دانلود پایان نامه درباره دین زرتشتی، اندیشه مزدیسنا، ادبیات اندرزی، اندرزنامه

دانلود پایان نامه ارشد

امروز نکنیم فردا بکنیم. و چیز مینو را همیشه آنگونه در اندیشه و کوشش داشته باشیم که گویی فقط امروز زندهایم و پس اگر امروز نکنم آنگاه پس از این نتوان کردن. ایشان نیز اینگونه گفتند که نسبت به خیر گیتی دلگرم و حریص نباشید زیرا خیر گیتی برای کسی کاملتر نمیشود و لحظه به لحظه و هر روز از دست میرود و در نتیجه همۀ خیر گیتی از او دور شود و پناه تنها به روان باشد.119
در آموزههای مزدیسنی گیتی گذرا است و چون گذرا است، نباید بدان دل بست؛ زیرا آنچه نپاید، دلبستگی را نشاید. اما علت اینکه مردم گذاریی گیتی را فراموش میکنند، آن است که این مردمان فریب دیو آز و عدم ناخرسندی را میخورند120 و همین امر موجب فراموشی آنها از گذاریی گیتی است.
2.1. دلگرمی به مینو
بهدین زرتشتی در اندیشه مزدیسنان کسی است که همواره در حال نبرد با دروج است. نبردی که او سرداری آن را بر عهده دارد از این رو او در هر کاری به مینو نظر دارد و سعی میکند تا منافع مینوی را جلب نماید و این، جز با ایمان و امید میسر نخواهد بود، به همین سبب هر آنچه غیر از این باشد موجب رنج و عذاب او خواهد بود.
gUfT EsTEd kU mENog-warrawICNih mard bAsTAN mENogaN Ud gETigaN i w?h rAy ]m?NEd[ Ud az aN? M?NICN raNzag Ud gURsag bawEd, daxCag i mENog-warrawICNih.
گفته شده است که دلگرمی به مینوان برای انسان مینوگرا همیشه بهتر است و [چنین شخصی] از غیر این در رنج است و این نشانۀ مینوگرایی است.121
3.1. تلاش برای مینو
برای از بین بردن اهریمنان میباید کرفه کرد تا دروج از بین برده شود. کرفه رابطهای دو سویه با جهان مینوی و انسان دارد. انسان کرفه را انجام میدهد تا خیر را برای عالم به ارمغان آورد و از سوی دیگر همین کرفه است که در جهان دیگر به فریاد او خواهد رسید:
pad hambār kardan ī kirbag tuxšāg bāš kū+t pad mēnōgān ō frayād rasēd.
به انبار کردن کار نیک کوشا باش، تا در جهان مینوی به فریادت برسد.122
4.1. دلیل مینو گروشی
برای یک زرتشتی همه چیز در دنیا خلاصه نمیشود و او تمام آرزوهای خود را در مفهومی به نام مینو میبیند. چنین شخصی باید هموراه در خاطر داشته باشد، آنچه برایش پیش می آید از کجاست؟ و آیا او را آغازی بوده؟ و چه زمان پای در این گیتی گذارده؟ در این گیتی باید چه کند؟ و کی از این گیتی رخت بَرخواهد بست؟ و رهسپار کدامین دیار خواهد شد؟ متون اندرزی خود به این پرسشها پاسخ میدهد که هرکس بیگمان باید بداند که از جهان مینوی است، همیشه در گیتی نبوده، آفریدهای بیش نیست و متعلق به اورمزد است و اهریمنی نیست. از ایزدان است و نه دیوان، به نیکان پیوسته و از بدان دور گشته.123
هم آتورباد را گویند که گفت هرکس باید بداند که به کجا آمدهام و چرا اینجا آمدهام و باز به کجا شوم و بهر خویش میدانم که از اهرمزد خدا آمدهام و برای ناکار کردن دروج به این جهان آمدهام و باز به سوی اهرمزد شوم.124
چنین شخصی هیچگاه نباید نسبت به گیتی مغرور شود، زیرا هزار خیر گیتی به اندازه یک خیر مینو ارزش ندارد.
gUfT EsTEd kU Ewag N? aNdak Ud 1000 N? was. Ewag xir i mENog Ud 1000 hAN i gETig. gUfT EsTEd kU pad gETig rAyENICNih NiraNg 1000 N? cIC. Ud pad mENog rAyENICNih NiraNg Ewag cIC hAN.
