دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، علوم ارتباطات، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

ن جا که تا کنون داستان هاي فولکلور بخشي هاي شمال خراسان ؛دستمايه بررسي و پژوهش براي بکار گيري در نگارش روايي براي تلوزيون قرار نگرفته بود .محقق بران شد تا با توجه به دغدغه هاي شخصي خويش و اهميت موضوع از جهت غناي اين فولکلور و به تبع آن مقام ها و داستان ها و تاثير مستقيم آن بر فرهنگ گذشته ؛حال ؛آينده شمال خراسان ؛ايران و حتي جهان ؛پژوهش حاصل را با توجه به بضاعت خويش به نتيجه برساند .داستان ها و قصه هاي عاميانه همواره شالوده و بنيان الگوهاي موفق ترين آثار سينمايي و تلوزيون بوده و خواهند بود .طوري که ما شاهد الگوهاي آشنا از قصه هايي که خوانده ايم در آثار سينمايي و تلوزيون جهان بوده و هستيم و در موارد بسياري قصه يا داستاني مورد اقتباس مستقيم براي نگارش متن روايي براي قالب مورد نظر بوده است .مثال ها در اين زمينه کم نيستند.از نمونه هاي ايراني مثل “دمرل” ؛قصه هاي شاهنامه ؛حکايت سعدي و..گرفته تا نمونه هاي خارجي مثل جک لوبياي سحرآميز ؛هري پاتر؛قصه هاي تالکين .
6-آسيب شناسي سريال هاي عامه پسند ماهواره اي در جامعه امروز ايران از ديد صاحب نظران ؛دانشگاه صدا و سيما ؛کارشناسي ارشد ؛رشته علوم ارتباطات گرايش تحقيق در ارتباطات ؛دانشجو:سيروان عبدي ؛راهنما : محمد علي هرمزي زاده ؛مشاور:عبدلله گيويان؛ تابستان 92
تکنولوژي هاي نوين ارتباطي دنياي کنوني را هر چه بيشتر به يک دهکده جهاني تبديل کرده اند .از جمله اين تکنولوژي هاي نوين مي توان به تلوزيون هاي ماهواره اي اشاره کرد .در چند سال اخير برخي از شبکه هاي ماهواره اي فارسي زبان مبادرت به پخش فيلم ها و سريال هاي خانوادگي کرده اند .اين سريال ها که به سريال هاي آبکي مشهور هستند ؛در بيشتر مواقع با ارزش هاي اسلامي ايراني ما ايرانيان در تضاد هستند .
اصلي ترين تهديد و آسيب اين سريال ها شامل ترويج فرهنگ غربي ؛مخدوش کردن ارزش هاي خاوادگي ؛روي آوردن به فرهنگ غرب و سر خورده شدن از فرهنگ بومي و تغيير در معيارهاي همسر گزيني به سمت معيارهاي غربي است .همچنين اصلي ترين دلايل جذابيت سريال هاي ماهواره اي داشتن موضوعات جذاب و ارائه مسائل عشقي؛خانوادگي ؛عاطفي؛زرق و برق دار بودن ؛نوع پوشش بازيگران و داستان هاي عشق و عاشقي؛رعايت مولفه هاي جذب زنان و زنانه بودن موضوعات اين سريال ها ؛استفاده از جذايت هاي جنسي و جذابيت هاي بصري مانند لوکيشن ها ي زيبا ؛استفاده از تنوع رنگ و رنگ بندي است .اين سريال ها همچنين به سه طريق در حال نقش افريني در جامعه ايراني داشتند : الف )تغيير و درگوني فرهنگي ب)هنجار شکني و عادي سازي ارزش ها مغايربا فرهنگ ايراني ج)ترويج سبک زندگي غربي
7- آرايش رسانه اي ناتو فرهنگي در تضعيف فرهنگ ملي و ديني و تاکيد به شبکه هاي فارسي زبان ؛دانشکده صدا و سيما قم ؛کارشناسي ارشد رشته توليد سيما ؛دانشجو:احسان آذرکمند؛راهنما :دکتر سيد حسين شرف الدين ؛بهار 88
