دانلود پایان نامه درباره ماني، مانويان، مانوي، پيروان

دانلود پایان نامه ارشد

هاي مانوي درصد سال گذشته بر اين بحث و جدل ها افزوده است.
ماني،اصالت دين هاي ديگر روزگار خود را هرگز رد نکرد و آنها پيامبرانشان را منادي هاي راستي مي دانست.با اين فرض،درگرفتن عنصرهايي از آن دين ها و درآميختن آنها براي ساختن ديني نو گماني براي ما به جا نمي گذارد.براساس نوشته هايش دين هاي گذشته و روزگار وي قدرت ذاتيي کافي در برابر حمله هاي گوهر بدي درخود نداشته اند،به همين سبب بر اين باور بود که راستي و درستي اين دين ها به فساد گراييده و سبب ظهور انديشه هايش را فراهم کرده است.او ده عاملي که برتري دينش نسبت به دين هاي گذشته و روزگارش را اثبات مي کند،درنوشته هايش برمي شمرد،اما از ميان آن ها تنها پنج عامل نخست در دست ماست :
1. دين گذشتگان به يک شهر”سرزمين” و به يک زبان بوده اما دين وي به هرشهر و هر زباني آميخته مي شد.
2.دين هاي گذشته تا زماني که رسول “سالاران پاک” درون مردمش بود،دوام آوردند و پس از درگذشت آن ها دينشان آشفته شد،اما وي دين خود را با تبيين سلسله مرتبه ها و سازماني که به آن داده بود،ابدي مي دانست.
3.روان هايي که بر دين هاي گذشته بودند و کردگانشان “اعمال ديني شان”را کامل نکردند،اگر به دين وي مي گرويدند،او آنها را رستگار مي کرد.
4.وي مکاشفه،نوشته ها،خرد و دانش خود را از دين هاي گذشته اش برتر مي دانست.چون؛خودش نوشته بود وکار را پيروان پس از خود- مانند [ پيروان ] بودا يا پيامبران ديگر،چون حضرت عيسي (ع) – واشو زرتشت – وانگذاشت.
5.همه ي نوشته ها،حکمت ها،تمثيل ها و مزامير دين هاي پيشين،همگي به دين ماني در آمده و به دانشي که او به الهام -آن را دريافت کرده است،پيوسته اند.
درهمين نکته پنجم اين پرسش به ذهن مي آيد که ماني چه عنصرهايي را از کدام دين ها گرفته است؟ ترتيب کار بست آنها چرا و چگونه بودند؟
پژوهش گران مغرب زمين،اغلب برآنند که خاستگاه دين ماني بر اساس کيش گنوسي استوار بوده،سپس برخي از عنصرهاي اساسي دين اش را از دين هاي يوناني ،ايراني و مسيحيت گرفته است.برخي ديگر،عقيده داند که اساس انديشه هاي ديني ماني را آموزه هاي مسيحي ساخته است،ولي وي آن آموزه ها را درقالب آموزش نوين در آورده وبه مردم روزگارخويش عرضه داشته است.نگارنده نيز بر آن است که خاستگاه دين ماني،آموزه هاي ديني فرقه هاي مغان،پارسيان و ديگر فرقه ها وکيش هاي ايران باستان است که به چند گانه پرستي عقيده داشتند و او دوگانه پرستي را جايگزين چند گانه،پرستي نمود.همچنين،بسياري از بنيان هاي آموزه هاي ديني ماني را مي توان در اسطوره هاي ايراني ديد که جاي آن در اينجا نيست،ولي تنها مي توان به اين نکته بسنده کرد که آغاز تبليغ گسترده ي ماني و سپس رسولانش شرق ايران و هند بود،سپس به سوي غرب-آن هم به سبب همراهي با شاپور در جنگ با روميان- رفت و به تبليغ آموزه هاي خود پرداخت.
