دانلود پایان نامه درباره زنان باردار، سازمان ملل، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

نيازهاي فضايي که زنان به آن اشاره ميکنند فراتر از بحث تامين يک نياز خاص شهري است. اشارات زنان بيش از آن که موردي باشد، در ارتباط با مفهوم هژموني جنسيتي فضا و جغرافياي شهري مردانه است:
«خيلي جاها هست که مردها ميروند و در آن فعاليت ميکنند و زنها نه. يعني بيشتر جاها همين است (…) براي زنها فقط مراکز خريد وجود دارد. بعد هم تازه ميگويند زن ها به فکر خريدند» (زن، 32 ساله، منطقهي 5).
زنان علاوه بر اشاره به محدوديتهاي شهري در تامين نيازهاي زنان، به مشکلات ناشي از فرهنگ پدرسالار نيز اشاره ميکنند که در کنار عوامل فضايي، تحرک جغرافيايي زنان را محدود کرده و فضاي فيزيکي در اختيار آنان را کاهش داده است. براي نمونه يکي از پاسخگويان توضيح ميدهد که:
«بعضي جاها هم هست که زنها ميتوانند بروند ولي اجازه ندارند که بروند، اين هم هست. مثلا من ميتوانم تنهايي بروم مسافرت ولي به فرض مثال ميگويم، پدرم نميگذارد. يکي هم شوهرش نميگذارد» (زن، 31 ساله، ساکن منطقهي 1).
يکي از پاسخگويان در ارتباط با مفهوم حق به شهر، نه تنها به حقوق خود، بلکه به حقوق فضايي ساير گروههاي شهروندي که کمتر در شهر به آنها توجه ميشود اشاره ميکند:
«اگر پير ميشوند برايشان صندلي باشد که بنشينند. اگر باردار هستند جايي باشد که بتوانند استراحت کنند. نميشود که بچهها و پيرها و زنان باردار و مريضها همه در خانه زنداني شوند. اگر کسي ناتواني جسمي دارد هم بايد برايش آسانسور باشد، هر جا ميرويم پله، پله، شايد يکي جانباز است يا معلول يا اصلا خسته است. به اين چيزها هم بايد توجه کنند» (زن، 52 ساله، منطقهي 8).
از اشاراتي مانند نمونهي فوق ميتوان نتيجه گرفت که زنان پيرو نقشهاي مراقبتياي که در زندگي پذيرفتهاند، گرايش به در نظر گرفتن مشکلات و مسائل ديگران نيز دارند.

5-3-1-3- تفاوتهاي جنسيتي در عوامل موثر بر مشارکت شهري
از ميان مولفههاي مشارکت در شهر، سازماندهي شهري و تصميمگيري توسط زنان و مردان تهراني مورد توجه قرار گرفت و هيچ يک از شهروندان به توليد فضا اشارهاي نکرد. بنابراين، در اين بخش نظرات مصاحبهشوندگان پيرامون مولفههاي سازماندهي شهري و تصميمگيري به بحث گذاشته ميشود.