اين پژوهش به منظور بررسي آرايش رسانه اي ناتو فرهنگي در تضعيف فرهنگي ملي و ديني با تاکيد بر شبکه هاي فارسي زبان با اتکا به روش تحليلي و تبييني به انجام رسيده است .بررسي عملکردها و شيوه هاي آن رسانه ايجاب مي کرد که برخي از شاخص هايي که معرف چگونگي آرايش رسانه اي شبکه هاي فارسي زبان بود مورد بررسي قرار گيرند تا فرضيه هاي در نظر گرفته شده را به اثبات برسانند و به سوالات تحقيق پاسخ دهند.با توجه به فرضيه هاي تحقيق به نظر مي رسد آرايش رسانه اي ناتو فرهنگي با استفاده از افزايش بي سابقه سرمايه گذاري خارجي و بين المللي و گسترش ارتباطات و رسانه ها و فرايند تبادل اطلاعات و پديد آمدن دنياي مجازي ارتباطات و اطلاعات در صدد است که با آخرين امکانات ماهواره اي و اينترنتي در حوزه هاي فرهنگ ؛اقتصاد و سياست و غيره به نتايج مورد نظر خود برسد .سلسله مراتب جوامع بشري اکنون از طريق رسانه هاي ناتوي فرهنگي و اينترنت شکسته شده است و فردي که تا کنون در کشور خود نقش چنداني نداشت که اين امکان براي او فراهم شده که در بسياري از ناهنجاري ها و اغتشاشات شرکت نمايد که اين مساله در دراز مدت خطرناک است .
خطر ناتو فرهنگي اين است که فرهنگ زنده و زاينده جوامع را به سمت مرگ تدريجي سوق دهد.زيرا فرهنگ زماني که به تقليد روي آورد مسخ مي گردد.فرهنگ حاصل آفرينش نيروهاي انساني و اجتماعي است که ظرف و مظروف آن را تعيين مي کند .بنابراين براي حفظ اين امر بايد نهاد هاي پژوهشي در خانه ؛مدرسه و مراکز ديني و دانشگاهي رسالتشان را بازنگري و تعريف کنند .
8- نقش تلوزيون در انتقال الگوهاي فرهنگ ديني؛دانشکده صدا و سيما قم ؛کارشناسي ارشد رشته تهيه کنندگي سيما ؛دانشجو:محمد حجت احمدي زر ؛راهنما : ابراهيم فياض؛1386
تلوزيون به عنوان رسانه ملي با گستره و عمق نفوذ فراوان خود در خانواده هاي ايراني از اعتقادات مذهبي ويژه اي برخوردارند مي تواند با شناخت از طرز تلقي مخاطبين در توليد و پخش فيلم ها ؛سريال ها و برنامه هاي خود با ارائه الگوهاي متنوع و جذاب ؛مفاهيم عميق اسلامي را به جامعه تزريق کرده و باالعکس با ارائه سطحي و ناصحيح الگوهاي مطرح شده ؛جامعه مخاطبين خود را نسبت به مفهومي خاص منزجر نمايد.
وجود فيلم ها و برنامه هايي در تلوزيون که به ارائه الگوهاي ديني پرداخته اند نشان استفاده از اين رسانه براي انتقال ارزش ها ؛اعتقادات ؛سلوک و رفتارهاي ديني است .دين داران يا کساني که در برابر مخاطبين ديني خوراک فرهنگي تهيه مي کنند ؛از رسانه ها به دليل جذابيت هايشان براي انتقال ايده ها و آراء ديني خويش بسيار بهره گرفته اند.در اکثر موارد اين ارزش ها و مفاهيم توسط الگوهايي به مخاطبين القا مي شوند.به هر حال براي جامعه اي که مي خواهد نسلي بسازد توانمند؛پويا ؛موثر؛پر صلابت ؛داراي عشق و ايمان بدون توجه به الگوي بي بديل عالم اسلام ميسر نخواهد بود.
