دانلود پایان نامه درباره صفات خداوند، صفات برتر

دانلود پایان نامه ارشد

خدا را در درون طبيعت جاي مي داد و سروري را به طبيعت سپرد، فرو ريخت و خداوند در درجه اول اهميت قرار گرفت.358
صفات خداوند در سخنان عيسي (ع) آمده است که خداوند منزه و عادل مطلق است در همان حال بخشاينده و مهربان است و مشيت او در صفات افعال، قبل از هر چيز توجه به غفران و عفو آدميان است. عيسي خدا را به نام پدر (يا پدر آسماني) ناميده است.359
از نگاه حضرت عيسي (ع) خداوند مي تواند با انسان ها سخن بگويد. او پاسخ نيازهاي مردم را مي دهد، بخشنده و مهربان است. کسي است که گناهکاران را هنگام پشيماني از گناه انجام داده مي بخشد. حضرت عيسي هنگام راز و نياز با خداوند وي را “أبا” مي خواند و اين واژه برابر “مولا” در زبان عربي بود.360
در آيين مسيحيت توسط مبلغين آن گفته شده که لطف يزدان را تنها با ايمان به حقانيت پروردگار و عيسي مسيح مي شد به دست آورد نه با پيروي از شعاير.361
خداي مسيحيت داراي روحي پاک و شخصيتي والا دارد. او نامتناهي، نامحدود، قادر و عالم مطلق است. در همه جا حاضر، ازلي و ابدي است. بنا به اعتقاد مسيحيان، خدا در حضرت عيسي (ع) تجسد يافته است. منظور از تثليث (سه گانه گرايي) : خداي پدر، خداي پسر و روح القدس است؛ خداي پدر همان قادر مطلق، خداي پسر حضرت عيسي و روح القدس از پدر و پسر ناشي شده است.362
مسيحيان معتقدند خدا با انسان دو پيمان بسته است: يکي “پيمان کهن” به وسيله پيامبران پيش از عيسي و ديگري “پيمان نو” بوسيله حضرت مسيح. در پيمان کهن، مرتبه اي از نجات از طريق وعده وعيد، قانون و شريعت به دست مي آيد، در پيمان نو، نجات از طريق محبت حاصل مي شود، يعني “خداي پسر ” به شکل انسان مجسم مي شود، گناهان بشر را بر خود مي گيرد. و با تحمل رنج صليب کفاره گناهان مي شود. 363
در کيش مانويت سه نوع آفرينش جداگانه خدايان وجود دارد. در آفرينش اول “مادر زندگي” است و “پدر زندگي” آفرينش دوم خدايان را براي ياري او فرا مي خواند و سومين خداي منجي در آفرينش سوم “ستون شکوه” است که هم خدا و هم راهي است که روشنايي نجات يافته از آن به آسمان صعود مي کند.364
خداي نور در ميان مانويان رسم بوده است و اصل دوگانگي و ستيره جويي ميان خداي خير و خداي شر وجود داشت.365
نگارنده بر اين باور است که خدا در آيين مسيح (ع) پاک و عادل مطلق بيان شده است و از صفات برتر برخوردار است. البته بعد از عيسي (ع) در ميان مسيحيان خداي يگانه وجود داشت ولي خداي ديگري هم در کنار او قرار دادند و آن حضرت عيسي (ع) بود که به عنوان خداي پسر که در واقع تجسد خداست عنوان کردند. مسيحيان معتقدند که روح و ذات خداوند در حضرت مسيح (ع) حلول کرده است. و عنوان تثليث در مسيحيت همان سه گانه گرايي است که خداي مطلق، خداي پسر، روح القدس که از پدر و پسر ناشي مي شود. ولي در آيين مانويت خداي نور در رأس خدايان قرار داشت و ديگر خدايان زير نظر خداي نور قرار مي گرفتند. در مانويت سه نوع آفرينش توسط سه خدا صورت مي گيرد و در مسيحيت سه گانه گرايي يا همان تثليث وجود دارد. که در هر دو آيين خداي مطلق در رأس قرار دارد و ديگر خدايان زير نظر ايزد منان. خدا در آراءِ ثنوي مانوي با عقايد توحيدي مسيحي کلاً متباين است.
