دانلود پایان نامه درباره رسول اکرم (ص)، نماز جمعه

دانلود پایان نامه ارشد

الهام به فجور و تقوا در انسان امري فطري است و با عقل عملي تفاوت چنداني ندارد بنابراين شگفت انگيز نيست اگر مي بينم اين اندازه بر استفاده از آن اصرار مي گردد و تا زماني که اميد به تأثير آن از بين نرفته است قطع نمي گردد”2
در موعظه دو نکته قابل توجه است: اول آنکه محتواي سخن واعظ آگاهي بخش و بيدار کننده باشد و ديگر اينکه کلامش را با خلوص نيّت بيان نمايد. مستمع نيز بايد واجد شرايط لازم از جمله حسن استماع و ايمان به خدا باشد، تا وعظ در او اثر کامل بگذارد در غير اين صورت اثر وعظ نسبي و يا بي اثر خواهد بود.3
ممکن است فردي از تعليم شخصي بي نياز باشد، امّا از موعظه بي نياز نيست؛ زيرا دانستن يک موضوع و متذکر شدن و تحت تأثير کلام يک واعظ دانا قرار گرفتن، مطلب ديگري است. حضرت علي (ع) به يکي از اصحاب فرمودند: “عِظني!” (مرا موعظه کن) و فرمودند: در شنيدن اثري هست که در دانستن نيست. موعظه به دل نرمي و رقّت مي بخشد، قساوت را از دل مي برد، خشم و شهوت را فرو مي نشاند، هواي نفساني را تسکين مي دهد و صفا و جلا را به قلب هديه
مي کند؛ بنابراين هيچ فردي و هيچ جامعه اي وجود ندارد که احتياج به موعظه نداشته باشد.4
در خصوص وعظ و اندرز لازم نيست که واعظ مرتبه و مقامي بالاتر از شنونده داشته باشد. يحيي پيامبر (ع) از يک گناهکار محکوم به سنگسار، مطالبه موعظه کرد؛ جوان گناهکار گفت: “لاتَخليَّنَ بَينَ نَفسِکَ وَ هَواها فَتَروَي”.5
دقيق تر بايد گفت که تنها راه ارشاد، موعظه کردن است. زيرا علاوه بر کاربرد استدلال و برهان در مقام وعظ، آنچه در هدايت انسان نقش اصلي را ايفا مي کند، افعال قلبي و تأثير بر مرکز احساس و ادراک است که باعث ايجاد نرمش و حالت تسليم و اطاعت در عمل را به وجود ميآورد.6
خداوند متعال در قرآن کريم، مکرّر مردم را موعظه نموده، و به دادگري، احسان و بذل و عطا به خويشاوندن امر مي کند و از گناه، ظلم و منکرات نهي مي نمايد. همچنين خداوند در قرآن از خود به عنوان “واعظ” ياد کرده است: “قُل انَّما اَعِظُکُم بِواحِدَة”7، يا آنجا که مي فرمايد: “يَعِظُکُم لَعَلَّکُم تَذَکَّرُون”8.
