دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، آداب و رسوم، مکتب فرانکفورت

دانلود پایان نامه ارشد

کتابخانه اي و رويکردي توصيفي تحليلي انجام شده است .از آنجايي که اين مضوع نيازي به تحقيق ميداني نداشت به تحقيق کتاب خانه اي بسنده شد؛اين تحقيق همچنين نيازي به نمونه هاي آماري و مسائلي ازين قبيل نيز نداشت و مطالب به دست آمده از اين تحقيق نيز همه گي رويکردي تصيفي – تحليلي دارند که همان طور که ديده مي شود مسائل تعريف و توصيف و سپس تحليل مي شوند و بعد از آن نتيجه گيري از مسائل تعريف شده به عمل مي آيد .
1-1-7-نحوه استفاده
در ابتدا طي مشورتي که با اساتيد انجام گرفت ؛ابتدا به مطالعه پيرامون موضوع تحقيق پرداخته و پس از آشنايي منابع تحقيق شناسايي گرديد .پس از مطالعه منابع اطلاعات به دست آمده فيش برداري گرديد و در قالب فصل هاي تحقيق دسته بندي شد .
الف ـ روش گردآوري اطلاعات (ميداني، كتابخانه‌اي، پيمايشي و غيره)
محيط پژوهش و مکاني که در آن تحقيق صورت گرفته کتابخانه است، موضوع پژوهش به صورت توصيفي و از طريق نسخه برداري و جمع آوري مطالب بيشتر به صورت کتابخانه اي شکل گرفته است
ب ـ ابزار گردآوري اطلاعات (پرسشنامه، مصاحبه، مشاهده، آزمون، فيش‌برداري و غيره)
در اين شيوه پس از مطالعه کتب هاي مربوطه و مشخص شدن مطالب دلخواه و موردنظر از مطالب فيش برداري شد
ج ـ روش تحقيق (توصيفي، تحليلي، تجربي، تاريخي، علّي و غيره)
شيوه و روش تحقيق به صورت تحليل گفتمان به گونه اي توصيفي است، ناگفته نماند در اين پژوهش سعي کرده ام تنها به متون کتابخانه اي مکتي نباشم و با قلم خود نيز مطالبي را اضافه کنم در قسمت نقد فيلم اين اتفاق بيشتر به چشم مي آيد .
د ـ جامعه آماري (در صورت نياز)
جامعه و نمونه ي آماري پژوهش، مجموعه افراد و اشيائي هستند که داراي ويژگي هاي همگون و قابل اندازه گيري مي باشند ،در اين تحقيق نيازي به استفاده و آوردن جامعه ي آماري احساس نشد
هـ تعداد و روش نمونه‌گيري (در صورت نياز)
در اين پژوهش تنها يک فيلم نقد و بررسي شد ،سعي شد تا بيشتر تکيه به روي مولفههاي ديني که در فرهنگ عامه نيز وجود دارند با توجه به موضوع تحقيق پرداخته شوند و تاکيد چنداني روي نقد فيلم نبوده و بنا نبود روي آن متمرکز شوم فيلم طرح شده به همين سادگي ساخته ي سير رضا مير کريمي است .

و ـ روش تجزيه و تحليل اطلاعات
به صورت تحليل محتوايي است_فصل اول تا سوم پايان نامه مربوط به کليات و مباني نظري تحقيق است ؛که مباني تحقيق چشم اندازي از فصل هاي آينده به ما ارائه مي دهد و معرفي دو مکتب تاثير گذار در فرهنگ عامه است که مکتب فرانکفورت و بيرمنگام مي باشد .
فصل چهارم شامل يافته هاي تحقيق مي باشد که مباحث گسترده اي در اين فصل جاي گرفته اند که شامل تعاريف ؛تحليل ها ؛نقطه نظرات و نقد فيلم مي باشد در فصل پنجم هم نتيجه گيري انجام شده و علاوه بر آن به سولات و فرضيه ها پاسخ داده شده است.

