دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، واژه نامه، مکتب فرانکفورت

دانلود پایان نامه ارشد

يافت. در مورد مكتب فرانكفورت، در آغاز در آلمان و سپس در دوران تبعيد در آمريكا، يك بازنگري راديكال در مقولة نقد جامعة توده وار صورت گرفت. اين كار از طريق همگراسازي عناصر آن با تحليلي از انحصار سرمايه گذاري صورت عملي به خود گرفت. اين امر به ويژه با اتكا بر آنچه آدورنو و هوركهايمر16 صنعت رهنگ مي خواندند، صورت گرفت تا تمام منابع فاپوزيسيون را ساكت كند يا در بر بگيرد )آدورنو انتقاد از فرهنگ توده وار آنچنان قوي بود كه سهم و نقش مكتب فرانكفورت را با نظرية انتقادي مترادف ساخت. با اين همه، اين ترادف باعث كم رنگ شدن نفوذي مي شود كه فرانكفورتي ها بر عرصة اجرا و سياست فرهنگي.) داشتند تا روشنفكران را در اين عرصه درگير
كنند. يكي از كارهاي آنان ارتباط با دپارتمان جامعه شناسي دانشگاه كلمبيا و همكاري نزديك آنان با دفتر پژوهش هاي راديو بود كه توسط پل لازارسفلد 17 اداره مي شد. دغدغة نظري انتقادي آدورنو در زمينة در
نظر گرفتن ارتباط موجود ميان فرهنگ و اجرا(دولت) در سراسر زندگي او وجود داشت و در هر زمان ممكن به اين ارتباط مي پرداخت. از ديدگاه وي، راهي براي غلبه بر اين تضاد فرهنگ و دولت به مثابة دو عنصر مهم سازندة زندگي اجتماعي به نظر نمي رسيد. اما بالاخره او تصديق كرد علي رغم ادعاهاي استقلال و بحث هنر براي هنر، خالقان فرهنگ نمي توانند از روندهاي اجرايي عقب بنشينند (آدورنو،1991 ). يكي از مواردي كه او بيشترين : 103 اميد به آن را در قالب سياست براي اجراي فرهنگ دارد و به آن در انتهاي مقالة “فرهنگ و اجرا” اشاره مي كند، اين است كه بايد به محتواي ويژة فعاليت هايي كه اجرا مي شود، احترام گذاشت. اين امر بايد مبتني بر شناخت خودآگاهانة تضادهاي ذاتي اجراي يك برنامه در عمل باشد كه در درون يترين لايه هاي خود بر خلاف برنامه عمل مي كند. در عين حال بايد از محدوديت هاي خود نيز شناخت داشت. اين نكته در عمل بدين معنا بود كه بايد در برابر برداشت هاي برتر كه مبتني بر تخصص فرهنگي است سر تعظيم فرود آورد. متخصص تنها كسي است كه مي تواند اصل فرهنگ را در عرصة اجرايي نشان دهد و تخصص تنها نيروي توانا و در خدمت حمايت از موضوعات فرهنگي است كه مي تواند از فرهنگ در برابر بازار صيانت كند؛ بازاري كه امروزه به طرز ترديدناپذيري فرهنگ را عقيم م يگذارد و تنها همين تخصص است كه مي تواند از افراط هاي دموكراسي در زمينة كاربرد مصالح جمعي عليه خود جمع جلوگيري كند .(آ دورنو1999)، 112اعتقاد آدورنو به بحث متخصص فرهنگي در مقام فرد كليدي در سياست سازي و اجراي فرهنگ كه يك نگرش از بالا به پايين است متعاقباً به مثابة ديدگاهي كه نخب هگرا و حماي تمحور است، نقد شده است. اين انتقاد عمدتاً از جانب كساني صورت گرفته است كه خود را سخنگويان در حاشيه قرار گرفتگان فرهنگي مي خوانند . قطعاً رويكرد ))از پايين به بالاي(( آدورنو نسبت به تفكر معاصر، از تجانس بيشتري برخوردار است. در اين رويكرد، فرد مي تواند در نهادها جايگاهي پيدا كند و در آنجا بر مبناي درك انتقادي به بلوغ برسد و سپس با توجه به تضادها و تفاو تها در فرهنگ، بين فرهنگ و تجربه ي اجتماعي دست به عمل بزنند .
