دانلود پایان نامه درباره سلامت روان، تاب آوری، رفتار سازمانی، خودکارآمدی

دانلود پایان نامه ارشد

ي روانشناختي بهزیستی را پيشبيني میکند.
4-سرمايههاي روانشناختي سلامت روان را پيشبيني میکند.

1-6- تعاريف مفهومی و عملیاتی اصطلاحات و كلمات كليدي
1-6-1- تعريف مفهومي سرمايههاي روانشناختي
سرمايه روانشناختي يك وضعيت توسعهاي مثبت روانشناختي با مشخصههاي زير است: الف) تعهد و تلاش لازم براي موفقيت در كارها و وظايف چالش برانگيز (اعتماد به نفس/ خود كارآمدي)، ب) داشتن اسناد مثبت درباره موفقيتهاي حال و آينده(خوشبيني)، ج) پايداري در راه هدف و در صورت لزوم تغيير مسير رسيدن به هدف براي دستيابي به موفقيت (اميدواري) و د) پايداري هنگام مواجهه با سختيها و مشكلات براي دستيابي به موفقيت (تابآوري يا انعطاف پذيري)(لوتانز و همكاران، 2007).
1-6-2- تعریف عملیاتی سرمایه های روانشناختی
منظور از سرمايه روانشناختي در اين پژوهش،‌ ميزان نمرهاي است كه آزمودني از پرسشنامه سرمايههاي روانشناختي لوتانز(PCQ)(2007) كسب مي نمايد.
1-6-3- تعریف مفهومی سلامت روان
امروزه سلامت روان تنها به معني فقدان بيماري رواني نيست بلكه به معني توانايي ايجاد هماهنگي بين ارزش ها، علايق، آرزوها و مشكلات و توانايي بهره برداري صحيح و به موقع از فرصتها نيز هست. سلامت روان با تمايل به رشد و شكوفايي مرتبط است و نشاندهنده توانايي عشق ورزيدن و خلق كردن و احساس شايستگي است. از نظر سازمان بهداشت جهاني سلامت رواني عبارت است از توانايي در حل مشكلات و تضادهاي زندگي، توانايي به برقراري رابطه اثرگذار با ديگران و قابليت هماهنگ شدن يا اصلاح محيطهاي زندگي به نحوي كه زمينه رشد فرد را فراهم سازد (لامرز، 2012).
1-6-4- تعریف عملیاتی سلامت روان
منظور از سلامت روان در اين پژوهش،‌ ميزان نمرهاي است كه آزمودني از پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ(GHQ-28)(1979) كسب مي نمايد.
1-6-5- تعريف مفهومی بهزيستي
كارادماس(2006) بهزیستی را واکنشهاي عاطفی و شناختی براي درك توانمنديها و ویژگیهاي شخصی، تعامل کارآمد و مؤثر با جهان در رابطه مناسب با اجتماع و رشد و پیشرفت مثبت در طول زمان میداند که در برگیرنده رضایت از زندگی، انرژي و خلق مثبت است.
1-6-6- تعریف عملیاتی بهزیستی :
منظور از بهزيستي در اين پژوهش،‌ ميزان نمرهاي است كه آزمودني از مقیاس رضایت از زندگی داینر (1985) كسب مي نمايد.

