دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، ضرب المثل، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

اند تمام موضوعات را به صورت شفاهي مي آموزند.مثل ياد گرفتن زبان؛شيوه پيدا کردن خوراک ؛استفاده از پوشاک ؛روش مسواک زدن و اشتغال به حرفه و کار و جزآن .ديگر بعضي کارهاست که با ديدن و مشاهده مستقيم و دقت کردن و شرکت در مراسم مي توان آموخت و انتقال داد و از آن هاست آموختن کارهاي دستي ؛بازي؛رقص و بعضي ادا و اطوار که احتياج به فراگيري از طريق زبان ندارد و با نگريستن و تقليد کردن مي توان فوت و فن آن ها را ياد گرفت و به عمل در آورد.
ضمنا در بعضي از قسمت هاي فرهنگ عامه احتياج به نوشتن و کتابت احساس مي شود که نمونه آن را در نگارش يادگاري ها مي بينيم که نگارندگان به خاطر اينکه نقشي از آن ها باز ماند به نوشتن آن اقدام کرده اند.زيرا در نظام هستي پايداري و بقايي نمي ديدند.از نمونه هاي ديگر که نياز به نگاشتن در آن حتمي است مي توان از سنگ قبرها؛نقش و نگارها؛ثبت و ظبط زمان تولد کودک پشت جلد قران ها ؛اذکار ؛ادعيه و طلسمات نام برد.
گروهي فقط ادبيات شفاهي را که شمال ترانه ها؛قصه ها ؛چيستان ها ؛هزليات ؛متکلک ها؛شوخي ؛لطيفه ها؛پندارها؛باورها؛داوري ها و…مي شود فولکولور مي دانند.ادبيات شفاهي سينه به سينه از پدران و مادران به فرزندان مي رسد.و رها از قيد وثبت ثبت و ظبط نگارش است که خود يکي از ويژگي هاي فرهنگ عامه محسوب مي شود.جمعي از محققين فرهنگ عامه از جمله “وان ژنيب”24فرانسوي(متوفي 1975)معتقدات و اعمالي را که بدون فلسفه در نظريه انجام مي شود فولکولور خوانده اند و معتقد است هر چيزي که عادت آدمي است مي تواند جزء فرهنگ مردم به شمار آيد .آن ها براي نمونه از غذا خوردن ؛خوابيدن و عادتي اين گونه ياد کرده اند.
گروهي عادت و رفتاري را فولکولور مي نامند که در مواقعي که مصداق پيدا کند تکرار مي شود.مثلا بين ترانه هاي عامه ؛ترانه هاي مبارک باد و لالايي را فولکولور مي دانند.به لحاظ اينکه هر وقت عروسي برپا شوديا هر وقت بچه را بخوابانند اين ترانه ها تداعي شده و خوانده مي شود.و مربوط به يکي دوبار نيست بلکه در ميان نسل ها باي مي ماند و ادامه مي يابد.مرحوم هدايت از قول “سن تيو” تعريفي نقل مي کند بدين مضمون که ” فولکولور به مطالعه زندگي توده عوام در کشورهاي متمدن مي پردازدبه معني که موارد فولکولور در نزد ملل يافت مي شود که که داراي دو پرورش باشند .يکي مربوط به طبقه تحصيل کرده و يکي مربوط به طبقه عوام .بلاخره هدايت نتيجه مي گيرد ” به طور اجمال ؛فولکلور آشنايي به رورش معنوي اکثريت است و در مقابل مردمان تحصيل کرده در ميان يک ملت متمدن.
