دانلود پایان نامه درباره عرضه کنندگان، منابع طبیعی، کارآفرینی، نفت وگاز

دانلود پایان نامه ارشد

این دلیل بود که اداره مزبور توانایی مستقل برای اداره مشکلات فنی پیچیده و پروژه های توسعه ای دشوار را توانسته بود بدست آورد.
توسعه و ائتلاف سیستم ابداعی نفت
اگر شرایط اقتصادی و سیاسی طور دیگری می بودآیا توسعه سازمانی و فنی و ایجاد شایستگی در صنعت نفت نروژ، جهت دیگری را میپیمود یا خیر.شاید پاسخ مثبت باشد، اما دقیقا مشخص نیست چه اتفاقی می افتاد وچه مبانی شایستگی ومفاهیمی ایجاد می شد. در هر موردی که فرصت به بازار نفت بین المللی در آن زمان داده شد، شرکت های بین المللی در مذاکرات با مقامات نروژی حالتی دشوار را انتخاب نکردند. بلکه شرکت های بین المللی رشد و پیشرفت نروژی ها را بعنوان واقعیتی پذیرفته بودند.به عنوان مثال شرکت استت اویل، به توانایی مستقل و کافی دست یافته بود تا اینکه سر انجام بر صنعت چیره گردید.آنها همچنین دستورالعمل ها را از ادارات مربوطه نروژی بر این اساس که چگونه مقررات اجرا گردند می پذیرفتند اگرچه اجرای این دستورالعمل ها انتخاب فن آوری را برایشان محدود می نمود. بدین گونه صنعت نفت نروژ سیاسی گردید و منعکس کننده منافع بازرگانی دولت و سیاستگذاری صنعت نوپایش که فعال و با پشتکار زیاد بود شد.
از اوایل دهه هفتاد تا اواسط دهه هشتاد ، سهم صنعت نفت وگاز از تولید ناخالص ملی و همچنین میزان اشتغال به سرعت افزایش یافت. بدنبال این ، بخش نفت وگاز ناثباتی را تجربه نمود.(از سال 1986 تا اواخر دهه 90).
هر دوره نزول با کاهش قیمت در بازار نفت بین المللی همراه بود که این نزول سبب کاهش نرخ منطقه ای در سر مایه گذاری داخلی میشد. این امر، نمایانگر اهمیت و مفید بودن تاریخی” سیستم ابداعی نفت نروژ “می باشد اما همچنین توضیح دهنده بی ثباتی منطقه نیز است. اما اشکال نشان می دهند که این سیستم جدید بر رشد و پیشرفت کلی اقتصاد نروژ تاثیرگذار می باشد.
با وجود نوسانات اقتصادی، صنعت نفت بالای 40 سال تغییرات فن آوری و سازمانی بزرگی را تجربه نموده است و اکنون ظرفیت قابل توجهی در پذیرش و نوآوری جهت مدیریت تغییر محیط خود، نشان داده است.از اوایل دهه 60 تا 2007 صنعت نفت فراساحلی از میان دوره های تغییر و تحول متعددی در خصوص شرایط اقتصادی، چارچوب تنظیم یا وضع مقررات و توسعه فن آوری و سازمانی عبور کرد.این تغییر و تحول به پنج مرحله تقسیم میگردد دو مرحله اول آن ، پیش قدمی و یکپارچگی در تحکیم هدف213 بود. در واقع می توان تاسیس سیستم جدید و نوآورانه و راهی که نروژی ها جهت سازماندهی آن سیستم در پیش گرفته بودند در دو کلمه فوق توصیف کرد. در این فاز شاهد رژیم منظم گسترش و توسعه وهمچنین تاسیس شرکت استت اویل و 214 بودیم. بعلاوه این دوره در بردارنده خط مشی صنعتی نوپا ولی فعال و پیداش215 بعنوان مهمترین عرضه کنندگان می باشد. سومین مرحله بلوغ نامیده شد که نمایانگر تغییر از حالتی به حالت دیگر در این سیستم جدید بود. در این مرحله نروژ با شرایط اقتصادی کم رونق تری مواجه شد.
