دانلود پایان نامه درباره قهوه خانه ها، روشنفکران، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

همه افراد به نوعي در معرض بهره گيري از مد هاي گوناگون قرار گرفتند .از يک طرف حضور کالاهاي بسيار در بازار و تبليغ آن ها و از طرفي ديگر امکان حضور افراد ايراني در مجامع و کشورهاي خارجي زمينه مصرف گرايي را بيش از پيش تقويت مي کرد .مصرف هريک از کالاهاي موجود (مثلا در بازار ) تبعاتب داشته است مثلا وقتي جامعه اي با مصرف چاي يا قهوه آشنا مي شود و آن را به کالاي اصلي خانه تبديل ميکند ؛نياز به فرهنگ مصرف قهوه بالا مي رود .افراد بايد ابزار وسائل مورد نياز براي تهيه چاي و قهوه را نيز تهيه کنند .چنان که نياز به ليوان ؛قوري ؛سماور؛دستگيره ؛زغال؛نفت؛گاز؛سيني ؛سينک و پود مناسب و مانند آن ها به پيش مي آيد .اين جاست که ورود يک کالاي جديد در سبد مصرفي خانواده موجب تغييرات بنيادي در رفتار اجتماعي و اقتصادي افراد مي شود .در اين موقعيت است که افراد بايد با توزيع آن آشنايي پيدا کنند .بايد بدانند براي مهمان در چه شرايطي چاي يا قهوه تهيه کنند قبل از غذا؛بعد از غذا يا همراه غذا .در هر موقعيت چند بار و به چه ميزان و چگونه ؟( بهار، ص181)
هر چند مد گرايي و غرب گرايي دو مفهوم جدا از هم و داراي تعاريف متمايز از يکديگرند ،سير تحولات تاريخي – اجتماعي در ايران به گونه اي سرنوشت اين دو مفهوم را با هم گره زده است که هر گاه سخن از مد گرايي به ميان مي آيد،مفهوم غرب گرايي نيز،به ذهن متبادر مي شود ،زيرا پس از رشد فناوري در اروپا؛سنت ها مورد انتقاد قرار گرفت و جامعه به تدريج ،انديشه ها ،طرز زندگي و نوع لباس را تغيير داد .همچنين در ايران و کشورهاي نظير آن ،رشد صنعت در راس شعارها قرار گرفت و خيلي زودتر از آن،نوع تفکر ،طرز زندگي و آداب لباس پوشيدن ،دستخوش تغيير شد .ميل به اروپايي شدن در جامعه ي اسلامي باعث شد که،به جاي بازسازي و نوسازي چارچوپ اقتصادي- اجتماعي جامعه به نواها،نمادها و ظواهر صنعتي شدن توجه کنند و در اين ميان،مهم ترين نماي اروپايي شدن ،پوشيدن لباس هاي اروپايي و ترويج مدهاي غربي بود.ايرانيان بر اين باور شدند که بايد خود و فرهنگ شان را اروپايي کنند،تا به اين ترتيب از ضعف و عقب ماندگي رهايي يابند و در رديف کشورهاي پيشرفته قرار گيرند (پايگاه اطلاع رساني پژوهشکده ).بنابراين مد گرايي و غرب گرايي د رايران ،در يک بستر فکري و دوشادوش هم رشد کرده اند .در حال حاضر نيز بيشتر مدهايي که در جامعه و به خصوص در بين جوانان رواج دارد برگرفته از الگوهاي غربي با همان انگيزه است .