5-3-1-3-1- سازماندهي شهري
تهران نيز در سالهاي اخير مانند ديگر شهرهاي بزرگ منطقه، همچون بيروت و استانبول در تلاش براي تبديل شدن به مرکز سرمايه و توسعهي مدرن شهري بوده است. روند برجسازي، اتوبانسازي و تخريب محيط زيست سرعت بالايي گرفته است. قطع گستردهي درختان وليعصر براي تعريض خيابان (سايت پارسينه، تاريخ مراجعه 16 دي 1393) و قتلعام درختهاي باغ پسيان براي ساخت هتل (خبرگزاري مهر، تاريخ مراجعه 16 دي 1393) بخشي از تغييرات شهري است که به قيمت تخريب محيط زيست و فضاي سبز شهري انجام ميشود. فعاليتهايي از اين دست در فضاي شهري، بدون جلب نظر شهروندان و بدون توجه به پيامدهاي انساني و طبيعي انجام ميگيرد.
يافتههاي مصاحبهها نشان ميدهد که ادراک مردم از ميزان مشارکت در سازماندهي شهري، طراحي شهر يا تغيير در اشکال شهري در سطح نازلي قرار دارد. يکي از شهروندان در اين زمينه ميگويد:
«براي ساختوساز نظر مردم را کسي نميپرسد. مردم بايد براي ساختوساز مجوز بگيرند» (مرد، 38 ساله، منطقهي 10).
در واقع رابطهي ميان مسئولين و مردم به شکلي يک طرفه و غير تعاملي است. اگرچه مردم براي اعمال تغييرات در شهر بايد نظر نهادهاي شهري را جلب کنند، برعکس چنين فراگردي موجود نيست. در واقع تصميمگيري در مورد فضاهاي شهري، اشکال شهري، فرمها، رنگها، کاربريها و غيره، انحصارا در اختيار نهادهاي شهري است و بين زنان و مردان تهراني اجماع نظر وجود دارد که نظر مردم در چنين اموري در نظر گرفته نميشود:
«هيچ کس تا به حال از ما نپرسيده چه ميخواهيم کجا ساخته شود. من تا به حال چنين چيزي نشنيدهام» (زن، 33 ساله، ساکن منطقهي 11).
در همين راستا، يکي از پاسخگويان به قرار گرفتن نامناسب کاربريهاي مختلف در کنار هم اشاره ميکند که ناشي از سازماندهي نامناسب فضاي شهري است:
«شما خانه ميخريد با هزار مصيبت بعد ظرف چند هفته يکي ميآيد مکانيکي ميزند زير گوشتان. خوب همه ميخواهند کار کنند، زندگي کنند، ولي قرار نيست مزاحم هم بشوند (…) يکي بايد اين وسط به فکر هر دو طرف باشد» (مرد، 38 ساله، منطقهي 18).
شهرهاي مدرن ترکيبي از آسمانخراشها، اتوبانهاي چندبانده و مراکز خريد باشکوه با پارکينگهاي بزرگ هستند. طرحهاي عظيم شهرسازي در خاورميانه، در نقاطي چون دبي و ابوظبي، مازاد ناشي از ثروت نفت را از نظر اجتماعي به غيرعادلانهترين شکل و از نظر زيستمحيطي به اسرافکارانهترين شکل ممکن ميبلعند (هاروي و مريفيلد، 1391: 26). اين فرايند توسعه که در ايران نيز اتخاذ شده است، شاخصهاي توسعه اقتصادي را جايگزين شاخصهاي انساني-فرهنگي ميسازد.