علیرغم این، این فاز بعنوان پیشرفت در توانایی ها ی نظام 216 نروژ، افزایش مخارج عمومی و تحقیقات نفتی وسیع تر توسط دانشگاه های نروژ شناخته شد.
در پایان، دو فاز آخر که همان سازماندهی مجدد و تقویت دوباره، می باشد تفسیرکننده فرسایش تدریجی این خط مشی صنعت نوپا و بازسازی این سیستم جدید می باشد که این اقدامات نوسازی سبب بهتر به روز شدن در نیاز بازارهای رقابتی بین المللی و بازار انرژی لیبرال شده گردید. این پیشرفت نتیجه برنامه 217 ، که یک پروژه همکاری بین دولت نروژ ، شرکت های نفتی و صنعت عرضه کنندگان می باشد بوده و همگی این موارد ذکر شده در پی کاهش هزینه های اکتشاف و تولید تا پنجاه درصد بطور متوسط بودند.در ادامه تشریحا این پنج مرحله را تحلیل می نماییم به گونه ای که دریابیم چگونه ویژگی های مختص این سیستم نوآورانه در فلات قاره نروژ ، اصالت یافته و در عمل در گزینه های فنی به فعلیت رسیده است.
مرحله کارآفرینی (1970 – 1976)
ویژگی اصلی مرحله کارآفرینی در تاسیس اینست که شرکت های بین المللی نفتی یا نروژی ها نمی دانستند چه توسعه نفتی در دریای شمال اجرا یی گردد. شرکت فیلیپس با تجربه های فنی که از مناطق حفاری خشکی در خاور میانه و تجارب فرا ساحلی در خلیج مکزیک داشت آورده شد.سیاستگذاران نفتی نروژی مطمئن نبودند که رژیم نظام مند (سیستم حق الامتیاز، سیستم مالیاتی) در عمل ، هنگامیکه میدان نفتی شروع به تولید کرد چطور کار خواهد کرد.
توسعه میادین نفتی اکفیسک و فریگ218 در دهه 1970 عرصه مهمی برای یادگیری در حین کاربرای شرکت های نفتی بین المللی ، مقامات نروژی و صنعت نفت نروژ گردید.219 هنگامیکه شرکت های نفتی بین المللی طرح های سکوی سبک و راه حل های زیر دریایی یعنی بردن سکوها به زیر دریا را به کارگیری نمودنداندکی از پیمانکاران فرعی ترجیح دادند، مقامات نروژی بر طرحی با عنوان مشارکت بالای صنعت نروژ در حد امکان اصرار ورزند.
میادین نفتی اکفیسک و فریگ220 به پیمانکاران نروژی، تکنولوژی استفاده از بتن برای تاسیس سکوهای دریایی را که برای صنعت نفت نروژ شناخته شده بوده و به آسانی باآن صنعت منطبق می گردید ارائه دادند. این دو میدان ، پروژه های مهمی در انتقال و توسعه تکنولوژی سکوی جدید نروژ بودند.
