دانلود پایان نامه درباره سلسله مراتب، خاورشناسان

دانلود پایان نامه ارشد

در گمان که او برترست از زمان و مکان
سخنها جزين نيز بسيار گفت که با دانش و مردمي بود جفت
فرو ماند ماني ز گفتار اوي بپژمرد شاداب بازار اوي
زماني بر آشفت پس شهريار برو تنگ شد گردش روزگار
بفرمود پس تاش برداشتند بخواي ز درگاه بگذاشتند
چنين گفت کاين مرد صورت پرست نگنجد همي در سراي نشست
چو آشوب و آرام گيتي بدوست ببايد کشيدن سراپاش پوست
همان خامش آگنده بايد بکاه بدان تا نجويد کس اين پايگاه
بياويختند از در شارستان دگر پيش ديوار بيمارستان
جهاني برو آفرين خواندند همي خاک بر کشته افشاندند199
بخش پنجم: 4-5. عوامل گسترش دين ماني
4-5-1. معجزه ماني:
مهم ترين معجز? ماني چيرگي و مهارت او در هنر نقاشي بود و اغلب مورخين آثار نقاشي اعجاب انگيز او را سبب گرويدن مردم به وي دانسته اند.200
در مورد زبر دستي ماني در نقاشي افسانه هاي گوناگوني در ادب فارسي موجود است: از جمله اينکه: بر روي يک تار از قطعه اي حرير چنان خطي مي کشيد که اگر آن يک تار را بيرون مي کشيدند، آن خط ناپديد مي شد. 201 و نيز گفته اند: بر روي يک تخم مرغ تصوير کر? زمين را به گونه اي که تمام شهرها، درياها و رودها در آن ظاهر بود، نقاشي مي کرد. همچنين ذکر شده است که وي بر روي حريري به طول بيست گز دايره اي مي کشيد که اگر پرگار بر آن مي گذاشتند و مي گرداندند، ذره اي تفاوت وجود نداشت. يکي ديگر از اين افسانه هاي غريب، داستان حوضي است در چين که افراد زيادي براي برداشتن آب بر سر آن جمع مي آمدند و ماني جهت ازدحام، بر ديوارهاي آن حوض چنان تصاوير زنده اي نقش کرد که خلق از کنار آن حوض پراکنده شدند. 202
نظامي در شرفنامه بدين گونه به نظم کشيده است:
برآورد کلکي به آيين و زيب رقم زد بر آن حوض ماني فريب
نگاريد از آن کلک فرمان پذير سگي مرده بر روي آن آبگير
درو کر جوشنده بيش از قياس کزو تشنه را در دل آمد هراس
چو در خاک چين اين خبر گشت فاش که ماني بر آن آب رد دور باش
زبس جادويي هاي فرهنگ او بدو بگرويدند و ارژنگ او

معروف ترين اثر نقاشي وي کتابي است به نام “ارژنگ” که منقوش به انواع تصاوير عجيب و نقوش غريب بود. اين کتاب مصور ظاهراً براي شرح و توضيح و تبيين مطالب کتاب انجيل ماني و فلسف? پيچيده و مغلق او دربار? خلقت فراهم شده بود و به همين جهت در کتب مانوي چيني به نام “تصوير دو اصل” خوانده شده است.203
اختراع عود را بعضي محققان به ماني منسوب يافته اند، معابد مانوي هم غالباً با ساز و موسيقي آشنا داشتند که البته آنجمله را نيز بايد به حساب موسيقي رايج در عهد ساسانيان گذاشت. 204
4-5-2. سلسله مراتب مانويان:
بالاترين مقام در جوامع مانوي، رهبري بود و مقر اصلي رهبر که جانشين ماني محسوب مي شد در سرزمين بابل قرار داشت. در زمان خلافت عباسيان مرکز رهبري آيين مانوي آسياي ميانه بود. ابن نديم مي نويسد: “در زمان ما رياست به سمرقند منتقل شده است …” پيروان ماني همگي در يک مرتبه نبودند و مانويان به طبقات و مراتب مختلفي تقسيم مي شدند. جامعه مانوي داراي پنج مرتبه بود و مؤمنان بر حسب دانش ديني، پارسايي و پرهيزگاري، انجام وظايف و خويشکاري هاي ديني خود، پنج درجه به ترتيب از درجات پايين تر به مقامات بالاتر نايل مي شدند. اين پنج مرتبه عبارت بود از:
1. آموزگاران
2. ايسپسگان “ايسپسگ” به معني “اسقف” است.
