دانلود پایان نامه درباره سلامت روان، سلامت روانی، خودکارآمدی، بهداشت روان

دانلود پایان نامه ارشد

شده در كنترل عوامل فشارزا، نقشي مركزي(محوري) دارد. افرادي كه به توانايي خود در كنترل تهديدها اعتماد دارند، به الگوهاي فكري نگران كننده نمي انديشند. اما افرادي با باورهاي ضعيف، در كنترل تهديد ها به شدت مضطرب مي شوند. اين افراد به كمبودهايشان فكر مي كنند و محيط خود را از بسياري جنبه ها پر خطر مي بينند، تهديدها را بزرگ جلوه مي دهند و درباره آنچه به ندرت اتفاق مي افتد نگران مي شوند؛ سرانجام، به تبع تفكرات ناكارآمد، به خود بدبين شده، سطح عملكردشان را تضعيف مي كنند.
4- فرايندهاي گزينشي: تاكنون بحث در مورد فرايندهاي فعال ساز كارآمدي بود؛ فرايندهايي كه افراد را قادر مي ساخت تا محيطهاي م‍‍‍‍ؤثري بسازند. انسان در اصل، محصول محيط خود است. بنابراين، باورهاي خودكارآمدي باعث مي شود فرد بتواند زندگي اش را با انتخاب فعاليتها و محيط شكل داده و آن را تحت تأثير قرار دهد. افراد از فعاليت و موقعيتهايي كه فراتر از توانايي شان است، اجتناب مي كنند، اما بلافاصله فعاليتهاي چالش انگيزي را به عهده مي گيرند و موقعيتهايي را انتخاب مي كنند كه از عهده آن برمي آيند. با اين انتخابها، افراد توانمنديها، علايق و روابط اجتماعي مختلفي ايجاد مي كنند و روابط اجتماعي مختلفي ايجاد مي كنند كه بر زندگي شان تأثير مي گذارد.(کدیور،1390)
2-1-4-5- ويژگيهاي خودكارآمدي
لوتانز و همكاران (2007) براي خودكارآمدي ويژگيهايي برشمردند كه عبارتند از: خود کارآمدی در هر زمینه ای مختص همان قلمروی فعالیت است و به سادگی نمی توان آن را به دیگر عرصه‌های زندگی فرد، تعمیم داد.
1) کسب خود- کارآمدی در هر فعالیتی مبتنی بر تمرین و کسب تسلط در آن رشته فعالیت است.
2) در هر فعالیتی، هر چند فرد دارای خود -کارآمدی باشد، همیشه امکان ارتقای خود -کارآمدی وجود دارد.
3) خودکارآمدی فرد تحت تاثیر باور دیگران به توانایی های فرد است.
4) خودکارآمدی فرد، تحت تاثیر عواملی مانند: دانش و مهارتهای فرد، سلامتی جسمی و روانی او و نیز شرایط بیرونی دربرگیرنده فرد است.
از طرفي، افراد با خودکارآمدی بالا دارای این پنج ویژگی زیر هستند(عزیزی، 1389):
1- هدفهای والایی برای خود تعیین می‌کنند و ایفای وظایفی دشوار برای رسیدن به آن هدفها را بر عهده می‌گیرند.
2- به استقبال چالشها میروند و برای رویارویی با چالشها سخت تلاش می‌کنند.
3- انگیزه فردی آنها به شدت بالا است.
4- برای دستیابی به هدفهای خود از هیچ تلاشی مضایقه نمیکنند.
5- در رویارویی با موانع، ثابت قدم هستند.

