دانلود پایان نامه درباره عدل و داد، امام حسین

دانلود پایان نامه ارشد

و آخرین آن‌ها امام مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف است و همه به صورت توالی و پیاپی بوده اند، لکن همان طور که شیخ طوسی استدلال کرده است، تطبیق روایات اثنی عشر بر دوازده مام شیعه، موجب اعتبار روایت و اعتبار عدد می‌شود، 62 یعنی باعث میشود که خلفا در دوازده نفر منحصر بشوند و گرنه تفسیر و توجیهاتی که چندان مبنای محکمی ندارد، لازم می‌آید هم افرادی ضمن خلفای اثنا عشر مطرح شوند که هیچ تناسبی با روایت ندارند وهم به افراد بیشتری تخصیص بخورد که در هر دو حالت، موجب بی اعتبارشدن روایت می‌شود.
چرا دانشمندان اهل سنت از روایاتی که با سند صحیح در کتب معتبر آن‌ها وبه ویژه در صحاح سته آمده است، مدد نمی‌گیرند ؟ رویاتی که آخرین خلیفه از خلفای اثنی عشر را امام مهدی معرفی می‌کند.
در سنن ابن ماجه تصریح میکند که امام مهدی، خلیفه خدا بر روی زمین است.63 حاکم در مستدرک خود می‌گوید: «این حدیث طبق مبنا و شروطی که بخاری و مسلم، در صحیحین خود دارند، از حیث سند صحیح است.»64
ابن کثیر در کتابش تصریح می‌کند:
و معنی هذاالحدیث البشارة بوجود اثنی عشر خلیفه صالحاً یقیم الحق و تعدل فیهم… والظاهر ان منهم المهدی المبشر به فی الاحادیث الواردة بذکره،
معنای احادیثی که دوازده خلیفه را مطرح می‌کند که خلفای صالح هستند و اقامه حق و عدل و داد می‌کنند… یکی از این خلفای اثنی عشر «امام مهدی» است که درروایات گوناگونی به وجود آن حضرت بشارت داده شده است.65
در کتاب بذل المجهود که شرح سنن ابو داوود است، بعد ازنقل اقوال گوناگونی درباره‌ی خلفای اثناعشر، می‌نویسد:
و آخرهم الامام المهدی و عندی هذا هو الحق؛
به یقین آخرین خلیفه اثنی عشر حضرت امام مهدی است و این قول را من حق میدانم.66
حتی در صحیح مسلم نقل شده که پیامبر فرمود:
یکون فی آخر امتی خلیفه یحثوا المال حثیاً ولایعدعداً:
میان امت من در آخر الزمان، خلیفه ای میباشد که مال فراوانی را می‌بخشد وهیچ هم شمارش نمی‌کند.
آیا مراد ازاین خلیفه، کسی غیر از امام مهدی است، در حالی که پیامبر فرمود: «او در آخر الزمان میآدی و زمین را پر ازعدل و داد می‌کند، در حالی که پر از ظلم و جور شده باشد.»67
آیا این خلیفه کسی غیر از امام مهدی است، در حالی که هم در صحیح بخاری68 و هم در صحیح مسلم روایت کرده اند در آخر الزمان عیسی نزول می‌کند وامام او از خودتان است.69شارحان صحاح گفته اند: مراد از این امام، حضرت مهدی است ؟
در این باره رویات متعدی در دسترس است و به آسانی قابل استنباط است و به توجیهات و تغییرهایی نیازی نیست که صاحبان آن به سستی تفسیر خود واقفند.
لازم است به بیان برخیاز محققان اهل سنت توجه کنیم که گفته اند: مراد از دوازده خلیفه، همان امامان دوازده گانه از اهل بیت پیامبر می‌باشند و نمی‌توان آنان را بر حاکمان اموی حمل کرد، زیرا تعدادشان بیش از دوازده نفر است و بسیاری از آنان جنایات فاحشی را مرتکب شده اند. همچنین نمی‌توان این دوازده نفر را بر حاکمان عباسی حمل کرد، چون همان محذور قبل، این جا هم پیش می‌آید. پس مراد از این خلفای اثنی عشر، همان امامان دوازدهگانه اهل بیت پیامبر است که از امام علی شروع و به امام مهدی ختم میشود و همگی عادل و پارسا بودند.
