دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، فرهنگ مصرف، مکتب فرانکفورت

دانلود پایان نامه ارشد

دوسترو ضمن توضيح کامل تر اين عقيده ؛فرهنگ مردمي را به عنوان فرهنگ عادي و مردم عادي تعريف مي کند .يعني فرهگي که به صورت روزمرگي و در فعاليت هاي پيش پا افتاده ساخته مي شود که در عين حال هر روز صورتي تازه به خود مي گيرد به نظر او خلاقيت مردمي از ميان نرفته است .ولي الزاما در همان جايي نيست که مردم آن را جست و جو مي کنند .يعني در توليدات و محصولات به آساني قابل شناسايي نيستند اين خلاقيت اشکلاتي متعدد و پراکنده دارد.براي پي بردن به اين خلاقيت بايد به هوش عملي افراد عادي به ويژه در نحوه به کارگيري توليد انبوه پي برد .در برابر توليدي عقلاي به عقيده دوسترو موضوع عبارت از نوعي توليد است .اگرچه اين توليد خود را با محصولاتي خاص نشان نمي دهد اما با شيوه هاي ” کفايت به آن چه هست” يعني به شيوه هاي به کارگيري محصولات تخمين شده از سوي نظام اقتصادي مسلط خود را متمايز مي سازد. (همان ص 153 )
بنابراين دوسترو با توجه به اهميت مصرف در گسترده ترين معناي آن ؛فرهنگ مردمي را به عنوان نوعي فرهنگ مصرف تعريف مي کند.از نظر او شنناسايي فرهنگ مصرف دشوار است .چه ويژگي آن نيرنگ و پنهان کاري است .از سوي ديگر مصرف توليد فرهنگي بسيار پراکنده است .به همه جا راه مي يابد اما به گونه اي نه چندان چشم گير به بيان ديگر مصرف کننده از طريق محصول هايي که مصرف مي کند قابل شناسايي و توصيف نيست .” عامل” را بايد در چهره مصرف کننده باز يافت .ميان او(که محصول هايي را مصرف مي کند) و محصولي که مصرف مي شود فاصله اي وجود دارد که به نحوه استعمال محصول ها مربوط مي شود .پژوهش در فرهنگ هاي مردمي موضوعات خود را درون اين فاصله ها جست و جو مي کند .بنابراين خود روش هاي استفاده بايد موضوع تحليل قرار بگيرد .به عقيده دوسترو روش هاي استفاده ” مهارت هاي عمل ” اند که متناسب با مورد به ” خرده کاري” بازيابي يا شکار غير مجاز شباهت پيدا مي کنند .يعني به عمل کردهايي با اشکال متعدد و ترکيبي و هميشه گمنام . با اين شيوه هاي ” کفايت به آن چه هست” مصرف کنندگان به هستي معنايي مي دهند که با آن چه در محصولات استاندارد شده مطرح بود متفاوت است .(کوش 1381: 122-121)
3-3-2- آراء جان فيسک
جان فيسک با علاقه به مطلعات فرهنگي ؛کار را از انگلستان به عنوان دانشجو و سپس مدرس شروع کرد و در نهايت در دانشگاه “ويسکيانسين” مديسن آمريکا به مطالعاتش پايان داده است .او به طور وسيعي درباره ي فرهنگ عامه کتاب هاي متعدد نوشته است او مولف کتاب ” خوانش تلوزيون ” است و مقدمه اي برمطالعات ارتباطات ؛اسطوره عاج و فرهنگ تلوزيون ارائه داده است .او همچنين مدتي به عنوان ويراستار مجله مطالعات فرهنگي مشغول به کار بوده است.
