دانلود پایان نامه درباره سود سهام، هزینه سرمایه، اوراق قرضه

دانلود پایان نامه ارشد

هستند و ریسک مالکیت شرکت را تقبل مینمایند. صاحبان سهام عادی مجاز هستند آنچه که از درآمد شرکت بعد از پرداخت حقوق صاحبان اوراق قرضه و سهامداران ممتاز باقی میماند را بین خود تقسیم نمایند و هنگام انحلال و یا ورشکستگی شرکت نیز پرداخت حقوق آنها در گرو پرداخت حقوق سایر گروههای ذینفع میباشد. هر سهم عادی دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که آن را از سایر اوراق بهادار متمایز میسازد. این ویژگیها به شرح ذیل میباشند :
حق مشارکت در درآمد
سهامداران عادی مالک درآمدهای کسب شده شرکت بعد از پرداخت هزینه بهره، مالیات و سود سـهام ممتاز میباشند این درآمد ممکن است به دو قسمت تفکیک شود :
سود تقسیم شده و سود تقسیم نشده (سود انباشته) که سود انباشته مــجدداً در شرکت سرمایــه گذاری میشود.
حق مشارکت در داراییها
سهامداران عادی هنگام تصفیه شرکت بعد از پرداخت سهم طلبکاران و سهامداران ممتاز مالک باقی مانده داراییهای شرکت میباشند.
حق کنترل
حق کنترل یعنی داشتن قدرت برای تعیین خط مشیهای شرکت. این خطمشیها و تصمیمهای اصلی شرکت به وسیله هیأت مدیره تعیین میشود. این کنترل ممکن است به شکل توانایی انتخاب یا تعیین اعضای هیأت مدیره تعریف شود. سهامداران دارای قدرت قانونی برای انتخاب اعضای هیأت مدیره هستند و اگر اعضای هیأت مدیره در حمایت از منافع آنها کوتاهي نمایند میتوانند آنها را عزل نمایند.
حق رأی
اتخاذ تصمیم در مواردی مانند انتخاب اعضای هیأت مدیره یا تغییر در اساسنامه شرکت مستلزم تصویب سهامداران عادی است. در این حالت هر سهم دارای یک حق رأی میباشد. بنابراین سهامداران عادی به میزان تعداد سهامی که دارند حق رأی دارند.
5) حق تقدم خرید
حق تقدم خرید سهامداران عادی برای حفظ نسبت سهم مالکیت هر سهامدار در شرکت است. طبق قانون سهامداران دارای حق خرید سهام جدید به میزان مالکیت قبل خود میباشند. اختیار سهامداران برای خرید سهام جدید در هنگام افزایش سرمایـه برای یک دورة زمانی معیـن به قیمت خاصـی حق تقدم خرید نامیده میشود.
با توجه به اینکه اکثر شرکتهای پذیرفته شده در بورس تهران با سرمایه کم فعــالیت خود را آغاز نمودهاند پس از گسترش عملیات و لزوم اجرای طرحهای توسعه به سرمایه بیشتری احتیاج دارند. بنابراین، این شرکتها اقدام به افزایش سرمایه نمودهاند، البته یکی از دلایل افزایش سرمایه موضوع عدم توجه به اندوختهها میباشد که شرکتها میتوانند بدون اضافه نمودن سرمایه، از این وجوه عیناً مانند سرمایه بهرهبرداری نمایند. این موضوع نیز ارتباط با قوانین مالیاتی از یک طرف و طرز تفکر مردم در دریافت سود بیشتر، از طرف دیگر دارد. در سالهای اخیر و بعد از حیات مجدد در بورس اوراق بهادار تهران، انتشار سهام عادی اصلیترین منبع تأمین مالی شرکتهای پذیرفته شده در این بورس بوده است و روند افزایش سرمایه در بین این شرکتها همواره صعودی بوده است.از علل عمده گرایش شرکتها به انتشار سهام عادی بعنوان ابزار تأمین مالی و استفاده بیش از حد این ابزار نرخ تورم بالا، ناکافی بودن اعتبارات بانکی و مشکلات قانونی بر سر راه انتشار گونههای دیگر اوراق بهادار را میتوان ذکر کرد.معمولاً تأمین وجوه مورد نیاز برای افزایش سرمایه و انتشار سهام عادی در ایران از راههای زیر محقق میشود :
آورده نقدی سهامداران.
