دانلود پایان نامه درباره شهروندان تهران، حمل و نقل، مفهوم وجود، زنان باردار

دانلود پایان نامه ارشد

تبعيت کند. با توجه به اين که اين فرض در مورد توزيع ما برقرار نبود از لگاريتم طبيعي متغيرها استفاده کرديم.
در سنجش درآمد در جمعيت نمونه، درآمد فردي و درآمد خانوار را به شکل مجزا سنجيديم. در اين تقسيمبندي درآمد فردي را هرگونه ورودي پولي ماهيانه در نظر گرفتيم (شامل حقوق ماهيانه، خرجي دريافتي از پدر يا همسر، سود ماهيانهي حسابهاي بانکي، اجاره خانهي دريافتي، کمک هزينههاي احتمالي و …). درآمد خانوار را مجموع وروديهاي اعضاي خانوار که به مصرف کل خانوار ميرسد در نظر گرفتيم.
براي اين که بتوانيم از ضريب همبستگي پيرسون استفاده کنيم بايد به پيشفرضهاي استفاده از اين ضريب توجه کنيم. پيشفرضهاي اين ضريب عبارتند از: قرار گرفتن متغيرها در سطوح نسبي و فاصلهاي، رابطهي نسبتا خطي بين متغيرها، شکل توزيع مشابه (تفاوت در توزيع نبايد خيلي زياد باشد)، هر يک از دو توزيع بيش از يک نما نداشته باشد (منصورفر، 1384: 81). فرض قرار گرفتن متغيرها در سطوح نسبي و فاصلهاي برقرار است. فرض رابطهي خطي، توزيعهاي نبستا مشابه و تک نمايي توزيعها نيز با استفاده از نمودارهاي پراکنش و هيستوگرام ترسيم شده از متغيرها به آزمون گذاشته شد و فرضيههاي ياد شده تاييد شد. بر اين اساس، همبستگي پيرسون براي سنجش ارتباط ميان درآمد، در دو بعد فردي و خانوار و بهرهمندي از حق به شهر مورد استفاده قرار گرفت.
نتيجهي آزمون ضريب همبستگي پيرسون براي متغيرهاي حق به شهر و درآمد خانوار در جدول شمارهي (5-25) گزارش شده است.
جدول شمارهي (5-25): همبستگي پيرسون (حق به شهر و درآمد خانوار)
حق به شهر همبستگي پيرسون
حق به شهر
درآمد خانوار

1
0.330
معناداري

0.000
جمعيت
879
717

با استفاده از جدول شمارهي (5-25) ميتوان گفت که در سطح کوچکتر از 0.01 بين درآمد خانوار و ميزان بهرهمندي از حق به شهر رابطه وجود دارد. اين رابطه برابر با 0.330 است که به شکل مثبت است؛ بدين معنا که با افزايش درآمد خانوار، ميزان بهرهمندي از حق به شهر در شهروندان نيز افزايش مييابد.

جدول شمارهي (5-26): همبستگي پيرسون (حق به شهر و درآمد فردي)
حق به شهر همبستگي پيرسون
حق به شهر
درآمد فردي

1
0.358
معناداري

0.000
جمعيت
879
593

جدول شمارهي (5-26) آزمون ارتباط حق به شهر و درآمدي فردي را با استفاده از ضريب همبستگي پيرسون به تصوير ميکشد. چنانچه مشاهده ميشود، رابطهي بين حق به شهر و درآمد فردي نيز مثبت و به ميزان 0.358 است. بنابراين هم درآمد فردي و هم درآمد خانوار (به اندازهاي تقريبا مشابه) با احساس بهرهمندي از حق به شهر رابطهي مستقيم دارند. هرچند مقدار اين رابطه چندان قوي نيست ولي تاييد کنندهي وجود يک ارتباط معنادار آماري ميان درآمد و حق به شهر است.

