دانلود پایان نامه درباره فرهنگ سیاسی، سرمایه اجتماعی، توانایی ها، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

اجتماعی با سازمانهای محلی ، مانند انجمن هاو تشکل های مدنی برابر انگاشته می شود . (شجاعی باغینی ،1387 :93 ) از نظر طرفداران تز اجتماع گرایی هنگامی که تعداد این انجمن های داوطلبانه و تعداد اعضایشان در جامعه زیاد باشد، آنها به انتشار ارزش های اخلاقی و اجتماعی از جمله اعتماد کمک خواهند کرد . این ارزش ها به همراه ارزش های مدنی که در جامعه انتشار می دهند عامل کلیدی در عملکرد دموکراسی هستند . در سطوح بالای عضویت در تشکل ها و نهادها ، ایده ها و افکارنو سریعتر امکان انتشار و توزیع میان جمعیت را یافته و افکار رادیکال و افراطی نیز آسان تر به چالش کشیده می شود ( Paxton , 1999 ). همچنین ، مهارت هاو هنجارهای اعتماد ، نگرش برابری خواهانه و نیز تساهل در برابر غریبه ها که در زندگی انجمنی کسب شده و تقویت می شوند ، در جامعه بزرگتر انتشار یافته و به جزئی از فرهنگ سیاسی تبدیل می شوند . این امر بدان دلیل روی می دهد که تجربه زیست در انجمن های مدنی ، افراد را در برابر احساس ضعف بدنی و بی قدرتی و انتظارات نوکر مسلکانه که منجر به دولت اقتدار گرا و پدر سالار می شود ایمن خواهد کرد (offe , 2002 :20 ) .
در واقع نهادها از طریق تجمیع توانایی ها و پتانسیل های افراد و کانالیزه کردن و معطوف نمودن به مورد و یا موارد ویژه ای از حوزه عمومی ، قدرت و توانایی ایجاد تغییرات در این حوزه توسط شهروندان را افزایش خواهد داد (Malony ,2008 ). همین امر سبب توانمند سازی شهروندان و احساس مفید و موثر بودن در آنها می شود . همچنین نهادهای داوطلبانه از طریق ایجاد بستر گفتگو ، هم در درون خود و هم به سبب رقابت بین گروهی با نهادهای دیگر ، تقویت فرهنگ گفتگو ، تساهل و بده و بستان را در پی خواهد داشت . آنها از همین طریق تمایلات خودخواهانه افراد و فردگرایی شهروندان را نیز مهار و توانایی ها و مهارتهای آنها را بهبود می بخشند ( Hooghe , 2008 ).
دیدگاه دوم : این دیدگاه بیشتر بر جنبه های نگرشی سرمایه اجتماعی توجه دارد در این میان مفهوم اعتماد یکی از مهمترین جنبه ها و شاخص های سرمایه اجتماعی است که مورد تاکید اکثر دیدگاههای مطرح درباره سرمایه اجتماعی است . در ادبیات فرهنگ سیاسی بر این تاکید می شود که تطور و بقای دمکراسی مبتنی بر توده به وجود برخی از رسوم و گرایش های حمایتی در میان عامه مردم نیاز دارد . یکی از اساسی ترین این گرایش ها احساس اعتماد بین فردی است (زتومکا ،1386 ، 32 ).
زتومکا از اعتماد بعنوان پیش شرطی برای دمکراسی یاد می کند . از نگاه او فرهنگ اعتماد نه تنها به پایداری دمکراسی کمک میکند بلکه بدون وجود میزانی از اعتماد اولیه ، اجرای رویه های بنیادین دمکراسی عملا غیر ممکن است (همان منبع :263).
آلموند و وربا نخستین کسانی بودند که اعتماد را به عنوان عنصری مهم از فرهنگ سیاسی دموکراتیک مورد توجه قرار دادند و در تحقیقات خود به وجود رابطه ای مثبت بین آندو اشاره کرده اند . امروزه ، این امر به باور پذیرفته شده ای تبدیل شده است که اعتماد جزئی از یک دموکراسی سالم است . چرا که دموکراسی مستلزم وجود افرادی است که تمایل داشته باشند سرنوشت خود را در دستان مردم قرار دهند (wuthnow,2002 ).
