دانلود پایان نامه درباره رشد جمعیت، توسعه اقتصادی، نیروی انسانی، امنیت ملی

دانلود پایان نامه ارشد

افزایش سریع موالید و رشد جمعیت بود. اما در سالهای پس از جنگ تحمیلی و از سال 1368، این موضوع مجدداً در دستور کار قرار گرفت. آمار رسمی نشان میدهد که ایران با افزایش 3/9 نرخ رشد جمعیت، از لحاظ نرخرشد جمعیت در ردیف سوم کشوهای جهان قرار گرفته است. از این پس، موضوع کنترل جمعیت و لزوم تنظیم خانواده از سوی محافل گوناگون علمی و سیاسی مطرح و موافقت و مخالفتهای زیادی در پی داشت.
همین امر موجب شد که سیاستهای تعدیل رشد جمعیت از طریق تشویق و ترغیب برنامههای تنظیم خانواده و کاهش سطح زادو ولد و باروری در کشور گرفته شود. تداوم این سیاست در دوران سازندگی و اصلاحات موجب شد که طی سال های 65 تا 84، سطح «باروری» در ایران با سرعتی استثنایی و کمسابقه در سطح بینالمللی کاهش یابد. بهطوری که شاخصهای باروری و به تبع آن، میزان زاد و ولد در مقایسه با سال 1365، به کمتر از نصف تقلیل یافت. میزان باروری کل از6/5 نوزاد زنده برای هر زن در سال 1365، به کمتر از سه نوزاد زنده و به تبع آن، میزان رشد طبیعی سالانه جمعیت 3/2 درصد در سال 1365، به کمتر از 1/5 درصد در حال حاضر تنزل یافته است.45
در این میان، غفلت بزرگی که دولت های چهارم تا نهم مرتکب آن شدند،این بود که رابطه سیاستهای کنترل جمعیت، با ترکیب جمعیتی معکوس میباشد، یعنی با کاهش موالید و کاهش رشد جمعیت، ساختار جمعیتی دگرگون می شود؛ به این معنا که سیاست کاهش مستمر زاد و ولد و انتقال از باروری طبیعی به باروری کنترل شده، بهتدریج ساختار سنی جمعیت ایران را از وضعیت جوانی خارج و به طرف سالخوردگی سوق میدهد. در صورت تداوم سیاست کنترل جمعیتی، روند کاهش جمعیت کمتر از پانزدهساله، به حدود پانزده درصد خواهد رسید.
کنترل جمعیت؛سیاستی استعماری
جنگهای تجاوزکارانه همواره سه هدف عمده را دنبال میکنند:
1- توسعه ثروت (سرمایه)
2- اشغال سرزمین (گسترش سرزمین)
3- افزایش نفرات (نیروی انسانی)
به عبارت دیگر، هدف جنگهای تجاوزکارانه، دسترسی و سیطره بر منابع، اعم از منابع مالی، تجاری، طبیعی و انسانی است. استراژی جنگطلبان و تجاوزگران برای رسیدن به این هدف، کنترل منابع و به حداقل رساندن آن است.
این امر از طریق جنگ مستقیم و کشتن سربازان و بمباران شهرها و کشتن انسانهای بیگناه، با هدف کاهش سیطره و نفوذ دشمن بر منابع، کاهش مصرف آنها از این منابع و در نتیجه، کاهش جمعیت محقق میشود. به عبارت دیگر، مهمترین مانع دشمن در جنگهای تجاوزکارانه، وجود جمعیت جوان و مولد است. ژاکلین کاسون در کتاب جنگ علیه جمعیت نشان میدهد که کنترل جمعیت جهانی، کاملاً منطبق بر پارامترهای دکترین نظامی و یک جنگ تمام عیار است.
از نظر آلوین تافلر، پس از پایان جنگ سرد، سرویسهای جاسوسی دچار بحران هویت شده و به دنبال هدف و مأموریتی قابل توجه بودند تا وجود خود را توجیه کنند. از دیدگاه آنها دشمن، دیگر اتحاد جماهیر شوروی نبود، حتی کشور کمونیستی چین نبود. کمیسیون سهجانبه پیمان اقتصادیای در سال 1973 میان آمریکا، اروپا، و ژاپن در دفاع از منابع اقتصادی مشترک در مقابل کشورهای در حال توسعه منعقد گردید.
