دانلود پایان نامه درباره رفق و مدارا

دانلود پایان نامه ارشد

را شايست? استماع و قرائت نمي دانيم. در هر حال خواندن شرايع شما موجب خند? ما مي شود. هم قانون و هم قانونگذار و هم پيروان قانون در نظر ما شايسته استهزاء هستند. از اينجاست که ما بر خلاف امري که کرده ايد، اصول ديانت خود را ننوشته و نزد شما نفرستاديم. شريعت ناپاک شما را لايق خواندن و انديشيدن ندانسته ايم و به حکم عقل کاملي که شما داريد، حق اين بود که قبلاً اين نکته را در نظر گرفته و نيز استهزاء ما را به جانب خود سر نمي داديد. ما چطور مي توانيم دين حق و شريعت الهي خود را در برابر جهل شما عرضه کنيم و آن را هدف استهزاء و دشنام شما قرار دهيم. اما راجع به اصل دين خود، اجمالاً گوييم که مانند شما عناصر و خورشيد و ماه و با دو آتش را نمي پرستيم و از اين رو خورشيد و ماه و با دو آتش را نمي پرستيم و اين همه خداياني که شما در زمين و آسمان داريد ستايش نمي کنيم، بلکه يکتا خدايي را عبادت مي نماييم که آسمان و زمين و هر چه در آنهاست آفريد? اوست.” يزدگرد پس از اصول جواب اساقف? رؤساي خاندان هاي بزرگ ارمني را طلب کرد، همه را به زندان فرستاد. جواهر لعل نهر و در کتاب معروف خود، نگاهي به تاريخ جهان مي نويسد:
“در قرن سوم ميلادي، يک نوع احياءِ و رنسانس در ايران صورت گرفت و سلسل? تازه اي به قدرت رسيد. اين سلسل? تازه خاندان ساسانيان بود که يک ناسيوناليسم شديد و متجاوز داشت و مدعي بود که جانشين پادشاهي هخامنشي مي باشد.
همچنانکه در مورد تمام نهضتهاي ناسيوناليستي مي توان ديد، اين ناسيوناليسم خشن ساساني هم، کوته بين بود و نسبت به ديگران مدارا نداشت.
شايد اين امر نتيجه آن بود که اين دولت در فاصل? دو حکومت بزرگ و متجاوز قرار گرفته بود. در نتيجه آن بود که اين دولت در فاصل? دو حکومت بزرگ و متجاوز ترک دايماً در حال پيشرفت بودند. در زمان ساسانيان، روحانيون زردشتي قدرت فوق العاده داشتند و دولت ساساني را کنترل مي کردند و نسبت به عقايد مخالف بسيار سختگير بودند…”
به طور کلي سياست مذهبي سلاطين ساساني يکسان نبود؛ اردشير اول در راه پيشرفت مذهب زرتشت کوشش فراوان کرد. تعقيب و آزار عيسويان از سال 339 تا هنگام فوت شاهپور دوم دوام داشت و در طول اين مدت زجر و آزار عيسويان به شدت ادامه يافت. پس از آنکه شاهپور سوم و بهرام چهارم به سلطنت رسيدند. سياست مودت آميزي با امپراتوري روم در پيش گرفتند. در نتيجه مسيحيان مقيم ايران از آرامشي نسبي برخوردار شدند. همچنين مسالمتي که يزدگرد اول در روابط خود با عيسويان اظهار مي کرد، بلاشک، معلول جهات سياسي بود، زيرا که با استوار کردن بنيان صلح ايران و روم مي توانست مساعي جميله در تحکيم اقتدار سلطنت خويش به کار برد. انوشيروان نسبت