سیاست نروژی گرایی221 با وجود اینکه پروژه اکوفیسک در طی دهه هفتاد، پر هزینه بود ولی بدلیل افزایش قیمت نفت توسط فیلیپس در پیش گرفته شد.موسسه پیمانکاری نروژی هیرالفسن222 مخزن بتونی عظیمی را در میدان نفتی اکوفیسک بنا نهاد و ایجاد اشتغال و بهره های سیاسی از مزایای بکارگیری این موسسه بود و چگونگی ایجاد انگیزه در سیستم حق الامتیازی برجسته گردید. مخزن ذخیره در نروژ ساخته شد به این دلیل عرضه کنندگان نروژی و توانایی مهندسی در سیستم وابسته به قدرت تولید نیروی برق بوسیله آب یا بخار(هیدرو الکتریک) نروژ را نروژی ها رابه خود مشغول کرد. ساختن مخزن ذخیره های بتونی به شرکت فیلیپس اعتبار بخشید. در این زمان فیلیپس در صدد توسعه منطقه اکوفیسک بود.در این مرحله از مذاکرات بدلیل احتمال درآمد عظیم ، رضایت کامل برای توافق وجود داشت. علیرغم برخی شروط اکفیسک باید اولین ارتقاء خود را در دوره سیستم نوآورانه نفتی نروژ تصور می کرد. میدان فریگ223در کل با هفت سکوی متصل بهم ارتقاء یافت. سه تای آنها بتونی و چهار تای دیگر از فولاد بود هزینه کل این پروژه 26 میلیارد کرون نروژی در سال 1997 شد. در آوریل 1972 هنگامیکه این میدان از نظر تجاری زنده و قابل دوام شناخته شد، هیچ شرط ضمن قراردادی توسط دولت نروژ نه از نظر فنی و نه از نظر انتقال گاز به طرف نروژی مطرح نشد. فریگ در آن زمان بزرگترین میدان گاز دریایی جهان تلقی میشد که تولید آن از سال 1977 آغاز گردید. در حالیکه اکوفیسک هزینه های انفجاری زیادی به خود اختصاص می داد و اما علیرغم آن میدان فریگ از ابتدا پر منفعت تلقی میشد . ریسک های اقتصادی مختص طراحی و فن آوری برای دولت نروژ توسط شرکت های نفت خارجی بسیار کوچک پیش بینی شد.انتظارات در میان مراجع رسمی نروژی برای میدان فریگ بالا بود.بیزنس عرضه در بخش نروژی میدان در طول مرحله توسعه افزایش یافت. هنوز از سیستم نوآوری نفتی نروژی نمی توانیم صحبت نماییم چون سیستم تحقیق و توسعه و نقش دانشگاه ها نهادینه نشده بود.
تحکیم (1977 – 1980)
این توسعه سکوهای کاندیپ در فلات قاره نروژ بود که بطور جدی نروژی ها را به سیستم نوآوری نفتی معرفی نمود. این سکوها ی عظیم جاذبی، در بستر دریا توسط ” اکر” و با استفاده از پیمانکاران نروژی توسعه گردید.برای مدیریت این سیستم پیچیده ، شرکت های نفتی ، پیمانکاران فرعی، و مقامات رسمی تشریفات اداری عظیمی را در ارتباط با کنترل یکدیگر بکار گرفتند.هزینه های تولید بشدت افزایش یافت . نفوذ سهامداران نروژی که سیاسیون، موسسات دولتی ، شرکتهای نفتی ، عرضه کنندگان و اتحادیه های کارگری را شامل می شدنددر صنعت نفت بسط یافت.
بلوغ(1981- 1988)
در این دوره دو میدان بزرگ نفتی استتفجرد وگلفسک توسط فعالان نفتی نروژی در دهه 1980 تقویت شده و شبکه های فنی و سازمانی که فعالان نفتی ملی را پیوند می دادند و در سکوهای جاذب بهم پیوسته حضور داشتند، نقش ایفا نمودند. در سال 1979 دولت نروژ اقدام حیاتی بسوی بالا بردن ظرفیت تحقیقاتی داخلی نموده ومدل قراردادی نوینی224 را بنا نهاد. شرکت های بین المللی نفتی با قرارداد با موسسات نروژی و موسسات تحقیقاتی به توسعه آنها پرداختند. نرخ مالیات در سال 1975 به 78 درصد افزایش یافت.مهمترین حوزه های تحقیقاتی عبارت بودند ازدستیابی به تکنولوژی حفاری بهترو ارتقا در اصول اکتشاف نفت .225 از قبل افزایش قیمت نفت سود سرشاری در سال 1980 به استت اویل رسید ولی توسعه و افزایش هزینه ها نیز ادامه داشت.