این کمیسیون سهجانبه، بهعنوان تسریعکننده تغییر قطب ژئوپلتیک از «شرق در مقابل غرب» به «شمال در مقابل جنوب» به کار رفت. دشمنی که این کمیته خطر آن را جدی میدانست، رشد جمعیت بومی در کشورهای کمتر توسعهیافته با منابع غنی بود 1993.
بنابراین، به نظر میرسد در ورای شعارهای جذاب و فریبنده، همراه با بیان یافتههای بهظاهر علمی در زمینه پیامدهای کنترل جمعیت، استعمارگران قرار دارند که در پی منافع خود هستند. در دهه هفتاد و در زمان هنری کسینجر (مشاور امنیت ملی رئیسجمهور وقت آمریکا) پروژهای درباره تأثیر روند رشد جمعیت جهانی بر امنیت ملی آمریکا طراحی و انجام شد.
این پروژه، روند فزاینده رشد جمعیت جهانی را بر خلاف امنیت ملی آمریکا دانسته و با تشریح استراژدی آمریکا در مورد جمعیت جهانی، سیاستها، راهکارها، چگونگی همکاری سازمانهای بینالمللی و روش ترغیب و اقناع رهبران کشورهای مورد نظر برای کاهش روند رشد جمعیت را تبیین میکند.
براساس این پژوهش، جمعیت کشورهای در حال توسعه و با منابع غنی در صورتی که با همان ضریب رشد افزایش یابد، موجب بهشدت بالا رفتن خواستها و انتظارات عمومی در میان مردم از جمله آموزش، اشتغال، بهداشت و مسکن میشود که خود به ناپایداریهای اجتماعی و سیاسی در این کشورها تبدیل خواهد شد. این ناپایداریها در کشورهای دارای منابع غنی، تا اندازه زیادی منافع کشورهای صنعتی همچون آمریکا و بهره آنها از این منابع و سرمایهگذاری در کشورهای فوق را به خطر خواهد انداخت. از سوی دیگر، فشار ایجاد شده برای تأمین نیازهای این جمعیت بالا، در آینده موجب میشود که دولتها و حاکمان این کشورها، به دنبال افزایش قیمت نفت جهت تأمین نیازها و انتظارات رفاهی و معیشتی مردم خود باشند. افزایش قیمت نفت نیز تأثیر بسیار منفی بر روی اقتصاد آمریکا خواهد داشت.
به همین دلیل، نظریهپردازان کشورهای استعماری با صراحت نگرانی خود را از افزایش جمعیت جوان کشورهای جهان، بهویژه کشورهای اسلامی اظهار میدارند. در واقع، افزایش جمعیت کشورهای اسلامی، معضل عمده فرا روی کشورهای استعاری است. از این رو، سایر کشورها را تشویق به کنترل جمعیت میکنند.
ساموئل هانتینگتون در بخشی از مصاحبه خود، درباره تمدن اسلام و چین و چالش آنها با تمدن غرب، با اشاره به نقش روز افزون مسلملنان میگوید: «تمدن اسلامی تمدنی است که چالش آن تا حدودی متفاوت ازدیگر چالشهاست؛چرا که این تمدن اساساً ریشه در نوعی پویایی جمعیت دارد. رشد بالای زاد و ولد، که در اکثر کشورهای اسلامی شاهد آن هستیم، این چالش را متفاوت کرده است. امروزه بیش از بیست درصد جمعیت جهان اسلام را جوانان پانزده تا بیستوپنجساله تشکیل دادهاند.»46
علاوه براین، افزایش جمعیت مسلمان در خود کشورهای غربی نیز نگرانی دیگر قدرتهای بزرگ است. رشد منفی جمعیتنژاد اروپایی و زاد و ولد زیاد مسلمانان، بر بسیاری از مناسبات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشورهای مزبور تأثیرگذار است؛ زیرا همواره در طول تاریخ جمعیت، یک عامل مهم در اقتدار سیاسی است. به همین دلیل، امروزه کشور چین،یک تهدید جدی برای قدرتهای بزرگ محسوب میشوند. در مجموع، به نظر میرسد شعار کنترل جمعیت، به عنوان یک سیاست راهبردی با هدف و انگیزههای خاص، از سوی کشورهای توسعهیافته و استعماری نسبت به کشورهای جهان سوم و در حال توسعه تبدیل شده است.