او به دليل علاقه اش به فرهنگ عامه به عنوان فردي عادي و در عين حال دانشمند اشاره کرده است ؛بازي ها و شيوه هاي تلوزيوني را تماشا مي کنم براي اينکه آن ها براي من بسيار سرگرم کننده ان و به لحاظ نظري به آن ها علاقه دارم و جست و جو گري ام را تقويت مي کنند.آن ها را به عنوان سرگرمي و کار عملي تجربه مي کنم .پنجاه سال دارم و بخش زيادي از سرگرمي ام را ضمن مشارکت در فرهنگ عامه گذرانده ام .از تماشاي تلوزيون لذت مي برم .بعضي از برنامه ها را بسيار دوست دارم بعضي از رمان ها را خوانده ام و از تماشاي فيلم هاي سينمايي لذت مي برم با وجود اين فکر نمي کنم که در نظام سرمايه داري دچار حماقت شده ام و آن چه را آن ها انجام مي دهند دوست دارم.در حالي که از نظر بعضي از آن ها من بعضي از چيزهايي که آن ها براي لذت بردن توليد کرده اند استفاده مي کنم .
جان فيسک کسي است که به مطالعه تبادلات فرهنگي از طريق فروشگاه ها و سوپر مارکت ها که به مفهوم سازي معنا منجر مي شود مي پردازد.به نظر فيسک تمام فعاليت ها نسبت به تقاضاي توليد و مصرف جايي رد و بدل مي شود که براي مثال ما در آن جا فردي هستيم که کنترل مي شويم و استفاده از آن را تعريف مي کنيم .به نظر فيسک وقتي يک ماده غذايي را از سوپرمارکت خريداري مي کنيم ممکن است براي تغذيه ي ما باشد اما ما آن را به خانه مي آوريم و از آن غذا مي سازيم .چه معم.لي و چه ويژه ما به آن يک مفهوم فرهنگ روزمره اي مي دهيم. (فيسک 2001 : 341)
جان فيسک در عين حال يکي از چهره هاي اصلي مدافع نگاه تعاملي ميان فرهنگ سلطه و فرهنگ عامه نيز هست که در حوزه مطالعات فرهنگي فعاليت مي کند .جان فيسک مدعي است که با نگاه متفکران اروپايي در حوزه فرهنگ عامه مي توان به فهم فروشگاه هاي بزرگ مراکز فروش ويدئو کنار دريا ها ؛تبليغات لباس جين ؛توليدات تلوزيوني ؛غذا ؛مد و همه ي چرخش هاي معنايي در امريکا و استراليا رسيد .فيسک مي گويد : من خيلي مايلم که با مفهوم تمايز تئوري فرهنگ شروع کنم .مفهوم تمايز کليد و رمز فروشنده است که ما ميان فرهنگ پايين ؛پسا معنا و عمل و ويژگي هاي لذت بخش شکل هاي اجتماعي کساني که قدرت مندند و کساني که توانا و قدرتمند نيستند تفاوتي قائل هستيم.( بهار ص 159)
اصلاح لغوي فرهنگ عامه : فرهنگ عامه از دو اصلاح فرهنگ و عامه تشکيل شده است .فرهنگ از نظر فيسک به معناي درک و لذت و عامه و در مقابل سلطه قرار مي گيرد .عامه از طريق مقاومت و واکنش در برابر نيروهاي سلطه معين مي شود اما نيروهاي سلطه نمي توانند به طور کامل معاني اي را مهار کنند که مردم ممکن است توليد کرده باشند و همچنين پيوستگي هاي اجتماعي اي را مهار کنند که ممکن است مردم فراهم کرده باشند .زيرا مردم در جامعه بدون پناه نيستند بلکه آن ها با تعامل با ساختار ها آزادي دارند.از نظر او فرهنگ عامه در مقابل با نيروهاي سلطه و در تعامل با زندگي روزمره به دست آمده است .
فرهنگ عامه در شرايط زير سلطه توليد شده است .بورديو در کتاب تمايز ؛زماني که به رابطه ميان طبقه هاي اجتماعي مي پردازد و به بيان رابطه ميان فرهنگ هاي بورژوازي و کارگري در فرانسه معاصر پرداخته است در اين معني فرهنگ؛محل حضور دو طبقه اجتماعي است .از طرف ديگر فرهنگ عامه همسان با فرهنگ طبقه ي کارگر نيست.هر چند همسان انگاشتن طبقه ي اجتماعي و ذائقه اجتماعي دقت کمتري دارد اما تاکيد بورديو بر ارتباط ميان طبقه و فرهنگ است .تفاوت ذائقه دو نفر از يک طبقه اجتماعي بر اساس نحوه لباس پوشيدن ؛غذاخوردن ؛حرف زدن و..به طور کلي نشان داده مي شود.
