جمله کشيشان و اسقف ها جايز اعلام شده بود و پس از آن نيز بارصوما تأهل اختيار کرده بود، اما در شوراي بيت اداري اين حکم الغا شد. با اين همه، شورايي که در سلوکيه برگزار شد مذهب منوفيزيتي محکوم شد، اما نه به سبب اينکه در غرب محکوم شده بود، بلکه به جهت رقابت هاي ميان اين دو گروه . 104
بلاش آکاسيوس (اقاق) را به اسقفي برگزيد، اما بارصوما اين انتساب را نپذيرفت. آکاسيوس به واسطه نفوذ و احترامي که در ميان مردم داشت، بارصوما را به تسليم واداشت. آکاسيوس در سال 485 ميلادي در بيت اداري شورايي برگزار کرد و مصوبات شوراي 484 را در بيت لاپات ملغي کرد وبي اعتبار خواند. از اين رو اين شورا در گزارش هاي مربوط به شوراهاي اصلي نيامده است. شايان ذکر است در شوراي مذکور ازدواج براي همه از جمله کشيشان و اسقف ها جايز اعلام شده بود و پس از آن نيز بارصوما تأهل اختيار کرده بود، اما در شوراي بيت اداري اين حکم الغا شد. با اين همه، شورايي که در سلوکيه برگزار شد مذهب منوفيزيتي محکوم شد، اما نه به سبب اينکه در غرب محکوم شده بود، بلکه به جهت رقابت هاي ميان اين دو گروه .
در اين شوراها سياست بارصوم به وضع قوانين کليسايي انجاميد از جمله اينکه راهبان حق ندارند در کارهاي ديني شهرهايي که روحاني مخصوص به أبرشيه* دارند دخالت کنند، بلکه بايد در ديرهاي خود يا صومعه هاي دور افتاده بمانند. تنها راهبان و راهبه ها بايد غرب بمانند نه ساير کارمندان کليسا؛ کساني که تا آن زمان به رتبه ي شماسي رسيده اند مي توانند ازدواج کنند و پس از آن تا کسي متأهل و صاحب فرزند نباشد به اين مقام نخواهد رسيد، کشيش نيز مانند هر فرد مسيحي ديگر حق دارد پس از مرگ همسر اول خود ازدواج کند. از 486 ميلادي تا آن زمان که اين قوانين لغوشد، کليساي ايراني (نسطوري) بي شک رنگ شرقي پيدا کرده بود و مسيحيان آن را همچون شعبه ي انحطاط يافته يي از مسيحيت تصور مي کردند. پس از اين شورا معلوم مي شود که بارصوما به چه منظور مي خواسته است مذهب نسطوري را مذهب رسمي کليساي ايران قرار دهد. همه اين کارها ظاهراً و کنشي در مقابل توسعه ي نهضت ضد نسطوري گري امپراتوري روم در زمان زنون بوده است. اهميت خاص مصوبه شوراي اخير در اين است که نخستين عبارات مسيح شناختي (کليساي شرق) را پس از شوراي افسوس و کالسدون داراست. 105
اقدامات بعدي اکاسيوس حکايت از اين داشت که وي بر اساس ملاحظات سياسي تغيير موضع داده است. وي هنگامي که به قسطنطنيه رفت، اعلام کرد که نسطوري نيست و تنها قصد وي محکوم ساختن منوفيزيت ها بوده و سعي در طرد و رد بارصوما داشته است. اين ادعاي آخر فرصتي براي آزمودن نيافت، زيرا هنگامي که آکاسيوس از قسطنطنيه بازگشت، بارصوما به دست راهبان به قتل رسيده بود. بنا به گزارش ابن العبري (بارهبراوس) قتل بارصوما در سال 496 ميلادي اتفاق افتاد. 106
در دوره ساسانيان اگر متون ديني به آساني در اختيار همگان قرار مي گرفت، روحانيون از يکسو و دربار از سوي ديگر هر يک دلايلي داشته اند که کل مجموع? دين و جامعه را در خطر بدانند. اگر چه مفهوم محدود کردن حقايق دين در يهوديت و مسيحيت بيگانه است، ولي اين اقدامات پيشگيرانه نمونه جالبي هم در تاريخ کليساي ايراني مسيحي در عصر ساساني دارد. در دوره اسقفي آکاسيوس وي دستور داد که راهبان و پارسايان نه در شهرها و روستاها بلکه بايد دور از مردم زندگي کنند، مبادا که رسوم کليسا ضايع شود و ميان جماعت شقاق و دودستگي افتد. 107
جانشين آکاسيوس، باباي (497-502 م) در دو شوراي سال هاي 498 و 499 ميلادي به همان سنت و سياست بارصوما در شوراي بيت لاپات در سال 484 ميلادي بازگشت، او الهيات نسطوري را آموزه ي رسمي کليساي ايران خواند و ضمن اعلام استقلال کامل کليساي ايران تاکيد کرد که به کليساهاي امپراتوري روم و کلاً جهان مسيحيت هيچ وابستگي ندارد. بنابراين مي توان کليساي ايران را نسطوري خواند.