3. مهستگان به معني ” مهان” و “بزرگان” است.
4. برگزيدگان در نوشته هاي مورخين اسلامي از اين طبقه با عنوان “صديقون” ياد شده است.
5. نغوشاگان يا نيوشاگان مورخين اسلامي اين طبقه را “سماعون” ناميده اند. طبق قواعد تحول اصوات در زبان فارسي، صوت “غ” به “ي” بدل مي شود و به همين دليل صورت مفرد “نغوشاگ” تبديل به “نيوشاگ” مي گردد. (قس: نوشيدن به معني گوش دادن و اطاعت کردن) و با حذف “گ” از پايان اين واژه، هر چهار صورت: نغوشاگ، نغوشا، نيوشاگ و نيوشا که در متون مختلف نظم و نثر فارسي جديد ثبت شده است اشاره به “سماعون” يا اکثريت مانويان است که از زمر? طبق? پنجم به شمار مي رفتند.
آموزگاران که پس از رهبر بالاترين مقام را در جامع? مانوي داشتند، تعدادشان در هر زمان بيش از دوازده نفر نبود. ايسپسگان نيز در هر زمان بيش از هفتادودو نفر نبودند. تعداد مهستگان نيز در هر زمان بيش از سيصدوشصت نفر نبود. بدين ترتيب اکثر مانويان را دو طبق? آخر يعني “برگزيدگان” و “نيوشاگان” تشکيل مي دادند. 205
ابن النديم اصولي را که نيوشاگان بايد از آن پيروي کنند بشرح زيرين بيان مي کند:
بت ها را نبايد پرستيد.
دروغ نبايد گفت.
از خست و تنگ چشمي بايد گريزان بود.
از قتل نفس بايد پرهيز کرد.
از زنا بايد احتراز کرد.
نبايد دزديد.
به علوم علل نبايد دست يازيد (شايد منظور فلسفه باشد.)
از ساحري و افسون گري بايد پرهيز کرد.
نبايد به دو اصل مشغول بود (يعني دوروئي و ريا)
در انجام وظايف نبايد سستي نشان داد، و در پيشه و حرفه بايد کوشا و دقيق بود.
نيوشاگان زندگي پارسايانه نداشتند ولي چون وقت خود را وقف خدمت برگزيدگان مي کردند وجودشان براي جامعه مانوي سودمند بود.
پيشواي مانويان دين سالار، ناميده مي شده است.