فصل دوم
ادبیات پژوهش

الف) مبانی نظری

2-1- سرمایههای روانشناختی
2-1-1- مفهوم سرمایه روانشناختی
سرمايه روانشناختي عبارت است از مجموعهاي از صفات و توانمنديهاي مثبت افراد و سازمانها كه ميتواند مانند يك منبع قوي در رشد و ارتقاء فرد و سازمان نقش داشته باشد. اميدواري، خوشبيني، خودكارآمدي و استقامت(تابآوري يا انعطافپذيري) مؤلفههاي سرمايه روانشناختي هستند. اميد حالتي انگيزشي است و سه مؤلفه عامليت، طرح و هدف دارد. خوشبيني اسناد دروني بالنسبه ثابت و كلي در مورد حوادث مثبت است. خودكارآمدي به معني اطمينان داشتن به تواناييهاي مورد نياز در دستيابي به موفقيت و باور به داشتن قدرت در غلبه بر تكاليف چالشانگيز است و تابآوري را ظرفيت رواني مثبت براي برگشت، جهش از مصيبت و تغيير مثبت در جهت پيشرفت تعريف كردهاند كه فرد را براي پذيرش مسئوليت آماده مي كند (عليپور و همكاران، 1392).
در واقع، لوتانز و همکارانش در توسعه چارچوب رفتار سازمانی مثبتگرا در سازمانها، سرمایه روان‌شناختی مثبتگرا را به عنوان یک عامل ترکیبی و منبع مزیت رقابتی سازمانها مطرح کردهاند. آنها بر این باورند که سرمایه روان‌شناختی، با تکیه بر متغیرهای روان‌شناختی مثبت‌گرایی همچون: امید، خوش بینی، تاب آوری و خودكارآمدي منجر به ارتقای ارزش سرمایه انسانی(دانش و مهارتهای افراد) و سرمایه اجتماعی( شبکه روابط میان آنها) در سازمان میشود. بنا براین، سرمایه روان‌شناختی، از متغیرهای روان‌شناختی مثبت گرایی تشکیل شده است که قابل اندازه گیری، توسعه و پرورش هستند و امکان اعمال مدیریت بر آنها وجود دارد(علیپوروهمکاران،1392).
در سالهای اخیر، پژوهشهای تجربی فراوانی در زمینه تأثیرهای سرمایه روان‌شناختی بر متغیرهای سازمانی مانند: رضایت شغلی، عملکرد و تعهد سازمانی صورت گرفته است. نتایج این پژوهشها نشان از آن دارد که رابطه معنی داری میان سرمایه روان‌شناختی و این متغیرهای سازمانی وجود دارد. نکته جالب توجه آن است که همبستگی میان سرمایه روان‌شناختی با هر یک از متغیرهای سازمانی، قویتر از همبستگی میان تک تک اجزای تشکیل دهنده سرمایه روان‌شناختی(امید، خوش بینی، خودکارآمدی و تابآوری) و متغیرهای سازمانی است و این بدان معنا است که سرمایه روان‌شناختی دارای اثری هم افزاینده است. در مجموع، در مقوله رفتار سازمانی مثبت گرا، سرمایه روان‌شناختی به مثابه درون دادی در نظر گرفته می‌شود که برون داد آن، سطح عملکرد سازمان است. لوتانز و همکارانش با پژوهشهایی که در این زمینه انجام داده‌اند، به این نتیجه رسیدهاند که میتوان با تقویت سرمایه روان‌شناختی در سازمان، عملکرد آن را دست کم تا 10 در صد ارتقا داد (لوتانز و اواليو25، 2007).
لوتانز و همكاران(2006) معتقدند كه سرمايه روان شناختى فراتر از سرمايه انسانى و سرمايه اجتماعى است و به طور مستقيم با اينكه “شما كه هستيد” و مهمتر اينكه “شما كه خواهيد شد” مرتبط است. بحث تئورى منابع روان شناختى بيان مىكند كه بسيارى از سازههاى روان شناختى به عنوان شاخصهاى سازههاى محورى گسترده تر يا “منابع روان شناختى”، بهتر درك مى شوند. در اين رابطه، منبع مشترك اساسى بين اين چهار قابليت، يك “تلاش كارگزارى مثبت” است. كه نشان دهندهى تمايل افراد براى اقدام بر محيط به