دانلود پایان نامه درباره سینمای ایران، کانون پرورش فکری، بهرام بیضایی، ساختار سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

جنگ روس و ژاپن افتتاح شد . مدتی بعد بالاخانه ای را در طبقه دوم چاپخانه ی فاروس در خیابان لاله زار اجاره کرد . و آن را به صورت سالن در آورد . با نام تماشاخانه « بومر و روسیخان»، از جمله فیلمهای که در آنجا نمایش داده شد مستند شهر راستوف و جزیره ماداگاسکار بوده است. همزمان با روسی خان شخصی به نام آقایوف ( مشهور به تاجر باشی) در خیابان چراغ گاز در قهوه خانه زرگر آباد اقدام به نمایش فیلم کرد . رقابت ناسالمی بین او و روسی خان ایجاد می شد کار به زد و خورد و زندان کشید . به هر حال، این دو، پای مردم را به سینما باز کردند . اما نخستین کسی که بهره برداری همگانی از سینما را رواج داد و پس از آن همیشه در ایران سالن وجود داشت آرشادِس باتماگریان بود. ( مهرابی، 1377 : 45 )
چندی پس از ورود دستگاه های نمایش فیلم به ایران، سالنهای نمایش فیلم تدریجاً یکی پس از دیگری تاسیس می شوند و در سال 1283 شمسی تماشای فیلم از انحصار دربار بیرون آمد و مردم به سینما رفتند . میرزا ابراهیم خان صحاف باشی ، آزادی خواه و ضد استبداد، نخستین سالن های سینما را با انگیزه های مردمی در خیابان چراغ گاز دایر کرد . حرکتها و اقدامات صحاف باشی به مزاق مخالفان خوش نیامد و سینما تعطیل شد و صحاف باشی تبعید. در سال 1286 شمسی، روسی خان ، تاجر باشی و باتماگرایان نخستین سینمای دائمی را در خیابان فردوسی تاسیس کردند . با استقبال تدریجی مردم از سینما ، و گشایش سالنها یکی پس از دیگری ، یکه تازی سالن تئاتر به پایان رسید و سالنهای تئاتر به سرعت مغلوب سینما شدند نه بازیگران تئاتر و نه عوامل اصلی دیگر نتوانستند مردم را از جاذبه مغناطیسی سینما برهانند. تغییر رژیم در روسیه ، بسیاری از متمولین را به ایران راهی کرد ، هر کس سرمایه ای داشت در این زمینه سرمایه گذاری کرد . (مهرابی ، 1377 : 187 )
تاًسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در ۱۳۴۸ فرصت مناسبی برای شکل گیری سینمای فرهنگی در ایران شد . همکاری یونسکو با این کانون به عنوان توزیع کننده فیلم‌های کودکان در ایران که با اعزام نورالدین زرین‌کلک به بلژیک عملی گردید ، تأثیر مهمی بر ارتقاء سطح فرهنگی کانون گذاشت . جریان فرهنگی شکل گرفته از سوی سینماگران پیش‌رو همراه با ایجاد کانون پرورش فکری و همچنین کاهش استقبال عمومی از عناصر سرگرم کننده‌ای چون خشونت، ابتذال و جاهل مسلکی در بین اقشار جوان و بخصوص قشر تحصیلکرده کشورعواملی بودند دست در دست هم جریان نو و سازنده‌ای را در سینمای ایران طی سال‌های ۵۰ تا ۵۷ به وجود آوردند . سهراب شهید ثالث ، بهرام بیضایی ، عباس کیارستمی ، خسرو سینایی ، کامران شیردل ، داریوش مهرجویی ، ناصر تقوایی ، علی حاتمی ، امیر نادری و… از افرادی بودند که با بهانه‌های غیرمادی نقش اساسی در این جریان داشتند و مقدماتی را فراهم نمودند تا سینمای ایران گام‌های مهمی در سال‌های بعد بر دارد . بعد از بوجود آمدن تلویزیون ملی در سال 1345 فیلم های متعددی ساخته شد . ناصر تقوایی «باد جن» را ساخت . نصیب نصیبی «آناهیتا» و محمد تهامی نژاد «سینمای ایران به شیوه‌ی ترکیبی» ساخت . منوچهر عسگری‌نسب « پیر سبز چکچکو» ، منوچهر طبری « دراویش قارویه »، احمد شاملو « پاوه ، شهری از سنگ در دل تپه سبز » ، کیومرث درم‌بخش « جرس ( ساربانان کویر ) » و محمدرضا اصلانی فیلم تجربی « جام حسنلو » را ساخت . در این میان پرویز کیمیاوی با ساخت فیلم « یا ضامن آهو » شاید اولین تجربه در سینمای دینی در کشور ما را رقم زد . این فیلم بدون صدا سعی در تصویرسازی داشت که برنده جایزه هیأت داوران جشنواره فیلم سال 1350 شد.