6-2-4. شيوه هاي گوناگون آموزه هاي ماني و عيسي (ع) به پيروانشان:
آموزشهاي پيامبر مانوي با نوعي نگرش مسيحي تعليم يافته بود. ماني در آموزه هاي خود به پيروانش اصل “بي نهايت ساده نگرانه” و “عميقاً خوش بينانه اي” را اشاعه مي دهد.366
آموزش ماني تقابل و تضاد ميان روح و ماده بود. هر چه به روح و معنويت مربوط مي شد، نيک و هر چه به ماده مربوط مي شد بد و اهريمني بود. آموزه هاي اصلي دين ماني عبارت بود از مقاومت در برابر اميال جنسي که باعث به دام افتادن ذرات نور در تن مي شد. زهد و پارسايي براي برگزيدگان در دين ماني و يا ديو بدکار، نخستين زوج را آفريد تا ذرات نور را که مظهر روح بودند به دام اندازند.367
در پس تمام کلمات ماني احساس رسالت محسوس بود. او تعليماتش را با تسلطي طبيعي اظهار مي داشت و در برخوردهايش با شاهزاده هاي ساساني حتي به شاهنشاه نوعي وقار ذاتي و احساس حق داري موروثي که از خون اشرافي او سرچشمه مي گرفت ملاحظه مي شد.368
شيو? آموزش حضرت عيسي برگرفته از شيوه استادان يهودي چون هيلل بود. اما عيسي (ع) موفق تر از آنها آموزه هاي ديني را به شاگردان خود مي آموخت. کاربرد مثل و آوردن تمثيل در آموزه هايش، گفتن کلمه ها و جمله هاي کوتاه بيدارکننده،بحث و استدلال منطقي، پرسش و پاسخ و کاربرد نمونه هاي عيني در فهم بهتر موضوع هاي مورد بحث، شيوه هاي گوناگون آموزه هاي عيسي بودند. عيسي از آموختن به شاگردانش خوشحال بود زيرا هم شاگردان خود را تعليم مي نمود و هم دين مسيح که در واقع خدا را اشاعه مي دادند و شاگردان وي کلام عيسي را به خاطر سپرده و به ديگران مي آموختند.369
عيسي (ع) در دعوت دين خود، علاقه بين انسان و آفريننده عبارت از علاقه بين روح و مصدر آن و بين زندگاني و سرچشمه اش مي باشد و اين صفت در هيچ ديني از اديان آن دوره مشابه نبوده است.
عيسي نيکي و نيکوکاري و محبت به انسان و مخصوصاً همسايگان را تعليم داده و در آخر اين عالم نيکوکاران پاداش نيکويي خود را مي برند، همچنانکه سزاي بدي خود را مي بينند.
نگارنده بر اين باور است که استفاده از تمثيل و پرسش و پاسخ در آموزه هاي مانوي همه برگرفته از آموزه هاي عيسي (ع) بوده است. عيسي (ع) با استفاده از جملات ساده و عاميانه، آموزشهاي ديني را براي مردم که اکثراً بيسواد بودند قابل فهم مي نمود.