مطالعات فرهنگي بريتانيا در مرحله ي نخست ,نقد خود را از فرهنگ توده ارائه کرد ؛اين نقد با آن چه مکتب فرانکفورت ارائه کرد متفاوت بود و سپس به سراغ جامعه شناسي آمريکايي انحراف و مارکسيسم و ساختارگرايي اروپا رفت و با جذب اين موارد ؛آن ها در ارزيابي خرده فرهنگ ها و فرهنگ مردمي به کار گرفت .
چهره هاي بنيانگذار مطالعات فرهنگي بريتانيا در دوران پس از جن گ جهاني دوم ريموند ويليامز 18 و ريچارد هوگارت 19 ، روشنفكران طبقة كارگر خود را منتقدان نخبگان فرهنگي متروپليتن و سخنگويان حاشي ههاي جامعة خود مي دانستند. با اين همه، آنها مفهوم فرهنگ را تا آن حد گسترش دادند كه الگوهاي زندگي روزمره را دربربگيرد و در عين حال مفهوم تبليغ شدة مكتب فرانكفورت، يعني تقسيم فرهنگ به بالا پايين را نيز رد كردند، اما انتقاد “صنعت فرهنگ” را كه مشخصة آن مدل هاليوودي سرگرمي براي توده ها بود، حفظ كردند. اين امر به اين دليل رخ داد كه آنها دغدغة فرهنگ روزمرة مردم را با نوعي نقد زيبايي شناختي از روندهاي فرهنگ توده اي تلفيق كردند كه هر دو در عرصه هاي سياست و اجراي فرهنگ نفوذ داشت. هوگارت بر روي بررسي كميتة پيلكينگتون 2820 در زمينة پخش راديو تلويزيون كار كرد و دستيار دبير كل يونسكو شد. ويليامز هم به طور گسترده آثاري را دربارة پخش راديو تلويزيوني منتشر ساخت و بر مسائلي چون سياست عمومي نيز متمركز شد .
پروژة فرهنگ، رسانه ها و هويت ها بيانگر نسبي نوع مطالعات فرهنگي بريتانياست كه درآستانة چرخش قرن تكوين يافت. پروژة مزبور هنوز “نقد ايدئولوژي” را در خود دارد اما بر روي مقولات مشخصي تمركز دارد و از آن جمله مي توان به نئوليبراليسم، راست جديد، ايدئولوژي تاچريسم به مثابة مورد تاريخي تلاش هاي سياسي براي تحقق انواع گفتمان ها نظير “ميراث ملي”، “ارزش هاي خانوادگي” و”فرهنگ كسب و كار” اشاره كرد تا تأثيرات ايدئولوژيك را در قالب جلب رضايت براي ايده ها و رويه هاي حاوي مناسبات خاص 1997 (. از : قدرت توليد كند )تامپسون21، ديگر سو، دامنة مضامين و جهت گيري هاي نظري فراتر از مقولة “نقد ايدئولوژي” است و آنها را م يتوان در نحوة سامان دهي ابزارها حول تحليل ها ديد: (مدار فرهنگ ) و لحظات متشكلة آن در بازنمايي، هويت، توليد، مصرف و مقررات گذاري.

فصل سوم
يافته هاي تحقيق

3-1-مقدمه
حيات و ممات هر جامعه در گرو حيات و ممات فرهنگ آن جامعه است ،و فرهنگ و ادب هر جامعه مشتمل بر فرهنگ رسمي و فرهنگ ادبيات عامه است .
فرهنگ عامه از دسته اموري است که هر کس به آساني آن را احساس مي کند ولي به وقت نياز ،نمي توان تعريف دقيق و روشني از آن ارائه دهد.