عنوان كارگزار، بر پايه ارزيابىهاى مثبت فردى از موقعيت مىباشد. آنچه در اينجا مهم مىنمايد، تمايز قائل شدن بين سرمايه روان شناختى و احساسات مقطعى است. سرمايه روان شناختى برخلاف احساسات مثبت، دوره زمانى طولانىترى دارد و احتمالاً در طول زمان، كمتر تغيير مىكند. همچنين، سرمايه روان شناختى را مىتوان در رابطه با هر دو شرايط خاص و عمومى، مفهومپردازي كرد. در حالى كه احساسات مثبت، نوعاً مربوط به برخى از “شرايط معنادار شخصى” هستند. اجزاى سرمايه روان شناختى، منابعى شخصى شامل منابع ذهنى، اجتماعى و روان شناختى را شكل مىدهند كه به نوبه خود به حالتى از سلامت كارى مانند عجين شدن شغلى منجر مى شود(كريمي و همكاران، 1391).
نتایج پژوهشهای انجام شده در زمینه رفتار سازمانی مثبت‌گرا حاکی از آن است که ظرفیت‌های روانشناختی از قبیل: امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی، در کنار هم، عاملی را با عنوان«سرمایه روان‌شناختی» تشکیل میدهند. به عبارت دیگر، برخی متغیرهای روان‌شناختی، از قبیل: امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی، در مجموع یک منبع یا عامل نهفته جدیدی را تشکیل میدهند که در هر یک از این متغیرها، نمایان است (اوي و همكاران26، 2006).
از این رو، در ادامه به ادبیات نظری مربوط به اجزای سرمایه روانشناختی پرداخته میشود:
2-1-1-1- امیدواری
2-1-1-2- تعريف اميدواري
اميد يكي از سازههايي است كه به عنوان شاخص توانمندي در بهزيستي مثبت افراد مورد توجه واقع شده است. ايده اميد از زمان پيدايش نوع بشر وجود داشته است. زماني كه متقاعد ميشويم آينده بطور كلي غمافزار و پوچ است، ممكن است ارادهمان را براي بردباري در زمان حال نيز از دست بدهيم. طبق نظر اگوستين «اميد تنها با چيزهاي خوب و آينده سروكار دارد و ارتباط مستقيم با فرد اميدوار دارد» هنگامي كه هدف اميد برآورده ميشود، ديگر اميد نيست بلكه تبديل به دارايي فرد ميشود همچنين اميد اساس پشتكار افراد است (وال27 و همكاران، 2004).
اميد به عنوان يك نيروي انگيزشي در تمام دوران معاصر مورد بحث بوده و در قرن گذشته صاحب نظران پزشكي و روانشناسي آن را بررسي كرده اند. بيش از 40 سال پيش، اميد را فرآيندي مفهوم سازي كرد كه در تمام رويكردهاي روان درماني مشترك است(بهاري، 1389).
از نظر اشنايدر (2002) اميد فرايندي است كه طي آن افراد ابتدا اهداف خود را تعيين ميكنند،  سپس راهكارهايي براي رسيدن به آن اهداف خلق ميكنند و بعد از آن انگيزه لازم براي به اجرا درآوردن اين راهكارها را ايجاد كرده و در طول مسير حفظ ميكنند.
از این روی، امید یعنی انتظار مثبت برای دست یابی به هدف ها. این انتظار مثبت، خود دارای دو بعد گذرگاه و عامل است؛ یعنی: عامل + گذرگاه = امید(اشنايدر، 2002).
2-1-1-3- نظريه اميد
چارلز ريك اشنايدر(2006-1935) ملقب به سلطان اميد براي اولين بار نظريهاش را درباره اميد مطرح كرد و آن را مركب از«قدرت اراده»، «قدرت راهيابي»، «داشتن هدف» و «تشخيص موانع» دانست. بر اساس اين فرض كه اميد موجب اميد بيشتر ميشود، روابط خانوادگي، دوستيهاي اميد بخش ميتوانند به عنوان عوامل روابط خواهر و برادري اميد افزا عمل كنند(پرچم و همكاران، 1392).