5-3- يافتههاي کيفي
5-3-1- نتايج مصاحبه با شهروندان تهراني
5-3-1-1- حق به شهر و تفاوتهاي جنسيتي
در فصل روش تحقيق به اين مساله اشاره کرديم که عموما وضعيت ايدهآل در تحقيقات جامعهشناختي زماني حاصل ميشود که روشهاي کمي و کيفي در کنار هم مورد استفاده قرار گيرند. در اين پژوهش روش کيفي هم براي دريافت تاييد تجربي يافتههاي کمي و هم براي تکميل اين يافتهها مورد استفاده قرار گرفته است. نمونهگيري براي بخش کيفي پژوهش با استفاده از روش نمونهگيري هدفمند درون جامعهي آماري صورت گرفت. در مجموع 19 مصاحبه انجام شد. شايان ذکر است که محقق به اشباع نظري دست پيدا کرد. در جمعيت نمونه ميانگين سني 37 سال است. 52.6 درصد حجم نمونه را زنان و 47.4 درصد را مردان تشکيل دادهاند. ضمن اين که 52.6 درصد متاهل و 47.4 درصد مجرد هستند.
بررسي کيفي ادراک شهروندان نسبت به مفهوم حق به شهر نشان داد که تفاوتهايي در برداشتهاي زنان و مردان نسبت به اين مفهوم وجود دارد.
جدول شمارهي (5-27) اشارات شهروندان تهراني پيرامون تعريف مفهوم حق به شهر را برحسب جنسيت نشان ميدهد. چنانکه در اين جدول مشاهده ميشود، پاسخهاي مردان گسترهي وسيعتري از مولفههاي استخراج شده از نظريهي لوفور را دربرميگيرد.
زنان حق خود به شهر را در قالب مولفههاي سرزندگي، سهم فيزيکي، سازماندهي شهري و تصميمگيري تعريف ميکنند؛ در حالي که مردان از مثالها و اشاراتي در ارتباط با مفاهيم مولفههاي سرزندگي، کنترل و مالکيت، سهم فيزيکي، تصميمگيري و سازماندهي شهري براي تعريف مفهوم حق به شهر استفاده ميکنند. بنابراين به نظر ميرسد اساسا مفهوم ادراک شدهي حق به شهر در ميان زنان و مردان متفاوت است.

جدول شمارهي (5-27): جواب پاسخگويان به پرسش «حق شهروندان در شهر چيست؟»
پاسخ
جنس
تنوع اشارات
مولفههاي ششگانه حق به شهر
ابعاد دوگانه حق به شهر
زنان
وجود آرامش، امنيت، آزادي عمل، بهبود، سيستم حمل و نقل عمومي کارامد، برابري در شهر، کمک شهروندان به مسئولين، در نظر گرفتن حقوق همه از جمله افراد پا به سن گذاشته، کودکان، زنان باردار و توانجويان، پاکيزگي، احترام به شهروندان
سرزندگي، سهم فيزيکي، سازماندهي شهري، تصميمگيري
مشارکت و اختصاصدهي شهر به خود
مردان
داشتن مسکن و پارکينگ مناسب در شهر، سيستم حمل و نقل کارامد، مشارکت در تصميمگيريهاي شهري، اظهار نظر در مورد تغييرات شهري، بهرهمندي از خيابانهاي سالم، امنيت، تفريحات شهري، توزيع عادلانه امکانات و نبود ترافيک
سرزندگي، کنترل و مالکيت، سهم فيزيکي، تصميمگيري، سازماندهي شهري
مشارکت و اختصاصدهي شهر به خود

در تصوير شمارهي (5-9) متغيرهايي که زنان در تعريف حق به شهر مورد اشاره قرار ميدهند، ابعاد حق به شهر و سطوح بحث به رنگ زرد مشخص شده است. زنان به متغيرهاي کنترل و مالکيت و توليد فضا براي تعريف حق به شهر اشاره نميکنند.

تصوير شمارهي (5-10) نيز مولفههايي را که مردان در تعريف حق به شهر استفاده ميکنند، ابعاد ياد شده و سطوح بحث را به رنگ سبز نشان ميدهد. همان طور که تصوير نشان ميدهد، تنها مولفهي توليد فضا در اشارات مردان از حق به شهر مورد استفاده قرار نگرفته است.