براي صديقان که شامل زنان هم مي شده شماري معين نشده، هر کس که وظايف صديقان را انجام مي داده، صديق مي شده است. صديقان وظيفه داشته اند که از گفتار و کردار زشت و شهوت راني پرهيز کنند. آنان در معابد زندگي مي کرده اند و براي تبليغ موظف به مسافرت بوده اند. صديقان موظف بوده اند در روز يک بار غذا بخورند؛ غذاي آنان گياهي بوده که پس از غروب آفتاب چيده مي شده است. صديقان نبايد غذايي بيش از کفاف يک روز و لباسي بيش از کفاف يک سال مي داشتند. 206
4-5-3. حکمت علمي مانويه:
حکمت علمي مانويه بر قواعدي چند بود، مخصوصاً قاعده “هفت مهر” که چهار مهر مربوط به امور معنوي و اعتقادي و سه مهر متعلق به عمل و کردار اشخاص بود سه مهر اخير از اين قرار است: مهر دهان (احتراز از اداي سخنان کفر آميز و ناپاک). مهر دست (اجتناب از عمل يا پيشه اي که براي انوار زيان آور است.) و مهر دل (پرهيز از شهوات و آرزوهاي پليد) اين مهرهاي عملي نسبت به طبقه برگزيدگان و طبقه سماعون، حکم مختلف داشت. هر ماه هفت روز، روزه مي گرفتند.207
بخش ششم : 4-6. تأثير انديشه هاي ماني بر ديگراديان و بالعکس
4-6-1. مانويت و اسلام :
در قرآن سور? نسا آيه 156 درباره حضرت مسيح چنين آمده است:
” آنها به دروغ گفتند که ما مسيح عيسي بن مريم رسول خدا را کشتيم در صورتيکه او را نکشتند و نه بدار کشيدند بلکه بر آنها امر مشتبه شد و همانا آنانکه درباره او عقايد مختلف اظهار داشتند از روي شک و… ترديد بود و عالم با آن نبودند جز آنکه از پي گمان خود مي رفتند و بطور
يقين شما مؤمنين بداني که او را نکشتند.”
مانويون نيز معتقد بودند آنکه بصليب کشيده شد مسيح واقعي نبود زيرا معتقد بودند که مسيح واقعي جسم ندارد و پسر مريم که به صليب کشيده شده کس ديگري بود.
در دوره بني عباس چون مشاهده شد که ايرانيان که برتري نظامي يافته اند ممکن است بتدريج از نظر ترويج عقايد ثنوي قبل از اسلام خود در بين مسلمين و خاصه ايرانيان راه را براي سرنگون کردن خلفا هموار سازند، تفتيش عقايد ي خيلي شديد در زمان مهدي خليفه عباسي برقرار گرديد. معروفست که هنگاميکه يکنفر زنديق را نزد المهدي آوردند وي خواست او را توبه دهد نپذيرفت. سپس مهدي امر داد تا گردنش را بزنند و سپس بدارش آويختند و آنگاه به موسي الهادي فرزند خويش که قرار بود بعد از او خليفه شود گفت:
” اي فرزند اگر اين کار بتو رسيد تو خود را براي اين فرقه (يعني پيروان ماني) آماده کن زيرا ظاهراً مردم را بترک شهوات و پرهيز از ارتکاب جنايات دعوت و بزهد و پارسائي تشويق و خوردن گوشت و آزار جانور و کشتن حشرات و آلوده کردن آب پاک را حرام مي کنند ولي بالمآل مردم را بپرستش دو چيز دعوت مي کنند يکي نور و ديگري ظلمت… تو بايد براي آنها دار بر پا کني و شمشير را از نيام بکشي تا بکشتن آنها نزد خدا مقرب شوي.”
