دانلود پایان نامه درباره شهروندان تهران، معنادار بودن، سطح معنادار

دانلود پایان نامه ارشد

است:
جدول شمارهي (5-7): آزمون کلموگروف اسميرنف (نرمال بودن توزيع متغير وابسته)
ميانگين
13.14
انحراف استاندارد
5.00
کولموگروف اسميرنف
3.34
معناداري در سطح کوچکتر از 0.01
0.000

با توجه به معنادار بودن آزمون کلموگروف اسميرنف در سطح خطاي کوچکتر از 0.01، ميتوان نتيجه گرفت که توزيع متغير در جامعه نرمال نبوده است. بنابراين براي اجراي رگرسيون بايد مقادير متغير وابسته به لگاريتم طبيعي (يا نپري) تبديل شود که اين عمل روي دادهها انجام شد.
يكي ديگر از مفروضات در نظر گرفته شده در رگرسيون آن است كه خطاها داراي توزيع نرمال با ميانگين صفر باشد. البته در غير اين صورت ميتوان از لگاريتم طبيعي استفاده كرد. به اين منظور ميتوان از يکي از نمودارهاي هيستوگرامي، کيوکيو152 يا نمودار پيپي153 استفاده کرد. در اين جا نمودار کيوکيو توزيع خطاها در تصوير شمارهي (5-4) گزارش شده است.

چنانکه تصوير شمارهي (5-4) نشان ميدهد، به دليل قرار گرفتن نسبي توزيع خطاها روي خط نرمال ميتوان نتيجه گرفت که توزيع خطاها تقريبا نرمال است. بنابراين اين پيشفرض نيز در در مورد دادههاي ما صادق است.
براي سنجش استقلال خطاها از آزمون دوربين – واتسون154 استفاده ميشود كه در صورتي كه در بازه 1.5 تا 2.5 قرار داشته باشد نشان دهنده عدم همبستگي بين خطاها است (مومني، 1389: 131). در اين جا با انجام آزمون دوربين-واتسون اين رقم بدست ميآيد. مقدار اين آماره در پژوهش ما 1.51 است كه نشان ميدهد پيشفرض عدم وجود همبستگي ميان خطاها نيز برقرار است.
براي تشخيص پيشفرض بعدي يعني برقراري رابطهي خطي ميان متغيرهاي مستقل و متغير وابسته ميتوان از نمودارهاي پراکنش استفاده كرد. البته نمودارهاي پراکنش تنها يك حدسِ نسبي دربارهي وجود رابطهي خطي به بار ميآورد. ضمن اين که يک رابطهي خطي نسبي براي پذيرش اين پيشفرض کفايت ميکند. دادههايي كه با استفاده از اين نمودارها به دست آمده است نشان ميدهد که فرض وجود رابطهي خطي ميان متغيرهاي مستقل و وابسته تاييد ميشود. يک روش ديگر براي بررسي اين رابطه استفاده از همبستگي پيرسون است که در صورت معناداري، نشان از برقراري رابطهي خطي ميان متغيرها دارد. در مورد دادهي ما، نتايج اين همبستگي نيز نتيجهگيري تصويري را تاييد ميکند.
براي تشخيص عدم وجود چندهمخطي ميتوان از شاخصهاي تشخيص چندهمخطي155 استفاده کرد که در جدول جداگانهاي در زمان انجام تحليل رگرسيون چندمتغيره قابل استخراج است. شاخصهاي چندهمخطي عامل تورم واريانس156، تولرانس157 و شاخص وضعيت158 هستند. در صورتي که چند هم خطي وجود داشته باشد از نمرات استاندارد متغيرها استفاده مي شود. در اين جا تنها يک مولفه از ميزان بسيار جزئي بالاتر از حد لازم برخوردار است (31 به جاي 30) با اين وجود براي کاهش احتمال خطا از نمرات استاندارد در انجام رگرسيون چند متغيره استفاده مي شود.
يكنواختي فواصل ميان مقادير نقاط مشاهده شده و خط پيشبين يکي ديگر از پيشفرضهاي ضروري اين تحليل است. زماني فرض يكنواختي ثابت ميشود كه نمودار پراکنش تهيه شده از مقادير استاندارد پيشبيني شده و خطاهاي استاندارد به شكل تصادفي توزيع شده باشد و از الگوي خاصي پيروي نكند. به عبارتي به شكل يكنواخت توزيع شده باشد (گارسن، 2012: 41).