البته همانطور که پوتنام از سرمایه اجتماعی درون گروهی و سرمایه برون گروهی سخن به میان می آورد اعتماد نیز به دو بخش برون گروهی و اعتماد درون گروهی تقسیم شده است . از این بین نقش اعتماد برون گروهی یا آنچنان که کلاوس اوفه62 اعتماد افقی شهروندان به دیگران نا شناس می نامد برای تحقق دموکراسی و گرایش های دمکراتیک مورد تاکید قرار گرفته است . توجه به این نوع اعتماد و یا ارتباطات برون گروهی در جامعه شناسی سابقه ای طولانی دارد در دهه هفتاد با انتشار اثر مارک گرانووتر63 با عنوان (قدرت پیوندهای ضعیف ) ارتباطات برون گروهی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت . منظور گرانووتر از این مفهوم ، ارتباطاتی است که افراد با بیرون از گروه بر قرار می کنند . این نوع ارتباطات که ویژه جوامع مدرن هستند از قدرت و شدت روابط درون گروهی برخوردار نیستند اما تونایی در نوردیدن شکافهای گوناگون اجتماعی مبتنی بر دین ، نژاد ، قومیت ، طبقه و جنسیت یا آنچه که برت64 از آن تحت عنوان ( حفره های ساختاری ) یاد میکند را دارا هستند . اعتماد ضعیف فراهم آورنده و ایجاد کننده بستری برای نوعی از کنش متقابل رودرروست که شهروندان جامعه بر پایه آن سازمانهای داوطلبانه و دیگر نمودهای کنش های جمعی را سازماندهی می کنند . این امر افراد را قادر به حرکت بین گروهها کرده و از این راه به صورت حاملان افکار و اطلاعات تازه در می آیند ( تاجبخش ، 1389 :174 ) این نوع ارتباطات که از نظر گرانووتر مبنایی استوار برای همبستگی اجتماعی در جامعه مدرن محسوب می شود و با مفهوم همبستگی ارگانیکی مطرح شده توسط دورکیم و روابط گزل شافتی تونیس قابل مقایسه است ، مبتنی بر اعتماد برون گروهی است که اساس روابط اجتماعی آزادتر را در جوامع مدرن در مقایسه با جوامع پیشامدرن که روابط آن مبتنی بر اعتماد درون گروهی است پایه ریزی می کند . ( Newton , 1997)
در مقابل زمانیکه روابط اجتماعی بر اساس اعتماد درون گروهی شدید پایه ریزی می شود تاثیر آن بر روند دمکراسی منفی خواهد بود در غیاب نوعی از پیوند های افقی ممکن است گروههای متنوع از جامعه و بصورت شبکه هایی بسته در آیند که فقط در جهت منافع فرقه ای ، قومی و محلی خود عمل می کنند . در واقع تنها با ارتباط شبکه های اعتماد به همدیگر و منظم شدن آنها به سیاست عمومی است که فرهنگ سیاسی دموکراتیک توانایی شکوفا شدن دارد . (تیلی ،1390 :169 )
در کنار دیدگاه فوق که قوت جامعه مدنی و وجود حدی از سرمایه اجتماعی را لازمه رشد فرهنگ سیاسی دمکراتیک میداند و توضیحی نسبتا قانع کننده ارائه می دهد توجه به دیدگاه هایی که عموما با نگاهی بومی و درونی مولفه های فرهنگ سیاسی را مورد کنکاش قرار داده اند و در اغلب موارد به توضیح علل عدم شکل گیری فرهنگ سیاسی دمکراتیک پرداخته اند ضروری است . این دسته از دیدگاهها از منظری تاریخی به فرهنگ سیاسی سنتی توجه کرده و تاثیرات آن را از نظر موانعی که برای شکل گیری فرهنگ دمکراتیک در پی دارد مورد بررسی قرار داده اند .