9- رسانه ي ديني و فرهنگ عامه ؛رواق انديشه و هنر؛سال ششم ؛شماره ي نوزده بهمن هشتاد وشش؛ مقاله ي دکتر مهري بهار
در زمينه جايگاه؛اهميت و ابعاد رسانه اي چون تلويزيون و تاثيرآن بر ايده ؛تفکر؛شيوه و زيست عامه بحث و بررسي هاي بسياري صورت گرفته است .اين بحث ها بر اساس اين بحث دنبال شده است ؛تلويزيون عامه پسند ترين جلوه فرهنگ در قرن بيست و يکم است .به دليل محبوبيت عامه اين رسانه در جهان است که مي توان مدعي شد که در سرتاسر جهان مردم – گروه هاي متعدد اجتماعي – براي گذراندن اوقات فراغت خويش؛بيش از هر کار ديگري؛برنامه هاي تلويزيون را تماشا مي کنند.تخمين زده مي شود که مردم در نقاط مختلف کره ي زمين بيش از 5/3 ميليارد ساعت از وقت خود را به تماشاي تلويزيون اختصاص مي دهند(کوبي و سيکزنتميهالي1:199)براي نمونه تماشاگران تلويزيون در بريتانيا؛به طور متوسط يک سوم از زمان بيداري خويش را با تماشاي برنامه هاي تلويزيون مي گذرانند(الن 13:1992) مردم ايران نيز در مقايسه با ديگر رسانه ها ؛بيشترين زمان را به تلوزيون اختصاص مي دهنداين نوع الگوي مصرف رسانه در ديگر کشورها و فرهنگ ها نيز تکرار شده است.
تلويزيون به لحاظ عامه پسندي و تاثر مستقيم و غير مستقيم توليدات آن بر ايماژ و تفکر مخاطبان ؛ساختاري براي آن ها توليد مي کند که مي تواند به مرور زمان؛گفتمان؛ايده و عقايد آن ها را درباره ي شيوه ي زندگي ؛نوع مصرف؛معناي مدو غيره تغيير دهد .با توجه به اهميت اين موضوع و فراگيري مخاطب و استفاده زياد از تلويزيون در مقايسه با ديگر رسانه ها در دنياي مدرن؛پرسش زير پيش مي آيد:
آيا تلويزيون پيش از آنکه در چرخه ي معناي رد و بدل شده ميان رمز گذار و رمز گشا قرار گيرد؛ظرفيت آن را دارد که دين عامه را چنان که در واقع هست و عامه به آن اعتقاد دارد به عرصه ي نمايش گذارد؟
2-2-نظريه هاي مربوط به تحقيق:
در جستجوي منابع جديد براي نظرية فرهنگي در دوران متأخر يا دورة پسامدرن و در پرتو چرخش فرهنگي(( در جامعه شناسي، اين نكته)) شايان ذكر است كه چنين منابعي را در چه بخشي از عرصة بين رشته اي مطالعات فرهنگي مي توان سراغ گرفت (آن گونه كه در نشرياتي چون مطالعات فرهنگي1 و نشرية بين المللي مطالعات فرهنگي2 بسط و بازنمود يافته اند)
با داشتن چنين هدفي در ذهن، گام مفيدي كه مي توان برداشت اين است كه به ارزيابي درسهايي پرداخت كه از تلاش هاي مكتب فرانكفورت آموخته شده است. علاوه بر اين، بررسي پيشرفت هاي حاصله از ايجاد يك نظرية انتقادي متناسب و مرتبط با شرايط معاصر در سنت متأخر مطالعات فرهنگي بريتانيايي نيز مفيد خواهد بود. سازگارسازي تمايل به نظريه هاي انتقادي راديكال در قبال فرهنگ حاكم با نوع مشغوليت مد نظر كساني كه مي خواهند نفوذ مثبتي بر سياست و اجراي فرهنگ داشته باشند، همواره يكي از مشكلات پايداري بوده كه از مكتب فرانكفورت تا مطالعات فرهنگي بريتانيا وجود داشته است.