الهادي چون بخلافت نشست سوگند ياد کرد که يک چشم بينا از آنها باقي نگذارد. ولي با اينهمه نفوذ مانويون بانحاء مختلف در دين اسلام و فرق مختلف آن باقيماند.208

4-6-2. شعوبيه و زندقه:
عقايد و آراي محققان و نويسندگان کتب لغت و تراجم احوال دربار? لفظ زنديق و زندقه به اندازه اي مغاير يکديگر است که به زحمت مي توان مفهوم اين لفظ را به طور قاطع و متقن بيان کرد. ابن النديم در کتاب الفهرست لفظ زنديق را بر پيروان ماني اطلاق مي کند و عده اي را هم به نام زنديق معرفي مي نمايد. کار بريلي209 استاد دانشگاه رم، در مقاله اي که زير عنوان “زندقه در قرن اول خلافت عباسي” نگاشته چنين مي گويد: ” و عده اي از کساني که ابن النديم در الفهرست به عنوان زنديق ياد کرده، واقعاً زنديق نبودند و عد? ديگري از زنادق? واقعي در فهرست ابن النديم وارد نشده اند. وضع زندقه در آن زمان (قرن اول خلافت عباسي)، گاه حالت نوعي اتهام به خود مي گرفت و چنانکه ياد شد، مفهوم روشني هم از آن در دست نيست؟ و همه آن را به يک معني به کار نمي بردند. از اين روست که مي نگريم ابن النديم، جعد بن درهم را زنديق معرفي مي کند که قبلاً در کوفه به امر هشام اموي و به دست خالد قَسري کشته شده بود، در حالي که در عقايد جعد، چيزي از ثنويت ديده نمي شود. بايد گفت، زندقه در قرن اول عباسي پا گرفت و بر اثر نفوذ خاندانهاي ايراني در دربار خلافت، و با ظهور افرادي مانند ابان لاحقي و ابن مقفع رونق و رواجي پيدا کرد، چنانکه تزنديق دليل روشنفکري بود.”
لوئي گارده210 دربار? زندقه مي نويسد: “معلوم نيست مقصود از اين کلمه صريحاً چيست؟ گاهي زيديها مخالفين اسماعيلي خود را زنديق مي خواندند. نيز کساني چون سفيان ثوري و حسين بن منصور حلاج را زنديق ناميده اند. ولي از طرف ديگر ثنويت مبتني بر عقايد مزدايي و مانوي هم به عنوان زندقه خوانده شده است.” لوئي گارده، بعد اضافه مي کند: “گرچه زندقه، به معني ثنويت، يا سياست شديدي که مهدي عباسي در پيش گرفت، تقريباً برافتاده، ليکن الحاد، يعني زندقه به معني عام هنوز برجا بود.
خياط معتزلي، در کتاب الانتصار به نقل از ابن راوندي، زندقه را ديني شبيه دين يهود و نصاري و مجوس مي داند و مي گويد:” ثمامة، ادعا مي کند که بيشتر يهود و نصاري و مجوس و زنديقان و دهريها همه فاني و خاک مي شوند، و از بهشت محروم خواهند شد.”
ابن قتيب? دينوري در کتاب المعارف زندقه را کيشي از کيشهاي ايرانيان قديم مي داند و مي نويسد:
” در دور? جاهلي، قريش زنديق شده و اين کيش را از اهالي حيره که زير سلط? ايرانيان بودند، اقتباس کرده بودند.”
مطابق روايات ديني ظاهراً بلاش اول پادشاه اشکاني (51-78 ميلادي) دستور داد تفسير اوستا را به زبان پهلوي اشکاني تهيه کنند. در عصر ساسانيان زند اشکاني به زبان پهلوي ساساني درآمد و زند يا تفسيري که امروز در دست ماست تفسيري است که از عهد ساسانيان به ما رسيده و شايد آن قسمت از تفسير را که در زمان اشکانيان تدوين شده بود به لهجه عهد ساساني نزديک کرده باشند.
بعضي نويسندگان و مؤلفان، لغت زنديق را چنين توصيف کرده اند: ” زنديق کسي است که در نهان کافر و بيدين باشد ولي در ظاهر خود را متدين و با ايمان معرفي کند.” عده اي از خاورشناسان، زنديق را پارسي شده “صديق” عربي مي دانند و برآنند که زنادقه دسته اي از پيروان کيش مانيند و براي توضيح اين موضوع چنين مي گويند: ” پيروان کيش ماني به چند دسته تقسيم مي شوند: از جمله کساني که در مرحله پايين قرار گرفته اند و هنوز به اصول و رموز اين کيش آگاهي ندارند و تمام واجبات آن را

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره سرچشمه ها Next Entries دانلود پایان نامه درباره کتاب مقدس، زبان عرفان، آداب و رسوم، سرچشمه ها