دانلود پایان نامه درباره سلسله مراتب، حل اختلاف

دانلود پایان نامه ارشد

نمونه باشد.
اين روشي مرسوم در دنيا براي اجراي هر طرحي است و با توجه كردن به احتياط هاي كارشناسي، فضاي عمليات را روشن تر و قابل فهم تر مي سازد.
در پايان بايد گفت طرح هوشمندانه ناحيه محوري قابليت آن را دارد كه منجر به ايجاد يكي از مهمترين نهادهاي دموكراتيك در مديريت شهري شود. اگر دچار شتابزدگي شود يا تنها وسيله تبليغاتي شده يا حتي با تعميم هاي نابه جا صرفاً بازسازي روابط نادرست شهرداري و شهروندان باشد، نه تنها نخواهد توانست به اهداف خود دست يابد، بلكه زمينه نهادسازي درست ديگر را هم از بين خواهد برد.

1-8-6.رابطه حكومت محلي با شوراهاي اسلامي
«در جهت استقرار حكومت مردمي در ايران و حاكميت مردم بر سرنوشت خويش كه از ضرورتهاي نظام جمهوري اسلامي است، لازم ميدانم بي درنگ به تهيه آيين نامه اجرايي شورا براي اداره امور محل شهر و روستا در سراسر ايران اقدام و پس از تصويب به دولت ابلاغ نمائيد تا دولت بلافاصله به مرحله اجرا درآورد» (امام خميني (ره)، 1358)
قانون شوراهاي محلي جمهوري اسلامي ايران در تاريخ 3/4/1358 به تصويب رسيد. بدين ترتيب با اين قانون اولين گام حكومت محلي با الگوي دموكراتيك در ايران شكل گرفت. اين نهاد علاوه بر نظارت بر كار شهردار و انجمنهاي محلي و تقسيم كار بين آنها بر عهده شوراي شهر است. اين شورا حق دارد براي همه ي امور مربوط به شهرداري، در حدود قوانين تصميمات شوراي شهرستان آئيننامه وضع كند. از اين رو شوراي شهر نماد حكومت محلي در ايران محسوب ميشود.
دلايل متعددي براي توجيه نظام شورايي كه تجلي آن به صورت دولتهاي محلي است، وجود دارد:
1-دولت محلي، روشي كارآمد در اداره ي خدمات معين به نظر ميرسد. كارايي آن ناشي از اين است كه متوليان محلي، كساني هستند كه از مردم محلي تعيين ميشوند. بنابراين از دانش و تعهد لازم نسبت به مردم و نواحي محلي برخوردارند. آنان، هياتهاي چند منظورهاي هستند كه درجه بيشتري از هماهنگي را ميتوانند تأمين كنند. علاوه بر اينها، تمام يا بخشي از وظايف و خدمات دولت به عهده متوليان محلي است و اين امر مسئوليتهاي دولت نسبت به جامعه را كاهش ميدهد.
2- اولياي محلي يا انتخاب شوندگان به دليل برخورداري از استقلال قادرند به مدد اين كار و تجربه لازم به عنوان سازمان تأثيرگذار عمل كنند. آنان با نوآوري و پيشقدم بودن در خدمات جديد و روشهاي اداري ميتوانند تجربيات خود را به ديگر متوليان منتقل سازند.
3- دولت محلي مدعي پرورش شهروند دموكرات و تشويق آموزش سياسي در گسترش آگاهيهاي عمومي است. اين امر از طريق دخالت مردم در فرآيند تصميمگيري سياسي انجام ميشود و در آن قدرت درك مردم از موضوعات وسيع و پيچيده دولتي افزايش خواهد يافت. در نتيجه زمينه ي افزايش دانش و آگاهي فزاينده محلي، غلبه بوروكراسي و همچنين تحرك خصوصي و شخصي افراد جامعه فراهم ميآيد.
4- دولت محلي همچون سدي در مقابل دولت مركزي مقتدر و يكسونگر محسوب مي شود كه دستاورد آن توزيع قدرت سياسي و كاهش درجه تمركز شديد دولت است تا حدي كه دولتهاي محلي قدرت تأثيرگذاري بر حكومت مركزي را خواهند داشت.
5- دولت محلي سبب شكستن مسئوليت موروثي در ادارهي فضاي جغرافيايي خواهد داشت.
6- دولت محلي از خود حمايت ميكند، ماليات وضع ميكند، نرخ دريافتها، پرداختها و هزينه ها را تعيين ميكند و به عبارتي مساله اساسي آن تشكيل دولت پارلماني است. مزيتهاي دولت محلي به عنوان يكي از شاخصهاي توسعه يافتگي داراي ابعاد چندگانهاي به شرح زير است:
الف- تشكيلات غير انتفاعي و محروم از حمايتهاي دولت در ساختارهاي دركنترل مردم.
ب- شناسايي مردم از محيط جغرافيايي و اجتماعي در فرآيندهاي توسعه.
ج- تقويت خوداتكايي و طرز تلقي كيفي نسبت به يكسان سازي منابع و مسئوليت و مشاركت براي هويت بخشي به جمع.
د- خلاقيت و نوآوري.
ه- توسعه ي سازماني به ويژه مديريت جمعي وظايف و مشاركت تودهاي در تصميم گيري.
و- وحدت منافع و مسئوليت و توانايي بحث در حل و فصل تعارضات و توافقات.
ز- پيشرفت زنان در تدوين نظراتشان و تحول روابط جنسيتي كه ناشي از آگاهي آنان است.(حسيني،1389، 82-83)
مزيتهاي فوق، دلالت بر تغييرات زير بنايي در اجتماعات بزرگتر دارد كه به ترويجشان و مقام والاي انساني، دموكراسي عمومي و تنوع فرهنگي كمك شايان ميكند.(18: shepered,1998)
يعني مديريت مشاركتي، تغييري در طرز تلقي دولت در مواردي همچون تعيين و توزيع حقوق و وظايف، كنترل و توزيع منابع، تعيين معيارهايي براي حل اختلاف و توزيع شايستگيها و صلاحيتهاست.( patsy،1998، 294)