آنچه دراينجا مي توان گفت؛ اينکه سه ديدگاه درباره ي خاستگاه دين مانوي مطرح است : يکي پژوهش گراني چون آسموسن 20که اساس دين مانوي را بر پاي? انديشه هاي گنوسي مي داند.برخي ديگر چون بوهليگ 21اساس دين ماني را آموزه هاي مسيحيت بدعت آميز زمان وي اعلام مي کند.رودلف22،خاستگاه دين ماني را در سنت هاي مذهبي شرقي روزگارش مي داند ويدنگرن23 بنيان انديشه هاي ديني ماني را ايراني (زردشتي و زرواني) و از مسيحيت،گونه ي مرقيون و ديصاني آن را در انديشه هاي وي موثر مي داند که از آن دو فرقه نگاه گنوسي (عرفاني)شان را به انديشه هاي خود در مي آميزد.تيولي نيز از ديدگاه ويدنگرن پشتيباني کرده است.
اما آنچه مي توان در نتيجه اين گفتار بيان کرد،اينکه ماني بيش تر شخصيت هاي اسطوره يي در دسترس خود را به فرهنگ هايي که دينش در آن ها رواج يافته بود،نسبت داد.البته اين عمل وي وحدت دادن عقيده هاي گوناگون به معناي واقعي کلمه نبود و او نمي خواست دو فرهنگ را تلفيق کند و تغييري مستقيم در محتواي آن ها بدهد.پيام وي- به طور ضمني- اين بود که نام هاي محض چندان اهميتي ندارند و به معناي نهفته ي در پس نام ها بايد توجه کرد.24
2-2-2.مانويان :
به همان اندازه که زردشتيان درسرزمين ايران،حتي تا قروني پس از غلبه مسلمانان،عامل مهمي محسوب مي شدند به همان اندازه مانويان در اين دوره براي ايران بي اهميت بودند اين امر يقينأ نتيجه سياست اصلاحي ساسانيان از طريق دين زردشت بوده است که پس از مدتي مدارا با مانويت (که با جمع عقايد متضاد گوناگون و وضع اختلاف اديان،دين ميانه گيري به نظر مي رسيد )آن را به سختي سرکوب کردند.قطعأ اين واقعيت نيز به آن افزوده مي شود که دين ماني با وجود عقيد? ثنويت خويش،زرتشتيان را کمتر تحت تأثير قرار داد،هر چند که نظر اين دو دين در مورد ريشه و اصل ثنويت در جهان با هم فرق داشت.نظير اين امر نيز در مورد دين مسيح مشاهده مي شود.هنگامي که مسيحيت در بين ايرانيان پيشرفت قابل اهميتي نمود به نظر ايرانيان ظاهرا کمتر ضروري مي رسيد که وجود حضرت مسيح و يا آراي اصحاب کشف و معرفت را در يک طرح فکري جهاني و در نظامي از وحي و رسالت هاي پياپي منتظم سازند.جاي اين احتمال هم هست که زردشتيان اساس تعليمات ماني را به منزل? تفسير غلط پاره اي از اصول عقايد دين خويش مثل آفرينش جهان و ثنويت،که به روشني درمذهب زردشت پايه گذاري شده بود،مي پنداشته اند بدين ترتيب در آغاز دور? اسلامي در ايران تقريبا صحبتي از مانويان در بين نبوده است.و اگر چه انقراض دولت ساسانيان موجب اين شد که عد? کثيري از پيروان ماني از گريزگاههاي خود در آسياي مرکزي دو مرتبه به بين النهرين مراجعت کنند،ولي دوباره در اثر تعقيب سختي که در تحت خلافت المهدي (775-785برابربا158-169هجري )وهم در زمان خلافت المقتدر(908-932 برابر با 295-320هجري )همراه با دستگاه احتساب و تجسس عقايد و برپا نمودن محاکم? زنادقه به وقوع پيوست ناگزير شدند به آسياي مرکزي ( تا چين ) مهاجرت کنند و در آنجا در تحت حمايت بعضي از دولتها بخصوص دولت ترکان اويغوري (745-840برابر با127-225هجري) از سال 762(برابر145هجري)به بعد پشيبان نيرومندي يافتند.