فصل دوم
پيشينه ي تحقيق

2-1-پيشينه تحقيق
بررسي تحقيقات پيشين : در رابطه با تحقيقاتي که محقق انجام داده است به نظر مي رسد در مورد اين موضوع به صورت مستقيم پژوهش چنداني صورت نپذيرفته است اما پيرامون فرهنگ عامه مردم و نقش رسانه ها در در فرهنگ عامه و حضور فرهنگ عامه در فيلم ها و داستان ها پژوهش هايي انجام گرفته است .
پايان نامه هايي که در اين زمينه بدست آمده است :
1- مطالعه نقش رسانه در هنر عامه پسند ؛دانشگاه هنراصفهان؛ کارشناسي ارشد ؛دانشجو: محمد رضا شيرواني ؛مشاور: امير عباس محمدي راد؛راهنما: مرضيه پيراوي ونک ؛ 1389
رسانه هاي هنري جديد ؛شيوه هاي ارتباط جديدي را در تعامل هنر و فرهنگ ايجاد کرده اند .در هنر عامه شکاف بين عينيت و ذهنيت مطرح نيست .تجربه روزمره و طبيعي مردم ؛نقش بنيادين در هنر عامه درد .اوج نخبه گرايي و ناديده گرفتن قشر عامه مردم ؛منجر به شکست جريان هاي سياسي ؛اجتماعي و هنري مي شود .در اين نگرش؛که توجه به عام کردن هنر دارد ؛تجربه هنري فقط در اختيار قشر خاصي نيست و افراد عامي نيز مي توانند تجربه ي هنري داشته باشند.تجربه هنر عامه ؛نياز به رسانه هايي دارد که سهولت ارتباط ميان هنرمند و مخاطب را فراهم آورد .بر اين اساس ؛اثر هنري فقط در گالري و موزه يافت نمي شود ؛بلکه در زندگي روزمره مردم نيز مي توان آن را يافت .حوزه هنر اسلامي نيز که ساحتي درآميخته با زندگي مردم است .زماني به نحو شايسته ايفاگر نقش بنيادين خويش است که به لايه هاي زندگي عامه مردم داخل گردد .بدين منظور استفاده از پتانسيل بالقوه رسانه هاي هنر عامه پسند مي تواند در ترويج و گسترش حوزه پيام رساني هنر اسلامي بسيار موثر باشد.
2- فرهنگ عامه در آثار هنرمندان معاصر آمريکا(گرايشات عامه پسند در هنر معاصر) ؛دانشگاه الزهرا؛کارشناسي ارشد؛دانشجو: غزل خطيبي ؛مشاور:منصور حامي ؛راهنما: محمد معمارزاده؛1390
در نيمه دوم قرن بيستم ؛هنر با تغييرات فراواني همراه بود.به عنوان مثال زيبايي اثر هنري؛مهارت هنرمند و عواطف رمانتيک نفي شد.نقاشي ارتجاعي قلمداد گرديد؛با کالايي شدن هنر مقابله شد و تعريف جديدتر و راديکال تري از هنر ارائه گرديد.اگر چه پس از دو دههبسياري از اين ديدگاه ها مورد تجديد نظر قرار گرفتند.اما هنچنان هنرمند هنرهاي تجسمي به خلق آثاري مي پردازد که در گذشته در حيطه فيلم ؛تئاتر و يا صنايع دستي قرار مي گرفت .
عده اي از بدن خود و گروهي از زمين براي خلق آثار استفاده مي کنند .استفاده از مواد و تکنيک حدي نمي شناسد و آگاهانه مرز ميان هنرها مخدوش گرديده است .از سوي ديگر گسترش فرهنگ توده اي در قرن بيستم و پس از آن ؛از طريق رسانه هاي همگاني واکنش هاي گوناگوني برانگيخته است ؛به طوري که گروه هاي ممتاز و قدرتمند معمولا به فرهنگ توده با ديد تحقير مي نگريستند و اغلب در پي اعلام کنترل فرهنگي بر مي آمدند. با اين تفاسير ؛در دهه هاي اخير به دلايل مختلف از قبيل شهر نشيني فزاينده ؛صنعتي شدن ؛مهاجرت ؛نوسازي و ..که به ظهور جامعه ي توده اي مدرن انجاميد.اعمال کنترل بر فرهنگ در همه جا موفقيت آميز نبوده است و فرهنگ هاي رسانه اي به يکي از نيروهاي غالب در فرايند اجتماعي شدن تبديل شده اند.تصاوير و چهره هاي پرآوازه در مقام داوران سليقه ؛ارزش و تفکر جايگزين خانواده ؛مدارس و کليساها شده اند و سرمشق تازه اي براي هويت يابي و الگوهاي هماهنگ سبک ؛مد و رفتار ايجاد مي کند .رسانه هاي عامه پسند؛يعني وسايل ارتباطي مانند تلوزيون ؛روزنامه ها و مجله ها ؛از وجوه اصلي زندگي روزمره در مدرنيته اخير به شمار مي رود .
