دانلود پایان نامه درباره ساختار سرمایه، هزینه سرمایه، استقراض، دارایی ها

دانلود پایان نامه ارشد

ع تأمین مالي در آن است که هیچ بهره یا سود ثابت سالیانه ای بابت هر سهم از طرف شرکت انتشار دهنده پرداخت نمی شود و کسانی که اقدام به خرید این اوراق می کنند در سودآوری و درآمد حاصل از عملیات شرکت سهیم هستند.
با توجه به این که نرخ سود این اوراق از قبل تعیین نشده است و دارنده این اوراق نسبت به میزان سهم خود، مالک شرکت محسوب می شود؛ لذا ریسک این اوراق براي سرمایه گذاران و سهامداران بالا بوده و نرخ بالایی را به عنوان بازده مورد انتظار مطالبه می کنند و بر این اساس هزینه تأمین مالی از طریق سهام برای شرکت ها از سایر روش ها بالاتر است.

نقاط قوت تأمین مالی از طريق انتشار سهام عادی به شرح زیر است:
سهام عادی بدون سررسید است.
شرکت در پرداخت سود به سهامداران عادی هیچگونه الزامی ندارد.
میزان منابع تأمین مالی از این طریق می تواند بیشتر از سایر روشها باشد.
محدودیتی در میزان انتشار از سوی سهامداران و سرمایه گذاران وجود ندارد.
نقاط ضعف مربوط به تأمین مالی از طريق انتشار سهام عادی به شرح زیر است:
هزینه تأمین مالی سهام عادی از سایر روش ها بالاتر است.
سود مربوط به سهام عادی یک هزینه مورد قبول مالیاتی نیست و پس از کسر مالیات پرداخت
می شود.
با توجه به موارد مطرح شده در رابطه با هر یک از منابع تأمین مالي؛ مديران برای استفاده از این منابع ویژگی ها و شاخص هایی را مد نظر قرار می دهند که از جمله می توان به ویژگی هاي زير اشاره کرد:
– حقوق مالكانه11؛ انتشار اوراق بهادار جدید از قبیل سهام جدید باعث ایجاد مسائل مربوط به گسترش مالكيت و اعطای حقوق مالكانه به سهامداران جدید می شود. اما اخذ وام و تأمین مالی از طریق استقراض موجب اعطای حق کنترل عملیات شرکت به وام دهندگان نخواهد شد. در صورتي که سهامداران فعلی شرکت مایل نباشند که حق مالکیت خود را با سرمایه گذاران جدید تقسیم کنند، شرکت تلاش خواهد کرد تا به جای سهام از طریق بدهی تأمین مالی کند.
– الزامات باز پرداخت12؛ بدهی سررسید می شود و باید بر اساس قرار داد مبلغ آن بازپرداخت می گردد. اما تأمین مالی با استفاده از سهام الزام پرداخت و سررسید مشخصی ندارد.
– ادعا بر دارايي ها13؛ وام دهندگان و اعتبار دهندگان ، در موقع انحلال شرکت نسبت به سهامداران عادی و ممتاز در اولویت هستند. اگر شرکت نخواهد غیر از سهامداران عادی افراد دیگری نسبت به دارایی های شرکت دارای حق باشند، تأمین مالی را تنها از طریق انتشار سهام انجام خواهد داد.
– ادعا بر سود14؛ بهره مربوط به وجوه استقراضی صرف نظر از میزان سود یا زیان شرکت در هر دوره مالی؛ باید پرداخت شود. اگر واحد تجاری خواستار ایجاد محدودیت در حقوق سرمایه گذاران جدید نسبت به تقسیم سود خود باشد، تأمین مالی از طریق بدهی مطلوب تر خواهد بود (هامپتون، 2000)15.