اين نمودار در تصوير شمارهي (5-5) گزارش شده است.
براساس تصوير فوق، به نظر ميرسد با توجه به يکنواختي نسبي توزيع و نبودن الگوي قابل تشخيص در توزيع مقادير نقاط مشاهده شده و خط پيشبين ميتوان فرض يكنواختي را پذيرفت. بنابراين انجام رگرسيون چند متغيره با استفاده از نمرات استاندارد متغيرها بلامانع است.

5-2-2-2- تحليل رگرسيون چندمتغيره
با توجه به نتايج به دست آمده از بخش قبلي، که نشان داد انجام تحليل رگرسيون چند متغيره مانعي ندارد، از رگرسيون چند متغيري استاندارد استفاده کرديم. براي انجام رگرسيون چندمتغيره از روش همزمان159 استفاده شده است. در اين روش کليهي متغيرهاي مستقل به طور همزمان وارد مدل ميشوند تا تاثير کليهي متغيرهاي مهم و غيرمهم بر متغير وابسته به شکل همزمان مشخص شود (منصورفر، 1385: 173). در واقع در اين روش تمامي متغيرها در يک مرحله و به ترتيب حداقل مقدار تولرانس وارد تحليل ميشوند (حبيبپور و صفري، 1388).
در اين بخش نتايج به دست آمده از اين تحليل ارائه ميشود. اولين جدول حاصل از تحليل رگرسيوني در نرمافزار اسپياساس جدول خلاصهي مدل است که در جدول شمارهي (5-8) گزارش شده است:

جدول شمارهي (5-8): خلاصهي مدل رگرسيون چند متغيره
مدل
ضريب همبستگي
مربع ضريب همبستگي
ضريب تعيين تعديل شده
1
0.871
0.758
0.756

مقدار ضريب همبستگي بين متغيرها نشان ميدهد که بين مجموعه متغيرهاي مستقل (سهم فيزيکي، کنترل و مالکيت فضا، سرزندگي شهري، تصميمگيري، سازماندهي شهري و توليد فضا) و متغير وابسته (حق به شهر) همبستگي نسبتا قوي وجود دارد. مقدار ضريب تعيين تعديل شده نيز نشان ميدهد که از کل تغييرات حق به شهر در ميان شهروندان تهراني، 76 درصد توسط مجموعه متغيرهاي مستقل پيشبيني ميشود. ضمن اين که نتايج حاصل از جدول شمارهي (5-9) که آزمون معناداري مدل را گزارش ميکند نشان داده است که اين آزمون معنادار است. بنابراين مدل رگرسيوني مدل خوبي بوده و متغيرهاي مستقل قادرند تغييرات حق به شهر را تبيين کنند.
جدول شمارهي (5-9): آزمون معناداري مدل رگرسيوني
مدل
جمع مربعها
درجه آزادي
مربع ميانگين
آزمون معناداري (F)
معناداري
رگرسيون
637.302
6
106.217
439.790
0.000
باقيمانده
203.358
842
0.242


مجموع
840.660
848


جدول بعدي مهمترين جدول و تعيين کنندهي ضرايب رگرسيوني است و نتايج مربوط به ميزان تاثير هر متغير در مدل و همچنين ميزان همبستگي بين آنها را نشان ميدهد (جدول شمارهي (5-10)). با استفاده از نتايج اين جدول ميتوان معادلهي رگرسيون چندمتغيره را طراحي کرد.
جدول شمارهي (5-10): ضرايب رگرسيوني حق به شهر