مطالبات حاصل شده سهامداران مربوط به سود سهام.
اندوختهها و سود انباشته.
ترکیبی از موارد فوق.
افزایش سرمایه از طریق آوردههای نقدی و مطالبات بصورت حق تقدم خـرید سهام و پــذیره نویسی صــورت می گیرد و افزایش سرمایه از طریق سود انباشته و اندوختهها بصورت انتشار سهام عادی در قالب اعلام سود سهمی و سهام جایزه انجام میشود. آمارها نشان میدهد که شرکتهای پذیرفته شده در بورس تهران عمدتاً از طریق آوردههای نقدی و مطالبات حال شده اقدام به افزایش سرمایه نمودهاند (سينائي، 1372،ص40)1.

2-3-3-3- سهام ممتاز
سهام ممتاز، سهامی است که دارای سود ثابت، معین و از پیش تعیین شده بوده و از این نظر شبیه اوراق قرضه میباشد. لکن با این تفاوت که پرداخت سود به سهامداران ممتاز الزام آور نمیباشد و چنانچه شرکت سود نداشته باشد، میتواند سودی به سهامدارن ممتاز پرداخت ننماید. در ایران استفاده از سهام ممتاز به عنوان یکی از راههای تأمین مالی متداول نمیباشد.
سهام ممتاز ویژگیهایی دارد که موجب قرار گرفتن آن بین روشهای تأمین مالی از طریق استقراض و سهام عادی میشود. سهام ممتاز از لحاظ معین بودن مبلغ یا درصد سود سهام، مشابه استقراض و سهام عادی میشود. سهام ممتاز از لحاظ معین بودن مبلغ با درصد سود سهام، مشابه استقراض میباشد. پرداخت سود سهام ممتاز نیز بر پرداخت سود سهام عادی اولیه دارد. چنانچه پرداخت سود سهام به سهامداران عادی مورد نظر باشد، لازم است قبلاً سود سهام ممتاز پرداخت شود. اما در صورتی که پرداختی به سهامداران عادی انجام نشود، پرداخت سود سهام ممتاز نیز میتواند به تعویق افتد. به هر حال در عرف کلاسیک، سهامدار ممتاز به دلیل دریافت نکردن سود نمیتواند شرکت را تحت تعقیب قرار دهد. تنها سهامداران ممتاز قبل از سهامداران عادی مطالباتشان را دریافت میکنند. چه از محل سود و در زمان تداوم فعالیتها و چه از محل فروش داراییها در زمان توقف فعالیتها. شرکتی که هم سهامدار ممتاز و هم سهامدار عادی داشته باشد نخست باید سود سهامدار ممتاز را بپردازد و اگر چیزی باقی ماند به سهامداران عادی پرداخت کند.
معمولاً سهام ممتاز را اوراق بهادار دورگه مینامند، زیرا دارای هر دو ویژگی سهام عادی و اوراق قرضه میباشد. از دیدگاه مدیران مالی سهام ممتاز جانشین مناسبی برای اوراق قرضه است و در هر زمان که انتشار اوراق مطلوب نباشد، شرکتها دست به انتشار سهام ممتاز میزنند. تأمین مالی از طریق سهام ممتاز مزایایی را برای شرکت بدنبال دارد. از جمله اینکه برخلاف بهره بدهیها، پرداخت سود سهام ممتاز در صورت عدم کسب سود توسط شرکت الزامی بوده و سهامداران ممتاز نمیتوانند موجب ورشکستگی شرکت شوند. سهامداران ممتاز در سودهای اضافی شرکت سهیم نبوده (به استثنای سهام ممتاز با مشارکت) و تأثیری در سهم مالکیت سهامداران عادی ندارند (درصورتيكه سهام ممتاز فاقد حق راي باشد) و برخلاف بدهي ها، انتشار سهام ممتاز، مسـتلزم وثیقه گذاشـتن داراییهای شرکت نمیباشد. از طرف دیگر تأمین مالی از طریق سهام ممتاز معايبي همچون انتظار بازده بالاتر نسبت به اوراق قرضه و بدهیها به همراه دارد. همچنین سود سهام ممتاز هزینه قابل قبول مالیاتی نبوده و در نتیجه صرفهجویی مالیاتی به همراه ندارد.