گفته است که یکی اندک نیست و هزار بسیار] نیست[ یکی خیر مینو و هزار خیر گیتی ] است]. گفته شده است که برای سامان دهی گیتی، هزار نیرنگ چیزی نیست، و برای سامان دهی مینو یک نیرنگ همه چیز است. 125
5.1. ابزارهای مینو و گیتی
گیتی عرصۀ نبرد میان مینویان و اهریمنان است. به تعبیر دیگر، گیتی منطقه ثقلی در جغرافیای هستی و نبرد میان نیروهای اهورایی و اهریمنی است. از این رو هرکدام از اهریمنان و ایزدان تلاش میکنند تا از این میدان پیروزمندانه بیرون آیند اما سرنوشت نهایی تنها پیروزی اهوراییان را به همراه خواهد داشت. در این اندیشه انسان مهمترین نقش را دارد او میتواند باعث از بین بردن اهریمن شود و میتواند اهریمنان را قویتر نماید. از این رو برای چنین انسانی، باید دست به ترسیم منشی برای زندگی زد و ابزارهای زندگی را در اختیارش نهاد. ابزارهایی که ممکن است مینویانه باشند یا گیتویانه.
gETig pad EN 6 cIC rAyENIHEd, pad zamAN Ud dahICN Ud dANICN Ud HaYYAr Ud abzAr Ud TUxCAgih. Ud daNAg wIzirENid kU az EN 6] ,[ 3 mENogig Ud 3 gETigig. zamAN Ud dahICN Ud dANICN mENogig, Ud hayyAR Ud abzAr Ud TuxCAgih gETigig.
گیتی با شش چیز اداره شود؛ با زمان و دهش و دانش و یاری و ابزار و کوشایی و دانا داوری میکند (= حکم دادن) که از [میان] این شش [چیز] سه تا مینویاند و سه تا گیتوی. زمان و دهش و دانش مینویاند و یاری و ابزار و کوشایی گیتوی هستند126.
به دلیل اهمیت مینو بر گیتی، شاخصههای مینوی نیز بر شاخصههای گیتوی برتری دارند. در اندرزنامهها موارد بسیاری یافت میشود که واژه “برای روان” استفاده شده است که نشان از برتری شاخصههای مینوی است. پس یک زرتشتی باید در حفظ و سلامت قوای مینوی تلاش نموده و آنان را از اهریمنان دور بدارد. روان یکی از همین شاخصههاست که باید در حفظ سلامت آن نهایت تلاش را نمود و آن را از اهریمنان دور داشت. این سلامت زمانی محقق میشود که به دستورات دینی عمل گردد.
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU mard hAN farrOx-Tar k? caNd CAyEd dUCaxw pad gETig b? barEd Ud mard aw? rUwAN N? spozEd. U-CaN pad gETig]dUCaxw[ bUrdaN Ed gUfT kU aNdar GEhAN arg Ud raNz i mad Ud N? wIzirEd b? ka oh kUNIhEd Ud mardOm pad cAr kAmagihA aw?C N? CawENd jUd az frEzbAN, pad kAm i xwEC kAmagihA Ul o griw padirEd Ud TUxCAgihA kUNEd. U-CAN aw? Arg Ud raNz rAy gUfT kU EN-?z bawEd hayyArih Ud payagih Ud NaNxwarih Ud AhaNgar Ud baNd-kAr Ud GAzarih Ud posTkArih Ud abArigkAr i kArogihA Ud rimaN gyAg i mardOmAN kardaN pad bAr bawEd.
