دانلود پایان نامه درباره فرهنگ مصرف، اوقات فراغت، زنان دربار

دانلود پایان نامه ارشد

به فرهنگ گرايي
وقتي به اطراف خود نگاه مي کنيم چنديدن پديده بيش از همه چيز جلب توجه ميکند.زيادي خودروها؛تنوع فروشگاه ها ؛بلندي ساختمان ها و ازدحام جمعيت و.. اين ها عوامل سازنده دنياي پيرامون ما هستند .جمعيت (گروه هاي اجتماعي متعدد) در لابه لاي ساختمان ها سوار بر خودرو يا پياده و در پي يافتن فروشگا ه هاي مملو از کالاهاي متنوع اند تا ضمن گذراندن اوقات فراغت و پرسه زني به تماشاي نمايشگاه هايي بپردازند که اين فروشگاه ها براي جمعيت محدود و با نا محدودي تدارک ديده اند.مردم نيز پس از برانداز کردن به مصرف فضا و کالا مي پردازند .
اين وضعيت جهان مدرن است که در گذشته نه چندان دور ديده نمي شد .اگر جمعيت زيادي وجود داشت به فروشگاه ها اعتنا نمي کردند و اگر فروشگاه ها وجود داشت جداي از جمعيت خودرو ها و ساختمان هاي بلند به فروش کالاهاي خود مي پرداخت.در حال حاضر وضع به گونه اي ديگر است .ساختمان هاي بلند و مجلل؛جذب کردن جمعيت پراکنده از فضاهاي جلو ساختمان (پارکينگ ها )براي پارک خودروها استفاده مي کنند .تا مردم بتوانند به راحتي به درون نمايشگاه هاي کالا رفته و کالاي مورد نياز خود را خريداري کنند .
جهان معاصر جهان مصرف فضايهاي مصرفي است .براي افراد ؛مصرف زمان ؛ فضا و کالا مهم اند .اگر چه هريک از کالا ها به صورت خاصي مصرف مي شوند.بعضي از آن ها متعلق به زمان و بعضي از آن ها خوردني اند و برخي به دليل اينکه ديدني اند مصرف مي شوند .
در اين جا در صدد نشان دادن چگونگي استقرار جهان اجتماعي پيرامونمان که اتفاقا مصرفي معرفي شده است هستيم و سعي شده است تا با رويکرد جامعه شناختي نحوه شکل گرفتن اين جهان و مصرفي شدن آن را از طريق فرهنگ مصرف نشان دهيم .ما هنوز در جهان مدرن هستيم البته صورتي از جهان مدرن ؛مدرنيته اي که از طريق صورت ها و شيوه ه اي مصرفي ؛مدريت و سامان مي يابد نه از طريق صورت ها و شيوه هاي توليد.هدف اصلي در اين جا مفهوم ” فرهنگ مصرف کننده ” با نگاه جديد به آن است که تنها يک امر اقتصادي صرف تلقي نمي شود يک عامل فرهنگي است که مورد نظر فقط جامعه شناسان نيست بلکه موضوع مورد علاقه ي اقتصاد دانان؛بازار پژوهان و محققان فرهنگ شناسي نيز هست .” باکاک” درباره تاريخ اين نوع رويکرد جديد نسبت به مصرف مي گويد :در مصرف در خلال دهه هشتاد در جامعه شناسي و بيشتر از آن در نظريه اجتماعي يک مفهوم مهم قلمداد مي شد .تمرکز بر مرکز بخشي از يک بحث وسيع تر درباره مدرنيته بود.يعني درباره اينکه آيا سرمايه داري غرب دستخوش آنچنان تغيير ريشه اي شده بود که نيازمند جهت گيري نظر جديدي شود که بايد با اصطلاح “پسامدرن” مشخص مي شد.يا چنين نيازي در کار نبود .اگر ” مدرن ” مستلزم يک جامعه صنعتي شهري و سرمايه داري بود که در آن طبقه اجتماعي – اقتصادي هنوز ويژگي هاي زندگي مردم و احساس آن ها درباره اينکه چه کسي اند و هويت آن ها را تعيين مي کرد پسامدرن مستلزم يک شکل بندي اجتماعي يا صنعتي محلي و حتي پسا سرمايه داري بود که در آن امتيازهاي قديمي و با ثبات براي ايجاد حس هويت مردم تغيير کرده بود .در شرايط پسا مدرن هويت هاي قابل؛اگر نگوييم باالفعل شناور شدند(باکاک ؛1385:5)
با اين تغيير باکاک ،مصرف حتي در پايان قرن بيستم فقط يک روند اجتماعي و فرهنگي تلقي نشده بلکه تبديل به يک مرام شده است .به اين مفهوم که مصرف و مرام مصرف گرايي به عنوان يک نگاه جديد در جامعه مورد بحث جامعه شناسان قرار مي گيرد .در اين جامعه بنا به نظر بورديار ؛مصرف مبتني بر خواست مطرح مي شود نه صرفا مبتني بر نياز يعني مصرف با ميل آميخته مي شود و سليقه و ميل افراد در جامعه بر وع آن تاثير مي گذارد( بهار 167).