در این دسته از نظریات نیز رد پای توجه به اهمیت جامعه مدنی و بحث های مربوط به شاخص های سرمایه اجتماعی نظیر اعتماد دیده می شود با این تفاوت که وجوه باز دارنده فرهنگ سیاسی سنتی برای شکل گیری چنین شاخص های اجتماعی- فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است .
ماروین زونیس یکی از کسانی است که در اثر خود (نخبگان سیاسی ایران ) شاخصه های فرهنگ سیاسی نخبگان ایران را در چهار ویژگی خلاصه کرده است : بی اعتمادی شخصی ، احساس عدم امنیت آشکار ،احساس بی قدرتی سیاسی و بدبینی سیاسی . به نظر وی این نگرش ها اساس رفتار ایرانیان بوده اند .
حسین بشیریه فرهنگ سیاسی ایران را فرهنگ تابعیت در مقابل فرهنگ مشارکت می داند .به نظر وی در فرهنگ سیاسی تابعیت ، ایدئولوژی ها و نگرش های نامساعد نسبت به مشارکت و رقابت میان گروهها قوت می گیرد و چنین نگرشی با ساخت قدرت یک جانبه و عمودی ارتباط متقابل می یابد . در فرهنگ سیاسی تابعیت فرد می کوشد تا به هر نحوی که شده رضایت حاکم را بدست آورده و به حریم او نزدیک شود از اینجاست که فضای فرصت طلبی و چاپلوسی گسترش می یابد ترس از اعمال مختلف حکومت نیز از شاخص های چنین فرهنگی است بطور کلی در فرهنگ سیاسی تابعیت رفتارهای سیاسی افراد ترکیبی از فرصت طلبی ، انفعال و کناره گیری و ترس است . چنین فرهنگی توانایی افراد را در همکاری و اعتماد به یکدیگر تضعیف می کند .(بشیریه . 1380 )
بشیریه صرف نظر از ساخت قدرت ، چند پارگی اجتماعی را نیز موجب فرهنگ سیاسی بدبینی و بی اعتمادی می داند و شکاف های اجتماعی را تقویت کننده فرهنگ سیاسی تابعیت و مانع شکل گیری فرهنگ دمکراتیک می داند .
همانطور که دیده می شود این رهیافتهای تاریخی نیز بطور غیر رسمی شاخص هایی مانند اعتماد ، امنیت وذهنیت مدنی را که در دیدگاههای پیش گفته مورد تاکید قرار گرفته بود به عنوان محور یافته های خود ارائه کرده اند هر چند بروجود جنبه های سلبی شاخص های مذکور مانند بی اعتمادی ، عدم احساس امنیت و ذهنیت بد بین نسبت به موضوع سیاست در تاریخ ایران توجه کرده اند در نهایت اهمیت و نقش این عوامل را در شکل گیری فرهنگ دمکراتیک پذیرفته اند .
2-2-4- رویکردهای نظری درباره رابطه مذهب و گرایش به دمکراسی :
بطور کلی در هر مطالعه ای که در حوزه فرهنگ صورت می گیرد توجه به مذهب بعنوان یکی از ارکان اصلی شکل دهنده نگرشها و ارزش ها ی فرهنگی موضوعی اجتناب ناپذیر شناخته می شود و موضوع فرهنگ سیاسی نیز که بعدی از ابعاد فرهنگ را شامل می شود از این امر مستثنی نیست اهمیت توجه به مذهب وقتی دو چندان می شود که بدانیم در پی مطالعه فرهنگ سیاسی در جامعه ای مانند ایران هستیم که در آن مذهب یکی از تاثیر گذار ترین عوامل فرهنگی – اجتماعی است . آنچنان که هیچ مطالعه ای در حوزه فرهنگ بدون توجه به این عامل مطالعه کاملی نخواهد بود .