با اين همه نمي توان تعريفي که “سي اس برن”25در فولکلور به دست داده نديده گرفت .او در مقاله اي با عنوان “فوکلور چيست” آن را چنين تعريف کرده است : فولکلور در واقع نحوه جهان بيني و روان شناسي انسان عامي و انديشه او در باب فلسفه ؛دين ؛علوم ؛نهادهاي اجتماعي ؛تشريفات و جشن ها ؛اشعار و ترانه ها ؛هنر هاي عاميانه و ادبيات شفاهي است “
براي دريافت زمينه و قلمرو فرهنگ مردم به جاست به نظريه “سي اس برن ” در همان مقاله ياد شده اشاره شود.وي معتقد است ” موضوعاتي که به نام فولکلور بررسي مي شوند در سه مقوله اصلي و چندين مقوله فرعي قرار مي گيرند:
الف) باورها و عرف و عادات مربوط به زمين و آسمان ؛دنياي گياهان و روييدني ها ؛دنياي حيوانات ؛دنياي انساني ؛اشياءمخلوق و مصنوع بشر ؛روح و نفس و دنياي ديگر ؛موجودات م افوق بشر(رب النوع ها ) ؛غيب گويي و معجزات و کرامات ؛سحر و ساحري ؛طب و طبابت
ب) آداب و رسوم مربوط به نهاد هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي ؛شعائر و مناسک زندگي انسان ؛مشاغل و پيشه ها ؛گاه شماري و تقويم و جشن ها؛بازي ها و سرگرمي هاي اوقات فراغت
ج)داستان ها و ترانه ها و ضرب المثل ها ؛داستان ها (حقيقي و سرگرم کننده )؛ترانه ها و تصنيف ها ؛مثل ها؛متل ها ؛چيستان ها “
انديشه عامه در قيد و بند چارچوب ها محصور نمي ماند ؛رها و آزاد است متحرک و پويا است .هميشه در حال تحول است و با شرايط تازه زندگي سازگاري دارد.فرهنگ رسمي در درون تارهايي که خود تنيده است محصور مي ماند و به اين جهت گرفتار رکود و خمودگي مي شود ولي فرهنگ عامه همگام با جامعه متحول شده و در جويبار زمان جريان دارد.
فرهنگ مردم به شخص يا گروهي وابسته نيست ؛نمي توان گفت آن را فرد يا شخص معيني پيدا کرده و به ديگران عرضه داشته است .اصالت آن در همين نکته است که فرد خاصي نمي تواند خود را موجد و سازنده بخشي از کردار و پندار عامه بداند.
فرهنگ عامه ريشه در گذشته هاي دور دارد و با سنت ها و ارزش بشري که به تجربه پيوسته و نيکي و برجستگي آن به ثبوت رسيده و همراه است .آن ها را با اوضاع و موقعيت هاي تازه و با نياز ها و خواسته ها ي عامه مردم زمان ما هماهنگ و همگام مي سازد.
فرهنگ عامه مجموعه تجربيات و متفکرات بشر در طي قرون و اعصار است و همين تجربيات و آداب و سنت ها ي مرسوم سک جامعه است که به آن جامعه شخصيت و هويت و موجوديت مي بخشد .از ويژگي هاي فرهنگ عامه پيوندي است که اين فرهنگ با زندگي توليدي جامعه دارد ؛به همين منظور بايد به جست و جوي اين ارتباط در تمام بخش ها و شاخه هاي آن پرداخت .
ادبيات شفاهي به عنوان بخشي از فولکلور محقق را با مسائل معيشتي و اقتصادي مردم رويارو مي کند .در جوامعي که معيشت آن ها مبتني بر کشاورزي است ؛ترانه ها و قصه هايشان حکايت از اين شيوه زندگي دارد.در جوامعي که دامداري مبناي زندگي را تشکيل مي دهد آثار دامداري را در ادبيات شفاهي شان منعکس مي بينيم.در دوره گرد آوري خوراک که گوشت جاوران غذاي اصلي انسان است هر قومي ناچار خود را وابسته به حيوانات مي داند .با حرمت به آن ها مي نگرد و آن ها را زاينده قدرت هاي زندگي مي شمارد چنان چه “جرج تامس”26 نشان داده است توتم پرستي 27 حيواني (پرستش برخي از جانوران به عنوان اصل يا جد يا طايفه )و افسانه هاي مربوط به کرامات جانوران از اين جا سرچشمه مي گيرد.در زماني که بشر به کشاورزي مي پردازدزمين و آب و گياه در زندگي اش اهميت پيدا مي کند .در اين جاست که توتم پرستي گياهي رواج مي يابد و مراسم جشن هاي بهاري و پاييزي به نگام بذر افشاني و خرمن برپا مي شود و افسانه هاي مربوط به تبديل انسان و گياه به يکديگر شکل مي گيرد .چنان که در اساطير ايراني “مشيا و مشيانه ” از گياهي به شکل ريواس زاده مي شوند و هستي مي گيرند.در زمان رواج کشاورزي آب نيز مورد پرستش قرار مي گيرد افسانه هايي که از زمان هاي قديم بين مردم نسبت به پاکي و قداست و اهميت آب ملاحظه مي شود هم يادآور شکوه مندي دوران کشت و زراست .انسان با گسترش کشاورزي به شناخت و تعيين زمان و بهره گيري از زمين نياز مي يابد و همين نياز موجب پيدايي تقويم ها ي زراعي مي شود.