بدین ترتیب تأمین مالی از طریق سهام ممتاز بدلیل عدم الزام شرکت در پرداخت سود به سهامداران ممتاز، دارای ریسک بیشتری در مقایسه با بدهیها میباشد و در مقایسه با سهامداران عادی بدلیل برخورداری از نرخ سود ثابت ریسک کمتری را متحمل میشوند. همچنین مانند سهام عادی و بر خلاف بدهیها فاقد صرفهجویی مالیاتی میباشد. بنابراین از نظر هزینه سرمایه بعد از بدهیها و قبل از سهام عادی طبقهبندی میگردند.
2-3-3-4- سود انباشته
سود انباشته از سودهای باقیمانده در واحد تجاری پس از پرداخت سود سهام تشکیل میشود. تأمین مالی از طریق سود انباشته موجب کاهش وجوه قابل پرداخت به شکل سود سهام میشود، اما در مقابل توان سوددهی شرکت به سهامداران فعلی را در آینده افزایش میدهد. دلیل این افزایش نیز آن است که چنانچه واحد تجاری به جای سود انباشته از منابع تأمین مالی خارج از واحد تجاری استفاده نماید، لازم است نوعی بازده برای این منابع فراهم نماید، که پرداخت چنين بازدهي در قالب بهره بدهي ها، سود سهام ممتاز يا سود سهام عادي، وجوه در دسترس جهت پرداخت سود سهام را در آینده کاهش خواهد داد. اصولاً، واحدهای تجاری برای تأمین مالی سرمایهگذاریهای خود، صرفاً به سود نگهداری شده از محل سود سال جاری اکتفا نمیکنند، بلکه بسیاری از مدیران نیازهای سرمایهگذاری خود را برای چند سال آینده پیشبینی نموده و براساس آن شروع به انباشتن سود مینمایند تا به هنگام نیاز برای تأمین مالی پروژههای سرمایهگذاری از آن استفاده نمایند. تحقیقات در کشورهای مختلف نشان داده است که منابع مالی داخلی یکی از عمدهترین منابع مالی شرکتها است که نزدیک به 60 تا 70 درصد نیاز مالی آنها را مرتفع مینماید. این شیوه به ویژه در بازارهای سرمایه تکامل نیافته مانـند بازار سرمـایه ایـران رایج تر میباشد. چرا که مدیران شرکت آگاهند چنانچه سود تقسیم شود برای تأمین مالی از منابع دیگر با دشواریهای بسیار روبرو خواهند شد.