2-2- سلامت روان
2-2-1- مفهوم سلامت
ریشه لغوی واژه انگلیسی «health» در واژه های«haelth» ،«haelp» به معنی کل و (heal) «haelen» انگلیسی قدیم کلمه آلمانی قدیم« «heilenو «heilida» به معنی کل قرار دارد. بنابراین از نظر ریشه شناسی لغوی سالم بودن به معنی کلیت داشتن است، بدین ترتیب شامل ویژگیهای معنوی و فیزیکی است. از نظر سارتریوس سلامتی غیر قابل رویت است. و مستلزم تظاهر کارکرد بخشهای مستقل روانی جسمی و اجتماعی است. مانی این رویکردهای کل نگر در مورد سلامتی را به کل جهان گسترش می دهد و سلامتی بشر را از سلامتی سیاره زمین جدایی ناپذیر می داند. سلامتی توانایی زندگی کردن همراه با شادی، بهره وری و بدون وجود دردسربدنی و روانی است. سلامتی مفهوم انتزاعی و ارزیابی نسبی گری از روابط انسان با خود، جامعه و ارزش هایش است و نمی توان آن را جدای از سایر پدیده های چند عاملی فهمید که فرد را به موازاتی که در جامعه به عمل می پردازد، می سازند (کریمی، 1389).
معمولاً سلامتی عمومی در فرد شامل سلامت بدنی، سلامت روانی و کارکرد اجتماعی ميباشد و آن را به 3 شکل ميتوان تعريف کرد: نخست معناي خودآگاهي که اين تعريف توسط فرويد (1856)، مک دوگال (1871)، جورج بركلي (1685) و بسياري از هستي گرايان و نظريه پردازان نقش مانند لورنتز پذيرفته شده است. تعريف دوم شامل خود شکوفايي و تحقق خود مي شود، يعني بالفعل ساختن تواناييهاي روانشناختي ذاتي و دروني با استفاده از نوعي دگرگوني رواني ميسر ميشود. يونگ(1875)، آلپورت(1897)، و مازلو (1908)، اين ديدگاه را پذيرفته اند. سومين تعريف سلامت حدودي است که فرد توانسته با «شبکه روابط اجتماعي پايدار» يکپارچه شود. آدلر (1870) و بسياري از جامعه شناسان اين تعريف را پذيرفته اند(کریمی،1389).
2-2-2- تعريف سلامت روان
سلامت روان که مؤلفهای از سلامتی عمومی فرد می باشد، سلامت جسم نیست بلکه به دیدگاه و سطح روانشناختی ارتباطات فرد-محیط اشاره دارد. بخش مرکزی سلامت، سلامت روان است زیرا تمامی تعاملات مربوط به سلامتی به وسیله روان انجام می شود. سلامت روان ظرفيت كامل زندگي كردن به شيوه اي است كه ما را قادر به درك ظرفيتهاي طبيعي خود مي كند و به جاي جدا كردن ما از ساير انسانهايي كه دنياي ما را مي سازند، نوعي وحدت بين ما و ديگران بوجود مي آورد. سلامت روان، توانايي عشق ورزيدن و خلق كردن است، نوعي حس هويت بر تجربه خود به عنوان موضوع و عامل قدرت فرد، كه همراه است با درك واقعيت درون و بيرون از خود و رشد واقع بيني و استدلال(کریمی،1389).
سلامت روانی را می توان براساس تعریف کلی و وسیع تر تندرستی تعریف کرد. طی قرن گذشته ادراک ما از تندرستی به طور گسترده ای تغییر یافته است. عمر طولانی تر از متوسط، نجات زندگی انسان از ابتلاء به بیماریهای مهلک با کشف آنتی بیوتیک ها و پیشرفتهای علمی و تکنیکی در تشخیص و درمان، مفهوم کنونی تندرستی را به دست داده که نه تنها بیانگر نبود بیماری است. بلکه توان دستیابی به سطح بالای تندرستی را نیز معنی می دهد. چنین مفهومی نیازمند تعادل در تمام ابعاد زندگی فرد از نظر جسمانی، عقلانی، اجتماعی، شغلی و معنوی است. این ابعاد در رابطه متقابل با یکدیگرند، به طوری که هر فرد از دیگران و از محیط تاثیر می گیرد و بر آنها تاثیر می گذارد. بنابراین سلامت روانی نه تنها نبود بیماری روانی است، بلکه به سطحی از عملکرد اشاره می کند که فرد با خود وسبک زندگی اش آسوده و بدون مشکل باشد. در واقع، تصور براین است که فرد باید بر زندگی اش کنترل داشته باشد وفقط در چنین حالتی است که می توان آن قسمت هایی را که درباره خود یا زندگیاش مسأله ساز است تغییر دهد(شریفی،1390).
بعضی از محققان معتقدند سلامت روانی حالتی از بهزیستی و وجود این احساس در فرد است که میتواند با جامعه کنار بیاید. سلامت روانی به معنای احساس رضایت، روان سالمتر و تطابق اجتماعی با موازین مورد قبول هر جامعه است(کریمی، 1389).
به طور کلی شخص دارای سلامت روان میتواند با مشکلات دوران رشد روبرو شود و قادر است در عین کسب فردیت با محیط نیز انطباق یابد. به نظر میرسد تعریف رضایت بخش از سلامت روانی برای فرد مستلزم داشتن احساس مثبت و سازگاری موفقیت آمیز و رفتار شایسته مطلوب است. بنابراین هرگونه ملاکی که به عنوان اساس سلامتی در نظر گرفته می شود باید شامل رفتار بیرونی و احساسات درونی باشد(کریمی، 1389).
سازمان بهداشت جهانی سلامتی را اینگونه تعریف کرده است که آن را حالت رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری می داند و همچنین این سازمان، ضمن توجه دادن مسئولین کشورها در راستاي تأمین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی افراد جامعه همواره بر این نکته تأکید دارد که هیچ یک از این سه بعد بر دیگری برتری ندارد(سازمان بهداشت جهانی، 2010).
2-2-3- اصول بهداشت رواني
الف) احترام به شخصیت خود و دیگران: یکی از شرایط اصولی بهداشت روانی احترام به شخص خود است و اینکه فرد خود را دوست بدارد و به عکس، یکی از علایم بارز غیر عادی بودن، تنفر از خویش است. اصول بهداشت روانی مبتنی بر تقویت ا

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره تاب آوری، وابستگی به مواد، فرصتهای شغلی، عزت نفس Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه هوش معنوی، رهبری تحول آفرین، آزمون فرضیه، آزمون همبستگی پیرسون