جمعیت؛ توسعه یا فقر
اجمالاً، در زمینه بحث توسعه و جمعیت، سه دیدگاه وجود دارد: دیدگاه بدبینانه (مالتوس و نئومالتوسینها)، خوشبینانه (بازراپ، سایمون و کوزنتس) و بیطرفانه (مدلهای جدید اقتصادی) مطرح شده که به ترتیب رشد جمعیت را مانع، محرک و بیتأثیر در فرایند رشد و توسعه اقتصلادی میدانند.علاوه براین، در رویکرد و گفتمان جدید جمعیت توسعه، بهویژه با توجه به تجربه انتقال ساختار سنی شرق آسیا و رشد معجزهآسای اقتصادی همراه با آن تئوری پنجره جمعیتی، و مفاهیم مرتبط با آن، از قبیل فایده یا امتیاز جمعیتی،هدیه جمعیتیو….در خصوص تأثیرات رشد و پویایی جمعیت بر رشد و توسعه اقتصادی مطرح شده است.47
در هر سه رهیافتو مدل نظری،بررشد جمعیت به عنوان متغییر پویایی جمعیت تأکید شده است. این امر موجب شده تا تأثیر تک عامل جمعیتی کلیدی در فرایند توسعه اقتصادی، یعنی ساختار سنی ججمعیت و تغییرات آن نادیده گرفته شود.
بااین وجود، همواره در بحث از جمعیت و توسعه، توجه به این مهم وجود داشته که کلیدیترین عامل توسعه، نیروی انسانی است. نیروی انسانی محور و محرکه رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است.
چهار عامل سرمایه مادی، سرمایه انسانی، عامل طبیعی و سرمایه زیر ساختی و زیر بنایی از عوامل رشد و توسعه اقتصادی کشور محسوب میشوند. محدودیت هر یک از این عوامل،رشد و توسعه اقتصادی را محدود میکند. برای مثال، اگر در کشوری سرمایه و منابع مالی قوی باشد، اما رشد جمعیت و به تبع آن، منابع انسانی محدود گردد، فریند رشد و توسعه عقیم خواهد ماند. از نظر کارشناسان توسعه، اگر جمعیت کشوری جوان،مولد، فعال و کارا باشد میتواند عامل رشد و توسعه بوده و برعکس،اگر جمعیت کشوری سالخورده، غیر مولد و مصرفی و ناکارا باشد، مانعی برای رشد و توسعه خواهد بود.
مثال روشن این امر، پر جمعیتترین کشور جهان، یعنی کشور چین میباشد که به دلیل مولد و کارا بودن جمعیت خود، توانسته است بیشترین نرخ رشد اقتصادی را در بین کشورهای قدرتمند اقتصادی با نرخ هشت درصدبه ثبت رسانده و مازاد درآمد ارزی خود را تا دویستمیلیارد دلار ارتقا دهد.