3 – 4 – 2 ) سینمای پس از انقلاب :
بعد از انقلاب طی سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ بدلیل نبودن ضوابط تدوین شده فیلمسازی ، سینمای ایران تقریبا در وضعیت نابسامانی بسر برد. پس از سال ۱۳۶۲ با تدوین ضوابط فیلمسازی که با توجه به شرایط پس از انقلاب تنظیم شده بود ، عناصری چون خشونت وابتذال از سینمای ایران خارج شد و از طرف دیگر به دلیل مصادره بسیاری از سینماها و شرکت‌های تولید فیلم و اعمال نظارت دولتی بر آنها به طور غیرمستقیم نقش عامل سودآوری در سینما کمرنگ تر شد. این عوامل همراه با تکامل کیفی فیلمسازان دهه پنجاه چون عباس کیارستمی ، بهرام بیضایی و داریوش مهرجویی تاثیر مثبتی بر روند فیلمسازی در ایران گذاشتند که با توجه به محدودیت‌ها ، محصولات بدیعی را آفریدند و تحسین منتقدان جهانی را به همراه داشت. در این دوره فیلمسازان جوانی چون محسن مخملباف ، ابراهیم حاتمی کیا ، جعفر پناهی ، مجید مجیدی و ابوالفضل جلیلی که با تمایلات مختلف پا به عرصه فیلمسازی گذاشتند و به مرور با مطالعه و پشتکار توانستند به صورتی هنرمندانه عناصر این هنر را بکار بگیرند ، نقش موًثری در این تحول ایفا نمودند. همچنین برقراری منظم سالانه دست کم یک جشنواره بین‌المللی فیلم که در بهمن ماه هر سال به نام جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در کشور برگزار می‌گردد نیز در ایجاد علاقه به سینما در قشر جوان کشور از یکسو و توسعه این هنر نقش مهمی ایفا نموده‌است.
4 – 4 – 2 ) ساختارسینمای ایران :
سینمای ایران در ساخت بیرونی و درونی اش دچاراشکالات و مشکلاتی است و به نظرمی رسد علاوه بر کهنگی و فرسودگی امکانات سخت افزاری از لحاظ ساختار محتوایی نیز به بن بست رسیده است . در دهه اول انقلاب ، مضامین متنوع تر از امروز بود ، فیلم های خانوادگی ، اجتماعی ، کمدی و فرهنگی و… همه نوع خوراک برای مخاطب مهیا بود . فیلم های فرهنگی ساخته می شد و فرهنگ سراسر ایران نیز در آن پیدا بود ، ولی امروز سینمای ایران در یک سیکل تکراری گرفتار شده است . سینمای ایران در روزمرگی زندگی شهری و محنت شهر نشینی در مسیری مخرب و روبه سقوط قرار گرفته است . در فرهنگ امروز ایران ، جایگاه و اهمیت سینما باید دوباره مورد بازبینی قرار گیرد ، اشکال اساسی حوزه فرهنگی ما ، عدم ثبات مدیریت فرهنگی و مدیران فرهنگی و فقدان استراتژی بلند مدت است . روزمرگی آفت حوزه فرهنگ ، سینما و تئاتر کشور شده ، متاسفانه به جای ضوابط ، سلایق است که مبنا و پایه کارشناسی قرار می گیرد .