اين مساله که مفهوم توليد فضا، نه از سوي مردان و نه از سوي زنان، جهت تعريف مفهوم حق به شهر ادراک شده مورد استفاده قرار نميگيرد بايد در نتيجهگيريها مورد بررسي قرار گيرد.
نتايج حاصل از مصاحبههاي انجام شده با شهروندان تهراني نشان ميدهد که چنانچه در بخش پيشين نشان داديم، احساس نابرابري در بهرهمندي از حق به شهر در زنان بالاتر از مردان است. جدول شمارهي (5-28) نحوهي پاسخگويي مصاحبهشوندگان به پرسش پيرامون تفاوتهاي جنسيتي در شهر را به تصوير ميکشد.
جدول شمارهي (5-28): جواب پاسخگويان به پرسش برابري جنسيتي در حق به شهر
پاسخ
جنس
آيا زنان و مردان به يک اندازه از فضاها، امکانات و خدمات شهري بهره ميبرند؟
جنس
درصد از کل

درصد زنان
درصد مردان

بله
6
20 درصد
44.4 درصد
31.5 درصد
خير
13
80 درصد
55.5 درصد
68.4 درصد

چنانچه جدول شمارهي (5-28) نشان ميدهد 80 درصد زنان مصاحبهشونده معتقدند که زنان و مردان به يک اندازه از فضاها، امکانات و خدمات شهري استفاده نميکنند. تمام زناني که به اين پرسش پاسخ منفي دادهاند معتقدند که اين نابرابري به ضرر زنان است، يعني ميزان بهرهمندي مردان بيش از زنان است. اين در حالي است که 44 درصد مردان معتقدند که فضاها، امکانات و خدمات توزيع جنسيتي دارد. از اين 44 درصد 33 درصدشان معتقدند که ميزان بهرهمندي مردان بيش از زنان است و 11 درصد بقيه معتقدند که ميزان بهرهمندي زنان بيش از مردان است. در مجموع قريب به 70 درصد مصاحبه شوندگان معتقدند که نابرابري در توزيع خدمات، امکانات و فضاها وجود دارد که از اين ميان بيش از 90 درصدشان معتقدند که بهرهمندي به نفع مردان است. از مجموع زنان و مردان، 63 درصد معتقدند که ميزان بهرهمندي زنان از فضاها، خدمات و امکانات شهري کمتر از مردان است.
اين يافته هم پيشفرض ما را مبني بر پايينتر بودن ادراک بهرهمندي از حق به شهر در زنان نشان ميدهد و هم نشان ميدهد که يک سوم مردان در اين برداشت با زنان شريک هستند.
در ادامه از شهرونداني که معتقد بودند که زنان به ميزان کمتري از مردان از خدمات، فضاها و امکانات شهري بهره ميبرند درخواست شد که راهکارهايي را براي تحقق اين حق پيشنهاد کنند. جدول شمارهي (5-29) پاسخهاي خلاصه شدهي شهروندان را به تفکيک جنيست نشان ميدهد.
جدول شمارهي (5-29): جواب پاسخگويان به پرسش «چگونه حق زنان به شهر قابل تحقق است؟»
پاسخ
جنسيت
پاسخها

پيشنهادهاي
زنان
1. افزايش نمايندگان زن در نهادهاي مرتبط با شهر؛
2. تغيير قوانين تبعيضآميز عليه زنان در فضاهاي شهري؛
3. قرار گرفتن زنان در پستها و جايگاههاي کليدي که قابليت تغيير شرايط را داشته باشند؛
4. پژوهش در مورد زنان و با مراجعه زنان براي شناسايي درست مشکلات آنان؛
5. تغيير تفکرات قالبي عام در بين مردم؛
6. تغيير الگوي جامعهپذيري زنان براي ايجاد خودباوري؛
7. ايجاد فضاهاي امن و مناسب براي زنان.
پيشنهادهاي
مردان
1. مشورت گرفتن از زنان در امور شهري و سياستي؛
2. تلاش و فعاليت خودِ زنان براي تحقق حقوقشان؛
3. ايجاد فضاهايي پاک177 که در شان زنان باشد؛
4. انتقال پايتخت و کليهي نيروهاي دولتي از تهران که ميتواند سبب ايجاد تعادل جمعيتي در شهر شده و زيرساختهاي شهري را براي ايجاد عدالت مهيا آماده کند؛
5. ايجاد انجمنها و گروهها و حرکتهاي مردمي جمعي.