2- 3- نظريه هاي ساختار سرمايه
تعاریف گوناگونی توسط افراد مختلف در مورد ساختار سرمایه بیان شده است که در زیر به برخی از آن ها اشاره می شود:
ساختار سرمايه16، تركيبي از بدهي و حقوق صاحبان سهام شركت ها براي تأمين مالي بلند مدت دارايي هاي خود است. اين ساختار مي تواند شامل بدهي هاي بلند مدت، سهام ممتاز و سهام عادي است (دستگير، 1384).
ساختار سرمایه عبارت است از نسبت اوراق بهادار بلند مدت قدیمی تر (دارای رتبه بیشتر) به جمع سرمایه گذاری های مرتبط (ماکسی میلیانو17، 2009)
ساختار سرمایه عبارت است از تعادل بین بدهی ها و دارایی ها، ماهیت دارایی ها و ترکیب استقراض شرکت. دارایی ها می توانند مشهود یا نا مشهود، جاری یا بلند مدت (اوراق بدهی یا سهام) و استقراض ممکن است بلند مدت یا کوتاه مدت، ثابت یا شناور، بدون ریسک یا با ریسک باشند. در شرایط ایده آل، دارایی ها و بدهی ها باید تطابق داشته باشند (دیمیتریس و ماریا18، 2010)
ساختار سرمایه عبارت است از ترکیبی از سهام عادی، سهام ممتاز و زیر مجموعه های مرتبط با آن، سود انباشته و بدهی بلند مدت که واحد تجاری جهت تأمین مالی دارایی های خود از آن استفاده می کند (نوروش و شیرزادی، 1385)
ساختار سرمایه: ترکیب منابع مختلف تأمین مالی یک بنگاه اقتصادی شامل منابع صاحبان سرمایه و استقراض از دیگران. تأمین مالی از طریق استقراض معمولاً تا اندازه ای معقول است که سود خالص افزایش یابد و پرداخت اجتناب ناپذیر بهره وام ها، بنگاه را با ریسک شدید مالی مواجه نکند (اکبری، 1385).
در تعيين ساختار سرمايه مهم ترين موضوع؛ تعيين يك نسبت مناسب و مطلوب براي ميزان بدهي ها و سهام است، زيرا به صورت مستقيم بر ارزش سهام شركت در بازار اوراق بهادار تأثير گذار است. با توجه به اين موضوع؛ پس از تعيين ميزان سرمايه مورد نياز شركت، از ديدگاه مديريت مسئله اصلي اين است كه از كدام منبع و از چه روشي تأمين مالي انجام شود. يعني شركت بايد چه ميزان از بدهي در تأمين مالي خود استفاده كند؟ و چه مقدار از سرمايه مورد نياز خود را از محل انتشار سهام تأمين كند؟
به طور معمول شركت ها و مديران مالي سياست هاي تأمين مالي را به گونه اي در نظر مي گيرند كه ارزش بازار سهام خود را به بالاترين سطح ممكن برسانند. حداكثر كردن ارزش سهام شركت نيز مستلزم به كارگيري بهينه منابع مالي و كسب حداكثر بازده و انتخاب ريسك مناسب براي شركت است.
در اين باره مديران مي توانند از دو طريق ارزش شركت را به حداكثر برسانند:
افزايش بازده شركت و كاهش هزينه سرمايه و كاهش ريسك شركت.
با تركيب مناسب منابع وجوه مورد استفاده، شركت مي تواند به حداكثر ارزش سهام خود دست يابد.
در نتيجه تركيبي از منابع مالي به دست خواهد آمد كه ساختار سرمايه بهينه19 ناميده مي شود . البته هدف اصلی از تصمیمات مربوط به ساختار سرمایه، حداکثر کردن ارزش بازار شرکت از طریق ترکیب مناسب این منابع مالی است. در رابطه با اين موضوع كه آيا ساختار سرمايه بهينه وجود دارد نظريه هاي متفاوتي ارائه شده است كه تأکید اصلی همه نظریات بر آن بوده که آیا شرکت می تواند با تغییر در ترکیب منابع مختلف مالی، هزینه سرمایه را کاهش داده و بر ارزش بازار سهام اثر بگذارد یا خیر؟
به طور کلی در مورد ساختار سرمایه دیدگاه های زیر ارائه شده است:
دیدگاه سود خالص.
دیدگاه سود خالص عملیاتی.
دیدگاه سنتی.
دیدگاه مودیگیلیانی و میلر.
نظریه موازنه ایستا.
نظریه سلسله مراتب.
در ادامه با توجه به موضوع تحقیق به بررسی دیدگاه ها و نظریه های مطرح شده در مورد ساختار سرمایه پرداخته می شود.

2- 3- 1- دیدگاه سود خالص20
بر طبق این نظریه، که توسط دیوید دوراند21 (1959) ارائه شد، تصمیمات ساختار سرمایه با ارزش شرکت ارتباط دارد، از طرف دیگر، تغییرات در ساختار سرمایه باعث تغییر در هزینه تأمین مالی و سرمایه شرکت و ارزش شرکت خواهد شد.
بنابراین، افزایش در اهرم مالی با تغییر در نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام، موجب کاهش میانگین موزون هزینه سرمایه و افزایش ارزش کلی شرکت و قیمت بازار سهام عادی می شود و بالعکس، کاهش درجه اهرم مالی باعث کاهش ارزش شرکت خواهد شد. فرض اساسی این روش آن است که وقتی نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام تغییر کند ، هزینه بدهی بلند مدت (سرمایه ای) و هزینه مربوط به حقوق صاحبان سهام بدون تغییر باقی می ماند. فرض بنیادین این روش در شكل 2- 1 دیده می شود، که با تغییر در درجه اهرم مالی، هزینه مربوط به بدهی بدون تغییر است و میانگین موزون هزینه سرمایه کاهش می یابد تا به میزان هزینه بدهی برسد. اهمیت این روش آن است که شرکت می تواند همواره با کاهش هزینه سرمایه خود، ارزش کلی خود را افزایش دهد (دوراند، 1959).