1-8-7.رابطه شوراهاي اسلامي و شهرداري
در تعريف مديريت شهري، همواره شهرداري به عنوان ركن اجرائي آن محسوب ميگردد، در حالي كه شوراها به عنوان اركان برنامه ريزي، تصميمگيري و نظارت بر امور شهرداريها، كليت نظام مديريت شهري را تشكيل ميدهند. بنابراين شهرداري، سازماني است كه در يك مركز جمعيتي داراي خصائص شهري به منظور اداره امور محل و ارائه خدمات عمومي مورد نياز يك شهر تشكيل ميگردد. در تعيف شهرداريها چند عنصر نقش انكارناپذيري دارد كه عبارتند از:
1-سازمان: شهرداري سازمان است. يعني اينكه داراي اصول و مقررات مشخصي است و سلسله مراتب دارد و براي انجام وظايف ويژهاي كه در قانون پيش بيني شده است، تأسيس ميگردد.
2-محلي بودن: در محدوده معيني بايد انجام وظيفه كند و اين محدوده شهر است. ملاك شهر بودن نيز بر اساس قانون تقسيمات كشوري مصوب سال 1364 و اصلاحات بعدي آن و دستورالعمل تأسيس شهرداري از سوي وزارت كشور بوده و اين محدوده گوياي سازماندهي سياسي فضا در شهر است.
3-حقوق مردم: مشاركت و سهم مردم در اداره امور است كه در سطح شهر، شهروندان افرادي را به عنوان نماينده ي خود براي اداره ي امور مربوط به شهر برمي گزينند.
4-استقلال شهرداري: شهرداريها بر اساس تعريف، سازمانهايي مستقل و خود مختارند و دولت مركزي تنها ميبايست نقش ناظر و هماهنگ كننده را داشته باشد نه اينكه مستقيماً به دخالت در امور شهرداريها بپردازند.(حسيني، 1389: 70)

