دانلود پایان نامه درباره روشنفکران، حریم خصوصی، اسلام سیاسی، حکومت قانون

دانلود پایان نامه ارشد

رهایی فرد از کلیسا داشت. در قرن هفدهم ، رهایی معنوی که با اصلاح دینی تکمیل شده بود به رهایی مادی تبدیل شد و انسان ها دریافتند که توان چیرگی بر طبیعت و حکومت بر خود را دارا هستند و این دو مبنای خرد ورزی شدند و درست همین خرد، وی را بر آن داشت تا قدرت سیاسی را از بنیاد کلامی جدا کند و انسان ها دریافتند پادشاهان برای مردمند نه مردم برای پادشاهان .تا آن زمان سخن از آزادی درونی و رهایی از هوی و هوس دو نمایه و بی ارزش بود اما باید آزادی از تفسیر مسیحی رهایی می یافت و آزادی معنوی به زمینه سیاسی-اجتماعی انتقال داده می شد در این مرحله آزادی فردی یا به گفته کنستان آزادی متجدیدن شکل گرفت(مالمیر، 1382 :71) .هدف اولیه انقلابات سده هجدهم جلوگیری از تجاوزات فرمانروایان خود کامه بود اما در ادامه با گسترش حق رای به طبقات مختلف آزادی سیاسی معنای جدیدی یافت .یعنی مشارکت فعال و همدلانه مردم در اداره امور و مداخله دولت برای ایجاد عدالت و برابری و رفاه بیشتر. بدین ترتیب آزادی از باور لیبرالیست های کلاسیک که آزادی را در مداخله کمتر دولت می دانستند فاصله گرفت. در این شرایط متفکرانی چون جان استوارت میل (1375)مهم ترین مساله سیاسی-اجتماعی را محدود شدن فرد به وسیله اندیشه جمع گرایانه می دانستند. می توان گفت طرح آزادی منفی در قرن 19 توسط میل و برلین در قرن بیستم بازگشتی است به سرچشمه های فکری و اخلاقی آزادی خواهی یعنی آزادی فردی و عدم مداخله در حریم خصوصی .بخشی ازاستدلالات طرفداران آزادی منفی،دراندیشه فلسفی و اخلاقی آن قرار دارد،اندیشه هایی در مورد فرد باوری ، خود مختاری فردی ، نفی غایت اندیشی و دفاع از نا همرنگی و متفاوت بودن . دغدغه اصلی میل(1375) این است که شخصیت فردی در زیر فشار افکار عمومی خرد شود و استبداد اکثریت باعث شود چنان نیرویی فرد را به همرنگی و همراه شدن نا خواسته با جمع وا دارد که قدرت خلاقیت و انتخاب فردی دستخوش تضییق شود.
قبل از شروع قسمت بعد لازم است درباره عنوان «آزادی درگفتمان غرب» توضیحاتی داده شود . علت آنکه گفته می شود آزادی درگفتمان غرب این است که متونی راما در این رساله بررسی می کنیم (کتب درسی) در چهارچوب گفتمان اسلام سیاسی سازمان یافته وبه نگارش درآمده اند . در این گفتمان غرب به عنوان یک کلیت فهمیده می شود . به بیانی د یگر درگفتمان اسلام سیاسی ،غرب به عنوان یک کلیت وغیریت برای شناخت خود در نظر گرفته می شود و ازآنجایی که در این تعریف از غرب هیچ تفکیکی بین گفتمان لیبرال ،دموکرات ، سوسیال وغیره صورت نگرفته ما نیز سعی کردیم تعریف ازآزادی ،درغربی را بررسی کنیم که در گفتمان اسلام سیاسی به عنوان یک کلیت در نظر گرفته می شود واینکه در غرب گفتمان های مختلفی وجود دارد که هر یک ازآنها تعرفی خاص از آزادی ارائه می شود که ممکن است با گفتمان های دیگر موجود درغرب متفاوت باشد نه تنها انکار نمی کنیم بلکه به عنوان یک واقعیت آنرا می پذیریم.