ایشان نیز اینگونه گفتهاند که مردی خوشبخت [فرخ] است که تا آنجا که میتواند به یاری گیتی دوزخ را [از بین] ببرد و روان را رها نسازد. ایشان به کمک گیتی از بین بردن[دوزخ] را چنین گفتهاند که اندر جهان وظیفه و رنجی [را] که میرسد به وسیله انجام آن، آن را رها نگذارد و مردمی که نه با اختیار و بلکه با اجبار پیش او میآیند را با اختیار بپذیرد و [برای کارشان] کوشایی کند. ایشان وظیفه و رنج او را چنین گفتهاند که یاری، خبر رسانی، خدمت رسانی، آهنگری، زندانبانی، گازری، دباغی، و دیگر کارهایی که هست خدمتی انجام دادن و پاک نمودن جای ها که خدمتی به مردم است.127
6.1. راه حلی برای زندگی در گیتی و در عین حال مینوی بودن
گیتی به نوعی مرتبه نازلۀ مینو است و همانطور که گفته شد گیتی از مینو پدید آمده است. اما یک پرسش پیش میآید و آن اینکه چگونه میتوان در گیتی زندگی نمود اما مینوی بود؟ دین زرتشتی برخلاف ادیان و فرقههایی که خواهان دل بریدن از گیتیاند، گیتی را زمینه و بستری برای رشد مینوی میداند، اما به پیروان خود دستور میدهد که همواره مینو را به عنوان نقطه آمال خود انتخاب کنند.128مینو دوست باید مزد خود را از مینویان بخواهد و نه از گیتی.129 در جای دیگری چگونگی این کار توضیح داده شده است که:
gUfT EsTEd kU harw kas hAN wENEd i oh NIg?rEd Ud hAN aCNawEd i o NIyoCEd Ud hAN wINd?d i oh xwAhEd. hAN mENog NIg?rICN ka-C GETig-kArih aNdar dasT b? gYAg Ewag-E ENyA-C mENog abE-kAr.
گفته شده است که هر آن کس آن چیزی را نگاه میکند که میبیند، آنی را میشنود که گوش میکند و آنی را مییابد که میخواهد. آنکه مینو را نگاه میکند حتی زمانی هم که به گیتی نگاه دارد بازهم در حال نگاه به مینو است.130
7.1 میزبانی
 یکی از بحثهای بسیار مهم و حیاتی در موضوع مینو و گیتی مسئلهای به نام میزبانی است. میزبانی یعنی بهدین زرتشتی تلاش کند تا عالیترین وجودهای مینوی را که همان ایزدان باشند، در درون خود میهمان سازد. فهم مسئله میزبانی که البته نام علمی و مشخصی به آن اطلاق نشده131 تا حدود بسیار زیادی به مسائل عرفانی این دین نظر دارد. عرفانی که در ضمن خود در بردارنده مسائل اخلاقی است و از رهیافت همین مسائل است که شخص را قادر به درکی عرفانی میگردد.
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU CNAyICN i TaN i w?haN rAmICN Ud NIyAyICN i yazdaN. mardOmAN abER TUxCAg bawICN kU TA Edar-?z abEzag b? BawEm c? ka amah pad gETig EdoN b? bAwEm kU yazdAN abar TaN i amAh o gETig AyENd pas TaN-?z i amAh rAmICN bawEd.
ایشان نیز اینگونه داشتند که خشنودی تن نیکان رامش و نیایش یزدان است. مردمان هشیارتر [میگویند] در اینجا پاک باشیم چرا که اگر ما در گیتی چنین باشیم ایزدان به تن گیتی ما داخل شوند در نتیجه تن ما رامش یابد.132
در متنی دیگر چنین گفته شده است که:
U-CAN EN-?z a’oN dACT kU mardOmAN hUCyAr bawICN kU TA-CAN bEC abar pAd?xCay N? bawEd c? k? bEC pad TaN pad?xCAy bawEd Eg akomaN aNdar o TaN NiCiNEd Ud c?’oN akomaN aNdar o TaN NICiNEd Eg wahmaN az TaN b? CawEd Ud c?’oN wahmaN az TaN b? CawEd Eg harw cIC pad akomaN wENEd Ud akomaN harw cIC hAN i waTTar NImAyEd. Ud k? akomaN parwANag Eg-?C rAh o dUCaxw CawEd.