قرآن کريم از موعظه، براي تربيت، زياد استفاده کرده است. لقمان حکيم براي تربيت فرزندنش او را موعظه مي کند ومي گويد: “يا بُنَيَّ لاتُشرِک بِاللهِ اِنَّ الشِرکَ لَظُلمٌ عَظِيم”9 طريقه و شيوة موعظه کردن هم در اسلام بيان گرديده است. وقتي موسي و هارون براي ارشاد و هدايت فرعون مأمور شدند به آنان گفته شد که : “فَقُولا لَهُ قَولاً لَيِّناً لََعَلَّهُ يَتَذَکَّرُ اَويَخشي”10يعني وقتي با فرعون روبه رو شُديد با او به نرمي سخن بگوييد تا شايد متذکّر شود و از عاقبت کار بترسد.11
موعظة حقيقي که واقعاً در دل اثر بگذارد جز به وسيله دين ممکن نيست و مواعظ ديني است که مي تواند به دل ها خشوع و تواضع بدهد و بر روي آنها تأثير گذار باشد، البته موعظه بايد از زبان دين بيان شود و خودِ واعظ نيز از کلام خود متأثر باشد و از اعماق دل موعظه نمايد.12
فراگيري شيو? وعظ و خطابه در آيين اسلام، نخست از قرآن اخذ شده است. البته موعظه
با خطابه فرق دارد، خطابه صنعت است و ويژگي فني و هنري دارد و هدف از آن تحريک عواطف
و احساسات است؛ اما موعظه فقط به منظور تسکين هواهاي نفساني و شهوات است و بيشتر
جنبه پند دادن و منع کردن دارد. اگر هدف خطابه را صرفاً اقناع شنوندگان بدانيم وعظ و
موعظه قسمتي از خطابه است. حال موعظه به امري گفته مي شود که کلمات و جمله هايي القا شود به منظور منع مردم از هواپرستي، شهوت پرستي، رياکاري، تذکّر مرگ و قيامت و نتايج
اعمال در دنيا و آخرت است و يادآوري قلب نسبت به خوبي ها در کارهايي که موجب نرمي قلب مي گردد.13
خداوند متعال طي آيه شريفه: “اُدعُ الي سَبيلِ رَبِّکَ بِالحِکمَةِ و المُوعِظَةِِ الحَسَنَة”14 چگونگي دعوت و تبليغ جوامع بشري به آخرين رسالت الهي را بيان مي دارد. همانطور که در دين اسلام اصول و فروع دين، در چهارچوب معيّني از جانب خداوند مشخص گرديده، کيفيت و چگونگي تبليغ در اسلام نيز برنامه خاص و هدفمندي دارد و بايد در کادر مشخصي صورت پذيرد.15
به دستور ذات اقدس الهي، رسول اکرم (ص) موظّف بود دعوت خود را برسه اصل اساسي استوار سازد و مردم را از اين سه راه، به دين اسلام فرا خواند: 1- سخنان حکيمانه و منطق مستدل. 2- مواعظ حسنه و اندرزهاي سودمند و مفيد. 3- از راه مناظره و مجادله اي که منزّه از خصومت باشد16.

موعظه در انقلاب افکار و دگرگون ساختن انديشه هاي مردم آن قدر تأثير گذار است که خداوند رحمان آن را يکي از راه هاي دعوت رسول گرامي (ص) قرار داده و در کنار سخنان حکيمانه از آن ياد کرده است. راهي که خداوند براي آن حضرت در ابلاغ دين حق و دعوت به راه پروردگار تعيين نموده است مواعظ حسنه است. يعني موعظه اي که از هر لحاظ خوب و از هر عيب و نقصي به دور باشد. چنين موعظه اي است که مردم را به راه حق سوق مي دهد، آنان را از انسانيّت برخوردار مي سازد و هدايت مي نمايد17.
با علني شدن دعوت پيامبر (ص) مساله آموزش و تربيت شکل تازه اي به خود گرفت و هماهنگ با آن گرديد.استفاده آن حضرت از فن خطابه، موعظه و سخنوري از آن جمله است. موعظه و خطابه عنصري است که در دوره دعوت مخفيانه نشان چنداني از آن وجود ندارد؛ ولي پس از نزول آيه “وَ أنذِرعَشيرَتَکَ الاَقرَبين”18پيغمبر(ص) اولين دعوت علني و عمومي را در جمع 50 نفر از خويشاوندان خود آغاز کرد و در نخستين خطابه آن حضرت که در بالاترين حد فصاحت و بلاغت سخنوري بود، چنين فرمود: “بي گمان پيشاهنگ قوم به مردم خود دروغ نمي گويد، به خدايي که جز او خدايي نيست من فرستاده خداوند به سوي شما و جهانيانم، سوگند به پروردگار همان قِسم که به خواب مي رويد، و مي ميريد، و همانگونه که از خواب بر مي خيزيد، برانگيخته مي شويد و بر طبق اعمال خود مجازات مي گرديد”19
پيامبر(ص) در دومين دعوت آشکار و عمومي که از محدوده افراد خاندان بني هاشم گسترده تر شده بود و افراد بيشتري را در برگرفت، مجدداً از همين عناصر فن خطابه و موعظه استفاده نمود و تلاش کرد تا از اين راه آنان را به تعليمات و حقانيّت رسالت خويش فراخواند. پيامبراکرم (ص) روزي در کنار کوه صفا بالاي صخره اي ايستاد و با صداي رسا و بلندِ “يا صباحاه” که شعاري هشدار دهنده در بين اعراب بود، به مردماني که در اطراف او جمع شده بودند چنين فرمود: “مثل من در ميان شما همانند ديده باني است که دشمن را از نقطه اي دور مي بيند
و احساس خطر مي کند، او با مسؤليت به ‌سوي ‌قوم ‌‌خود ‌حرکت مي کند تا آنان را از خطر قر‌يب
الوقوع هشدار دهد و با فرياد “يا صباحاه” آنان را متوجه خطير بودن و نصيحت بنمايد”20.