3-5-3- مد و ارزش هاي ديني
“اسلام با همه انواع مد مخالف نيست ،حتي امروزي شدن و نوگرايي در سبک و شيوه لباس پوشيدن را نيز به صورت کلي پذيرفته است .آن چه اسلام با آن مخالف است .پشت پا زدن به ارزش ها (پوشش شرعي،پرهيز ار اسراف و..)رعايت نکردن اخلاق اجتماعي و همانند سازي با بيگانگان است .حال اگر اين پديده انحرافي در قالب مد به زنان نشان داده شوند و ميل فطري”نوگرايي”و نياز امروزي شدن به انحراف کشيده شود،اسلام با آن مخالفت مي کند ،گاه امروزي شدن،رابطه انسان را با گذشته اش که هما ن سابقه تاريخي و هويت فرهنگي اوست قطع مي کند و گاه در امتداد ديروز و با حفظ تعلقات انسان به سنت ها و ارزش هاي پيشين است .اسلام با اين نوع تجدد و امروزي شدن که مطابق ارزش ها و همراه با حفظ اصول و مباني اعتقادي باشد،مخالف نيست . ( بهار ؛193)
تنوع و گسترده گي مدل هاي متفاوت لباس در ميان زنان
آن چه از بررسي تاريخي عوامل تاثير گذار بر پوشش زنان ايراني بر مي آيد،حاکي از بر هم خوردن سير تدريجي و مردمي حاکم بر اين حوزه و توليد و باز توليد طرح ها ؛رنگ ها و گونه ها از جانب خود ايرانياين به دليل دخالت دولت ها و حکومت هاي معاصر است که با اين حال؛هيچ گاه نيز براي بازگشت به وضع اوليه تلاش مفيدي صورت نگرفته است .از زماني که دولت ها با ايدئولوژي ها مختلف اعم از مخالف و موافق؛وارد اين حوزه شدند و سعي کردند تا کنترل آن را به دست بگيرند .در عمل،فرهنگ طراحي و دوخت و برش لباس به طور بومي و سنتي از دست مردم خارج شد و اوضاع ديگري شکل گرفت (سيارپور43:1386)
در حال حاضر،پوشش بخشي از زنان ايراني هويت ايراني و اسلامي را چندان باز نمي نماياند و آنچه از مشاهده ترکيبات پوشش بر مي آيد ،نمادي از راه يافتن عناصر غير ايراني در آن است که داراي قدمتي به اندازه پيدايش انديشه هاي تجدد در زمان قاجار،به ويژه عهد ناصري است .
اکنون در خيابان ها شاهد انواع مختلف تيپ پوششي زنانه هستيم.زنان در هر يک از اين ترکيب ها مي توانند با توسل به ايدئولوژي هاي گوناگون،دست به انتخاب بزنند و هر کدام را که با موازين و معيارهاي فکري شان سازگاري بيشتري داشته باشد ،برگزينند زيرا هر گروه از اين پوشش ها مي توانند تداعي ايدئولوژي افراد و نوع نگرش جامعه به آن ها باشد .
اين تنوع در حقيقت از سه دسته اصلي شامل 1-مانتو شلوار به همراه پوشش سر 2- تيپ چادري 3- تيپ کت شلواري يا کت و دامني تشکيل شده است .طبق نظام جانشيني افراد نمي توانند به عنوان مثال ،مانتو را همراه با کت بپوشند بلکه تنها مي توانند دست به نتخاب بزنند و فقط يکي را بر گزينند(همان 64)
مدل هاي متفاوتي از چادر هم اکنون و به ويژه پس از طرح شاماندهي مد و لباس که از سوي مجلس پيگيري و تصويب شد .رواج يافته که به زنان علاوه بر رعايت حجاب ،آزادي عمل بيشتري مي دهد مانتو نيز مدل هاي متفاوتي دارد و هر روز مدل هاي جديدي به آن اضافه مي شود .به نظر مي رسد که مانتو در حال تغيير و استحاله به سمت راحت تر شدن است .
در مورد رنگ،همچنان رنگ غالب ؛مشکي است و بيشتر زنان دليل علاقه خود را راحتي و امنيتي مي دانند که اين رنگ برايشا نفراهم مي کند .البته اين به معناي آن نيست که رنگ هاي ديگر استفاده نمي شوند بلکه عنصرمد،بازوي توانمندي است که رنگ هاي روشن تر را جا افتاده مي کند و آن را حالتي معمولي مي بخشد اما اين حالت هم مانند ماهيت مد زود گذر است .