6-2-5. اعتقادات ماني و مسيح (ع):
ماني و کيش او گامي بود در راه تلفيق کيش باستاني ايران با دين نو در آن روزگار همان جنبه را داشت که چپ گراييهاي امروزي دارند. و ماني با روش آرامش دوستي و نفرت از جنگ، ستيزه جويان واقعي دوران خود بودند. ماني مي گفت: نکشيد، خودش را کشتند، مي گفت: کينه ها را فراموش کنيد، بزرگان و سران ملل کينه اش را به دل گرفتند، ماني مي گفت: بر روي اين مغاک تيره، آدمي جز دمي چند از روزگار بي پايان در اختيار ندارد، در همين چند دم کوتاه هم، آن مايه رنج و سختي و مصيبت و بدبختي در انتظارش است که آدميان ديگر نبايد به جان هم بيفتند و دردهاي زندگي را افزونتر کنند. ماني مظهر پيوند دو محيط و دو دوران است. ماني از يک طرف معتقد به وجود دو نيروي متعارض و يا دو بن بود که ريشه زرتشتي داشت و از سوي ديگر براي مبارزه با شر پيروي از مباني دين مسيح و تعاليم بودا را توصيه مي کرد. عقايد ماني رنگي از يأس و بدبيني داشت. وي جهان را وادي خون و اشک مي ديد و بشر را مرغي آشيان گم کرده مي دانست که به اسارت و سرگرداني و بي خانماني محکوم است. ماني دين خود را تنها دين راستين همه جهانيان فرض مي کرد و تبليغ و ترويج آن را وظيف? دائمي هر مانوي مي دانست. ماني خود را خدمتگزار دين خدا و پيشواي دعوت به زندگي و دعوت به رهايش مي دانست.370
ماني گنجينه اي از عقايد را مستقيماً از مکاشفه يوحنايي اقتباس کرده است (انجيل لوقا 21 و متي 24 و مرقيس 13) و از قسمتي از آن تصورات يوحنايي ايران استنباط مي شود.371
عيسي (ع) معتقد بوده است که جسم همان طور که با عقل و روح آميخته است، در عمل نيز با آنها متحد است و با هم کار مي کنند. عيسي (ع) داعي ترک دنيا و عزلت نبوده، بلکه بر خلاف، در ضيافتها و جشنها به ميل خاطر شرکت مي فرمود و هيچ وقت نگفته است که جوهر جسم فاسد و تباه است و يا آنکه روح به طور غير عادلانه در جسد محبوس گرديده است.372
عيسي مسيح (ع) از رياکاري در اعمال مردم را بر حذر مي داشت و بيان مي نمود که در عبادات و کارهاي خير خود را در نهان انجام دهيد و مانند کساني که در کوچه و مکانهاي رفت و آمد مردم نماز مي گذارند تا مردم آنها را ببينند اين عمل رياکارانه است و اجراي را برخود دريافت نمي کنند. به طور کلي، عيسي دعوتش متوجه به باطن است و رعايت و توجه خدا بر روح انسان بود که مسيح (ع) به آن توجه داشت.373
عيسي (ع) اعمالي چون خودپسندي، خودخواهي، جاه طلبي، شهرت، عجب و پندار نفاق و ريا که البته اين اعمال به فرقه فريسيان را هم شامل شده نسبت به آنها عيسي (ع) انتقاد شديد مي کرد. به نظر عيسي (ع) منابع ساختن و تباه کردن روح اخلاقي ديگران از بزرگترين جنايات و گناهان است.374
حضرت عيسي به حقوق مردم نگاهي عمل گرا داشت و الويت داشتن کسب رضايت مردم به ويژه آن ها را که از خود رنجانده و آزرده است.375
مسيح (ع) بعضي مردم که در حالت يأس و نااميدي بودند از چاه نااميدي بيرون آورده و جسماً و روحاً نجات بخشيد.376
مسيح نه فقط مردم را از قيد ديوها و گناه خلاص نمود، بلکه پاکي و تقدس روحاني مخصوصي نيز به ايشان مي داد. مسيح وعده فرمود تا روح خود را به ايمان وادارش بدهد و بهر کسيکه اين روح داده مي شد ميو? روح در وي پديدار مي گرديد. يعني “محبت و خوشي و سلامتي و حلم و مهرباني و نيکوئي و ايمان و تواضع و پرهيزگاري”.377
نگارنده بر اين باور است که عيسي (ع) بر خلاف مانويت هرگز پيروانش را از لذت هاي فردي و اجتماعي باز نداشت و جسم را دشمن ذاتي خير و در خور نابودي به شمار نياورد. ماني قسمتي از عقايد خود را از مسيحيت کسب کرده است و حتي در بيانات خود به پيروانش، تأکيد مي کند که براي مبارزه با شر يا بدي از مباني دين مسيح استفاده نمايند.