شكل (2- 1): هزینه سرمایه؛ روش سود خالص

2- 3- 2- دیدگاه سود خالص عملیاتی22
براساس این نظریه، درجه اهرم مالی در تصمیمات ساختار سرمایه شرکت تأثیری ندارد و بنابراین، هر گونه تغییر در اهرم تأثیری در ارزش شرکت و قيمت بازار سهام ندارد. علاوه بر این بر اساس این نظریه هزینه سرمایه و تأمین مالی بدون وابستگي به درجه اهرم، همواره پایدار است و لذا ارزش کلی شرکت تحت تأثير ساختار سرمایه نیست. براساس نظریه دیدگاه سود خالص عملیاتی، هزینه حقوق صاحبان سهام با افزایش درجه اهرم افزایش می یابد و افزایش در اهرم باعث افزایش ریسک مالی سهامداران خواهد شد و در نتیجه موجب افزایش بازده مورد انتظار سهامداران خواهد گردید (دوراند، 1959).
پیش فرض این نگرش این است که بازار به عنوان یک کل، سرمایه شرکت را با نرخ تنزیلی که مستقل از درجه اهرم است، فراهم می آورد. هر افزایشی در استفاده از وجوه بدهی، که ظاهراً این حالت بدان علت اتفاق می افتد که، کسانی که در سهام عادی سرمایه گذاری می کنند. در جستجوی بازده جبرانی هستند زیرا آنها ریسک بیشتری را که ناشی از افزایش درجه اهرم است را تقبل می کنند. دوراند در حمایت از روش سود خالص عملیاتی، بیان می کند که ارزش بازار شرکت بر سود خالص عملیاتی و میزان ریسک تجاری شرکت متکی بوده و تغییر در اهرم مالی بر سود خالص عملیاتی و میزان ریسک تجاری شرکت اثر گذار مي باشد.

2- 3- 3- نظریه سنتی23
بر اساس نظریه سنتی دستیابی به یک ساختار سرمایه بهینه متکی به میزان هزینه تأمین مالی است. بدین صورت که شرکت با کاهش هزینه تأمین مالی خود، می تواند ارزش سهام خود را در بازار افزایش دهد که موجب بالا رفتن ارزش کل شرکت نیز می شود. همچنین به دلیل اینکه از نظر سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان ریسک مربوط به بدهی کمتر از سهام است بازده موردانتظار برای اعتبار دهندگان نیز کمتر از بازده مورد انتظار سهامداران در نظر گرفته می شود. در نتیجه، شرکت می تواند تا سقف معینی برای تأمین مالی از میزان بدهی بیشتری نسبت به سهام استفاده کند و هزینه تأمین مالی کمتری را متحمل شود. با این وجود، با افزایش میزان بدهی، ریسک مالی شرکت نیز افزایش می یابد که با افزایش این ریسک، اعتبار دهندگان نرخ بهره بالاتری را برای میزان بدهی مطالبه می کنند،در این صورت هزینه تأمین مالی شرکت نیز افزایش می یابد.لذا شرکت برای دستیابی به میزان سرمایه مورد نیاز خود، باید نقطه ای را بین میزان بدهی و سهام را انتخاب کند.
بنابراین با توجه به توضیح بالا بر اساس نظریه سنتی؛ ساختار بهینه سرمایه نقطه ای است که در آن هزینه تأمین مالی شرکت در حداقل ممکن خود باشد. سرمایه بر اساس میزان هزینه به دست می آید (هریس و راویو24، 2002).

در شکل 2- 2 روش سنتي به صورت نمودار نشان داده شده است.

2- 3- 4- نظريه موديگلياني و ميلر
موديگلياني و ميلر25 (1958) شالوده نظريه اي را با تدوين الزامات تعادل بازار براي خط مشي بدهي بهينه پي ريزي كردند. آنها نشان دادند كه اگر خط مشي سرمايه گذاري هاي شركت ثابت فرض شود، با صرف نظر از ماليات و هزينه هاي قرار داد، خط مشي تأمين مالي شركت بر ارزش جاري بازار آن بي تأثير است. فرضيه عدم ارتباط ساختار سرمايه آنها نشان مي دهد كه انتخاب خط مشي تأمين مالي نمي تواند ارزش شركت را تغيير دهد، مگر آنكه بر توزيع احتمال كل جريان هاي نقدي شركت اثر گذار باشد( موديگلياني و ميلر، 1958).
فرضيه هاي مربوط به نظريه موديگلياني و ميلر عبارت است از:
بازار سرمايه كاراست. اطلاعات بدون هيچ هزينه اي در اختيار استفاده كنندگان و سرمايه گذاران قرار مي گيرد. معاملات و خريد و فروش بدون هيچ گونه هزينه اي صورت مي گيرد و سرمايه گذاران رفتار معقولي دارند.
ميانگين پيش بيني شده درآمد هاي عملياتي يك شركت به وسيله متغيرهاي اتفاقي ذهني نشان داده شده است و فرض شده است ارزش هاي منتظره توزيع احتمالات همه سرمايه گذاران يكسان است. ديدگاه موديگلياني و ميلر بر آن است كه ارزش هاي منتظره توزيع احتمالات درآمدهاي عملياتي مورد انتظار در همه دوره هاي آتي

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره اوراق قرضه، منابع مالی، ساختار سرمایه، دارایی ها Next Entries دانلود پایان نامه درباره عملکرد شرکت، حسابداری مدیریت، تئوری نمایندگی، اطلاعات حسابداری