این امر شاهدی است براین که جمعیت زیاد، با یک مدیریت کارآمد اقتصادی، نه تنها تهدید نیست، بلکه فرصتی طلایی و بینظیر برای رشد و توسعه میباشد.بنابراین، متغیر افزایش یا کاهش جمعیت، نقش برجستهای در امکان توسعه و یا عدم توسعه یک جامعه ایفا میکند. به نظر میرسد، نمیتوان به یکباره در خصوص فزونی و یا کاهش جمعیت به داوری نشست و حکم مطلق به ازدیاد و یا کاهش آن کرد. اتخاذ رویکرد پیشگیرانه و تنظیم کنترل موالید و یا سیاست افزاییش جمعیت، باید با توجه به متغیرهای چند در جامعه صورت گیرد. از جمله، مجموعه آموزههای دینی و فرهنگی، امکانات و زیر ساخت های اقتصادی، اجتماعی، نهادی، اکولوژیکی، اقلیمی، فرهنگ کارو تلاش، امکانات، ظرفیتها، امکان و یا عدم امکان توسعه شبکه حمل و نقل، محدودیتهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعیو… از این رو، رهبر فرزانه انقلاب، با توجه به جمیع جهات، کشور ایران را متناسب برای جمعیت صدوپنجاهمیلیونی میدانند.

پیامد های کاهش جمعیت
برخی از آثار و پیامد های کاهش جمعیت عبارتند از:
1- عدم رشد و توسعه اقتصادی
از جمله آثار و پیامدهای منفی کاهش جمعیت،تغییر ساختار جمعی و به اصطلاح، پیر شدن جمعیت کشور و در نتیجه، عدم رشد و توسعه اقتصادی است. بدین معنا که هرم سنی جمعیت از جوانی به سالخوردگی، در شرایطی است که محرکه اصلی و کلیدی توسعه «منابع انسانی» میباشند؛زیرا اگر به راستی دولت بخواهد در خدمت مردم باشد و در تلاش برای توسعه اقتصادی جامعهباشدو همه توان و ظرفیت منابع ملی، سرمایه و زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری را بهدرستی به کار گیرد، افزایش جمعیت عاملی برای شتاب روند توسعه اقتصادی میباشد؛ زیرا مهمترین نیاز اولیه توسعه اقتصادی، وجود نیروهای جوان، فعال و کارآمد است.
بنابراین، کاهش جمعیت موجب پیری جمعیت است که خود مانعی برای رشد و توسعه اقتصادی خواهد بود. به عبارت دیگر،در شرایط کنونی که جامعه اسلامی ما با معظل گسل کاهش جمعیت مواجه است، این امر عامل مهمی برای عقب ماندگی و عدم توسعه کشور است.
2- پیری و بینشاطی جمعیت
از دیگر مشکلات ناشی از تنظیم خانواده و کنترل جمعیت، پیری جمعیت و فقدان نشاط و تحرک لازم اقتصادی، اجتماعی است. روشن است که توسعه و رونق اقتصادی وابسته به نیروی جوان و کارآمد است.با کاهش و رشد منفی جمعیت، جمعیت جامعه پیر میشود و از نشاط و سر زندگی لازم برخوردار نخواهد بود؛ زیرا جوانان مایه پویایی و سر زندگی جوامع هستند و غالب نوآوریها، خلاقیتها و نیز جهشهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی توسط نیروهای جوان به منصه ظهور میرسد. در جامعه با جمعیت پیر، دولتها و صاحبان سرمایه، احساس خطر میکنند.اساساً ناامیدی بر جامعه سایه میافکند و جامعه به سمت محو شدن کامل حرکت میکند.
ژاک شیراک، نخست وزیر وقت فرانسه، درباره کشورهای مدرن اروپایی پیش بینی کرد: «اروپا در حال محو شدن است. به زودی کشورهای ما خالی میشوند. به همین دلیل بعضی کشورهای بزرگ، از جمله کانادا به طور جدی روی برنامه مهاجرتپذیری، سرمایهگذاری کردهاند. در حال حاضر، ایالت کبک در کانادا حمایت از زادآوری را شروع کرده است. در این ایالت برای نوزادان جدید 7500 دلار نقد در نظر گرفته شده است.48
3- آسیبهای اخلاقی و تربیتی
یکی از پیامدهای منفی کاهش و نیز کنترل جمعیت، آسیبهای اخلاقی و تربیتی است. جان

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره آیات و روایات، علامه طباطبایی، کنترل موالید، منابع غذایی Next Entries دانلود پایان نامه درباره سن ازدواج، آیات و روایات، تغییرات جمعیت، دولت اسلامی