تجدید ساختار(1989- 1996)
در سال 1986 با کاهش قیمت نفت به میزان هر بشکه 9 دلار، برای اولین بار صنعت نفت نروژ متحمل شوک گردید.از 1987 تا اواسط دهه نود قیمت نفت برای هر بشکه بین 17 تا 25 دلار بود.در سالهای 1995 تا 2007 نیز افت و خیز قیمت نفت وجود داشت ولی در سه سال آخر بطور یکنواخت افزایش یافت. شوک نفتی مزبور ازآسیب پذیری و فقدان تکنولوژی های جایگزین نروژی پرده برداشت که منجر به انجام اقدامات در جهت تجدید ساختار صنعت نفت نروژ و استفاده از تکنولوژی های جایگزین و توسعه و افتتاح میادین و افزایش بودجه های تحقیقاتی و به تقویت و تحکیم ثانوی در سال 1997 انجامید.

به هم پیوستگی مجدد 1997
در نیمه دوم دهه نود تزلزل اقتصادی به صنعت نفت نروژ ورود پیدا کرد.میادین بزرگ کشف و توسعه یافته بود و یا در مراحل پایانی توسعه پیش بینی گردیده، قرار داشت. قیمت نفت به نظر در سطح پایین تری از قبل بود.رشد منابع ثابت شده ویا تدریجا متوقف می گردید. مشکل فقدان کشفیات جدید نبود بلکه میادین کشف شده جدید کمتر و دسترسی به آن میادین مشکل تر بود. بعلاوه کشفیات جدید شامل گاز بود و نفت میزان کمی از این کشفیات را شامل میشد. با این وجود بدلیل برنامه ریزی قبلی در توسعه میادین نفتی دیگر 226و میزان سرمایه گذاری رو به افزایش بود. علیرغم چنین اوضاعی این دو موضع گیری یعنی استقرار تکنولوژی جدید و روشهایی ساده تر و کاهش هزینه های اجرایی در حدود 30 درصد زمینه هایی جهت خوش بینی فراهم گردید. بکارگیری این روش های تکنیکی جدید نیازمند پذیرش خط مشی عقل گرایی و تعدیل و حذف نیرو های کاری در اداره سازمان می باشد. مقامات رسمی دولتی و اتحادیه های کارگران ضرورت وجود چنین اقداماتی را در راستای حفظ سود دهی و منفعت پذیرفتند .حالت دیگر این بود که دریای نروژ بعنوان ایالت نفتی افتتاح شده بود. مخارج تحقیقات جهت اکتشاف در این مرحله بالاتر از قبل بود. اصل مخارج برنامه های این دوره صرف انجمن تحقیقات نروژ و شرکت های نفتی می شد. مهم ترین برنامه های دریایی 2010 شامل تولید زیر دریایی ، تکنولوژی های مربوط به حفاری و تکنولوژی های مربوط به حمل و نقل سیالات بود. تقسیم بندی و بخش بخش کردن قراردادها با هسته واحد غیر ممکن می نمود ولی یکی از مهم ترین تلاش های “نرسک” بود که در سال 2001 به اتمام رسید. استفاده آشکار از کامپیوتر و تاسیسات از کار افتاده بر پایه هدف برنامه چاره اندیشی فنی یکی دیگر از ویژگی های روش فنی جدید فلات قاره نروژ می باشد .

بند سوم – فرضیه نفرین منابع
نخستین بار، واژه نفرین منابع در سال 1993 در ادبیات اقتصادی استفاده شده است.227 این فرضیه به عملکرد اقتصادی ضعیف کشورهای دارای منابع طبیعی غنی می پردازد. ایده اساسی نظریه نفرین منابع اینست که کشورهای دارای منابع طبیعی غنی عموما در بلند مدت دارای عملکرد ضعیفتر و لذا رشد اقتصادی پایین تر نسبت به کشورهایی که بهره چندانی از منابع طبیعی نبرده اند می باشند.228 کشور هلند در دهه 1980 حوزه گازی گرونینگن را کشف نمود و پس از آن به مشکلات اقتصادی قابل توجهی دچار گردید که از آن تجربه به بیماری هلندی یاد میشود.
کشور نروژ به جای نفرین از موهبت درآمدهای نفتی برخوردار شده است و می تواند بعنوان الگوی

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره نفت وگاز، تولید نفت، قانون اساسی، انتقال تکنولوژی Next Entries دانلود پایان نامه درباره نفت وگاز، امتیازنامه، شرکت ملی، منابع نفتی