ديدن شکل و شمايل زمين کشت شده آشنايي با اشکال هنري را فراهم مي سازد .در کشاورزي و نياز به توليد کافي موجب پيدايي باورهاي جديد در توجيه مسائل کشاورزي و پديدار شدن مراسم باروري و آداب طلب باران است .
با گذشت زمان و گسترش يکجا نشيني تجارت اجتماعي پديدار مي شود و با توسعه روابط انساني مبادلات آييني ميسر مي گردد.اکنون در بين عشاير که مشغله اصلي و عمده و يا تنها پيشه شان دامپروري است نقش دام در داد و ستد و بر قراري روابط خانوادگي در تشريفات ,عرف ؛عادات ؛مناسک و قرباني ها و مقام و منزلت دارندگان اين دام ها ديده مي شود .
در بين عشاير سنگستري به نکاتي بر مي خوريم که ازحرمت نهادن آن ها به دام حکايت مي کند .ان ها بيشتر از دويست و شصت نام مختلف براي نام گذاري گوسفند و بز دارند.زيباترين گوسفند ها را عروس مي نامند و برگردن اش “کووک”28 مي بندند که به زبان سنگستري گردن بند مخصوصي است براي رفع و دفع چشم زخم .
” پاچنگ”29 نام بز پيشاهنگ سنگستري است ؛اين بز حتي وقتي به هفت سالگي مي رسد به نام پيره بز در گله مي ماند ؛نه ذبح مي شود و نه به فروش مي رسد .در اين چند ترانه که از عشاير بويراحمد و کهکيلويه نقل مي شود .مظاهر زندگي آن ها در رابطه با دامداري نمايانده شده است :
سر کوه نگاه کنم تا ايل بار کند
ايل را نگاه کنم تا يارم سوار شود
موهايت چون يال اسب سرخ بلند است
تو که ضريح امام زاده محمد را در آغوش داري
چرا من بايد تير بخورم
حال تو مثل حال من نيست من حالي ندارم
گرگ کوه هم مثل من نيست يارم قهر کرده است
ييلاق يار من در سينه بلندي برفکون مرغ ميشان است
سوقات يار من به جزء سر شاخه گل ها چه بايد باشد
در قسمتي از بخش هاي شمالي ايران ؛در گيلان و مازندران و دامنه هاي جنگلي سلسله جبال البرز “گالش ها ” به سر مي برند .اينان از راه گاوداري و پرورش گاو و گاوميش به شيوه سنتي امرار معاش مي کنند .در ترانه هايشان رابطه عاطفي و اقتصادي بين گالش ها و گاو مطرح مي شود .
گاو صدا مي زند و از صدايش خوشم مي آيد
هر وقت که از ته دل مي نالد خونم به جوش مي آيد
اين خون را اگر به دريا بريزند دريا موج مي زند
امشب مهمان توام فردا کوچ مي کنم
در بيرجند کشاورزي ؛نخستين منبع درآمد به شمار مي آيد .در ترانه هايشان انعکاسي از اين نحوه معيشت مي توانيم ببينيم .