مدتي بعد ورثينگتون28(2005) از مولفه ديگري در اميد به نام «قدرت صبر» موقعي كه ما تغييري نميبينيم، ياد كرد. او درباره بازسازي اميد مينويسد كه زن و شوهر بايد بتوانند با هم ارتباط برقرار كنند، اختلافاتشان را حل كنند، و آسيبها را جبران كنند. زن و شوهر بايد الف) اراده براي بهسازي ازدواجشان داشته باشند، ب) بايد به راههايي براي بهسازي ازدواجشان دست يابند، و ج) اعتقاد به صبر براي ازدواجشان داشته باشند و در عين حال براي بهبود ازدواجشان فعالانه بكوشند. به طور خلاصه، زوجها به اميد احتياج دارند تا بتوانند مشكلات را طلاق دهند نه اينكه شريك زندگيشان را به عنوان مشكل ببينند. بايد اين نگرش و طرز فكر را جدي گرفت تا زوجها براي مدتي طولاني از مشكلاتشان مرخصي بگيرند. راه اين كار، اميد است زيرا اميد هسته اصلي ازدواج و براي موفقيت هر ازدواجي لازم است.
بر خلاف گروپمن(2005) كه اميد را مانند دارونما نافعال تلقي ميكند و آن را انتظار، تمايل و باور ميداند، اشنايدر معتقد بود كه تلقي اميد به عنوان مؤلفهاي كه داراي اجزايي مثل چشمداشت و آرزوست، تلقي منفعلانهاي است و در عوض مضمون فعالي از اميد را معرفي ميكند كه شامل داشتن هدف، قدرت برنامه ريزي و قدرت اراده براي دستيابي به هدف با در نظر گرفتن موانع رسيدن به هدف و رفع آنهاست. از نظر او، هدف كه اولين مؤلفه اميد است همان چيزي است كه فرد آن را انجام ميدهد يا ميخواهد آن را داشته باشد و ميتواند كوچك يا بزرگ باشد (اشنايدر، 2001) مي گويد، «اميد بدون هدف نميتواند زنده بماند». بنابراين، اهداف نقطه ثقل نظريه اميدند. اين بدان معني است كه نه اهداف 100 درصدي قابل پيگيرياند، نه اهداف صفر درصدي قابل دفاعاند. در واقع، اشخاص اميد را تحت شرايط احتمالي متوسط از رسيدن به هدف رونق بخش ميبينند. قدرت برنامهريزي يا راهيابي، دومين جزء است و همان تصور توانايي يافتن راههايي به سوي هدف مورد نطر است، مثل «من مي توانم براي اين وضع راهي پيدا كنم». سرانجام، قدرت اراده يا پايوري، جزء سوم اميد، يك نيروي سوق دهنده در تفكر اميدبخش است. در واقع همان نيرويي است كه شخص را به سوي هدف مي كشاند؛ يعني تصور داشتن اراده براي به كارگيري راههاي پيدا/خلق شده براي رسيدن به هدف است و به صورت «باخودگويي مثبت» دروني مثل «من ميتوانم اين كار را بكنم»، «من آمادهام»، «من به اوضاع مسلطم» است. در اين نظريه، قدرت اراده در آدمي نهفته است و چيزي نيست كه بايد آموخته شود يا از هيچ به وجود آسد. در عوض مي تواند افزايش يابد و به سوي اهداف خاصي سوق داده شود(بهاري، 1389).
اشنايدر29(2002) عقيده داشت كه اميد ماهيتي اضدادي دارد زيرا در چارچوب نظريه اميد حتي كسي كه قصد خودكشي دارد براي هدفي البته بسيار منفي در حال نقشه كشيدن(برنامهريزي) است؛ يعني او با تمام اميد ميكوشد خودش را بكشد. به عقيده او خودكشي در نهايت ممكن است بازتاب تجلي آخرين تفكر اميدبخش باشد. وقتي تعقيب اهداف مربوط به زندگي مسدود ميشود، مردم سرشار از يأس و جستجو براي هدفي ميشوند كه آنها را از دامهاي غيرقابل تحمل برهاند. مرگ همان هدف

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره سلامت روان، زنان شاغل، کیفیت زندگی، رگرسیون Next Entries دانلود پایان نامه درباره تاب آوری، وابستگی به مواد، فرصتهای شغلی، عزت نفس