فيسک در تعريف فرهنگ عامه آورده است : فرهنگ عامه ؛فرهنگ بي قدرت ها و زير سلطه هاست .اين فرهنگ هميشه نشان دهنده ي علائم روابط قدرت پيگيري نيروهاي سلطه و زير سلطه است که براي نظام اجتماعي و تجربه ي اجتماعي ما مرکزي اند .فرهنگ عامه متناقض با خودش است .از نظر فيسک لذت هاي عامه که عناصر اصلي فرهنگ عامه اند و در مقابل لذت هاي سلطه شکل مي گيرند .لذت هاي عامه به واسطه مردم زير سلطه شکل مي يابند .بنابراين لذت هاي عامه در بعضي از روابط مخالف با قدرت (اجتماعي ؛اخلاقي؛متني ؛زيبايي شناسي؛وغير ازآن ) به دست مي آيند.افزون بر اينکه در درون جامعه و قتي تنوع گروه بندي وجود دارد تنوع لذت نيز وجود دارد.
از طرف ديگر عامه بودن به معناي استفاده از امور فرهنگي است .او در اين زمينه آورده است : تلوزيون ؛کتاب ها ؛روزنامه ها ؛نوار ها و فيلم ها تا حدودي عامه اند.زيرا طبيعت شان به گونه اي است که افراد مي توانند به شيوه ها و موقعيت ها ي متععد که دوست دارند آن ها را مورد استفاده قرار دهند ؛خواندن کتاب در کتابخانه ؛خانه ؛مدرسه حتي مسافرت؛خيابان و غيره حاکي از عامي بودن اين کالاست .اين معني در بسياري از کالاهاي فرهنگي ديگر هم صادق است .پس تنوع استفاده از ان کالا حاکي از عامه بودن آن است از نظر فيسک در صورتي که کالاهاي فرهنگي با منافع و لذت هاي افراد مرتبط باشند .مي توانند معني شان را از روابط اجتماعي و هويتي به دست آورند .فيسک براي فهم درست تر فرهنگ عامه ضمن بيان صفات و مشخصات فرهنگ عامه و فرهنگ توده اي به شباهت هاي آنان نيز اشاره کرده است که همه در ساختار هاي اجتماعي متفاوت شکل مي گيرند زيرا جز فرهنگ مردم اند.از نظر او بر خلاف نظر بزرگان مکتب فرانکفورت و فرهنگ توده اي وجود ندارد .با وجود اينکه فرهنگ عاميانه فقط مختص جوامع روستايي نيست و در جوامع مدرن هم وجود ارد . ولي در نهايت اين فرهنگ عامه است که اهميت دارد .فرهنگ عامه با فرهنگ عاميانه نيز متفاوت است .فرهنگ عاميانه مختص جوامع اجتماعي ابتدايي نيست .اين فرهنگ در جوامعه مدرن نيز يافت مي شود .”سيل” چهار ويژگي براي فرهگ عاميانه نقل کرده است : 1- فرهنگ عاميانه عضويت فرد به گروه يا در مقابل با گروه نيز يافت مي شود رقيب معلوم مي کند .2- فرهنگ عاميانه به طور غير رسمي؛شفاهي يا با امثال انتقال مي يابدو ميان فرستنده و گيرنده تفاوتي ديده نمي شود .3- فرهنگ عاميانه نه خارج از نهاد هاي رسمي با ثبات از قبيل کليسا ؛نهاد آموزشي يا رسانه محقق مي شود .هر چند که ممکن است از اين نهاد ها اثر پذيريا بر آن ها اثر گذار باشد . 4- بيان واحد يا معيني از متون ادبيات عاميانه براي آن ها وجود ندارد “گولد” فرهنگ عامه را فرهنگي تعريف کرده است که جلوه هاي رفتاري آن به شدت شخصي ؛مبتني بر خويشاوندي است که به طور غير رسمي و سنتي و از طريق مقدسات کنترل مي شود.چنين فرهنگي ممکن است و خود به شدت مورد تقديس قرار مي گيرد و نظام اخلاقي نيز بر آن سايه افکنده است .بر ميراث شفا تکيه دارد و نسبتا ايستاست .و در محدوده ي بومي و محلي توسعه مي يابد.