زمين نرم را ماله کنم مو
زدرد عاشقي ناله کنم کو
به مو ميگن که ترک يار خود کن
چطور ترک گل لاله کنم مو
مسلمونا چشام ديدي نداره
دلم از يار اميدي نداره
مثال خوشه چيني در در و زار
که از خود خرمن و خيري نداره
برو بوم آباد مازندران ؛جنگل هاي انبوه ؛درختان سر به فلک کشيده جوي هاي روان و رودهاي پرآب موجب شده است که تجلي اين آثار به گونه هاي مختلف در فرهنگ اين مردم ديده مي شود .براي نمونه از ضرب المثل هايي ياد مي کنيم که با آب ارتباط پيدا مي کند و به نوعي بياگر محيط سرسبز و پر آب و پر برکت مازندران است .
آدم برهنه از آب نمي ترسد : درباره کسي گفته گفته مي شود که ديگري به شکايت تهديدش مي کند
آب به امام نمي دهد ؛شمع به شاه غازي :درباره مردم خسيس و لئيم گفته مي شود
آب به جوي خشکيده ما هم مي رسد : نوبت ما هم مي رسد
آب مي خوري از سرچشمه بخور : همت بلند آر
ادبيات شفاهي حتي به مسائل داد و ستد و تمايلات بازرگاني هم توجه دارد .در يک لالايي کرماني به مناسبت تجاري رفت و آمد ميان کرمان و هندوستان و توجه کرماني ها به اين سرزمين عظيم براي يافتن کار و درآمد ؛بازرگاني يا به نوع کالايي که في المثل از طريق سيستان به کرمان مي آمده اشاره شده است .
الا لا لا ملوس ململ
که گهوارت چوب مندل
لحاف چيت هندستون
که بالشتت پر سيستون
ايا اي باد تابستون
نظر کن سوي هندستون
بگو با من عزيز من
براي رودم کتون بستون
در نقش و نگار هاي عاميانه نيز پيوستگي نقش ها در ارتباط با مسائل حيات قابل بحث و گفت و گو است ؛در بلوچستان به لحاظ موقعيت اقليمي ؛گله اي بز نگهداري مي شود .اهميت و ارزش اين حيوان قانع و بردبار که وسيله اي براي امرار معاش بلوچ است باعث شده که نقش او را در گليم هاي دست بافت بلوچ ببينيم يا اهميت شتر در اين صحراي خشک سبب شده که سفالگران سراواني به ساختن تنديس اين حيوان بپردازند .در سراميک هاي ساخته شده در “مند” گناباد با نقشي به نام ” جوش برگي ” 30 روبه رو مي شويم که از نام آشي گرفته شده است که آن را در گناباد و برخي از شهر هاي ديگر خراسان مي پزند .نقش شاخ قوچ که در نمد هاي ترکمني و در سر ستون خانه هاي آنان و در نقش قاليچه هايشان به کار رفته است نشان مي دهد که ترکمنان از سالياني پيش و طي زندگي دامداري و کوچندگي خود که در آن امور عمده توليدي با پرورش گوسفند و بهره مندي از آن مي گذشته است براي قوچ به علت تاثير مشهودش در باروري تکثير گله اهميتي مضمون قائل شده اند .(همان ص 17-23 )
3-2-2-فرهنگ عامه مردم ايران
از جمله نکات عمده در تاريخ فرهنگ ها و خاصه فرهنگ عامه چگونگي رويارويي آن با تاثيراتي است که از فرهنگ و اصول اعتقادي نو به آن مي رسد بي گمان فرهنگ ها به ندرت از تاثير گذاري و تاثير پذيري بر کنار بوده اند و فرهنگ بزرگي نيست که از فرهنگ هاي ديگر سود و بهره نبرده باشد .بدين گونه کاملا مساله استرار فرهنگي مطرح مي شود .مي گويند ملت هاي فاتح آداب

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، رفتار انسان، آداب و رسوم Next Entries دانلود پایان نامه درباره آداب و رسوم، فرهنگ عامه