2-4 .آزادی درگفتمان غرب:
آنچه درزمان حاضر درگفتمان غرب به عنوان تعریف از آزادی ارائه می شود،برحفظ حریم خصوصی تاکید دارد وبه آزادی منفی بنا بر تقسیم بندی آیزیا برلین بسیار نزدیک است. از دیدگاه متفکرین غربی تصویر مثبت آزادی تنها مرحله ای بود که غرب برای رسیدن به آزادی منفی باید از آن عبور می کرد.کنستانت(1380 ) اولین کسی بود که به دفاع از آزادی منفی وفردی درمقابل آزادی مثبت پرداخت. اوبه تندی در برابر افکار روسو موضع گیری می کند. مطابق نظر روسو درکتاب قرارداداجتماعی حاکمان حق دارند به دلیل آنکه نماینده اراده عمومی اند،آزادی فردی را تضییع کنند.کنستانت (1380)میان آزادی قدما ومتجددین تمایز قائل می شود اوآزادی قدما را دفاع از ارزشهای جمعی وهمزمان انقیاد کامل فرد دربرابر اقتدار جمع می داندوآزادی متجددین را تبعیت از قانون به جای تبعیت از اراده خود سرانه ودفاع از ارزشهای فردی می داند.برلین (1368)،آزادی منفی را جذاب وآزادی مثبت راتهدیدآمیزنشان میدهد. بر اساس توضیحات او بیشتر صاحب نظران جدید طرفدار مفهوم منفی آزادی هستندوبرداشت مثبت ازآزادی بیشتر به منابع قدیمی تر وغیر معتبر تر مربوط می شود.او علت دفاع ازآزادی منفی را اینگونه توضیح می دهد : «مفهوم آزادی مثبت به دلیل ویژگی ها وساختارعناصر متشکله آن،آمادگی بیشتری برای تغییر یافتن به مفهومی بر ضدآزادی یعنی پرستش قدرت دارد.آزادی به مثابه عدم مانع واجباراز تفسیر دلبخواهانه این مفهوم به میزان زیادی خواهد کاست .اختلاط دو مفهوم آزادی وکش دادن معنای آزادی،آنرا به صورت ملغمه ای ازهمه چیزهای خوب چون برابری ،عدالت،سعادت،دانش ،عشق تفسیر کردن ،درنهایت،موجب از بین رفتن آزادی است»(برلین،1368 :236).از دیدگاه متفکرین غربی آزادی مثبت هدف های از پیش تعیین شده ای رادر برابر فرد قرار می دهد وحق انتخاب که وجه ممیزه انسان از حیوان است را از او می گیرد. اما آزادی منفی به طرز مناسب تری از عهده مراقبت از ارزش ها برمی آید وراههای بیشتری را دربرابر افرادواجتماعات قرار می دهدودر گذر از این راهها آنها را مجهزتر می کند(جهانبگلو ،1383 ،43).
بنا برمطالب ذکر شده نقطه مرکزی آزادی درگفتمان غرب مهیا کرن شرایط برای شکوفایی استعدادهای بالقوه بشرمی باشد. به بیان دیگر آزادگذاشتن انسان برای پروراندن همه استعداد هاوبروز خلاقیت اومفاهیم دیگری که دراطراف آزادی مفصل بندی می شوند:حریم خصوصی:قلمرویی که درمحدوده آن شخص یا گروهی از اشخاص عملا آزادی داشته (یا باید داشته باشند) تابدون دخالت دیگران آنچه رابخواهند عمل کنند وآنچه که می خواهند باشند.
انتخاب گری:این قوه یعنی قدرت گزینش هدفها ووسیله ها که چهره ای سوای موجودات دیگربه انسان می بخشد .«در یک جامعه آزاد،به یک فرد بر حسب شیوه استفاده ازآزادی اش ارج نهاده خواهد شده…آزادی فرصتی است برای عمل به خوبی ،اما این امر زمانی اتفاق می افتد که فرصت عمل به خوبی وجود داشته باشد»(هایک ،1993 :79 ).