5-3-1-3-2- تصميمگيري
ميزان مشارکت شهروندان در تصميمگيريهاي شهري يکي از شاخصهاي مهم نشاندهندهي وجود نظام دموکراتيک در مديريت شهري است. علاوه بر سياستگذاريهاي رسمي که توسط سازمانها و نهادهاي رسمي کشور صورت ميگيرد، ميزان اين مشارکت تحت تاثير عوامل فرهنگي و فرهنگ سياسي نيز قرار دارد (رهبري و شارعپور، 1393ب). علاوه بر اين واقعيت که برگزاري انتخابات يکي از غيرمشارکتيترين روشهاي نظرسنجي از شهروندان است (آرنستاين، 1969)، ادراک شهروندان نسبت به نحوهي مشارکتشان در شهر تهران، نشان ميدهد که نوعي بدبيني نسبت به نظام انتخاباتي نيز وجود دارد:
«انتخابات که فرماليته است و براي نظرخواهي واقعي نيست. اصليها را خودشان انتخاب ميکنند» (مرد، 25 ساله، منطقهي 15).
يافتههاي مصاحبه ضمنا نشان ميدهد که جنسيت در ادراک از مشارکت در تصميمگيري تاثيرگذار است. در ايران، زنان در برخي جايگاههاي رده بالاي سازماني قرار دارند، با اين وجود، اين دسته از زنان به طور نسبي از حمايت كمتري بهرهمندند؛ از پاداش و امتيازات و شبكههاي ارتباطي و تعاملات غيررسمي كمتري بهره ميبرند و ميزان حضور آنها به خصوص در جايگاههاي رهبري و مديريتي كمتر از همتايان مرد است (مهدوي و لطيفي، 1388: 12). يک اجماع عمومي ميان مصاحبهشدهگان در اين پژوهش وجود دارد که تا زماني که زنان در نظام تصميمگيري کلان، به جايگاههاي ردهبالاي تصميمگيري و مديريت دسترسي پيدا نکردهاند نميتوانند در بهبود وضعيت حق زنان به شهر نقش گستردهاي داشته باشند. براي نمونه يکي از مصاحبه شوندگان توضيح ميدهد:
«زنها بايد مقام داشته باشند. تا وقتي مقامهاي مهم ندارند نميشود کاري کرد. زنها را بر ميدارند ميکنند مثلا سخنگو. سخنگو که تصميم نميگيرد» (زن، 32 ساله، منطقهي 5).
«زنان اصلا به مديريت نزديک هم نميشوند که بخواهند تصميم بگيرند» (زن، 33 ساله، منطقهي 11).
اگرچه نابرابري در اختصاصيابي جايگاههاي مديريتي و ردهبالا به زنان در تمام جهان وجود دارد، در ايران شکاف جنسي عميقتر است. به گزارش سازمان ملل در سال 2000 در اكثر نقاط جهان زنان حدود 30 درصد از نيروي كار بخش اجرايي و مديريتي را تشكيل ميدهند در حالي كه در ايران اين رقم ناچيز و حدود 10 درصد است (جواهري و دارياپور، 1387: 85). قرار گرفتن زنان در جايگاههاي تصميمگيري و مديريتي ميتواند با ايجاد تودهي حياتي186 در جايگاههاي ياد شده به تغييري بنيادي در فضاهاي شغلي و به تبع آن در نظامهاي تصميمگيري منجر شود (جانعليزداده، 1386).

5-4- يافتههاي مشاهدهاي شهر تهران
5-4-1- شهر مردانه و سازوکارهاي زنانه مديريت فضايي
يک اجماع کلي در مورد اين مساله وجود دارد که فضاي شهر اساسا مردانه است (دوسرتو، 1984؛خوسلا187، 2005؛ رهبري و شارعپور، 1393). يافتههاي اين پژوهش تا اينجا نشان داد که اگر شهر را به مثابهي يک متن در نظر بگيريم، خوانش ناخودآگاه شهروندان از آن، فضايي را مشهود مي سازد که يا نسبت به نيازها و مشکلات زنان کورجنس است و يا نسبت به آزاديهاي زنان با نگرشي تبعيضآميز عمل کرده است.
استفاده از روش مشاهده به سبک ويليام وايت و آنچه که او نگاشت شهر188 مينامد، ما را به سمت اين واقعيت هدايت ميکند که سازماندهندگان شهري يا نسبت به تبعيضهاي شهري بياعتنا هستند و يا در خوشبينانهترين حالت، هنوز شناختي نسبت به وجود اين پديده حاصل نکردهاند. استفاده از نشانههاي جنسيتگرا189 در اماکن عمومي يکي از نشانههاي بيتوجهي به اين مساله است.
تصوير شمارهي (5-11) در واگن بانوان متروي خط 4 تهران برداشته شده است. اين تابلو که بالاي درب ورودي واگن نصب شده و آرم متروي تهران در حاشيهي سمت راست آن ديده ميشود، پيامي را منتقل ميکند که براساس مطالعات جامعهشناختي زبان به شدت ماهيتي جنسيتگرا دارد. اين در حالي است که مقالات و مطالعات بسياري به زبان فارسي وجود دارد که ويژگيهاي زبان فارسي و پيام جنسيتزدهي نمايش داده شده در تصوير شمارهي (5-11) را آشکار ميکنند (ميرسعيدي، 1391؛ پاکنهاد، 1379؛ علينژاد، 1384). بنابراين، به نظر ميرسد که برنامهريزان شهري در ارتباطهاي با پيامهاي با محتواي فرهنگي در فضاي شهري، نسبت به مطالعات دانشگاهي بياطلاع يا بيتوجه هستند.