فرهنگ مصرف کننده چيست؟
اصطلاح فرهنگ مصرف کننده به اين مساله تاکيد دارد که جهان کالا ها و ساختار آن ها براي فهم جامعه معاصر مهم اند .فرهنگ مصرف کننده متمرکز بر دو جنبه متفاوت است :1- تمرکز بر بعد فرهنگي اقتصاد 2- تمرکز بر اقتصاد کالاهاي فرهنگي .
در انسان شناسي و جامعه شناسي درباره کالاهاي مادي و تعبير فرهنگي سخن بسيار گفته شده است ؛بسياري از انسان شناسان فرهنگي بحث از کالاهاي مادي و توليدي ؛مبادله و مصرفشان را دريک قالب فرهنگي مي فهمند .مارکسيست هاي جديد با ايجاد و تمايز ميان ارزش استفاده و ارزش مبادله کالا ها سعي کرده اند معني جديدي از کالاهاي مادي بيان کنند .ارزش مبادله اي در سرمايه داري هميشه به ارزش کاربردي غالب خواهد بود .زيرا چرخه اقتصادي سرمايه داري مشتمل بر توليد ،فروش و مصرف کالاها همواره بر نياز هاي واقعي مردم غالب خواهد بود .اين نکته در نظر آدورنو درباره فرهنگ سرمايه داري مهم است .به طور خاص نظر بورديار نيز به همين دليل مهم است او مفهوم کالا – نشانه را براي فهم شرايط جديد سرمايه داري مطرح کرده است که با توليد انبوه آن همراه است .از نظر او کلاسيک در نظامي از معاني به معناي سوسورس آن دادرد.بدين منظور مصرف نبايد به عنوان مصرف ارزش استفاده کالا و بهره مندي از آن ؛بلکه بايد به معني مصرف نشانه فهميده شود.بورديا در باره مبادله و مصرف نشانه در سنت مارکسي جديد مي گويدکه در توليد باز سرمايه داري جديد نقش مرکزي به فرهنگ داده ي شود.امر تبليغ و نمايش کالاها در جهان مملو از فروشگاه ها و مرکز شهري ؛منطق نمايش کالا- نشانه را به ياد مي آورد.بورديا مدعي است که تلوزيون و رسانه هاي الکترونيکي ؛جهان مجازي در مقابل جهان واقعي را مي سازند .از نظر او در جهان معاصر با مرگ ” اجتماع ” و ” از دست دادن واقعيت” روبه رو هستيم به نظر بورديا فرهنگ مصرف کننده متعلق به فرهنگ پست مدرن است .در دوره جديد مفاهيم جديد مطرح شده است.خريداران در گذشته صرفا جهت خريد کالاي مورد نظر به بازار يا فروشگاه مي رفتند در اين صورت توجه به کالا و ارائه آن در يک مجموعه فرهنگي شکل نمي گرفت .در حالي که در خريد هاي جديد نوعي جست و جو گري و مشاهده کالا هم ديده مي شود.در اين نوع فعاليت و رفتار مشاهده و جست و جو گري وجود دارد .فروشنده بايد به مسائل ديگر هم توجه کند .مانند توجه به زيبايي و شکل و نوع بسته بندي شده کالاهاارتباط کالاي خاص با ديگر کالاها؛ارتباط کالاها با نظام فرهنگي و اجتماعي ؛نحوه حيات و عدم حيات کالا؛ارزش اجتماعي و فرهنگي کالا ضمن ارزش اقتصادي و تجاري آن ها در ننتيجه اينکه خريدار ضمن اينکه براي خريد آمده است براي ديدرا ؛گشت زني ؛کسب لذت و گذراندن اوقات فراغت خود نيز آمده است .