3-ميزان پزداختن به فرهنگ بومي و محلي در برنامه هاي عصرگاهي شبکه هاي استاني صداي جمهوري اسلامي ايران و رابطه آن با ميزان آشنايي و علاقه مندي در برنامه سازان ؛دانشگاه صدا و سيما ؛کارشناسي ارشد ،رشته ارتباطات گرايش تحقيق؛دانشجو:مهسا حق پناه ؛راهنما :دکتر محمد علي هرمزي زاده ؛تابستان 88
در اين پايان نامه آمده است : امروزه رسانه هاي عملي در نظام ارتباط کشورها از جايگاه ويژه اي برخوردارند و کشور ما نيز از اين امر مستثني نيست با توجه به اين که کشورما ايران داراي تنوع فرهنگي و قومي قابل توجهي است بي شک رسانه هاي محلي با پرداختن به مظاهر فرهنگ هاي محلي و بومي عامل مهمي در تقويت ؛حفظ و انتقال اين فرهنگ هاي محلي به نسل هاي آينده به شمار مي روند.بنابراين شبکه هاي استاني صدا هم که از رسانه هاي محلي به شمار مي روند يکي از وظايف مهم شان پرداختن به فرهنگ بومي و محلي است .
تاسيس و راه اندازي شبکه هاي محلي در همه کشورهاي دنيا معمول است و به طبع در اين زمينه کشورهاي توسعه يافته گوي سبقت را از ديگران ربوده اند حفظ خرده فرهنگ ها و بسياري از لهجه ها و زبان هاي محلي در اين کشورها مويد موفقيت اين شبکه هاست .
بديهي است مردمي که از فرهنگ خود دور شوند و يا از انتساب به فرهنگ و تمدن و تاريخ خود احساس حقارت کنند در پذيرش و قبول هويت فرهنگي جديد آمادگي بسيار دارند.در اين هنگام است که مهاجم فرهنگي فرهنگ دلخواه خود را با وسايل گوناگون و به وسيله تبليغات فراوان و ظاهري آراسته در بين مردم مي گستراند .اين فرهنگ جديد به تدريج جانشين فرهنگ محلي جوامع مي شود دراين ميان ابزار مختلفي براي جلوگيري از اين امر وجود دارد که رسانه هاي گروهي مخصوصا راديو و تلوزيون يکي از ابزار مهم آن است .