به پيروان اديان مختلف، روشي مسالمت آميز پيش گرفت و مثل اکثر سلاطين ساساني تحت تأثير تحريکات و تعصبات روحانيان زردشتي قرار نگرفت. هرمزد، پسر انوشيروان که عادل ترين و رعيت نوازترين سلاطين ساساني است مانند کوروش، نسبت به پيروان اديان مختلف با رفق و مدارا رفتار مي کرد؛ وي مي گفت: “همچنانکه تخت ما نمي تواند فقط بر دو پايه پيشين بايستد و از دو پاي? پسين بي نياز باشد، دولت ما نيز با رنجش و انزجار رعاياي عيسوي و ساير ملل متنوعه برپاي نتواند بماند. پس بايد از آزار عيسويان دست برداريد و در کارهاي نيکو کوشا باشيد تا نصاري و پيروان ساير اديان اعمال نيک شما را ببينند و به دين شما روي آورند. به حکايت بعضي منابع، عيسويت در عهد ساساني هميشه، حتي در سخت ترين دوره هاي زجر و تعدي، مجاز بوده است. اگر چه گاهي بعضي از جوامع عيسوي در شهرها و دهات دستخوش آزار عمال ايراني مي شدند، عيسويان اصول ديني خود را در انجمن هايي که در نسوات 410 و 420 در پايتخت کشور ايران تشکيل يافت، با دو نفر نماينده دولت امپراتوري بيزانس برقرار نمودند. فشار هميشه متوجه علماي دين مسيح بود، اما هيچ گفته نشده است که عام? عيسويان را زجر يا مجبور به ارتداد نموده باشند. کشتارهاي بزرگ ندرتاً اتفاق مي افتاد و غالباً عيسويان مي توانستند به آرامي در تحت هدايت معنوي جاثليقان و اسقفان خود زيست کنند.298
5-6-4. شريعت و آزادي در روح القدس:
پولس رسول بشارت آزادي را تبليغ مي کرد و معتقد بود که خدا براي انجام دادن اين کار به او مرجعيت بخشيده است: “ديگر من نيستم که زنده ام، بلکه مسيح در من زندگي مي کند (غلاطيان 20:2) پولس که يک جوان يهودي سخت کوش بود، شريعت را مي شناخت و آن را رعايت مي کرد؛ وي که مسيحي شد، و خدا او را به تغيير کيش وا داشت تا امت ها را موعظه کند (اعمال،9) مقيد بود که از منظرهاي مختلف رابطه بين شريعت و بشارت را تبيين کند. مي توان تيزهوشي او را در اتحاد اين دو مفهوم در رساله به روميان دريافت: او در باب هفتم از شريعت و جايگاه آن در حيات مسيحي بحث مي کند و در باب هشتم از زندگي در روح القدس سخن مي گويد:
ادعاي پولس مبني بر اينکه مرجعيت او خدادادي است بر دو امر مبتني بود: يکي مکاشفه او درباره مسيح برخاسته از ميان مردگان و ديگري شيو? او درباره رهبري خادمانه (به پيروي از الگوي عيسي). وي در سفرهاي تبليغي اش کليساهايي تأسيس کرد و خودش را مربي صميمي اين کليساها مي دانست. او به وضع مقررات ظاهري يا مرجعيت قانوني بي ميل بود، اما در بيان عقايدش دربـاره سؤالات خاص هيچ واهمه اي نداشت. بعضي از گروه ها در تاريخ مسيحيت، براي اثبات آزادي مسيحي دقيقاً به قرائت خودشان از الگوهاي اوليه پولسي اشاره مي کنند بعضي از مسيحيان کليساهاي پولس را کليساهايي