سهم اين دوسنت مطالعاتي درنظرية فرهنگي براي بحث پيرامون حاكميت فرهنگي به طرزمفيدياين شرايط دشواررابه تصوير ميكشد. نمونةنقش وسهم مكتب فرانكفورت را ميتوان رادركارآدورنو3ديدك هميان نقش هاي انتقادي وفني اجرايي روشنفكران،تمايزقائل شد(آدورنو، 1991 )،نقدهابرماس 4دربارةافول افول فرهنگي در گسترة همگاني نيز مورد ديگري است كه يك نسل بعد مطرح شد (هابرماس،.1989) سهم مطالعات فرهنگي بريتانيايي در اين زمينه متنوع تر بوده و در چند مرحله صورت گرفته است، اين مطالعات تأثير گسترده اي بر جامعه شناسي گذاشته اند و اين موضوع نه تنها در بريتانيا و مستعمرات پيشين آن (مشتمل بر استراليا و آمريكاي شمالي) بلكه فراتر از آن نيز صورت گرفته است.
مطالعات فرهنگي بريتانيا در مرحلة نخست، نقد خود را از فرهنگ توده وار5 ارائه كرد. ين نقد با آنچه مكتب فرانكفورت ارائه كرد، امتفاوت بود و سپس به سراغ جامعه شناسي آمريكايي انحراف 6 و ماركسيسم و ساختارگرايي اروپايي رفت و با جذب اين موارد، آنها را در ارزيابي خرده فرهنگ ها و فرهنگ مردمي به كار گرفت. مطالعات فرهنگي بريتانيايي در مرحلة كنوني از جنبة نظري از تنوع بيشتري برخوردار شده و با مسائل مرتبط با سياست فرهنگي بيشتر درگير شده است. اين مسائل مواردي مشتمل بر بازنمودهاي فرهنگي از نژاد و قوميت تا سياست هاي مرتبط با موزه ها را در برمي گيرد. اين عرصه كاملاً دغدغه هاي فزايندة مربوط به مقولة “مفيد بودن 7” در مطالعات فرهنگي را نشان مي دهد. اين موضوع با كار فوكو8 دربارة حكومت گري آغاز مي شود (فوكو، 1991 ) كه به موضوع نقش شكل هاي ويژة دانش و تخصص در سازمان دهي حوزه هاي حكومت و مديريت . اجتماعي مي پردازد (بنت، 1 2000: ) در مقايسة مراحل اوليه و بعدي، اين نكته اي آموزنده است كه بايد به نقش نقدها و دغدغه هاي مطالعات فرهنگي بريتانيا در زمينة سياست و اجراي فرهنگ، احترام گذاشت. در اين زمينه استدلال خواهد شد كه در حالي كه تأكيد مطالعات فرهنگي بريتانيا بر جدايي منتقدانه از حاشيه ها متمركز بوده، اما هميشه اين امر با مسائل مرتبط با سياست و مديريت فرهنگي عجين بوده است. تنش مشابهي را هم مي توان در سنت مكتب فرانكفورت ديد. نظرية انتقادي و ادارة فرهنگي: آدورنو و هابرماس (فرهنگ توده) هدف انتقادي مشترك مكتب. فرانكفورت و نسل اول مطالعات فرهنگي بريتانيا بوده است. در هر دو مورد، منشأ انتقادها از جريان چپ آغاز شده و بر تأثيرات “صنعت فرهنگ” سرمايه داري بر فرهنگ طبقة كارگر متمركز بوده است. با اين همه، نقد فرهنگ توده نيز محور مشتركي داشته كه مشتمل بر نقدهاي محافظه كارانه و رمانتيك از سرمايه داري و شكل هاي تجاري فرهنگ عامه در قرن نوزدهم بوده است. در واقع، نخستين ابراز علاقة روشنفكري به تعقيب فرهنگي مردم عادي از كشف رمانتيك ))فولك 9(( )مردم( در آلمان آغاز مي شود و تا پايان قرن هجدهم ادامه مي يابد. آثار گوته 10 و هردر11 در ايجاد تصويري از”فولك” سنتي قبل از دوران صنعتي، نقش بسزايي داشت و سپس اين تلقي از طريق آثار توماس كارلايل 12 به انگلستان منتقل شد و سپس بر نقد سوسياليستي نوپاي افرادي چون ويليام موريس13 و جان راسكين 14 تأثير گذاشت. در پايان قرن نوزدهم واژة فولك كه مورد علاقه پيروان رمانتيسم بود به واژة توده ها 15 تغيير

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، آداب و رسوم، مکتب فرانکفورت Next Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، واژه نامه، مکتب فرانکفورت