از اين زمان بود که پيامبر(ص) خطابه هاي بسيار رسا و غرّايي را در جمع افراد قبيله قريش و مردم مکّه بيان مي فرمود و پس از هجرت از مکه به مدينه، خصوصاً با برگزاري نماز جمعه و وجوب قرائت دو خطبه در اين فريضه عبادي – سياسي در ابعادي وسيع تر به مسأله وعظ و خطابه روي آورد. مواعظ آن حضرت طيف گسترده اي را در برگرفت که بيشتر آنها حول محورهايي همچون يکتاپرستي، نفي شرک، اشاعه تقوا، برادري و برابري مسلمانان و استحکام نظام دين دور مي زد.
پيامبر(ص) مواعظ خود را در قالب الفاظي ساده و همراه با دلائل محکم و قانع کننده بيان مي کرده است. در مواعظ آن حضرت کمترين نشاني از تکلّف وجود نداشت و با بکار بردن لغات و الفاظ آراسته و زيبا بيشترين تأثير را برشنونده مي گذاشت. به طوريکه زيبايي کلام و قدرت بيان آن حضرت را همه سخنوران نامدار پذيرفته و تأييد کرده اند.
رسول اکرم (ص) براي آن که اثر شايسته در مردم بگذارد و تعاليم الهي را بهتر و موثرتر به آنان تعليم دهد و زودتر موجبات سعادتشان فراهم گردد، نکات لازم را در مواعظ خود رعايت
مي کرد و هماهنگي را بين مطالب مورد بحث، با مقدار صدا، حرکات دست و بدن و چگونگي قيافه رعايت مي نمود.21
پيشواي بزرگ اسلام بسيار خوش رو و متبسّم بود، ولي وقتي که به موعظه خلق مي ايستاد و خطابه هاي غرّايي ايراد مي فرمود چشمانش سرخ مي شد و صدايش بلند مي گرديد، گويي به جنگاوران هشدار مي دهد و يا بيم دهنده سپاه است و به آنان اعلام خطر مي نمايد.22
پيامبر (ص) در مکان هاي مختلف به موعظه مردم مي پرداخت از آن جمله آن حضرت بر ستوني که از تنه درخت بود و در کنار محراب قرار داشت تکيه مي داد و به وعظ مي پرداخت و آن روز که منبري براي پيامبر برآوردند حضرت بالاي منبر رفتند، ناگهان از آن ستون ناله بر آمد و تا
زماني که پيامبر (ص) خطبه مي کردند آن ستون مانند طفلي که از مادر جدا شود مي ناليد، تا اينکه پيامبر(ص) از منبر فرود آمد آن ستون را در آغوش گرفت آنگاه چوب از ناليدن بايستاد و به اين دليل آن ستون را حنّانه ناميدند.23
يکي ديگر از مکان هاي مشهوري که پيامبر (ص) درآنجا به نصيحت مردم و موعظه پرداختند و در اصل مجلس رسول اکرم (ص) براي معرّفي علي (ع) به عنوان ولي، وصي و جانشين آن حضرت برگزار شد، غديرخم بود؛ نظر به اين که رسول گرامي (ص) مي خواستند با جمعيت زيادي صحبت کنند و فرمان خدا را در امر ولايت علي (ع) به آنان ابلاغ نمايند و موعظه فرمايند، محل سخنراني را در کنار غدير تعيين نموده تا مردم در مضيقه آب قرار نگيرند.24و چون مي بايست صداي رسول اکرم (ص) به همه حاضران در آن مکان برسد با جهاز شتران منبري براي حضرت تشکيل دادند، پيامبر (ص) روي آن رفتند و به خطابه، موعظه و ابلاغ فرمان خدا در امر ولايت پرداختند.