تکثر گرایی: بنا به نظر متفکرین غربی نمی توان برای همه انسانها آرمان وغایتی یکسان در نظر گرفت .برای انسانهای مختلف آرمان وغایت های متفاوتی وجود دارد وراههای رسیدن به آنها نیز متفاوت است.(جهانبگلو،1385 :83)
پاسداری از ارزشهای فردی :متفکرین غربی مردم را تشویق می کنند ارزش های زندگی شان را خودشان انتخاب کنندوآنها رابسازندودنباله روی آرمان های خود باشند.این نظریه انعکاس وسیعی در فیلم ها ورمان های غربی (به طور مثال رمان سرچشمه نوشته هاناآرنت)داشته است.(جهانبگلو، 1385 :27).
عقل باوری وخردورزی:در غرب عقل وخرد جایگاه بالایی دارد وهیچ واقعیتی بالاتر از یافته های علمی نیست.ازدیگر دالهای که به گرد آزادی درگفتمان غرب مفصل بندی می شوند می توان به «خلاقیت ونوآوری»و«ارزش شایانی قائل شدن برای زندگی این جهانی»و«امانیسم»اشاره کرد.علاوه برمواردفوق دراین گفتمان بر جامعه مدنی برای حفاظت از آزادی های فردی تاکید می شود . (جهانبگلو ،1383 :51).ودموکراسی چون ظرفی تلقی می شود که محتوای آن آزادی فردی است.بدون وجود دموکراسی وحقوق شهروندی سخن گفتن ازآزادی منفی برای غرب بی معنی بنظرمی رسد(اوت ویت ،باتامور،1393: 4-3 ).
2-5 .نگاهی اجمالی به آزادی از مشروطه تا انقلاب اسلامی
تقریبا ازدوران مشروطیت است ،که واژه آزادی وارد گفتمان نخبگان جامعه شده وبه مفهوم غالب درمبارزات سیاسی بعد ازاین دوران تبدیل می گردد ودرراس مطالبات جمعی قرارمی گیرد. درنهضت مشروطیت مهمترین خواسته های مبارزان تشکیل عدالت خانه ومجلس واستقرارقانون برای جلوگیری ازخودکامگی پادشاه واستبداد درباری بود (اعلم ،1390:16 ).«خصوصیت اصلی این دوران دراغلب موارد،استقبال ایرانیان وروشنفکران ازحکومت قانون ،عدالت اجتماعی ومدرنیته غربی می توان قلمداد کرد.دراین دوران ،رشدتجدد خواهی درحوزه های فرهنگ ،سیاست وادبیات راشاهد هستیم .مجموعه این تحولات دوخصوصیت مهم داشت :نخست،آنها درمسیر استقبال ازغرب وارزش های مدرنیته روال یافتندومهمتر آنکه مبارزه علیه قدرت خودکامه حکومتی واستبداد سیاسی دراین دوران،روشنفکران ومبارزان سیاسی را به اندیشه بازگشت به گذشته ،بازگشت به سنت یامذهب نکشاند.خصوصیت دوم این دوران اهمیت مسئله آزادی بود که مهمتر ازمسئله استقلال جلوه گرشد.درست است که مسئله اصلی نهضت مشروطه حکومت قانون بود ولی ایده حکومت قانون دراین دوره باشعار آزادی مدنی درمقابل یکه تازی قدرت حاکم جلوه گرمی شد»(هودشتیان،1382: 73).«بنابراین آزادی درگفتمان مشروطه جایگاه ویژه ای داشت وبا دالهای رهایی از استبداد وحاکمیت قانون وعدالت همراه وهمنشین بود.«دال دیگری که بنا برشرایط سیاسی،اجتماعی واقتصادی این دوره با آزادی همراه وهمنشین بود دال امنیت بود. امنیت ازدست دزدان وغارت گران مسلح به تیغ وشمشیرمستبدان وخودکامگان مسلح به ابزار بسیارخطرناکتر ازاولی یعنی قدرت مطلقه»(مالمیر،1382 :67).