ضرايب استاندارد نشده
ضرايب استاندارد شده
تي (t)
معناداري
همبستگيها

بي (B)
انحراف استاندارد
بتا (Beta)

مرتبه صفر
تفکيکي
نيمهتفکيکي
ثابت
0.005
0.017

0.310
0.757

سرزندگي
0.114
0.024
0.145
6.096
0.000
0.616
0.206
0.103
سهم فيزيکي
0.223
0.024
0.226
9.390
0.000
0.667
0.308
0.159
کنترل
0.131
0.025
0.131
5.221
0.000
0.671
0.177
0.088
توليد فضا
0.071
0.024
0.071
2.953
0.003
0.517-
0.101
0.050
سازماندهي
0.160
0.023
0.162
7.016
0.000
0.657
0.235
0.119
تصميمگيري
0.450
0.025
0.451
18.163
0.000
0.800
0.531
0.308

در رگرسيون چند متغيره تفسير ضرايب رگرسيوني بر اساس ضريب بتا انجام ميگيرد. زيرا اين آماره نشاندهندهي ضريب رگرسيوني استاندارد شده هر يک از متغيرهاي مستقل بر روي متغير وابسته ميباشد. بنابراين ميتوانيم با استفاده از آن سهم نسبي هر متغير مستقل در تبيين متغير وابسته در مدل را مشاهده کنيم. در اين جدول چنان چه مشاهده ميشود، متغيرهاي مستقل شش گانه همه تاثير معناداري بر متغير وابستهي حق به شهر دارند. زيرا سطح معناداري پايينتر از 0.05 ميباشد.
به علاوه متغير مستقل تصميمگيري با ضريب رگرسيوني 0.451 که بالاترين ضريب است تفاوت فاحشي با ساير متغيرهاي مستقل دارد. اين يافته نشان ميدهد که تصميمگيري در شهر، مهمترين عامل تبيينکنندهي ادراک شهروندان از حق به شهر است و يا ادراک شهروندان از آن بيش از ساير متغيرهاي تحقيق بوده است. پس از تصميمگيري، متغيرهاي سهم فيزيکي (با ضريب رگرسيوني 0.226)، سازماندهي فضايي (با ضريب رگرسيوني 0.162)، سرزندگي شهري (با ضريب رگرسيوني 0.145)، کنترل فضايي (با ضريب رگرسيوني 0.131) و توليد فضا (با ضريب رگرسيوني 0.071) به ترتيب بيشترين تاثير را در تبيين متغير حق به شهر ايفا کردهاند. مقادير همبستگيهاي مرتبهي صفر، همبستگي تفکيکي و همبستگي نيمهتفکيکي نيز ترتيب تبيين ذکر شده را تاييد ميکند. تاثير متغير مستقل توليد فضا بر متغير وابستهي حق به شهر به شکل قابل ملاحظهاي کمتر از ساير متغيرهاست. اين مساله در نتيجهگيري و بحث تحليلي مورد توجه قرار خواهد گرفت.
بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که به ازاي افزايش هر انحراف استاندارد در متغيرهاي مستقل ششگانهي تحقيق، ميزان ادراک از حق به شهر نيز به ميزان بتا ضرب در يک واحد انحراف استاندارد افزايش خواهد يافت. ضمن اين که در پاسخ به اين پرسش که آيا ميتوان از متغيرهاي ششگانهي سرزندگي شهري، سهم فيزيکي، کنترل فضايي، توليد فضا، سازماندهي شهر و تصميمگيري در شهر براي تبيين ميزان ادراکشدهي حق به شهر توسط شهروندان استفاده کرد، پاسخ مثبت است.
اين يافتهها، سودمندي نسبي کاربستپذيري چهارچوب نظري «حق به شهر» لوفور در زمينهي شهري-شهروندي تهران را نيز تاييد ميکند. بنابراين، ميتوان از تمام متغيرهاي ششگانه در يک معادلهي رگرسيوني چندمتغيره استفاده کرد. بر اين اساس و با توجه به سطوح معناداري به دست آمده از جدول ضرايب، معادلهي خطي رگرسيوني حق به شهر به شرح مشاهده شده در تصوير شمارهي (5-6) است.