به نظر مي رسد که مد يعني آن چه طي يک دوره بيشتر استفاده مي شود ،و انتخاب و گزينش زنان ،نقش مهمي دارد .اما بيشتر زنان مي گويند در صورتي از مد تبعيت مي کنند که به نظرشان خوشايند باشند .عده اي ديگر نيز که گرايش مذهبي بيشتري دارند ،معتقدند مد بايد علاوه بر زيبايي،به حجاب لطمه نزند بنابراين به نظر مي رسد که با وجود رغبت عمومي قشر جوان به مقوله مد ،آنان گرايش به سمت مدي دارند که با اعتقادات و ذهنيت شان همخواني بيشتري داشته باشد و اين طور نيست که هر چيزي را با نام مد بپوشند .(ماهنامه فرهنگ مردم ؛شماره 34،ص 40،رقيه حاج محمد ياري)
متفاوت است .
مد و فرد گرايي : مد نيروي عمده اي براي تغيير جامعه بوده است مهم ترين اين تغيير در شکل فرد گرايي آن مطرح است .فرد گرايي توليد شده بعد ها منشا تحولات و تغييرات عمده اي در حيات بشري شده است .
هابرماس و مصرف مد: هابرماس به طور مستقيم در مورد مد سخن نمي گويد ولي وقتي از نحوه شکل گيري و توسعه حوزه عمومي سخن مي گويد به نقش افراد و نهاد هاي مدني و نوع مصرفي که در اين اماکن شکل مي گيرد اشاره مي کند .
بايد اذعان کرد که “حوزه مومي ادبي ” کاملا بورژوازي نبود بلکه تا حدي تداوم ” عموميت مبني بر نمايندگي ” دربار پادشاه بوده است .نخستين بوژوواها طبقه متوسط فرهيخته؛ بحث عمومي عقلاني – انتقادي را از ” محفل شيک” اشرافي به ارث برده اند .به ميزاني که دولت مدرن توانست از حوزه شخصيادشاه فاصله بگيرد .اين محفل اشرافي – درباري نيز از دربار مستقل شده و به وزنه تعادل درباري در شهر تبديل گرديد .”شهر” نه فقط به لحاظ اقتصادي مرکز جامعه مدني بود بلکه در تضادي سياسي – فرهنگي با دربار قرار داشت و سبب رشد و شکوفايي حوزه عمومي ادبي شد .حوزه اي که در نهاد هاي اصلي آن قهوه خانه ها ؛سالن ها و محافل مناسب بحث بودند.وارثان جامعه اومانيستي -آريستوکراتيک توانستند در مواجه با روشنفکران بورژوا (از رهگذر بحث هاي معمولي اي که به سرعت به انتقادات عمومي بدل شدند) ميان بازمانده هاي “عموميت مبتني بر نمايندگي ” و صورت هاي نخستين حوزه عمومي بورژووازي پل ارتباطي بر قرار سازند.جدايي جامعه و دولت که موضوع اصلي مورد بحث ماست باعث جدايي حوزه عمومي از قلمرو خصوصي شد .
ص193 : حوزه عمومي و حوزه اقتدار دولت پابه پاي هم گسترش مي يافتند.درون قلمرو خصوصي “حوزه عمومي” واقعيتي قرار داشت .زيرا از افراد خصوصي تشکيل شده بود .بنابراين در قلمرو که جايگاه افراد خصوصي بود .باز هم ميان حوزه هاي عمومي و خصوصي تمايز وجود داشت .حوزه خصوصي هم شامل جامعه مدني (قلمرو مبادله کالا و کار اجتماعي ) و هم شامل خانواده اي بود که خود ” فضاي صميمي” داشت .حوزه عمومي سياسي از حوزه عمومي ادبي نشئت گرفت و موفق شد از طريق افکار عمومي ؛دولت را با نيازهاي جامعه اشنا و سازگار سازد(هابرماس 1384:58-57 )
هابرماس معتقد استتشکيل اجتماعات عمومي که در بعضي مواقع به صورت جشن بوده ؛امکان شکل گيري فضاي عومي را فراهم کرد .او به نحوه اثر گذاري جشن هاي پر هزينه و بي نظيري اشاره دارد که از طرف بانو دوک در دربار لويي چهاردهم تشکيل شد .ايشان معتقد است تشکيل اين جشن ها عامل اصلي گذار از دربارهاي قديمي به سالن هي قرن هجدم شد که وارثان فرهنگي دربار بودند .افزون بر جشن ها دو پديده ديگر ؛قهوه خانه ها در بريتانيا بين سال هاي 1680 و 1730 و سالن ها در دوره ميان نيابت سلطنت و انقلاب در فرانسه مراکز نقد ادبي و سپس نقد سياسي شدند.آن ها باعث ايجاد برابري ميان قشر تحصيل کرده اي شدند که از دل جامعه اشرافي و روشنفکران بورژوا پديد آمده بود.مصرف خوردني ها و پوشاک در برخي اماکن؛ متفاوت از اماکن ديگر است .مثلا در قهوه خانه ها از کالاي عمومي چاي و سپس شکلات و قهوه استفاده مي شد و عموما درباره مسائل اجتماعي بحث و گفت و گو مي شد .موادي که مصرف مي شد و بحث هايي که صورت مي گرفت در قهوه خانه ها و سالن ها با يکديگر متفاوت بود.