3-3-3- مصاديق فرهنگ عامه
بحث از فرهنگ توده اي از ده هاي 1920 و 1930 به طور مداوم در بين انديشمندان و محققان در باب فرهنگ مطرح بوده است .ويليامز در کتاب خود با عنوان لغت نامه فرهنگ و جامعه (1976)واژه عامه را از ديد مردم تعريف مي کند نه از ديد کساني که در صدد به دست آوردن امتياز يا قدرت براي کترل اند؛فرهنگي که تعريف آن توسط ديگران انجام مي شده است نه توسط مردم .
فيسک سعي کرده است به صورت هاي گوناگون به بيان متعدد فرهنگ در کتاب “درک فرهنگ عامه ” بپردازد.در فصل اول کتاب به بررسي لباس جين و تبديل آن از کالايي براي رفع نياز ملي مادي به کالاي فرهنگي پرداخته است .از نظر فيسک اين کالاي پوششي در عين حال هويت افرين و بيان کننده فرديت آزاد و مدرن است . او در فصل دوم ” کالا ها و فرهنگ ” به اين نکته اشاره کرده است که کالاهاي توليد شده در فرايند توليد سرمايه داري براي سود بيشتر توليد و توزيع مي شود .در حالي که استفاده و مصرف آن به وسيله مردم و با انگيزه و از نظر آن ها صورت مي گيرد .در اين سطح ديگر توليد کننده نقش زيادي ندارد .بلکه علاقه؛نيازو سليقه مردم يعني مصرف کننده اهميت دارد .
بدين لحاظ است که در فرهنگ عامه صرفا به مصرف توجه نمي شود بلکه فرهنگ مصرف اهميت دارد زيرا جريان فعال توليد و توزيع معاني و لذت هاي آن در نظام اجتماعي اهميت دارد .به عبارت ديگر فرهنگ سرمايه داري شده فقط به معني توليد و مصرف کالا معطوف نيست بلکه به معاني معطوف به کالاها و به نحوه و ميزان مصرف آن نيز بستگي و تعلق دارد. اين فرهنگ نمي تواند ز طريق سرمايه داري اعمال شود بلکه جرياني فعالي است و از درون زندگي روزمره و تعامل آن با نظام اجتماعي و سازمان توليد و توزيع به دست مي آيد.اين نيز حاصل نظريه هاي متعدد در نحوه مصرف در عصر جديد است .راي مثال بورديار مصرف را همانند يک فرايند مادي تلقي نمي کند .به نظر او ايده ها آن قدر مهم اند که بايد مصرف شوند نه کالا و ابژه .مصرف فقط به توليد بر نمي گردد بلکه به معاني اي فرهنگي معطوف مي شود که در بر دارد.اين است که بورديار مصرف را موضوعي فرهنگي و معنايي مي داند که بر نشانه هاي فرهنگي و روابط ميان نشانه هاي آن تاکيد مي کند.
بورديو نيز به نقش مصرف و نقش نمادين آن اشاره مي کند و مصرف را عنصري نمادين مي داند لذا مصرف تنها يک فعاليت و فرايند اقتصادي نيست بلکه يک فرايند اجتماعي و فرهنگي نيز هست.
از اين منظر فرهنگ توده اي که مکتب فرانکفورت آن را پديده اي در دست نظام سرمايه داري مي داند امکان توليد و حيات ندارد .فرهنگ هرگز اين گونه توليد نمي شود و مردم هم مانند توده عمل و زندگي نمي کنند.فرهنگ عامه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، آداب و رسوم، خاوران نامه Next Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، صنعت فرهنگ