6-2-6. معجزات ماني و عيسي (ع):
نگارنده بر اين باور است که ماني بيماران در حال مرگ را شفا بخشيده است. و درباريان را از سحر و جادو نجات داده است. نقاشي هاي ماني در نوشته هاي مورخين اسلامي چنان ذکر شده است که نقاشي او را از معجزات ماني برشمرده اند.
معجزات عاملي بود که جلب دقت مردم را مي نمود. مسيح معجزات بسياري براي آسايش مريضان و رنجوران بعمل آورده و به شاگردان خود قدرت بخشيد تا همچنان کنند.378
نگارنده بر اين باور است که مسيح (ع) مردم را از برص و کوري و امراض ديگر چون شفاءِ دادن نابينا مادرزاد، شفاءِ دادن فردي که به بيماري جزام مبتلا بود و زنده ساختن مردگان از جمله معجزات حضرت عيسي (ع) به شمار مي رود.
معجزات و پيشگوئيها در مسيحيت از نظر مانويها اين بود که آن ها را نشانه هايي مي ديدند گواه بر اينکه مسيحيت خود به نيرو و حقيقت شک دارد نه به اين که حقيقت معجزه مورد ترديد ايشان قرار گرفته باشد بلکه به اين دليل که مسيح بنابر عقيده آنها يک جسم صوري بود نه يک انسان واقعي، و معجزات او هم هر چند که واقعيت خارجي داشت اما در حقيقت صوري و فاقد واقعيت ذاتي بود. در مورد پيشگوئيها نيز مانويها هيچ گونه اهميتي براي آنها قائل نبودند. آنها معتقد بودند که تورات در مقامي نيست که بتواند حقانيت مسيحيت را به اثبات برساند، و او پيشگوئيهايي درباره مسيح داشته باشد که در واقع اين را هم انکار مي کردند.379
نگارنده بر اين باور است که مانويان سعي داشتند که پيشگوئيها و معجزات آئين مسيحيت را انکار نمايند و براي آن دلايل بيهوده بياورند. حال آنکه اگر مسيحيت داراي ايرادات اينگونه بوده است پس چرا ماني بسياري از عقايد خود را از مسيحيت گرفته است ؟ و خود را همان فارقليط مي خواند که مسيح به آمدنش بشارت داده بود. اين بشارت دليل بر پيشگوئي دارد، پس اينگونه عقايد مانويان پوچ و بيهوده بود.
6-2-7. اخلاقيات و زهد و تقوي در مانويت و مسيحيت:
آنچه اخلاقيات مانوي براي مانويان مقرر داشته در سه عبارت شاخص معروف آگوستين آمده است که عبارت از: مُهر دهان، مُهر دست، مُهر باطن. اين سه مهر نمودار يک تسلل جوامع است، زيرا Os شامل هم? حواس
پنجگانه است و manus هم? رفتار را در بردارد و sinus تجـلي هر نـوع شهوت جنسي است.1.مُهر اول شامل پاکي فکر و گفتار، بالأخص خودداري از هر نوع کلامي که بنابر تعليمات مانوي به وي کفر از آن احساس شود. در عين حال که اين فرمان ديني مجرا بود براي آنچه که از طريق دهان مي توانست لذت بخش باشد محدوديتي قائل شده بود. 2. مُهر دوم بيش از هر چيز منع هر نوع عملي است که به جان حيوان و نبات آسيب برساند. مانويها حق ندارند درختي را از ريشه برکنند يا حيواني را بکشند. 3.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد منابع محدود، تحلیل اطلاعات، جمع آوری اطلاعات، قراردادهای دولتی Next Entries پایان نامه رایگان درمورد خدمات عمومی، منفعت عمومی، رفاه عمومی، حمل و نقل