در سنن ابوداوود احادیث خلفای اثنا عشر را در کتاب المهدی آورده است. برخی از محققان اهل سنت قائل شدند که ابو داوود نیز معتقد است امام مهدی، همان خلیفه دوازدهم و آخرین آن‌ها است که در سخنان پیامبر واله وسلم به آن اشاره شده است.70
2. حدیث ثقلین
از احادیثی که مورد اتفاق همه فرق اسلامی، اعم از شیعه و سنی است «حدیث ثقلین» است. این حدیث را که در معتبر ترین شیعه و سنی مطرح شده است، حدود 43 نفر از صحابه پیامبر نقل کرده اند و در طول تاریخ در بیشتر منابع شیی و سنی ذکر شده است. بیش از 160 نفر از عالمان و محققان اهل سنت این حدیث را در کتاب‌های خود آورده اند.
این حدیث در صحیح مسلم وسنن ترمذی آمده است. مضامین برخی از نقل‌ها کمی تفاوت دارد، لکن اصل مطلب، حول یک محور میباشد و آن، وصیت و سفارش پیامبر اسلام واله وسلم به امتش تا روز قیامت است که از ثقلین دست بر نداشته و گمراه نشوند.
متن حدیث
1.مسلم در صحیح خود از زید بن ارقم نقل می‌کند:
قال ر سول الله یوماً فینا خطیباً بماء یدعی بین مکة و المدینة فحمد اله و اثنی علیه و وعظ و ذکر ثم قال: «اما بعد، الا یا ایها الناس ! فانما انا بشرن یوشک أن یأتی رسول ربی فأجیب و أنا تارک فیکم الثقلین: اولهما کتاب الله فیه الهدی و النور فخذول بکتاب الله فاستمسکوا به فحث علی کتاب الله و رغب فیه». ثم قال: «و اهل بیتی. اذکرکم الله فی اهل بیتی. اذکرکم الله فی اهل م بیتی. اذکرکم الله فی اهل بیتی».
روزی رسول خدا واله وسلم کنار برکه آبی به نام «خم» بین مکه و مدینه ایستاد و برای جمعیت حاضر خطبه ای ایراد فرمود. در آن خطبه بعد از حمد و ثنای الهی و موعظه و تذکر چنین فرمود: ای مردم ! همانا من بشری بیش نیستم و نزدیک است که پیک الهی بیاید و جان مرا بگیرد و من دعوت او را اجابت کنم.من، میان شما دو چیز گرانبهار می‌گذارم: اول بگیرید و به آن چنگ بزنید». پیامبر واله وسلم سفارش زیادی برای کتاب خدا کرده و مردم را بر عمل به آن تشویق فرمود. سپس فرمود: «و اهل بیت من.شما را سفارش می‌کنم در حق اهل بیتم» و این جمله را سه بار تکرار فرمود.71
2.ترمذی به سند خودازجابر بن عبد الله انصاری نقل می‌کند:
در حجة الوداع، روز عرفه رسول خدا را دیدم بر شتری سوار بود و خطبه می‌خواند. شنیدم که فرمود:
انی تارک فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا بعدی، احدهما اعظم من الاخر: کتاب الله حبل ممدود من السماء الی الارض و عترتی اهل بیتی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض فانظرو کیف تخلفونی فیها؛
من میان شما دو چیز باقی می‌گذارم، تا هنگامی که به آن تمسک جویید، هرگز گمراه نمیشوید.یکی از دیگری بزرگ تر است، کتاب خدا که ریسمان آویخته از آسمان به سوی زمین است و عترت و اهل بیت من این دو هرگز جدا نمی‌شوند، تا در حوض به من بپیوندند. بنگرید چگونه با ودیعت‌های من رفتار می‌کنید.72
ابن حجر که یکی از عالمان اهل سنت است، می‌گوید:
حدیث ثقلین، طرق زیادی دارد که آن را بیش ازبیست نفر از صحابه نقل کرده ا ند. در برخی از طرق آمده است : پیامبر آن را در حجۀ الوداع بیان کرده و برخی غدیر خم و برخی دیگر می‌گویند هنگام بازگشت از طائف بیان شده است. البته هیچ تنافی ای بین این‌ها نیست، چون ممکن است پیامبر سفارش به ثقلین را در مکان‌های متعدد بیان کرده باشد.73
به دلیل اتقاق بر نقل این حدیث، به بررسی صحت سند نیازی نیست.این روایت در معتبرترین و موثق ترین منابع سنی همچون صحیح مسلم و صحیح ترمذی، به صورت «کتاب الله… وعترتی و اهل بیتی» آمده است، ولی در نقل‌های بعد در بعضی از منابع، به صورت «کتاب الله و سنتی» تغییر یافته است، مثلاً حاکم نیشابوری در مستدرک، این روایت را به این صورت نقل می‌کند که پیامبر وآله وسلم فرمود:
«یا ایها الناس انی قد ترکت فیکم ان اعتصمتم به فلن تضلوا ابداً: کتاب اله و سنة نبیه».74
باید گفت این نقل‌ها دچار مشکل سندی است، چون حاکم در مستدرک حدیث را از طریق ابو اویس و اسماعیل بن اویس نقل می‌کند و این پدر و پسر نه تنها رجال اهل سنت توثیق نشده اند، بلکه به کذب و فسق متهم هستند.75 علمای رجال اهل سنت، تصریح کرده اند که به حدیث این دو نفر نمی‌توان اعتماد کرد وباید آن را ترک نمود. نکته قابل توجه این است که حاکم در مستدرک، به ضعف سند این حدیث اعتراف می‌کند، ولی به تصحیح آن نمی‌پردازد. نکته دیگر آن که در صحیح مسلم و ترمذی و دیگر کتب صحاح، از اسماعیل بن اویس روایتی نقل نمیشود.
نکات قابل استفاده از حدیث ثقلین
1.کتاب خداو عترت پیامبر گرانبهاترین چیز نزد روسل خدا بودند. «ثقلین» تثنیه از ماده «ثقل» است. ثقل به معنای توشه راه، هر چیز نفیسی است که به محافظت و نگهداری احتیاج داشته باشد.76 کتاب خدا و عترت را ثقلین نامید، تا قدر و منزلت آن دو را بزرگ جلوه بدهد.
2.هدایت و سعاددت در سایه سار کتاب خدا و عترت پیامبر محقق میشود. طبق نقل ترمذی، پیامبر فرمود: «اگر به این دو شی ء گرانبها تمسک کنید، هیچ وقت گمراه نمی‌شوید»
3.پیامبر وآله وسلم فرمود: «حتی یردا علی الحوض» و «فانظروا کیف تخلفونی فیها» از این دو عبارت استفاده می‌شود که هدایت مردم در گرو تمسک به هر دو می‌باشد، نه این که قرآن را بگیرند و عترت را رها کنند. علامه مناوی، یکی از دانشمندان اهل سنت می‌نویسد:
در این حدیث ثقلین نه تنها اشاره، بلکه تصریح است که کتاب خدا و عترت پیامبر همانند دوقلویی است که رسول خدا امتش را به آن سفارش کرده وبه عنوان هدایتگران بعد از خودش معرفی فرموده است، لذا باید در دین به هر دو تمسک کرد.77
4.در سنن ترمذی آمده است که پیامبر فرمود: «لن تفترقاً حتی یرادار علی الحوض»، یعنی قرآن و عترت تا روز قیامت وجود دارند و باقی هستند و اگر فرض کنیم زمانی قرآن باشد وعترت وجود نداشته باشد، به نحوی قائل به افتراق و جدایی یکی از دیگری شدیم، پس همان طور که قرآن کریم بین ما وجود دارد و باقی است، باید عترت و اهل بیت پیامبر نیز وجود و بقا داشته باشد
5.نکته دیگر آن که پیامبر در این روایت فرمود: «فانظروا کیف تخلفونی فیهما»، یعنی بنگرید با این دو جانشین که بین شما قرار می‌دهیم، چگونه رفتار می‌کنید؟ مهم ترین و نکته همین است که پیامبر، قرآن و اهل بیت خودش را ضمن این وصیت، ثقلین و دو خلیفه بعد از خودش معرفی کرده است.