در عين حال سرزمين ايران که گذرگاه اين رفت و برگشت مانويان بود تقريبا از تاثير آنان درامان ماند فقط در گرگان درسال 796و797(برابر180هجري)به پيوست با اخراج مانويان از بين النهرين قيامي از طرف هم کيشان آنان به وقوع پيوست،وگرنه از اين که بگذريم تازه پس از مدتي يعني درقرن دهم (برابر چهارم هجري) دو مرتبه از جمعيت هاي کوچکي (ديناوريه)در خراسان و قبل از همه درنزديکي نيشابور و شايد نيز در ايلاق و در طرف سمرقند در ماوراء النهر صحبت به ميان مي آيد.اين دسته ها فقط از اين نظر توانستند وجود خود را حفظ کنند که يکي از خان هاي مانوي از بقاياي دولت ايغوريها واقع در تحت حمايت چين (920برابر با 307و308هجري)سامانيان را بدين ترتيب تهديد نمود که اگر از طرف آنان به مانويان خراسان آسيبي برسد وي نيز دربار? مسلماناني که در قلمرو او زندگي مي کنند.به طور متقابل رفتار خواهد کرد.پس از انقراض و اضمحلال مانويان آسياي مرکزي هم اين مداراي با مانويان تا مدتي ادامه يافت به طوري که در خراسان هنوز در سال 982(برابربا 372هجري)”خانگاهي از مانويان”با نغوشاک (مدرس) وجود داشته است (اگرهم از طرف ديگر درسال 1095(برابربا488هجري)فرمانرواي قراخاني “احمدخان”به اين نام کشته شد که به دين “زنادقه” ايمان داشته است،کلمه زنادقه به سختي مي توانسته در آن زمان به مانويان اطلاق شده باشد.سرانجام نفرتي که مسلمانان به طور روز افزوني بر ضد مانويان- قبل از هر چيز ظاهرا بر ضد ثنويت و تصويرستايي آنان- در خود احساس مي کردند در ايران نيز مثل بين النهرين (و بالأخره در آسياي مرکزي) منجربه اين شد که درقرن سيزدهم(برابرهفتم هجري) اين دين نيز در کنچو،کنسو،وخچو به افول ونيستي گراييد- با وجود اين که گاهي کوشش مي شد متدينان به اين آيين را جزو اهل کتاب به حساب آوردند. درعين حال مي توان به ظن قوي گفت که پاره اي از آراي مانويان در سرزمين ايران نيز آثاري از خود بر جاي گذاشته است و شايد هم بعضي از آن اقداماتي که براي جمع و آميزش عقايد مختلف همراه با ظهور المقنع و يا خرميان نمايان گشت از طرف مانويان صورت گرفته باشد؛مانوياني که در مقابل دين زردشت بينش تصوف و گاهي در لباس سياست نشان بدهند.جزئيات اين امر امروز براي ما ديگر در تمام موارد قابل درک نيست.اما درعين حال اطلاق کلم? “زنديق” (که اصلا مانوي از آن منظور بوده)به “ملحد” به طور مطلق ما را به واقع نزديک مي کند.واين مطلب در بين النهرين و به طور کلي در دربار آنها بر اساس عکس العملي بر ضد مانويان بوجود آمده است خيلي روشن تر ديده مي شود.25
مانويان در دوره ساسانيان پيوسته بدترين کافران به شمار مي آمدند و بنابراين با ايشان بد رفتاري مي شد پس از نرسي کانونهاي مانويان در ايران به خصوص در مشرق آن بر جا ماند و بعدها مبلغين مانوي تا چين نيز رفتند.