اين بخش از فرهنگ که مشتمل بر ارزش ها،باورها،رفتارها،آرزوها و اميد هاي يک ملت است ،مجموعه اي عظيم از تجارب و تفکرات پيشينيان است که طي قرون متمادي صيقل يافته و اينک به عنوان پشتوانه ي گرانقدر به دست ما رسيده و چنان که بگوييم بدون تکيه و بهره گيري از فرهنگ عامه،هيچ يک از ما قادر به زندگي نيستيم،سخني به گزاف نگفته ايم چرا که :
قسمت اعظم محتويات ذهني افراد ،مانند باورها،ارزش ها و داوري ها در اين حوزه جاي مي گيرد که تجليات آن را مي توان در قصه ها ،ترانه ها ،مثل ها ،لالايي ها ،چيستان ها و..مشاهده کرد .بخش بزرگي از تدابير آدمي جهت رفع نياز هاي خود مانند تهيه مسکن؛خوراک ؛پوشاک نيز در اين حوزه است.قسمت مهمي از رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي مانند تولد،ازدواج ،مرگ ،تعارفات،آداب مهمان نوازي در اين حوزه نهفته است.
بخش ارزشمندي از تفريحات و تفننات ذوقي بشر همچون بازي هاي سنتي ؛آواز و موسيقي ،نواها و نغمه هاي محلي ،هنر هاي دستي و ..مربوط به اين حوزه فرهنگي است .پرواضح است که بخش اعظم اين امور و رفتارها بدون دخالت اراده ي فردي در جامعه پديد آمده است و فرد بدون اينکه از آن آگاهي داشته باشد ،بدين امور دست ميازد و در واقع نيازهاي فطري و طبيعي خود را از اين طريق مرتفع مي کند .
سخن گفتن از اين حوزه ارزشمند با اين همه شمول و گستردگي به راحتي ممکن نيست مگر اينکه در ابتداي کار بنا بر سنت ملي و پرهيز از فراهم آوردن زمينه هاي اختلاف نظر،حدود و ثغور کار را تا حد امکان روشن سازيم.براي اين منظور بايد به سه خصلت ذيل عنايت ويژه داشته باشيم :
1-اموري را که مي توان در زمره فرهنگ عامه بر شمرد که آن امور زاييده کار و خلاقيت شخص معيني نباشد و در واقع منبع وماخذ پيدايش آن گنگ و مبهم باشد و در گذر ايام محو شده باشد
2-شفاهي بودن فرهنگ عامه دومين خصلت آن است ،در واقع انتقال فرهنگ عامه از نسلي به نسل بعد ،همواره به طريق شفاهي بوده و اين امور سينه به سينه منتقل شده است هرچند در گذشته و حال بعضي از جنبه هاي فرهنگ عامه از طريق نوشتن و کتاب ثبت و ضبط بيشتر روشي بوده است براي نگهداري يا مطالعه فرهنگ عامه
3-سومين خصيصه فرهنگ عامه سنتي بودن آن است . در حقيقت امري در زمره فرهنگ عامه به شمار مي رد که مشمول گذشت زمان باشد و در جريان آن بر اثر برخورد با موانع و سوانح استحکام و پايداري لازم را حفظ نموده و شکل خاص خود را پيدا کرده باشد .
لذا بر اساس خصايص فوق،فرهنگ عامه را مي توان مجموعه اي از عناصر مختلف فرهنگي دانست که آن عناصر با شرايط و موقعيت هاي تازه زندگي منطبق باشد و در جامعه نقش و کارکرد خود را حفظ کرده باشند و از طرفي ديگر بيانگر نيازها ؛خواسته ها و آمال عامه مردم باشد .با اين بيان اموري که در اثر گذشت زمان ،حکمت و کارکرد خود را از دست داده است و ديگر نمي تواند نقشي پويا در جامعه ايفا کند ولي به عنوان عناصر پوياي فرهنگ عامه محسوب نمي شود مي تواند از منظر مطالعات تاريخي و فرهنگي مورد بررسي قرار گيرد.لزوم توجه جدي به اين بخش از فرهنگ و تحقيق در ابعاد متعدد و درهم تنيده آن امر مهمي است که در حال حاضر مورد بي مهري قرار گرفته است .( حسين رضي صفحه ي يک )

3-2-معاني و مفاهيم فرهنگ
در واژه نامه هاي فارسي به طور ضمني به دو مفهوم اساسي فرهنگ که “ريشه ” و چشمه ” باشد اشاره شده است.اين دو نکته دريافت و برداشتي از انديشه ها و تلقي عامه در بيان کاربرد اين کلمه .در اين مورد بعضي از اين واژه نامه ها از قبيل فرهنگ جهان گيري ؛مجمع الفهرس ؛لطابف الغات ؛برهان قاطع؛برهان جامع ؛نفيسي و… فرهنگ به شاخه درختي اطلاق شده است که آن را مي خوابانند و روي قسمتي از آن خاک مي ريزند به طوري که سر شاخه از خاک بيرون باشد. .مدتي به همين طريق آن را مي گذارند تا شاخه بيخ برآورد و ريشه بدواند ؛آنگاه آن شاخه را مي کنند و در جايي ديگر مي نشانند و با اين روش درختي ريشه دار و مستقل آماده ي بهره برداري مي شود.