فرهنگ مصرف کننده جديد مدام مصرف در شيوه زندگي اوست ؛فرهنگ مصرف از مجموعه تناقضاتي تشکيل شده است که بدون درک آشنايي با آن ها درک از فرهنگ مصرف و مصرف کننده به دست نمي آيد.(همان 173-176)

مصرف تجملي يا مصرف ضروري: وقتي باکاک به نقل از بورديار از مصرف به عنوان امري مبتني بر خواست و نه صرفا مبتني بر يک نياز سخن مي گوييد.منظورش اين است که مصرف جديد بر پايه يک گروه از گروه ديگر يا به عنوان بيان يک منزلت اجتماعي است .در اين معني تمايز آشکاري ميان کالاي ضروري و کالاي تجملي پيدا مي شود.
تجمل گرايي به رفتاري گفته مي شود که خارج از قاعده بازي است و افراد به مصرف آن چيزي مي پردازند که ضروريات اصلي و اوليه زندگي شان نبوده است .مثلا اگر فرد در زمان گذشته با داشتن يکي دو لباس در تمام فصول حتي زمستان مي توانست زندگي کند اما در جامعه معاصر داشتن لباس هاي زيادتر با رنگ و مد هاي جديدتر مي تواند در مقوله کالاهاي تجملي وارد زندگي او شود.
افراد کمتر به فکر اين اند که به تعيين حد و مرز ميان مصرف ضروري و مصرف تجملي بپردازند تجملي بودن زندگي افراد ازحيطه داوري آن ها خارج شده است و افراد در تعامل با ديگران به مصرف آن چيزي مي پردازند که براي ايشان معني دار است .مصرف به خودي خود داراي ارزش است نه مصرف در خدمت توليد يا مصرف براي رفع نياز .
پديده مد يکي از پيامدهاي مصرف جديد به شکل فرهنگي – اجتماعي است .اين پديده در مرحله آغازين خود مختص طبقه بالاي جامعه بود .” وبلن ” از آن مد به عنوان “تمايز طبقه مرفه ” ياد مي کند .اين طبقه مصرف خاصي دارد که به مصرف تظاهري مشهور است که از نماد ها ي مشخص منزلتي طبقه بالاي جامعه است و روش هاي رقابت آميز آن ها به منظور بالا بردن حيثيت فردي به شمار مي آيد.
باکاک به شرايط ايجاد مد اشاره مي کند و روند زندگي در شهر را عامل افزايش آگاهي در استفاده از مد مي داند.يعني نياز به انتخاب مواد مصرفي از ميان مجموعه اي که هم متمايز کننده يک گروه اجتماعي خاص است و هم بيانگر ترجيحات فرد است .افراد طبقات بالا که بيشتر آنانا زنان اند که وبلن تنها به زن خانواده اشاره مي کند .که همواره به صورت نمايش دهنده تظاهر مالي خانواده باقي مي مانند .به نظر او زنان درگير مد لباس بوده ند و امتيازاتي که داشتند اين بود که از طريق الگو برداري از مد هاي تهيه شده يک نوع نياز به همساني پيدا مي کردند .رقابت ميان افراد طبقه بالا در پيش گرفتن از يکديگر در استفاده از مد خاص؛آن ها را از يک طرف تا حدودي مصرف گرا کرده بود .از طرف ديگر استفاده از کالاهاي وادراتي از کشورهاي ديگر (کشور خارجي )براي آن ها اهميت داشت .مثلا طبقه متمول اروپايي سعي مي کردند تا در خانه هايشان از فرش هاي ايراني ؛ادويه هندي و دکوراسيون هاي خاصي استفاده کنند .?ن ها رقابت را در مصرف اين اشيا مي دانستند .اين نوع مصرف در جامعه آمريکايي پايان قرن نوزدهم نيز ديده مي شود .وبلن در اين جامعه از طبقه اي مرفه ياد مي کند که از مدل طبقه مرفه اروپايي تبعيت مي کنند .