شايد برجسته ترين شاخه آيين هاي ماني همانا جنبش اجتماعي و اقتصادي بود که به رهبري مزدک در پايان قرن پنجم ميلادي پديد آمد.26
2-2-3.مانويت در شرق :
در دوره ساساني آئين مانوي به کرانه جيحون رسيده و از آن نيز گذشته بود.سغديانا که ارتباط خوبي با شرق و غرب داشت پايگاهي براي فعاليتهاي تبليغي آيين مانوي گرديد.دامن? فعاليتهاي تجاري سغديان تا چين کشيده شده بود و علاوه بر آن درکنار راه ابريشم به گسترش مانويت در شهرهاي سغدي سمرقند وتاشکند شده بود.تعداد مانويان درسمرقند زياد و با نفوذ بودند.27
مانويان درسغد متون مذهبي را به زبان خود ترجمه کردند.اين مانويان شرقي بتدريج ارتباط خود را با هم کيشان غربي از دست دادند ولي به خاطر داشتن فرهنگ ايراني،نفوذ و تأثير هنر ايراني را تا مرزهاي چين در دوران “تانگ” گسترش دادند و به دنبال توسع? مذهب ماني تا چين،فرهنگ و هنر ايراني در آن حدود نفوذ کرد.28
درسال 732ميلادي امپراطورچين که خود مذهب ديگري داشت طي فرماني،آيين ماني را آزاد شناخت و دستور داد که پيروان اين دين در سرزمين چين در نهايت آزادي به اجراي مراسم ديني خود بپردازد.تأسيس معابد و عبادتگاه دربرخي از نواحي چين به مانويان داده شد.امروز برخي از اسناد مانوي به زبان چيني است.ابن نديم مي نويسد: “ماني هنديان وچينيان و خراسانيان را به خود خوانده و درآنجا نماينده اي از خود داشت.” 29
ازسال 672ميلادي به بعد،دين رسمي ترکان اويغور،مذهب ماني اعلام شد و مردم بخشي از چين نيز قبل از حمله مغول به ايران پيرو آيين ماني بودند.مغولان درسده سيزدهم پيروان ماني را قتل وعام کردند و آنها را ضد چنگيزخان،مي دانستند.30
به گفته ابن نديم اولين ديني که بعد از “دشمني” وارد ماوراالنهرشد دين ماني بود و علت آن قتل وعام پيروان ماني از طرف شاه و ممنوع شدن مجادلات ديني در ايران بود،به همين دليل مانويان بتدريج فرار کرده و از رودخانه جيحون عبور مي کردند و وارد سرزمين ترکستان مي شدند و به خان آنجا پناه مي بردند.31
به گفته تقي زاده در طخارستان ودرمرو بلخ دين ماني پيروان زيادي داشت به حدي که “هوئن تسونگ”سياح چيني در ربع دوم قرن هفتم مسيحي گويد که مانويت دين مطلق ايران است که مقصود،آن نواحي ايران بوده که در حدود طخارستان بود که دين ماني در آنجاها خيلي قوت داشت و در اوايل قرن هشتم ميلادي يک خليفه مانوي در طخارستان مستقربود.32
درسال 763ميلادي روساي اويغور مذهب ماني را پذيرفتند و تا زماني که قرقيزها بر آنها مسلط نشده بودند مذهب ماني مذهب رسمي آنها بود.بدون شک تا قرن سيزدهم ميلادي،يعني هنگام حمله چنگيز پيروان ماني در چين آزاد بوده اند وازاين تاريخ به بعد هر چند بر اثر مخالفت مغولان با اين مذهب و کشتار عده اي از پيروان آن،اين مذهب ظاهرا از ميان مي رود اما پيروان ماني در خفاء از تبليغ آن دست برنمي دارند.اسناد و مدارک مربوط به مانويان نه تنها به زبانهاي ايراني ميانه (پارتي،پارسي ميانه،سغدي وغيره) است بلکه به زبانهاي اويغوري وچيني نيز در دسترس مي باشد.33
2-2-4.مانويت درغرب :
درمغرب آئين مانوي در زماني که ماني زنده بود به سوريه و مصر رسيد.
در سال 300 ميلادي تعداد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره انسان کامل Next Entries دانلود پایان نامه درباره جهان اسلام