رسول اکرم (ص) مواعظ بسيار داردند که محدثين در کتب اخبار آنها را جمع آوري نموده و در دسترس خوانندگان قرار داده اند؛ ازآن جمله اَنَس مي گويد: “روزي رسول گرامي (ص) در حالي که بر شتر سوار بود، خطبه اي خواند و فرمود: مردم ! گويي مرگ در دنيا براي غير ما مقدّر گرديده است و گويي حق در دنيا بر غير ما واجب شده است و گويي جنازه اي که تشييع مي شود، مسافري است که عن قريب به سوي ما بر مي گردد”.25
رسول گرامي (ص) واعظ و راهنمايي است که خداوند او را برگزيده، و واجد تمام شرايط است؛ هر چند موعظه آن حضرت براي عناصر لجوج و معاند بي اثر بود، ولي آن حضرت با سعي و کوشش و تحمل صدمات و رنج ها کار وعظ و تبليغ خود را ادامه داد و بر اساس اين آيه شريفه “قُل اِنَّما اَعِظُکُم بِواحِدَهٍ اَن تَقُومُوا لِلّهِ مَثني وَ فُرادي”26 که از اصيل ترين مواعظ قرآن و ريشه هر پند واندرزي است. توحيد را به جاي شرک، عدل را به جاي ظلم، دگر دوستي را به جاي خداپرستي و انصاف را به جاي تعدّي، ايثار را به جاي امساک، عزت را بجاي ذلّت و…. به وجود آورد.
بايد دانست مواعظ پيامبر اکرم(ص) و استفاده از فن خطابه به منظور يک ابزار تربيتي تأثيرگذار، پس از آن حضرت نيز دنبال شد و درمدت زمان کوتاهي به اوج خود رسيد. خطبه هاي معروف حضرت فاطمه(س) در مسجد مدينه و خطبه ها و مواعظ حضرت علي (ع) و ديگر ائمه طاهرين که با بيانات مختلف به موعظه و نصيحت مردم پرداخته اند، نشان از ادامه راه آن حضرت در به کار بردن مواعظ حسنه براي ارشاد و تبليغ دارد و از لحاظ ويژگي هاي خطابي شباهت بسيار نزديکي به يکديگر دارند.
بنابر آنچه گذشت، در ميان راه هاي ارشاد و هدايت، آنچه که سودمند تر و از جنبه علمي غني تر بوده، تنها موعظه است و امير المومنين(ع) در اين جايگاه مقامي شامخ و بلند را داراست، مواعظ بليغ آن حضرت که بيشتر جنبة ارشادي و سازندگي دارد، از اعماق روح بلند و پرعظمتشان نشأت گرفته است و خطبه هاي ايشان تحول شگرفي در فن خطابه به وجود آورده و مواعظ آن حضرت نيز جلوه اي خاص و درخشان دارد.
حضرت علي (ع) موعظه هاي بسياري بيان فرموده اند که برخي از آنها مفصّل و مشروح و بعضي مختصر و کوتاه است، چه آن مواعظي که بر بالاي منبر در گرماگرم جنگ يا در نامه ها و مکاتبات و رويدادهاي سياسي فرموده اند و چه آن سخنان پند آميزي که در جلسات معمولي، و چه وصايا و سفارشاتي که در بستر شهاد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره آداب و رسوم، قبض و بسط، ضرب المثل Next Entries دانلود پایان نامه درباره نهج البلاغه، حضرت محمد (ص)، امام سجاد (ع)