جنسيتزدگي تنها از خلال سازوکارهاي زباني ممکن نميشود. نشانها، تصاوير و نماهاي کلي از شهر نيز ميتوانند در برگيرندهي معناهاي جنسيتي باشند. در تفسير تصاوير و نشانگان شهري، تنها چيزهايي که تصوير ميشوند مهم نيستند، بلکه آنچه تصوير نميشود نيز اهميت دارد. هر تصويري با ارائهي يک سري اطلاعات و حذف اطلاعات ديگر معناهايي را به بيننده منتقل ميکند. گاهي عناصر حذف شده، به اندازهي عناصر حفظ شده در تصوير اهميت دارند. حذف نمادهاي زنانگي در شهر يکي از سازوکارهاي مردانه شدن شهر است. يک نمونهي حذف سيستماتيک زنان از نشانهاي شهري در تصوير شمارهي (5-12) نشان داده شده است. در اين تصوير عدم حضور مادر خانوادههاي تصوير شده و جايگاه فيزيکي دختر خانواده در خانوادهي تصوير شده در سمت راست معنادار است (دختر در انتهاي دوچرخه قرار دارد).

بيلبوردهاي تبليغاتي در ايران، از تصاوير زنان مگر در شرايط به خصوص و با رعايت اصول خاصي استفاده نميکنند. اين در حالي است که استفاده از تصاوير چهرههاي زنان هنرپيشه در شهر ممنوعيتي ندارد؛ زناني که معمولا از ويژگيهاي ظاهري به خصوصي بهرهمندند. بنابراين تصاوير زندگي روزمرهي زنانه از فضاي شهر حذف شده و تصاوير زنان مشهور با ژستهاي اغراق شده جاي آنها را ميگيرد.
نسبت دادن ويژگيهاي تحقير شده در اجتماع در تبليغات، يا ايجاد و بازتوليد نگرشهاي قالبي در قالب تصاوير، فيلمها و نشانهها نمود ديگري از رويکرد جنسيتزده در فضاي شهري است. براي نمونه تبليغاتي که تصاوير زنان را همواره در کنار لوازم آشپزخانه، در حال رسيدگي به کودکان و يا در حال تميز کردن خانه نشان ميدهند، نگرشي تبعيضآميز به زنان را به تصوير ميکشند. مساله اين نيست که آيا اين تصوير در واقعيت وجود دارد يا نه، بلکه اين است که چقدر در بازتوليد اين تصاوير ايدئولوژي مسلط پدرسالارانه دخيل بوده است.
نظريهي اسنادي يا نمايشي190 معتقد است که نقشهاي اجتماعي را ميتوان با سازوکارهاي غيرمستقيم و از طريق سناريوهاي فرهنگي به افراد آموزش داد. به عبارت ديگر کنش متقابل انسانها با ايدههاي انتزاعي از پديدههاي اجتماعي (مانند نشانهاي خاموش و پنهان در تصاوير تبليغاتي شهري و نشانگان فضايي) ميتواند در برداشتهاي مربوط به نقشهاي جنسيتي تاثيرگذار باشد (کاشاک و تيفر191، 2013).
در طراحي شهري تهران، به نظر ميرسد که به سبک هاسمان عمل شده است. سبک هاسمان، طراح شهري فرانسوي، توجه خود را در شهر به ايجاد محورهاي اصلي حرکتي و عبور و مرور معطوف کرد. در چنين رويکردي، خانهها و فضاهاي ديگر شهري فداي مسائل عبور و مرور شهري ميشود (گيديون، 1386).

چنانچه تصوير شمارهي (5-13) نشان ميدهد، کوچههاي بدون پيادهرويي در شهر وجود دارد که حاشيههاي آن براي پارک اتومبيل و مرکز آن براي عبور و مرور اتومبيلها مورد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره شهروندان تهران، حمل و نقل، مفهوم وجود، زنان باردار Next Entries دانلود پایان نامه درباره منابع محدود، زنان سرپرست خانوار، استفاده از تلفن همراه، زنان سرپرست