بحث و گفتگو در اين حوزه ها (سالن ها ؛قهوه خانه ها و محافل بحث) باعث شد عرصه هايي که تا آن روز مورد نقد و مباحث جدي واقع شوند .تا آن زمان قلمرو و امور همگاني آماج اصلي بحث هاي عمومي و انتقادي بود که صرفا در کنترل انحصاري کليسا و مقامات دولتي باقي مانده بود.کليسا و دولت نه فقط حق داشتند به تفسير مسائل فلسفي ؛هنري و ادبي بپردازند بلکه توجه به حوزه عمومي و مجامعي که بحث هاي متنوع اجتماعي و انتقادي در آن صورت مي گرفت و امکان توسعه اين گونه بحث ها را به وجود آورد.
در اين گونه مکان ها آن ها از روابط اجتماعي خاصي حمايت مي کردند که در ان منزلت افراد اهميت نداشت .منزلت افراد کم کم از بين رفته و يا در حال از بين رفتن بود و به جاي آن فضايي با استدلال هايي بهتر مي توانست به جاي سلسله مراتب اجتماعي بنشيند اين فضا برابري ” انسان معمولي ” را به ارمغان مي آورد.شکل گيري ” عموم ” به وسيله افراد خصوصي نه فقط به معناي تضعيف قدرت مقامات دولتي بلکه عملا به معناي تضعيف وابستگي هاي اقتصادي موجود بود.به همين دليل قوانين بازار نيز درست مثل قوانين دولتي قدرت بدون منازع خود را از دست داند .ايده ” عموم ” نه فقط در قهوه خانه ها ؛سالن ها و محافل بحث به صورت عيني درآمده بود حتي اگر نگوييم کاملا تحقق يافته بود .حداقل پيامدهايش به صورت کامل ظاهر شده بود .
در طي جرياناتي که به آن اشاره شد محصولات فرهنگي به کالا تبديل شدند و لذا فرهنگ هم به موضوع عمومي بدل گشت ؛اين فرايند عما به رشد و گسترش عموم منجر ش د هر چند ممکن بود عموم يا جماعت فعال در عرصه هاي متفاوت (موسيقي؛تئاتر؛نقاشي ؛نشر کتاب)تا اندازه اي بسته و محدود باشد اما عموم در هيچ عرصه اي نمي توانست به صورت کامل درهاي ورود را ببندد و به صورت باندي انحصاري درآيد.زيرا هميشه در نظارت حوزه عمومي فراگيري بود که از افراد خصوصي تشکيل شده بود .افرادي که (به ميزاني فرهيخته و صاحب سرمايه بودند) مي توانستند به عنوان خواننده ؛شنونده و تماشاچي از محصولات و کالاهاي موجود استفاده و درباره آن ها بحث و گفتگو کنند.(هابرماس 1384:68-66)
3-5-4- مصرف : تغيير از اقتصاد محوري

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره اوقات فراغت، اجتماع محور، فرهنگ مصرف Next Entries منابع مقاله درباره اوقات فراغت، فرهنگ و زبان، شهر اصفهان