در اغلب مطالعاتی که در حوزه فرهنگ سیاسی انجام شده است تحلیل های خاصی در باره نقش مذهب در دمکراسی و ارزش های مرتبط با آن ارائه شده است هانتینگتون طی مقایسه ای که بین شاخه های مختلف دین مسیحیت انجام داده تسلط جمعیتی پروتستانها را به نفع دمکراسی دانسته در حالی که تسلط اجتماع مذهبی را بعنوان یک عامل بازدارنده دمکراسی ارزیابی می کند (هانتینگتون 1996) در این میان آراء ارائه شده در باب رابطه اسلام و دموکراسی بسیار گسترده و متنوع است . اسپوزیتو و وول65 با تاکید بر پیچیدگی رابطه اسلام و دموکراسی ،معتقدند که این آراء را میتوان بر روی پیوستاری جای داد که در یک طرف آن کسانی قرار می گیرند که منکر هر گونه رابطه میان اسلام و دموکراسی هستند در مقابل نیز کسانی قرار دارند که معتقدند اسلام در درون خود یک سیستم دموکراتیک دارد . در این میان گروهی نیز وجود دارد که نوعی دمکراسی اسلامی را مطرح می کنند ( Esposito & voll 2001 :10 ) حامیان اصلی ایده ناسازگاری اسلام و دمکراسی بر بنیادهای ذاتاً متفاوت این دو تاکید می ورزند و معتقدند دمکراسی بر پایه فلسفی لیبرالیسم غربی مبتنی است که پذیرش سکولاریسم مقدمه و پیش نیاز آن است . ( هانتینگتون ،1997 :70 ) در حالیکه اسلام به حوزه تمدنی دیگری تعلق دارد که اساس آن با مقدمات سیاست دموکراتیک ناسازگار است هانتینگتون در توجیه نظر خود به این نکته اشاره می کند که هیچ کشور اسلامی در طول تاریخ به استثناء ترکیه به نظام سیاسی دمکراتیک دست نیافته است کشوری که آموزه های اسلامی را از حوزه زندگی سیاسی کنار گذاشته است در نهایت هانتینگتون این قاعده را مطرح میکند که اسلام علیرغم اینکه ممکن است از بعضی جهات جنبه های دمکراتیک داشته باشد در عمل با دمکراسی مخالف است . اینگلهارت و نوریس ، مذهبی بودن و اجتماع مذهبی یک جامعه را بعنوان یک عامل فرهنگی مهم در دمکراسی معرفی می کنند . (Inglehart & Norris,2002)
اینگلهارت و ولزل (2009) نیز در تحلیلهای جامع خود که بر روی داده های حاصل از پیمایش ارزش های جهانی انجام داده اند نتیجه گیری می کنند که درصد تفاوت بین پروتستانها و مسلمانان در یک جامعه عمدتاً سطوح دمکراسی را تحت تاثیر قرار می دهد . بر اساس یافته های آنان اسلام ، ارزش های رهایی بخش را که به عقیده آنان برای تکوین ارزش ها و فرهنگ دمکراتیک اساسی فرض می شود محدود کرده و از این طریق تاثیری بازدارنده بر شکل گیری فرهنگ دمکراتیک اعمال می کند یافته دیگری که اینگلهارت و ولزل ارائه می کنند اینست که زندگی در یک جامعه مسلمان اثر مثبت آموزش را بر روی ارزش های رهایی بخش تقلیل می دهد . البته یافته ها و تحلیلهای مذکور را نمی توان به تمامی پذیرفت و اسلام را یکسره معارض دمکراسی و فرهنگ سیاسی مرتبط با آن تلقی کرد . همچنان که هانتینگتون نیز در برخی از تحلیلهای خود اسلام را دارای نظام عقیدتی پیچیده ای دانسته که ممکن است بخش هایی از آن با

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره جامعه مدنی، سرمایه اجتماعی، مشارکت مدنی، فرهنگ سیاسی Next Entries دانلود پایان نامه درباره فرهنگ سیاسی، مدرنیزاسیون، احساس امنیت، اجتماعی شدن