زمانیکه نهضت مشروطه درایران قوام می یافت ،درغرب تفکراتی انتقادی علیه مدرنیته درحال شکل گیری بود.که تاثیر این تفکرات را می توان دردوره بعد از مشروطه درمتفکرین ایرانی دید.دردوره بعد ازمشروطه جنبش روشنفکری دربرخورد باغرب ازهنگام استحکام سلسله پهلوی شکل گرفت وبرای نخستین باردرایران مبارزه علیه استبداد سیاسی بامبارزه علیه تسلط ونفوذ قدرت های سلطه گر خارجی مشخصا انگلستان گره خورد وجنبش روشنفکری درایران خصوصا پس ازدهه40-30 به سمت تحولاتی معکوس گام نهاد.رفرم های ارضی شاهی به جای اصلاح اموروجلب نظر افکار عمومی بر شدت مخالفت روشنفکران وروشنگران ایران بارژیم سیاسی حاکم افزود وگرایشِ حاکمِ این گروه رابه مخالفت باارزش های مدرن وغربی سوق داد (هودشتیان،1382 :81).خصوصیت اصلی حکومت پهلوی اجرای مدرنیته بصورت گزینشی بود.بطورمثال همزمان با تحول نظام آموزشی ،آموزش عالی ونظام حقوقی نظام پلیسی عظیمی پدیدآورد.برنامه مدرن گروه سنتی راازدولت جداکرد ونظام پلیسی طبقه متوسط،طبقه ای که قراربودپایگاه اجتماعی دولت باشد،راازحکومت دورکرد.دراین شرایط نه تنها معضلات اجتماعی،سیاسی وفرهنگی حل نشد بلکه مسائل جدیدی پیش آمد که باعث شد فرهنگ ضد غربی درطبقه متوسط وفقیرشکل گیرد.ودرواکنش به این امربومی گرایی حفظ خلوص فرهنگی درقالب گفتمان به نام اصالت شکل گرفت.علت دیگری که درسطح جهانی مطرح است ،واکنش به روایت کل گرای هگل ازتاریخ ودیگر متفکرین این وادی بود.« نگاه کل گرا وتمامیت خواه برآمده ازانقلاب فرانسه وفلسفه آلمان،بامحدودکردن تاریخ به ضرورت های گریزناپذیرسیربه سوی کمال،انبوه سنت های متکثرفرهنگی،وتجارب زیسته ملت ها رانادیده می گیرد،وسرانجام درقالب گفتمان موسوم به «شرق شناسی»،کل ملت های شرق رابه حاشیه تاریخ می راند وقلمروهای جداگانه ،تقابلی ونفوذناپذیر«شرق-غرب»رابیان می کند.این تقابل دراندیشه شماری ازروشنفکران صاحب نفوذایرانی(فردید،شایگان،آل احمد،شریعتی)معکوس می شود وترجمان خود رادربومی گرایی ،غرب ستیزی وبازگشت به ریشه ها بازمی یابد.این کاربه یاری مفاهیم هایدگری زوال غرب ،بازگشت به ریشه ها وجستجوی اصالت ،قالب ریزی وپرداخت می شود»(میرسپاسی،1386 :10).درچنین شرایطی آزادی که خواسته اصلی گفتمان مشروطه بود بدون آنکه تحقق یابد به حاشیه رانده می شود واستقلال جایگزین آن می شود. کسب استقلال ورهایی ازاستبداد وبازگشت به ریشه ها وبومی گرایی به عنوان دال های اصلی این گفتمان هستند. آزادی درچنین گفتمانی درکنار دال های دیگر قرار گرفته ومعنایی تازه می یابد.« این گفتمان ناظر برآغازی تند وریشه ای بافکرگسست کامل اززندگی روزمره باوعده آینده ای آرمان شهری ترکیب شده است که به لحاظ فکری جذاب وخیال انگیز است.این نظریه ها که فلسفه آغاز تازه را دنبال می کنند،پاره ای تصورات رمانتیک مانند آزادی کامل رابرامکان واقعی یک جامعه دموکراتیک ارجح می شمارند.از آنجا که پروژه های آرمانشهری،آزادی بخش تر ومعنادارتر به نظر می رسند وبرای انواع رنج های بشری راه حل هایی عرضه می دارند،یک چشم اندازدموکراتیک،درعرصه خیال پردازی های دینی ،سکولار،ویاملی گرا قادربه رقابت باآنهانیست.تنها

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره مفهوم آزادی، حریم خصوصی، مشارکت سیاسی، یونان باستان Next Entries دانلود پایان نامه درباره اسلام سیاسی، آزادی اجتماعی، شهید مطهری، انقلاب اسلامی