2-3-3-5- هزینه سرمایه
هزینه سرمایه حداقل نرخ بازدهی است که شرکت میباید به منظور جلب رضایت سرمایهگذاران خود به آن دست یابد. به بیانی دیگر میتوان چنین گفت که هر شرکتی دارای ریسک و بازده مخصوص به خود است. هر یک از گروههای سرمایهگذار در شرکت، صاحبان اوراق قرضه، سهام ممتاز و سهام عـادی یک حداقل میـزان بازده را میخواهند تا ریسک متحمل شده برای سرمایهگذاری در شرکت را بپوشاند. بنابراین هزینه سرمایه آن سطح از نرخ بازدهی است که شرکت باید به دست آورد تا بازده مورد انتظار سرمایهگذاران در شرکت تأمین شود.اگر نرخ بازده سرمایهگذاری یک شرکت از هزینه سرمایهاش بیشتر باشد و اگر بدون بالا رفتن درجه ریسک، میزان بازده افزایش یابد، ثروت سهامداران افزایش خواهد یافت. دلیلی که در این خصوص اقامه میشود، این است که اگر نرخ بازده شرکت از هزینه سرمایه آن بیشتر شود، دارندگان اوراق قرضه، سهام ممتاز و اعطاءکنندان وام به شرکت به نرخ بازده ثابت مورد انتظار خود خواهند رسید و باقیمانده نرخ بازده در اختیار صاحبان سهام عادی قرار خواهد گرفت که از نرخ بازده مورد توقع آنان بیشتر خواهد بود. سود مازاد را میتوان صرف پرداخت سود سهام بیشتر به سهامداران نمود و یا اینکه آن را مجدداً در شرکت سرمایهگذاری کرده و بدین ترتیب نرخ بازده دورهای بعدی را افزایش داد در نتیجه مطلوبیت سهام عادی نزد سهامداران بیشتر میشود و افزایش تقاضا منجر به افزایش قیمت سهام عادی در بازار میگردد. بدین طریق، ثروت سهامداران افزایش خواهد یافت و هدف شرکت تـأمین میگردد.چنانچـه بین هزینه سرمایه و موضوع به حداکـثر رسانیدن ثروت سهامداران ارتباط برقرار گـردد، میتوان هزینه سرمایه را این چنین تعــریف نمود که، هزینه سرمایه حداقل نرخ بازدهی است که شرکت باید تحصیل نماید تا اینکه در ارزش شــرکت تغیــیری حاصــل نشده و ارزش شرکت کماکان حفظ گردد (جهانخانی و پارسائیان، 1374،ص318-317)1.
2-3-3-5-1- عوامل مؤثر بر هزینه سرمایه
در یک محیط اقتصادی و تجاری عوامل مختلفی وجود دارند که بر هزینه سرمایه تأثیر گذاشته و موجب کاهش یا افزایش آن میگردند(همان منبع،ص19)1. هزینه سرمایه (نرخ بازده مورد انتظار سرمایهگذاران) از دو بخش کلی شامل نرخ بهره بدون ریسک و صرف ریسک تشکیل میگردد که متأثر از عوامل مذکور میباشند. به عبارت دیگر از یک طرف شرایط عمومی اقتصاد، عامل تعیین کنندة نرخ بهره بدون ریسک بوده و از طرف دیگر عواملی همچون شرایط بازار. تصمیمهای بازار تصمیمهای عملیاتی و تأمین مالی در میزان صرف ریسک مؤثر میباشد.
شرایط عمومی اقتصاد
شرایط عمومی اقتصاد میزان عرضه و تقاضای سرمایه و همچنین سطح مورد انتظار تورم را تعیین میکند. لذا همانگونه که در اقتصاد تقاضا برای پول مناسب با عرضه تغییر میکند، سرمایه گذاران نیز نرخ بازده مورد انتظار خود را تغییر می دهند و چنانچه افزایش در تقاضـا متــناسب با افزایش در عرضه پول نباشــد، سرمایه گذاران نرخ بازده مورد انتظار خود را افزایش خواهند داد. به همین ترتیب اگر تورم موجب کاهش قدرت خرید پول جدید گردد، سرمایهگذاران نیز انتظار نرخ بازده بیشتری را جهت جبران این زیان خواهند داشت.
شرایط بازار
همـانـگونه که ریسك سرمایهگذاری افزایش مییابد، سرمایهگذار نیز نرخ بازده مورد انتظار خود را افزایش میدهد. این افزایش را صرف ریسک مینامند. افزایش در نرخ بازده مورد انتظار به معنی افزایش هزینه سرمایه میباشد. هر چه قابلیت فروش اوراق بهادار افزایش یابد نــرخ

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره اوراق قرضه، استقراض، تسهیلات بانکی Next Entries دانلود پایان نامه درباره هزینه سرمایه، اوراق قرضه، بورس اوراق بهادار