1-8-8.مكان و فضاي جغرافيايي
در مورد فضاي جغرافيايي، تعاريف مختلفي ارائه شده است؛ ولي اين تفاوتها همپوشي گستردهاي با هم دارند. پيتر هاگت مينويسد: فضا به معناي حوزه يا ناحيهاي بزرگ است و معمولاً بر سطح زمين نشان داده ميشود. او فضاي دو بعدي و سطحي را مد نظر دارد، ولي در عين حال فضا را عرصه تعامل انسانها و تجلي تشكيلات انساني ميداند كه بدين ترتيب به فضاي سه يعدي باور دارد. به بيان ديگر مكان، كوچكترين واحد فضايي مربوطه است كه يك سيستم يا ساختار تجزيه ناپذير و بسيط فضايي را كه ناشي از تعامل انسان و محيط زندگي اوست در خود جاي داده است در حالي كه فضا چارچوب گستردهاي است كه ساختار يا سيستم كلان و تجزيه پذير فضايي كه مركب از ساختارهاي مكاني است، را در خود جاي داده است؛ مانند شهر يا قلمرو شهرستان كه ساختارها و سيستمهاي فضايي آموزشي، اداري، درماني و اقتصادي را در خود جاي داده است.
مكانها و فضاها داراي محتوا و موقعيتي هستند كه مركب از عناصر و ساختهاي طبيعي و انساني بوده و اين عناصر و ساختها در تعامل نظام يافته با يكديگر، ساختار و سيستم جغرافيايي مكان و فضا را شكل ميدهند. هركدام از عناصر مزبور به طور جداگانه ونيز در يك الگوي تعاملي و جمعي داراي كاركرد بوده و در محيط جغرافيايي و متناسب با نياز انسانها، نقش آفريني ميكنند. (كشور دوست، 1388 : 17)

1-8-9.رويكردهاي تقسيماتي نظامهاي حكومتي
دكترحافظ نيا بررسي حكومتها را از اين منظر كه چگونه به سازماندهي سياسي فضا مي پردازند، لازم مي داند (حافظ نيا ، 1383،7)بطور كلي مي توان بيان كرد كه نظامها حكومتي جهت تسهيل در حاكميت خود و همچنين افزايش كارايي و خدمات رساني به مردم سرزمين خود، به سازماندهي فضا اهميت مي دهند. با بررسي ادبيات موضوع چهار نظام حكومتي عمده را مي توان نام برد كه عبارتند از :
1- نظام حكومتي متمركز (بسيط)
2- نظام حكومتي فدرال
3- نظام حكومتي ناحيه اي (غيرمتمركز)
4- نظام حكومتي محلي.
درادامه به تشريح نوع نگاه نظامهاي حكومتي به سازماندهي سياسي فضا و تقسيمات كشوري پرداخته مي شود.