در ايران نيز شبيه اين برداشت از مصرف در دوره قاجار بيشتر ديده مي شود .درباريان و طبقه مرفه با اطلاع از نوع پوشش زنان طبقه مرفه شهري اروپايي سعي مي کردند از آن ها تقليد کنند .با وجود اينکه بخش بزرگ جامعه زنان قاجار از مدل پوشش لباس قاجاري تبعيت مي کردند با وجود اين عده اي هم بر نشان دادن تاثير پذيري از غرب و متمايز دانستن خود از ديگران لباس هاي خاصي مي پوشيدند .زنان دربار در سفر به خارج محدوديت داشتند اما مردان قاجار که امکان رفتن به خارج را داشتند و خارجي هايي که در ايران زندگي مي کردند .پزشکان؛سياست مداران ؛تجار و نمايندگان کشورهاي خارجي در زمينه انتقال و ترويج مد ها بسيار موثر بوده اند .
محل حضور طبقه اجتماعي :”ميگن موريس”52 از مراکز و فروشگاه هاي خريد به عنوان نمونه اي ياد مي کند که از آن چه ما را دد دوران تغيير قرار مي دهد .در آغاز در فروشگاا هاي جديد براي خريد اجناس از طرف خريداران تلاش کمي صورت مي گرفت .اجنس در مرحله اول براي نمايش مشتريان در معرض ديد آن ها گذاشته مي شود و در مرحله دوم براي فروختن .بر اين فروشگاه ها نوعي مدرنيته ي خاص حاکم است که مولفه هاي آن را مي توان در تعيين قيمت هاي اعلام شده جلب توجه مشتري براي حضور و انتخاب و خريد کردن يا مصرف ؛فضاي فرهنگي تعريف شده ؛وجود رستوران ها در مراکز خريد؛توجه به مراکز تفريحي ؛داشتن معماري ختص ؛وجود افراد پرسه زن و غيره مشاهده نمود .طراحي فروشگا هاي بزرگ و مدرن در جامعه جديد و براي طبقه متوسط به گونه اي است که مسئله ي اصلي ؛گذراندن اوقات فراغت و در اجتماع مدرن زيستن است .طبقه اي که دوبل از آن به عنوان نوکيسه ي جديد ياد مي کند .اين نو کيشگي مطمئنا مختص به طبقه بالاي جامعه نيست بلکه متعلق به کساني است که از امتيازات صنفي جديدي برخوردارند .مردان و زناني که در درجه نخست به تمکن مالي رسيده و در ثاني مدريت امور مالي را بر عهده داشته اند و نيز افراد طبقه متوسط که استاندارد و سبک زندگي آن ها متفاوت از ديگران است و البته مصرف و تظاهري نيز دارد.
براي مثال اين طبقه متوسط طبقه ي به تازگي مرفه شده بودند که در ايالات متحده از طريق تجارت و توليد ثروت قابل ملاحظه اي کسب کرده بودند .از نظر وبلن اين گروه به مثابه طبقه مرفه شده جديدي بودند که مي کوشيدند تا سبک زندگي طبقات بالاي اروپا را تقليد کنند و از ثروت خود به عنوان مصرف متظاهرانه استفاده مي کردند.
اصولا حضور طبقات بالاي جامعه در اين فرشگاه ها کمتر ديده مي شود زيرا نحوه مصرف

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره قهوه خانه ها، روشنفکران، سلسله مراتب Next Entries دانلود پایان نامه درباره دوران مدرن، جامعه مدرن