ایشان نیز اینگونه گفتند که در نجات مردم هوشیار [تلاش میکنند] تا غم بر ایشان پادشاه (حکمفرما) نگردد؛ چرا [که آن زمان] که اندوه بر تن پادشاه شود، اکومن بر تن نشیند و چون اکومن اندر تن نشیند، آنگاه وهومن از تن برود و چون وهومن از تن برود پس [انسان] هرچیزی را با اکومن بیند و اکومن همه چیزها را بدتر نمایاند و کسی را که اکومن پیشوا باشد پس راه به دوزخ برد.133
در چنین شرایطی چنانچه انسانی خود را به ایزدان بسپارد، او نیکیهای ایزدانی را که بیپایان و سراسر سودند دریافت خواهد کرد. این بیان شاید در بدو امر و برای انسان امروزی، سخنی عامیانه به نظر برسد؛ اما گوینده این سخنان هر کسی که باشد؛ با این زبان تلاش داشته که به انسان معاصر خویش یادآوری نماید که انسان جنبۀ الهی دارد و او میتواند واجد ویژگیها و نمونهای از یک ایزد به شمار آید. در نقطۀ مقابل هم، کسی که خود را به دیوان و موجودات شرور دهد، هرچه را بدی است در خود میهمان خواهد نمود که موجبات گریز نیکی از او را فراهم خواهد آورد.134 خلاصه آن که یک بهدین برای آن که طعم نجات را بچشد، میبایست از تن خود دژی برای ایزدان بسازد که نتیجه این کار نجات روان است. اما باید توجه داشت که هیچگاه نباید از چنین چیزی جبر را برداشت نمود؛ زیرا حضور مینوان در شخص آدمی نه علت که معلول یا شاید نشانهای از مرتبه اخلاقی و یا دینی آدمی است.135
gUfT EsTEd kU (sPAsdArih Ud) pAsdArih Ed bawEd k? EN TaN dIz mANAg b? kUNEd, U-C pAs abar frAz kUNEd, U-C yazd aNdar dArEd Ud dEw aNdar aw?C N? hIlId. k? mardOmih asT EG-?C az pas i aw? abAyEd BudaN k?-C bozICN i rUwAN NIMAYEd.
گفته شده است که سپاسداری و پاسداری آن باشد که این تن را همانند کوشکی ساخته و از آن نگهبانی کند و ایزد [را] در آن دارد و دیوان را درون آن راه ندهد. که مردمی است از پس آن باید بود که نجات روان نماید.136
2. تن و روان
پس از مفهوم مینو و گیتی مفهوم دوگانۀ تن و روان یکی از اساسیترین مفاهیم به حساب میآیند. واژه روان در اوستایی به صورت (URVAN) و در پهلوی به صورت(rUwAN) آمده است. روان یکی از کلماتی است که بیشترین نقش را در ادبیات اندرزی ایفا مینماید. این کلمه در دینکرد ششم 75 بار، در اندرز بزرگمهر 17 بار، مینوی خرد 30 بار، اندرز پوریوتکیشان 6 بار تکرار شده است.137
متون زرتشتی به شرحی از اجزای آدمی پرداختهاند.138 بنابر اوستا روح آدمی از پنج بخش اهو (جان) دئنا (وجدان) بئوذه (نیروی ادراک) روان و فروشی ترکیب یافته است.139
در گزیدههای زادسپرم انسان، مرکب از نیروهای تنی، جانی، دانشی و روانی معرفی شده است. زادسپرم روان را به سه بخش تقسیم میکند: روان اندر تن، روان بیرون از تن – که به آن،

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره دین زرتشتی، مینوی خرد Next Entries دانلود پایان نامه درباره نظام اخلاقی، قانون علیت، دین زرتشتی