در معادلهي خطي رگرسيوني از ضرايب استاندارد نشده استفاده ميشود (دلال160،2000؛ کوک161، تاريخ مراجعه 20 دي 1392). يک مشاهدهي قابل توجه در معادلهي خطي رگرسيوني حاصل شده اين است که در پيشآزمون دوم انجام شده (که در فصل سه شرح داده شد)، وجود رابطه معنادار ميان متغير توليد فضا و حق به شهر رد شد (براي مشاهده نتايج پيش آزمون ر.ک به رهبري و شارعپور، 2013). اين در حالي است که در آزمون حاضر اين متغير نيز در معادلهي رگرسيوني باقي مانده است. البته اين متغير هم از تاثير رگرسيوني و هم از معناداري کمتري نسبت به ساير متغيرها برخوردار است. اين مساله ممکن است با افزايش جمعيت نمونه در ارتباط باشد. زيرا افزايش جمعيت نمونه، مقادير ضرايب رگرسيوني، معناداري آزمون تي و نيکويي برازش مدل را تحت تاثير قرار ميدهد (وب سايت دانشگاه استنفورد162، 2014).
نتايج آزمون رگرسيون چند متغيره در راستاي اهداف اول و دوم اين پژوهش قرار دارد چرا که چنانچه مشاهده شد، چهارچوب نظري هانري لوفور پيرامون مفهوم «حق به شهر» به عنوان يک ابزار نظري مناسب در زمينهي پژوهشهاي جامعهشناسي شهري ايران قابل استفاده است. هدف دوم پژوهش نيز که «آزمون نظريهي حق به شهر لوفور در بستر شهري ايران و بررسي امکان تعميمدهي اين نظريه به زمينهي شهري ايران» تعريف شده بود، که اين هدف نيز در اين بخش محقق شد.

5-2-2-3- جنسيت و حق به شهر
چنانچه در بخش کليات نشان داده شد، يکي از اهداف اصلي اين پژوهش قرار دادن مفهوم جنسيت در کنار مفهوم کليدي طبقه در نظريهي حق به شهر در زمينهي اجتماعي – شهري تهران و بررسي رابطهي جنسيت و حق به شهر است. مرور ادبيات داخلي و خارجي پيرامون مباحث جنسيت و فضا نشاندهندهي اين است که مفهوم جنسيت در فضاهاي شهري، مفهومي مهم و تاثيرگذار است.
يکي از روشهاي ممکن براي بررسي ميزان معناداري اين مفهوم، آزمون آماري ميزان تاثيرگذاري جنسيت بر بخت بهرهمندي از حق به شهر در ميان شهروندان است. بدين منظور ميتوان از روش رگرسيون لجستيک اسمي دووجهي163 استفاده کرد زيرا اين روش ميتوند احتمال رخ دادن يک واقعه (بهرهمندي از حق به شهر) بر احتمال رخ ندادن آن (بهره نبردن از حق به شهر) را برحسب متغير وابستهي دووجهي جنسيت (زن/مرد) محاسبه کند.

5-2-2-4- بخت زنان در حق به شهر
پيش از آن که از رگرسيون لجسيتک استفاده شود، همانند روند اتخاذ شده در تحليل رگرسيون چندمتغيره، پيشفرضهاي تحليل لجستيک را مورد بررسي قرار ميدهيم. البته رگرسيون لجستيك پيش فرضهاي مربوط به رگرسيون چند متغيره را ندارد. تنها پيش فرضهايي كه بايد در اين نوع تحليل در نظر گرفت عبارتند از:
* متغير وابسته حتما بايد در سطح اسمي سنجيده شده باشد؛

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره شهروندان زن Next Entries دانلود پایان نامه درباره شهروندان تهران، مشارکت زنان