چنانچه جدول شمارهي (5-29) نشان ميدهد، راهکارهاي زنان در هر سه سطح فردي (ايجاد خودباوري در ميان زنان)، مياني (تغيير ساختارهاي شهري) و جهاني (ايجاد جايگاههايي براي زنان در سطوح تصميمگيري کلان) قرار دارد. راهکارهاي مردان نيز در سطوح فردي (تلاش زنان براي تحقق حقوق خود)، مياني (ايجاد فضاهاي شهري مناسب) و جهاني (دخالت زنان در امور سياستي) قرار دارد.

5-3-1-2- تفاوتهاي جنسيتي در عوامل موثر بر اختصاصدهي شهر به خود
5-3-1-2-1- سرزندگي شهري
5-3-1-2-1- 1- امنيت
امنيت در شهر دغدغهي مشترکي بين زنان و مردان است. اگرچه آمارهاي شهري نشان ميدهد كه مردان شهري 64 درصد بيش از ميانگين مردان حومهنشين و مردان روستايي، و 47 درصد بيش از زنان قرباني خشونت شدهاند (گوتدينر و باد، 1390: 287 )، احساس امنيت مردان در فضاهاي شهري بيش از زنان است. اينكه چرا نسبت عاملان و قربانيان خشونت در مردان بيش از زنان است در ادبيات جرمشناسي تحليلهاي متفاوتي دارد ولي واقعيتي كه وجود دارد اين است كه مسالهي جرايم جنسي در كنار آمار بالاي خشونتهاي مردانه، مورد بررسيهاي كمتري قرار گرفته است. يکي از مصاحبهشوندگان که امنيت را مشکل بسياري از کلانشهرهاي جهان ميداند، در مورد امنيت در تهران ميگويد:
«فکر نميکنم هيچ کجاي تهران کاملا امن باشد. حتا منزل شخصي خود آدم» (مرد، 36 ساله، ساکن منطقهي 2).
برخي ديگر از مصاحبهشوندگان، مانند دو نمونهي زير به ماهيت طبقاتي و منطقهاي امنيت در شهر تهران اشاره ميکنند:
«خيلي امن نيست خيلي هم ناامن نيست. بستگي دارد. بعضي جاهايش بهتر از جاهاي ديگر است» (زن، 52 ساله، منطقهي 8).
«يکي از فاميلهاي ما در يکي از اين محلههاي خوب تهران زندگي ميکند. اينها سر کوچهشان هميشه نگهبان هست. قشنگ سر کوچه کشيک ميدهد. مانع هم گذاشتاند هر که را بخواهند راه ميدهند.» (زن، 42، ساکن منطقهي 12).
با وجود اين که مردان نيز امنيت در شهر تهران را در سطح بالايي ارزيابي نکردهاند، ماهيت مسالهي امنيت در ميان زنان و مردان متفاوت است. مردان عدم امنيت را به عنوان يک مسالهي اجتماعي در سطح کلان ميبينند که قربانيان آن تصادفي انتخاب ميشوند، در حالي که براي زنان، مسالهي امنيت يک معضل برگرفته از تجربيات زيسته و زندگي روزمره است که به شکلي هر روزه با آن درگيرند. معضلي که ماهيتي اساسا جنسيتي دارد. احساس ناامني جنسي و ترس از تعرض جنسي در ادبيات

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره مشارکت زنان، شهروندان تهران Next Entries دانلود پایان نامه درباره زنان باردار، سازمان ملل، ناخودآگاه