مي دانند که در آنها مقام اصلي رياست به عهد? مسيح و روح او بود، نه به عهد? کشيشان يا اسقف ها يا حتي خود پولس. او به کليساها مي گفت: که آنها به آزادي فرا خوانده شده اند، اما آزادي نه به معناي انجام دادن هر آنچه انسان دوست دارد. آزادي در اين بشارت، آزادي، دوست داشتن يکديگر و آزادي خادم بودن و دلواپس نيازهاي يکديگربودن است. مواظب يکديگر بودن به معناي بردگي نيست، بلکه مردم به “آزادي در روح القدس” فرا خوانده مي شوند، آزادي از شريعت قديم، آزادي از سلطه بر ايمان مردم ديگر و آزاد بودن در کمک به يکديگر. پولس معيار جديدي خلق نکرد، بلکه مسيح را معيار جديد دانست. او از مردم خواست تا در کليساهاي آزاد زندگي کنند و مؤمن باشند تا “مقلدان من باشند چنانکه من مقلد مسيح هستم”. آنان قائل بودند که دستورهاي اخلاقي قديم در معرض چون و چرا قرار نمي گيرند؛ با اين حال، در نامه به روميان او مي گويد: که مسيح پايان شريعت است قانون جديد مسيح بشارت پولس به آزادي است. 299
5-6-5. رسولان و اعتقاد نام? رسولان:
عيسي (ع) در مدت 3 سال رسالت شاگرداني را به گرد خود جمع کرده بود که به 70 نفر بالغ مي شدند. در اين ميان 12 نفر از جايگاه ويژه اي برخوردار بودند.300
مسيح دوازده نفر از شاگردانش را به ملازمت و همراهي خويش انتخاب کرد تا ايشان را براي وعظ و رهنمائي مردم اعزام بدارد.301
عيسي (ع) شاگردان منتخب خود را رسول ناميده است. در اناجيل چهارگانه هيچگاه از واژ? حواري استفاده نشده است. رسولان عيسي (ع) بر اساس نقل انجيل لوقا عبارتند از: شمعون که او را پطرس302 نام نهاد، برادرش اندرياس303، يعقوب، يوحنا، فيلپس، برتولما، متي، توما، يعقوب بن حلفي، شمعون، معروف به غيور، يهودا برادر يعقوب و يهوداي اسخريوطي
اکثر رسولان ماهيگيراني فقير و نادان بودند. آنان که امروز شاگردان گزينش شده حضرت عيسي (ع) خوانده مي شوند، در زمان حيات وي افرادي بي درک، بي ايمان، بي فهم و سست دل به شمار آمدند.
اين دوازده تن مأموريت يافتند که تنها در ميان بلاد اسرائيلي به تبليغ بپردازند. مأموريت اصلي آنان در سفرهاي تبليغي، بشارت به نزديک بودن ملکوت آسمان بود. اين دوازده تن را عيسي (ع) فرستاد و بدين طريق به آنها وصيت کرده، گفت: از راه امت ها نرويد و در بلدي از سامريان داخل مشويد، بلکه نزد گوسفندان گم شد? اسرائيل برويد و چون مي رويد موعظه کرده بگوييد که ملکوت آسمان نزديک است. 304
در ميان شاگردان هيچ يک بر ديگري برتري نداشته وبا يکديگر مساوي بوده اند و حضرت عيسي (ع) به آنها آموزه هاي ويژه خود را آموخت.305
از ميان اين 12 تن، يهوداي اسخريوطي خيانت ورزيد و در ازاي وعد? دريافت 30 سکه نقر? عيسي (ع) را به دشمنان تسليم و پس از اندک زماني از شدت ناراحتي خودکشي کرد.