4- جلوه هاي فولکولور و ادبيات عاميانه در برنامه هاي سيماي مرکز کرمانشاه ؛دانشگاه صدا و سيما ؛کارشناسي ارشد ؛رشته توليد گرايش کارگرداني ؛دانشجو: منوچهر نظري ايلخاني آبادي ؛راهنما :دکتر اصغر فهميمي فر ؛مشاور؛احمد ضابطي جهرمي ؛زمستان 83
آن چيزي که به حيات امروزين ما قوام مي دهد و ريشه و اصالت ديرينه ما را مي نماياند و در ابعاد کلانتر هويت ما را مي سازد همين فرهنگ عامه ماست .سرمايه عظيمي که ما را در برابر هجوم فرهنگ بيگانه مي تواند نگهداري کند و از بسياري آفات فرهنگ بيگانه ايمن سازد.فرهنگ عامه با تمام جنبه هاي آن گذشته از ارزش فرهنگي که دارند يادگار حيات کادي و معنوي گذشتگان ما و پيشينه تاريخ و فرهنگ ما هستند در کشور ايران با تنوع فرهنگ هاي مختلف که در جاي جاي ايران پراکنده شده اند .در هر منطقه از ايران هر گروه و طايفه اي واجد بسياري ويژگي ها و آداب و رسوم خاص منطقه اي مي باشند و همين ويژگي آن ها را از ديگر خرده فرهنگ ها و طوايف جدا مي سازد.تلوزيون بايد علاوه بر ثبت و ضبط اين جلوه هاي فرهنگي و استفاده مناسب از آن ها در چارچوب برنامه هاي تلوزيوني ضمن جلب مخاطب بيشتر ؛جلوه هاي فرهنگ عامه هر منطقه و استان را در راستاي تقويت فرهنگ ملي ؛گرداوري و تحت نظارت هدفمند خود قرار دهند .امروزه که شبکه هاي استاني به همين منظور طراحي شده اند اين منابع ذخاير ارزشمند فرهنگي را بايد مورد علاقه ي بيشتري قرار دهند و از قابليت هاي ارزشمند آن بهره گيرند.البته ذکر اين نکته ضروري است که توجه تلوزيون به فرهنگ عامه نه تنها يک ضرورت از ديدگاه رسانه اي به عنوان يک منبع غني و زنده است که مي تواند خوراک برنامه هاي آن را آماده سازد.بلکه مهم تر آن است که پرداختن به اين موضوع يک نياز ضروري از سوي اعضاي جامعه به صورت کل و اعضاي گروه هاي کوچکتر جامعه به صورت جزء(که به شکل خرده فرهنگ ها نمود پيدا مي کند ) محسوب مي شود.
تلوزيون به واسطه ويژگي با ارزش ؛زنده بودن و سرعت در مخابره اخبار و اطلاعات بايد اين نياز بيننده را پاسخگو باشد و بتواند به موقع و آن گونه که مورد خطر است و توجه بيننده آن است عمل کند.بيننده به عنوان يک عضو در يک گروه خاص اجتماعي و به جبر موقعيت خاص يک منطقه که در آن به سر مي برد زندگي مي کند و بدان تعلق دارد ؛دوست دارد ارزش هاي نهفته در آداب و رسوم خود را در آيينه ببيند و به آن مباهات کند.مخاطب با ديدن ويژگي ها و جلوه هاي فرهنگي که در آن به سر مي برد و زندگي مي کند(جلوه هاي فرهنگ مادي و فرهنگ معنوي منطقه و گروه خود)زندگي و نشاط و طراوتي را از تلوزيون باز پس مي گيرد که پيش از آن نيز خود با آن روبه رو بودبه صورت ملموسي با آن ها سروکار داشته است و هنر موجب مي شود تا آن رابطه تاثير و تاثري که خصوصيت رسانه ي زنده اي چون تلوزيون مي باشد جامه عمل بپوشاند .
از ديگر سو مخاطب خارج از حيطه خرده فرهنگي و طايفه اي خود دوست دارد از ديگر هم وطنان خود و آداب و رسوم و افکار و عقايد و شيوه ي زندگي آن ها نيز آگاهي يابد و اشتراکات و افتراقات آن ها را مورد توجه قرار دهد .او با اين عمل علاقه ي بين فرهنگي خود و ديگر هموطنان را مي يابد و به رمز مشترکي که در ميان آن هاست دست مي يابد و در سطح گسترده تري نياز و تعلق خود را تحت يک فرهنگ حاکم که هردوي آن ها را در لواي خود قرار داده و چون حفاظي از آن ها حمايت مي کند برجسته مي بيند و آن هويت ملي را مي يابد و به آن فخر مي ورزد.
5- بازتوليد ظرفيت هاي روايتي داستان هاي فولکولور بخشي ها در قالب هاي مناسب برنامه سازي تلوزيوني ؛دانشگاه صدا و سيما ؛کارشناسي ارشد رشته تهيه کنندگي تلوزيون گرايش نمايش ؛دانشجو: علي کشوري دوغابي ؛راهنما : شهرام گيل آبادي ؛زمستان 92
از آ

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، روابط قدرت Next Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ عامه، علوم ارتباطات، سلسله مراتب