متاسفانه سینمای ایران گرفتار چرخه معیوبی شده است ، تولید می کنیم بی آنکه به مخاطب مردمی ، به دغدغه های فرهنگی ، کارکردهای سیاسی ، اجتماعی و بازده اقتصادی آن توجه داشته باشیم حتی وجوه سرگرم کنندگی آن را فراموش کرده ایم . به نظر کارشناسان سینما نیازمند یک پروسه منضبط ، مخاطب پرور و فرهنگ ساز است . سینمای موفق باید ذائقه مخاطب را بشناسد و حال آنکه سینمای ایران جولانگه ذائقه های نازل و سطحی است . ما نه برای مخاطب داخلی و نه برای مخاطب خارجی فکر کرده ایم ، برنامه نداریم و اکثرا آن چه هست بصورت اتفاقی است .
ما با کارکرد سینما آشنا نیستیم ، سینما رسانه ای است قدرتمند و نافذ با کارکردها و تاثیر گذاریهای مختلف . سینما با این همه ظرفیت وپتانسیل در میان بن بست اجتماعی ایران ، بی برنامه رها و مورد بی مهری قرارگرفته است . جهان امروز ،س جهان آموزشهای نوین است ، ساختار آموزشی و فرهنگی از الگوهای کهنه و فرسوده دور شده و سیستم های دیجیتال و الکترونیک و رسانه های خبری و تصویری و صدا و سیما نقش مهم و محوری بر عهده دارند ، اما ما در این پیشرفت ها فقط به شعار بسنده کرده ایم .
هیچ دستگاه و نهادی برای آسیب شناسی سینمای ایران پیشقدم نشده ، مسائل ، ضرورت های اجتماعی و کارکرد های آن ناشناخته و مبهم مانده است . خطوط قرمز سلیقه ای و متغیر ، فیلم سازان را دچار زیانهای زیادی کرده است ، فقط گیشه برای ما مهم شده است ، نمی دانیم چه فیلمی درست می شود و مخاطب چه برداشتی می کند ، سینمای ایران دچار نزول شده است ، دخالت و برخوردهای بی ضابطه سینمای ایران را از مسیر اصلی خود خارج کرده است ، در حالی که سینما می تواند ابزاری باشد برای کسانی که حتی انتقاد اجتماعی دارند از آن استفاده کنند و حرف هایشان را بزنند ، اما در صورت مطرح کردن آنها دچار مشکل می شوند . بعضی از مدیران در عرصه فرهنگ بنا به دلائل مختلف از قبیل نظارت و دخالت ، دستشان بسته است و هرگاه دچار مشکل می شوند برخی از فیلم ها را توقیف می کنند ، این نشانگر این است که ما برنامه مدون و کاملی برای استراتژی سینما نداریم و با قوانین سلیقه ای برخورد می کنیم . (خزایی ، 1388 : 87 ) .