6.مهم ترین نکته ای که از حدیث ثقلین استفاده میشود، حجت و عصمت اهل بیت پیامبر است. قرار دادن اهل بیت کنار قرآن، آن هم توسط پیامبر برای اثبات همین نکته مهم است. شکی نیست قرآن کتابی است که در آن، ذره ای باطل و خطا راه ندارد، لذا مخالفت با آن، جایزنیست. این که پیامبر وآله وسلم اهل بیت خود را کنار قرآن قرار داد و عدم افتراق این دو تا قیامت، و هادی بودن این دوبرای تمام امت، و گمراهی در صورت عدم تمسک همگی نشان از قرین بودن واقعی این دو ثقل ثقیل است که جز با عصمت، معنای دیگر نخواهد داشت.
تفتازانی، از متکلمان بزرگ اهل سنت، در شرح مقاصد می‌نویسد:
«الا تری انه قرنهم بکتاب الله تعالی فی کون التمسک بهما منقذاً عن الضلالة و لا معنی للتمسک با الکتاب الا الاخذ بمافیه من العلم و الهدایة و کذا فی العترة،
آیا نمی‌بینی چگونه پیامبر اهل بیت خود را به کتاب خدا مقرون ساخته است ؟ [ این نیست مگر ] به سبب تمسک به کتاب و عترت که انسان را از گمراهی نجات خواهد داد و معنای تمسک به کتاب خدا این است که تمام علم و هدایتی را که در کتاب خدا است، اخذ کنیم و همچنین است درباره‌ی عترت»78
با دقت در کلمات پیامبر وآله وسلم در می‌یابیم مراد از «لن یفترقا» این است که عترت وقرآن، هیچ مخالفتی با هم ندارند، عترت همان م گفته قرآن را مطرح می‌کند.آیا این، جز عصمت، معنای دیگری دارد؟
اهل بیت در حدیث ثقلین
اکنون باید دید مراد از اهل بیت و عترت که در کلمات پیامبر مطرح شده و عدل قرآن قرار گرفته اند، چه کسانی هستند؟
همین پرسش در تفسیر آیه تطهیر79 نیز مطرح شده است که مراد از اهل بیت این آیه کیانند که خداوند طهارت تکوینی و پاکی ذاتی آن‌ها را اراده فرموده است ؟
اهل سنت نظرات متعددی را مطرح کرده اند که میان آن‌ها سه قول معروف است:
1.برخی قائلند مراد ازاهل بیت، خصوص زنان پیامبر هستند.80
2.برخی قائلند مراد از اهل بیت زنان پیامبر اکرم و تمام افراد بنی هاشم هستند که صدقه بر آنان حرام است. در این صورت، آل علی و آل عقیل و آل جعفر و آل عباس، را شامل می‌شود.81
3.مراد ازاهل بیت خصوص پیامبر و امام علی و حرمت فاطمه و حضرت امام حسن و امام حسین می‌باشد.82
البته همین اقوال درباره‌ی «اهل بیت» در حدیث ثقلین مطرح

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره اثناعشر امیراً، علمای شیعه، تفسیر قرآن Next Entries دانلود پایان نامه درباره تفسیر قرآن