علاوه بر اين ها تعاريف ديگري هم در بعضي ديگر از کتب لغت ؛فرهنگ را به معني کاريز و قنات گرفته اند و از جمله به کلمه دهن فرهنگ اشاره کرده اند که امروزه هم در بعضي از نقاط ايران از جمله خراسان مصطلح است و به معناي مظهر قنات است يعني جايي که آب کاريز نمايان مي شود و بر روي زمين جريان مي يابد.علاوه بر اين ها در کتاب لغت نامه فارسي درباره اين کلمه وجود دارد که در آن ها فرهنگ به معني :ادب؛عقل ؛بزرگي ؛حکمت ؛معرفت و صنعت به کار رفته است .ضمنا کتابي را که مشتمل بر لغات و معاني باشد نيز فرهنگ مي گوين.مولوي از ذکر اين کلمه بيشتر معني تدبير ؛چاره و نيرنگ را در نظر دارد.فردوسي از واژه فرهنگ ؛ارزش ها و انديشه هاي والاي بشري را اراده مي کند و آن را بر تبار و نزاداصل و نسب برتري مي نهد.
زدانا بپرسيد پس دادگر
که فرهنگ بهتر بود يا گهر
چنين داد پاسخ به بدو رهنممون
که فرهنگ باشد زگوهر فزون
که فرهنگ آرايش جان بود
ز گوهر سخن گفتن آسان بود
تعريف فرهنگ – وسيع بودن معناي فرهنگ : چرا از فرهنگ تعريف هاي بسياري ارائه شده است پاسخ به اين سوال شايد در مرحله نخست به سخت بودن مفهوم فرهنگ و عدم سهولت در دستيابي به معني واحد آن بر مي گردد .از ان رو اغلب به جاي تعريف فرهنگ با استناط ها و تعبيرهاي متعددي که در باره آن مطرح شده است مواجه مي شويم .
سرنوشت مفهوم فرهنگ مانند بسيارري از مفاهيم علوم اجتماعي چون :پارادايم؛گفتمان ؛نظريه و جامعه است که در ميان محققان ؛صاحب نظران و دانشجويان رشته هاي علوم انساني و اجتماعي بسيار به کار مي رود اما درباره مفهوم آن توافق و درک واحدي وجود ندارد .
اصطلاح فرهنگ پيش از اينکه به رشته خاصي مرتبط باشد يک اطلاح و مفهوم ميان رشته اي است .بنابراين چگونگي مطالعه فرهنگ عمومي ؛هدف از برنامه فرهنگي ؛توصيف مسائل فرهنگي ؛رويکرد الگويي به فرهنگ يا فرهنگ خاص داشتن ؛وضعيت فرهنگ قشر يا طبقه اي خاص تعميم الگوهاي ديني به فرهنگ و توصيف رابطه دين و فرهنگ از نمونه مسائلي هستند که همواره درباره فرهنگ و ايران مطرح اند .
جايگاه مطالعه فرهنگ : در قرن هجدهم است که فرهنگ به تدريج در معاني مجازي خود پذيرفته مي شود .اين واژه به

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، علوم ارتباطات، سلسله مراتب Next Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، رفتار انسان، آداب و رسوم