5 – 4 – 2 ) سایه جامعه ایرانی برسینما :
در دنیا و ایران که متاثر از سینمای جهان است در هر جامعه دو گونه هنر وجود دارد ، هنر عامه پسند و هنر پیشرو و هر دو گونه می تواند بسیار با ارزش باشند یا مبتذل و بی ارزش ، تفاوتهای بین هر دو گونه وجود دارد اما هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد ، هنر آوانگارد ساختار پیچیده ای دارد . نوآوری و تجربه های جدید درآن از اهمیت بالایی برخوردار است ، در هنر آوانگارد ، هنرمند جلوتر از جامعه حرکت می کند و معمولا از نظر محتوا واقع گرا وانتقادی است ، واقعیت را بی پرده بیان می کند تا از آن درسی برای آینده گرفته شود ، هنرمند دست به تجربه می زند تا قدرت بیان خود را هر چه موثرتربیان کند ، بنابراین بخشی از مردم که گرفتار معاش هستند ، دغدغه ندارند که به دیدن این آثار بروند و اگر هم آن را تماشا کنند در مقابل آن دچارحیرت می شوند ، در مقابل ، اثرهنری هم با زبان ساده وجود دارد که برای مردم ساخته می شود ، که دراین نوع آثار حقیقت نمایی به واقع گرایی پهلو می زند ، هدف کشف واقعیت های نو نیست بلکه ترویج ارزشهای نیک و سرزنش بدیها ، تقویت انسجام اجتماعی و بسیار اهداف اجتماعی دیگر که البته در آثار آوانگارد هم مورد توجه قرار می گیرد که ساده تر ، سرگرم کننده تر و قابل فهم تر به مخاطب انتقال داده می شود . ( اجلالی ، 1387 : 71 ) .
مسلماً فرهنگ جامعه در نوع واکنش مردم نسبت به آثار سینمایی موثر است ، اما باید به یاد داشته باشیم که هنر سینما از ابتدا کارکرد سرگرم کنندگی داشته است ودرهمه جای دنیا مردم برای تفریح به سینما می رفتند ، برای همین به سینما می گفتند هنر دموکراتیک .
در ایران ساختار سیاسی – اقتصادی ما به سمتی پیش رفته است که دولت بوسیله وزارت ارشاد سینما را کنترل می کند . موج قیصر در سینمای عامه پسند ایران در اواخر دهه 1340 برخاست ، چندی بعد موج گنج قارون جای او را گرفت که نگرشی قضا وقدری نسبت به جامعه داشت که نشان از یک دغدغه عمومی بود .
تا دهه 1350 سینما مهمترین تفریح طبقات مختلف مردم در شهرهای متوسط و بزرگ ایران بود ، اما در شهرهای کوچک سینما وجود نداشت ، در اواخر دهه 1350 از محبوبیت سینما در بین مردم کاسته شد ، در زمان انقلاب مردم به سینماها به عنوان نماد فرهنگ طاغوتی حمله کردند ، بعد از آن از سال 1361 سینما با سیاست جدید گلخانه ای وزارت ارشاد به حیات خود ادامه داد ، اما محبوبیت سینما هیچ گاه به حد اول خود بازنگشت ، زیرا ایران شاهد مهاجرت وسیع مردم به شهرهای کوچک و بزرگ بود ، نسلی که در این شهرها رشد پیدا کرد علاقه چندانی به سینما رفتن نداشتند .
تا سال 1359 تشخیص این که چه فیلمی باید نمایش داده شود و چه فیلمی نباید اکران شود از اهمیت زیادی برخوردار نبود ، بعد از آن هم جنگ شروع شد ، در فضایی که هر روز خبر شهادت رزمندگان می رسید و جوانان گروه گروه به جبهه های جنگ می شتافتند ، سینما رفتن و هر نوع تفریح اجتماعی با حضورهمه افراد خانواده در مجامع عمومی کاری چندان جالب به نظر نمی آمد . سینما رفتن ذاتا مثل مهمانی رفتن عملی توام با خود نمایی است ، بنابراین بویژه در شهرستانها چندان خوب به نظر نمی رسید ، بسیاری از سینماها دولتی شده بود و بعضی از آنها فقط در ساعات اداری کار می کردند و چندان علاقه ای به جلب مشتری نداشتند . بمباران عراق هم مزید برعلت شد ، شبها تاریک می شد و سینماها تعطیل . مجموعه این حوادث باعث شد که طبقات شهری شکل تفریحات خود را تغییر دهند و به سنتهای قدیمی تفریح خانواده یعنی تفریح در داخل خانه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره جامعه شناسی، جامعه شناسی هنر، مصرف کننده، روشنفکران Next Entries دانلود پایان نامه درباره ایدئولوژی، اوقات فراغت، الگوی مصرف، سینمای ایران