1-8-10.نظام حكومتي بسيط يا متمركز
دراين شكل نظام حكومتي ،اصولا به اداره امور سازمانهاي محلي و منطقه اي توجه نشده و تصميم گيري هاي سياسي حكومتي واداري از مركز به پائين سطوح ابلاغ مي شود. اين الگو كه در اثر كشورهاي جهان رواج داردبا اقدام ناپلئون براي يكپارچه سازي سيستم ناحيه اي كشور فرانسه به مركزيت پاريس، در اروپا پديدار شد و به عنوان الگو به اكثر كشورهاي جهان گسترش يافت. ناپلئون بناپارت پايه گذاري سازماندهي متمركز فضاي سياسي مي باشد. (حافظ نیا، 1379: 425)
در حكومتهاي متمركز تقسيمات مدني (ناحيه بندي) توسط دولت مركزي ايجاد مي گردد. حكومت مركزي براساس قانون اساسي يا ديگر رويه ها تعداد ، مرزها ، قدرت و چگونگي اداره نواحي راتعيين مي كند. عموماَ دولت مركزي نواحي را از نظر مالي حمايت كرده و مقامات اجرايي آنها را تعيين مي كند. در برخي از نظامهاي حكومتي متمركز حتي سطح اول تقسيمات مدني (سازماندهي سياسي)، [استان]، فاقد كاركرد فضايي و قانونگذاري و حداقل قدرت تصميم گيري مي باشد. بنابراين اين نواحي اداري به منظور تأثير بيشتر و ساده تر حكومت مركزي طراحي مي شوند و تنها زمانيكه شرايط كشور تغيير كند يا حكومت نياز داشته باشد و يا به دليل دسته بندي قدرت تعديل در تقسيمات مدني صورت مي گيرد. در اين نوع از نظامهاي حكومتي همه تصميمات سياسي–اداري در مركز گرفته شده و توجهي به اداره ي امور توسط سازمانهاي محلي وجود ندارد. عمده ترين مواردي را كه در ارتباط با تقسيمات كشوري در الگوي متمركز نظام حكومتي مي توان اشاره كرد عبارتند از:
1-دولت مركزي تنها مقام داراي صلاحيت قانونگذاريست،
2-لازم الاجرا بودن دستورات مسئولان سازمانهاي مركزي در تمام مراحل براي سازمان هاي محلي،
3-رعايت دقيق و شديد سلسله مراتب اداري،
4-تعيين بودجه عمومي كشور توسط حكومت مركزي،
5-برخورداري از وسعت سرزميني كم و غير وسيع، زيرا هر چه وسعت يك كشور بيشتر باشد احتمال دربرگرفتن بيش از يك ناحيه فرهنگي يا قرار گرفتن موانع طبيعي در برابر ارتباطات موثر در راه هاي مواصلاتي بيشتر بوده و هر عاملي كه در تقويت نيروهاي واگرا موثر باشد كارايي نظامي متمركز را كاهش مي دهد.
6-عناصر و نهادهاي ساختاري حكومت ، تك سطحي بوده و منحصر به سطح ملي هستند.
7-بوروكراسي كه خصلت ذاتي تمركز گرايي است بشدت ترويج شده و روند توسعه ملي كند و هزينه هاي ملي افزايش مي يابد.
8-در نظام بسيط متمركز معمولاً كشور و فضاي جغرافيايي آن يكدست و همگون نگريسته مي شود و تفاوتهاي جغرافيايي در سياستگذاريهاي ملي به حساب نمي آيد.
9-كشور داراي نظامي تك قانوني بوده و الگوي چند قانوني نظير نظامي فدرال در آن وجود ندارد و حكومت هاي بسيط اگر چه از محاسني نظير سرعت تصميم گيري در امور ملي و نيز حفظ وحدت ملي و سرزميني برخوردارند؛ دچار معايبي چون بوروكراسي پيچيده و بازدارنده توسعه ملي و منطقه اي ، ضعف مسئوليت پذيري مردمي و محلي ، عدم رشد استعدادها و خلاقيت هاي منطقه اي و بالاخره پايين بوده سطح مشاركت سياسي–اجتماعي مردم نيز هستند (احمدي پور و ديگران ،1390، 166)

1-8-11.نظام هاي حكومتي فدرال
نظام حكومتي فدراتيو براي اولين بار در ايران به وجود آمد. در حقيقت نظام حكومتي هخامنشيان به وجود آوردنده نخستين پديده « حكومتي » و نخستين «حكومت فدرايتو » در تاريخ بشر شمرده مي شود (همان ، 171)
دكتر ميرحيدر بيان ميدارد كه الگوي فدرال راه حل سياسي مناسب براي اداره سرزمين هايي است كه بوسيله گروههاي مختلف زباني ، مذهبي ، قومي و … مسكون شده و تفاوتهاي ناحيه اي آن تظاهر يافته است ( ميرحيدر ، 1381، 153).
اين نظام حكومتي يك روش حكومتي غير متمركز بوده كه حكومت مركزي نقش هماهنگ كننده امور را بين نواحي فدرال در كشور برعهده دارد. در اين نوع الگوي حكومتي كل وظايف و برنامه هاي توسعه اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي بعهده

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره قبض و بسط، فشار تقاضا Next Entries دانلود پایان نامه درباره حمل و نقل، آموزش و پرورش، سلسله مراتب، دولت – ملت