پس از مصلوب شدن عيسي (ع) حواريان يازده گانه در جلسه اي که به رياست پطرس برپا شد براي جانشيني شخصي به جاي يهوداي خائن به قيد متياس را به عنوان رسول دوازدهم برگزيدند. 306
دوازده حواري پس از غيبت حضرت عيسي (ع) به تبليغ و ترويج گسترده ي دين مسيح در ميان مردم ديگر سرزمين ها پرداختند و خودرا از تبليغ محدود براي يهوديان بيرون کشيدند. نخستين مأموريت تبليغي آن ها، شهر سامره بود. از يهوديان به نام سامريان در آن شهر بودند که وحي وسخن خدا را تنها در تورات منحصر کرده بودند و جز آن را نمي پذيرفتند. 307
در مرحله بعد شهر انطاکيه محور اصلي تبليغات بود در اين مرحله پس از آن نقش پولس پر رنگ مي شود.308
بزرگ ترين رسول شمعون است که حضرت عيسي (ع) وي را پطرس يعني “صخره” ناميد و سنگ زير بناي کليسا رسول “شائول” بود که پس از قبول مسيحيت خود را “پولس” يعني “کوچک” ناميد. 309
موضوع رسولان در پايان سور? صف آمده است و در اناجيل مي خوانيم: ” و چون عيسي به کنار? درياي جليل مي خراميد، دو برادر يعني شمعون مسمي به “پطرس” و برادرش اندرياس را ديد که دامي در دريا مي اندازند؛ زيرا صياد بودند بديشان گفت: “از عقب من آييد تا شما را صياد مردم گردانم.” در ساعت دام ها را گذارده، از عقب او روانه شدند. متي 18:4-20/ مرقس 16:1-18).310
افسانه اي در قرن چهارم مي گويد: که اعتقادنام? رسولان توسط دوازده رسول مسيح تدوين شده و هر يک از آنان يکي جملات آن را نوشته است. اما يکي از مهمترين ايراداتي که بر اين نظريه مي توان گرفت، اين است که اين اعتقاد نامه بيش از دوازده جمله تشکيل شده است. اين افسانه تا قرن پانزده قبول عام داشت اما در قرن شانزدهم ديگر به فراموشي سپرده شد. اعتقاد نامه رسولان محصول تحول تدريجي اعتقاد نامه هاي کليساي غرب است. به نظر مي رسد که هم? اين اعتقاد نامه ها جد مشترکي دارند که گفته مي شود”اعتقاد نامه اضافه شد و تغييرهاي کوچکي نيز در برخي کلمات آن بوجود آمد. متني که امروزه در دست ماست به قرن ششم يا هفتم ميلادي باز مي گردد. به تدريج اين متن به متني قابل پذيرش تبديل شد و بين سالهاي 800 تا 1100 ميلادي در روم پذيرفته شد. من ايمان دارم به خداي پدر قادر مطلق، خالق آسمان و زمين؛ و به عيسي مسيح، پسر يگان? او، خداوند ما. ايمان دارم به اينکه لقاح وي توسط روح القدس متحقق گشت، او توسط مريم باکره به دنيا آمد، در زمان پنطيوس پيلاطس رنج کشد، مصلوب گشت. مُرد و به جهان مردگان نزول – فرمود. در روز سوم از مردگا رستاخيز کرد، به آسمان صعود فرمود و به سمت راست خداي پدر قادر مطلق بنشست. وي از آنجا براي داوران بر زندگان و مردگان، باز خواهد گشت. من ايمان دارم به روح القدس، به کليساي مقدس جهاني، به شرکت مقديس، به آمرزش گناهان، به رستاخيز جسماني و حيات جاوداني . آمين. اگر چه منشأ برخي از قسمت هاي اعتقاد نام? رسولان، قرون چهارم يا پنجم بوده، منشاءِ بخش اعظم آن دوران نخستين کليسا بوده است. اعتقاد نامه رسولان هميشه در کليساي غرب، در ميان اکثر کليساهاي پروتستان311 و در ميان کاتوليک هاي رومي، مورد پذيرش بوده است. اما در کليساهاي شرق، اگر چه با اين اعتقاد نامه همواره با احترام برخورد مي شده، به انداز? کليساي غرب مورد پذيرش نبوده است.312
5-6-6. اعتقادات مسيحيان و مسيحيت نسطوري در ايران:
کتاب ديني نصاري موسوم است به “کتاب المقدس”و آن مرکب از دو جز راست. قسمت اول، بنام عهد عتيق، متضمن تورية وصحف انبيا، اين قسمت مورد قبول يهود نيز هست. قسمت دوم، بنام، عهد جديد که مشتمل است بر چهار انجيل و کتاب اعمال رسولان و بيست و سه رساله و صحيفه که به قلم رسولان مسيحي در صدر اول نگاشته شده است. اصول دين و اعتقادات ايماني نصاري در

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره مصرف کننده، کتاب مقدس Next Entries پایان نامه رایگان درمورد ضمانت نامه بانکی، ضمن عقد، شرط ضمن عقد، آنسیترال