به اين ترتيب بارصوما از آن گونه شخصيت هايي است که هر چند بسيار مورد بد گويي و انتقاد گرفته است، اما عملاٌ از روش و سنت وي تبعيت شده و اهداف او جامه ي عمل پوشيده است. از بارصوما آثار اندکي بر جاي مانده است. شش نامه ي وي به آکاسيوس در مجموع? احکام شوراهاي شرقي چاپ شابو محفوظ مانده است. 108
پيدا شدن کليساي ايراني به گسترش مسيحيت در ايران امکان بيشتري داد، زيرا اين عقيده ديگر عقيده بيزانس دشمن ايران نبود، بلکه در کنار دين زرتشت به شمار مي آمد و به اين ترتيب مسيحيان ايراني بدعت گزار مذهبي شده بودند که در حقيقت بسياري از معتقدات آنها بخصوص درباره ي “رستاخيز” و “اهريمن” مسيحيت که همان ” انگره مينوي” دين زرتشتي است به عقايد زردشتيان نزديکتر بود. 109
3-3-4. مدرسه نصيبين (مکتب سرياني) :
سده سوم ميلادي با ظهور دولت ساساني، در مراکز شهري جنب و جوش هايي پديد آمد، و شهرهاي تازه اي بنيان گرفتند. شهر سازي در ايران از مقام و موقف عمده اي برخوردار گرديد. با تقويت شهرها وضع اهالي شهر نشين مسيحي تحکيم يافت. مدرسه نصيبين همانند ديگر مکاتب مسيحي سوريايي از پايگاه مادي استوار برخوردار گرديد. بازرگانان و پيشه وران اين موسسه را مورد حمايت و پشتيباني قرار دادند. زيرا کسب علم براي ادام? فعاليت آنان ضروري بود. گرچه مدرسه نصيبين مکتبي ديني و روحاني بود ولي بهر تقدير اطلاعات و معلوماتي در اختيار دانشجويان قرار مي داد. در مدرسه نصيبين روحانيت خصيصه ي ديگري نيز داشت.
تعاليم مذهب نسطوري که در اين مکتب رشد و کمال يافته بود با مسيحيت بيزانس متفاوت مي نمود. ايران که دشمن روم شرقي بود، در صورتي حاضر به تحمل اهالي مسيحي شهرها مي شد که با بيزانس رابطه ي مستقيم حاصل نکنند.
پيروان مسيحيت نسطوري که از محدوده ي امپراتوري روم شرقي رانده شده بودند، در ايران از حمايت و پشتيباني دولت برخوردار گشتند. علت آن نيز دشمني اين گروه با مسيحيت ارتدوکس حاکم بر امپراتوري روم شرقي بود. از اينرو در ايران آيين مسيحيت ارتدوکس به سبب پيوندي که با امپراتوري بيزانس داشت به خاموشي گراييد.
تعداد شخصيت هاي اجتماعي سوريايي و ايراني که مکتب نصيبين را به پايان رسانيدند، اندک نبود. زبان ادبي اين شخصيت ها سرياني بود. شاگردان اين مکتب که يکي از نخستين دانشگاه هاي سده ميانه به شمار مي رفت، جز از نگارش رسالات مذهبي و ادعي?، آثاري در زمينه ي فلسفه، فلسفه ي طبيعت، منطق کيهان نگاري و تاريخ به رشته ي تحرير کشيدند. آثار تاريخي، رويداد نامه ها، وقايع نگاري، يادداشتهاي کوتاه، تاريخ ها، زندگينامه ها و اشعار ساده ي اين نگارندگان اطلاعاتي بدست مي دهند که در ديگر مأخذ نمي توان يافت. هم? اين آثار که نمايانگر فرهنگ وسيع و رشد يافته ي اهالي سرياني زبان ميان رودان (بين النهرين) و ايران است، امکان مي دهد تا به ماهيت يک رشته از مسايل و ارزش اجتماعي آنها و نيز تاريخ فرهنگ عصر ساساني و دوران خلافت پي ببريم.
وجود چنين مکتب پيشرفته اي تا حد زيادي مرهون فعاليت ها و تلاش هاي مذهبي رسولانه ي (ميسيونري) سورياييان بود. سفر سورياييان به سرزمين هاي شرقي و مبادلات بازرگاني از سوي اين گروه موجب جذب ديگر اقوام و تيره ها گرديد. زيرا فعاليت ها و رسالت هاي مذهبي تنها در سايه ي آموزش مداوم و به ديگر سخن وجود مکتب معين ميسر بود. آيين نامه ي مدرسه نصيبين براي شناسايي و بررسي تاريخ مکتب سرياني به ويژه مدرسه نامبرده واجد اهميتي بسزا است. آيين نامه ي مذکور مربوط به امور داخلي اين مکتب است. اين در واقع قديمي ترين آيين نامه ي دانشگاهي است که صورتي خاص دارد و سند بسيار مهمي در زمينه ي فرهنگ شرق طي سده هاي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره کتاب مقدس، آخرالزمان Next Entries دانلود پایان نامه درباره مسيحيت، کليساي، عيسي، مسيحي